نظــر

دوستی های دیموکراتیک یا مبتنی بر ارزش های مقطعی شخصی

ابوالیاس جهادوال

در طول دو دهه اشغال افغانستان توسط جهان کفری به سرکرده گی امریکا در کنار سایر ناملامتی ها، شاهد برخی دوستی ها و دشمنی های مقطعی ديموکراتيک نیز بودیم که بر مبنای آن برخی از همکاران داخلی استعمار گاهی با هم سوئی منافع شخصی شان دوست و با تقابل این منافع دشمن یکدیگر می شدند.

محمد اشرف غنی رئیس پیشین اداره کابل، در زمان کاندیداتوری دور نخست انتخابات ریاست جمهوری، بر خلاف توقع با چرخ یکصد و هشتاد درجه یی عبدالرشید دوستم را که زمانی وی را ناقض حقوق بشری میدانست، معاون نخست خود تعیین نموده و او را قهرنان جنگ و صلح خطابمی کرد، اما این دوستی متکی بر منافع کوتاهمدت شخصی به زودی از هم پاشید و این قهرمان جنگ و صلح بار دیگر به ناقض حقوق بشری و متجاوز مبدل شد.

وی همچنان در زمان انتخابات دور دویم ریاست جمهوری، امرالله صالح را که از نگاه تفکر سیاسی تفاوت های زیادی باهم داشتند، معان نخست خود تعیین کردو روابط آنها تا حدی باهم نزدیک بود که حتی دربیشتر موارد سخنرانیهای این دو مقام عالیرتبه با توصيف و تعریف یکدیگر آغاز می شدوبرخیها فکر میکردند کهاین روابط خلل ناپذیر آنها تا پايان زندهگی پایدار خواهد بود.

اما با توجه به مستند « ۷۲ساعت پسین جمهوریت؛ روایتی از رویداد‌های سه روز آخر در ارگ » که در این آواخر توسط وحید عمر رئیس اداره روابط ستراتيژیک و آگاهی عامه اداره امور رياست جمهوری تهیه شده است، این دوستی بسته شده با تار خام نیز از هم باشیده است. به گفته آقای عمر،امرالله صالح معاون اول اشرف غنی دو روز قبل از سقوط کابل توسط مجاهدین امارت اسلامیبدون در جريان قراردادن دوست نزدیک خود( اشرف غنی)، کابل را ترک و به طرف نامعلومی فرار کرده بود.

علاوه بر این امرالله صالح نیز که همواره محمد اشرف غنی را جناب رئيس صاحب و جناب داکتر صاحب خطاب میکرد، در پيام اخیر خود که در واکنش به گفته های اخیر زلمی خلیل زاد، نماینده پیشین امریکا در امور صلح افغانستان، نشر شده است، رهبر خود راصرفا« اشرف غنی» یاد کرده است.

علاوهبر این در این دوره تاریک تاریخ، شاهد همچو دوستی های دیموکراتیک دیگری نیز بودیم که بر مبنای منفعت های شخصی تأمین و با تقابل این منفعتها از هم گسسته است. زیرا در این گونه دوستی ها نه منافع ملی و نه هم باورهای دینی مطرحه بحث بوده است.

اما شاهد برخی دوستی های مستحکم و ناگسستی نیز هستم که مبناء آن منافع ملی و ارزش های دینی بوده است. در اینجا لازم می دانم تا به یکی از داستان دوستی مستحکم میانبرادر مجاهد شهید عبدالسلام سعادت و امیرالمومنین ملا محمد عمر مجاهداشاره نمایم.

شهید عبدالسلام باشنده ولایت بغلان و از همسنگران نزدیک مرحوم اميرالمؤمین ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله بود. وی زمانی که نیروهای اداره کابل تحت زعامت برهان الدین ربانی با شکستن خط نبرد مجاهدین در ولایت فراه در حال پيشروی به سوی ولایات هلمند و کندهار بودند، شانه با شانه در کنار اميرالمومنین می جنگید. آقای سعادت پس از شکستن تعرض دشمن و فتح ولایتهای فراه، نیمروز و هرات به مرحوم امیرالمومنين پیشنهاد مینماید که باید بعد از این به جای جنگیدن در خط نبرد، به دفترش برگردد و روی مسائل کلان ملی تمرکز کند، در حالیکهمرحوم امیرالمومنین در نخست حاضر به این کار نمیشود اما با تأکید شهید عبدالسلام و همسنگران دیگرش مجبور به پذیرفتن این پیشنهاد می شود.

وی هنگام برگشت از خط نبرد با نگاه های عميق به سوی همسنگران خود، ماشیندار پيکاه خود را به شهید سعادت تحویل داده و از وی میخواهد که این نشانه رهبر خود را تا دم مرگ با خود نگهدارد.

باید گفت که این دوستی تا حدی ناگسستنی بود که قبل از اشغالکابل بهدست نیروهای ائتلاف خارجی و همکاران افغان آنها در حالیکه برخی از همسنگرانش از وی خواست که تسلیم شود و در این مورد پیامهایی نیز از سوی جنگجویان ائتلاف شمال دریافت کرده بود، اما شهید سعادت با رد این خواست می گوید که با اميرالمومنین تعهد کرده است تا آخيرین رمق حیات در کنار همدیگر می باشند. بناءً وی کابل را ترک کرد و تا پايان زندهگی در کنار همسنگران خود در مقابل اشغال رزمید کهبالاخرهسال قبل در نتیجه حمله هوایی اشغالگران با آخيرین آرمان خود، که همانا شهادت بود، رسید.

بناءً گفته می توانیم، دوستی های مبتنی بر ارزش های ملی و دینی، برخلاف دوستی های دیموکراتیکتا حدی مستحکم می ماند که هیچ گونه شرایط توان شکستن آنها را دارد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx