نظــر

تعهد مسلكي در كار رسانه ها

عبدالغفار سربڼ

زه غواړم لاندې لیکنه په دری ژبه ولیکم تر څو خپل مخلصانه پيغام هغو وطنوالو ته ورسوم کوم چې د وروستیو بدلونونو له امله خپله مسلکي ژمنتیا هېره کړې ده یا دا چې ورته په ټيټه سترګه ګوري.

ابلاغ یا پيغام رسول حقیقتا ستر اهمیت لري خو دغه دنده پرته له هوډ او تعهد نه لوړ منفي عواقب له ځان سره راولي.

پيغام و مژده و خبر رساندن اصلا ماموريت بسيار نيكوي بشراست و شرط نخستين براي اجراي ان امانت داري در بردن و اوردن پيغام است. امانت داري اولين تعهد در امر اطلاع رسانيست. اين تعهد چند پهلو دارد تعهد در برابر حادثه تعهد در برابر كسانيكه از حادثه يا نفع يا ضرر ديده اند. تعهد در برابر جامعه و افراد، تعهد در برابر الله كه ازما وعده راست گفتن گرفته است، تعهد در برابر خود خويشتن زيرا اولين خيانت به خويشتن دروغ بستن و بافتن است كه ادم احترام به خويشتن را ميبازد. رشته ها و گره هاي ديگر اخلاقي نيز وجود دارد كه انسان به ان پابند ميباشد بر علاوه منظره اخلاقي يك جانب ديگر نيز در امر رسانه وجود دارد و ان تعهد مسلكي خبر رسان ميباشد.

خيانت به مسلك مذكور ارزش ذاتي انرا صدمه جبران ناپذير ميرساند، براي اينكه خبر و يا پيغامي باور كرده شود خبر نگار بايد از اعتبار و امانتداري اخلاقي و مسلكي دوامدار برخوردار باشد ورنه كار او بيهوده انگاشته ميشود.

الله جل جلاله در سورة حجرات أية ششم ميفرمايد:
يَا اَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا اِنْ جَاءَ كُمْ فَاسِقٌ بِنَبَاٍ فَتَبَيَّنُوا
اَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَي مَا فَعَلْتُمْ
نَادِمِينَ (٦)
اي ان كسانيكه ايمان آورده ايد اگر فاسق يا شرپسندي نزد شما با خبري بيايد، پس راستي خبر را بررسي و تحقيق كنيد تا كه از روي جهل و بيخبري قوم و گروهي را صدمه نرسانيد و انگاه بر كرده خود پشيمان گرديد.

در اين سخن روشن به تعهد و تحقيق تاكيد صورت گرفته است. مثال: هنگام فرار غرب از كشور خبر رساني هاي غربي در افغانستان خبر بيرون كشيدن مردم ناراض از طالبان را از ميدان هوايي كابل تكرارا پخش كردند و بيشتر از صدها هزار افغان به سوي ميدان يورش بردند صدها تن زن و كودك زير پا شدند و جان دادند و وقتي حالت از اداره بيرون شد و جوانان خودرا بالاي بال طياره ها اويزان كردند انگاه گروه مزدور امريكا در ميان مردم دست به انفجار زد و عسكر امريكايي براي پس زدن مردم بيشتر از سيصد مردم بيگناه را با گلوله از پيشرو كشتند. بلي اينست عاقبت خبر رساني دروغين!

اطلاع رساني وجيبه ديني و انساني ميباشد. الله در كتب اسماني پيوسته به خبر كردن بشر پرداخته است تا در بيخبري و ناداني دنيا را ترك نه كند و نيز سنت نبوي از طريق مسجد ومنبر وظيفه ابلاغ و خبر داري را براي مسلمانان اموخته است بناا در پيشبرد اين كار هيچ مانع شرعي وحكمي وجود ندارد فقط اين كار بايد با امانت و راستكاري دور از دروغ وبهتان و عوام فريبي پيش برده شود.

اهميت اين شعبه انقدر است كه در غرب انرا به ظاهر در پهلوي قوه هاي سه گانه مقننه و قضائيه و اجراييه قوه چهارم نظام حاكم ميدانند. و اي كاش اين قوت در خدمت حاكمان زر و قدرت نميبود . در غرب راست گفتن و خبر رساني همه پنهان كده هاي قدرت را مورد بررسي قرار داده نميتواند و درانجا نيز مقامات مقدس و غير قابل دسترس براي رسانه ها وجود دارد. زد وبند هاي مالي و پولي و اسرار مخوف نظامي و استخباراتي و بسياري ديگر به روي رسانه ها براي ابد بسته است. هيچ خبر نگاري از زندگي دروني در كليسا ها و خانه هاي پاپ و اسقف ها خبر گرفته نميتوانند و جز الله از حال انها عوام ليخبرند . ولي الله همانطوريكه وعده داده است پس از هر دهه از جرايم اخلاقي و انساني شان پرده مي بردارد . چنان بود كه يكي از قربانيان آزار جنسي روحانيون كاتوليك به الشاي انها پرداخت پس از مدتي مردم از تجاوز جنسي بر سيصد هزار كودك نيز خبردار شدند.

رسانه ها در غرب مشغول چيست؟
مشغول نگداشتن عوام به كشمكش ها و رسوايي هاي احزاب سياسي ايكه هيچ فرقي باهم ندارند و دايم در خدمت نظام مالي حاكم اند.
مشغول نگهداشتن مردم به بازي هاي سپورتي و سريالها و برنامه هاي كميدي و طنز وتفريحي
بيخبر نگهداشتن عوام از كارنامه هاي پنهاني و حالات دنيا.

رساندن اطلاعات نيمه و نه تمام اطلاعات و مشغول كردن مردم با شايعه و اوازه و اكاذيب .
رواج دادن دروغ زير نام ازادي مطبوعات و ميديا. يعني تهمت بستن به ديگران به بهانه اينكه نظر شخصي محترم است.

غرب در تفتيش و كنترول مردم از طريق ميديا تجربه كافي اندوخته است و كارا ترين افزار غرب استفاده از رسانه هاست هرگاه عوام در گمراهي و بيخبري نگداشته شوند بهتر مديريت و رهبري ميگردند و بيشتر اطاعت ميداشته باشند.
از طريق ميديا غرب توانسته است عوام را براي جنگ ويا صلح و يا خود كشي و خلاصه هرچه ممكن است اماده كند. واين كار فقط وقتي ممكن است كه حقيقت نيمه و يا وارونه وسرچپه به مردم رسانده شود: مثال تجاوز امريكا به افغانستان.

امريكا در افغانستان يك دشمن دارد بنام القاعده ؛ دولت طالبان از رهبر ان گروه حمايت ميكند ؛ به امر رهبر ان بالاي اسمان خراشهاي امريكا حمله شده ؛ امريكا تروريسم و حاميان انرا بايد از بين ببرد ؛ اسناد بعدا ارايه ميشود زيرا به جريان عمليات نظامي ضرر خواهد رسيد اسرار استخباراتي است!

اكثريت به انها باور ميكنند و يا چاره اي جز باور ندارند!
سوال:
اگر هر امريكايي تمام حقيقت را از اغاز خبر ميداشت و ميدانست كه سر رهبر القاعده كه به دروغ دشمن تراشيده شده بود پس از بيست سال سه هزار مليارد دالر قيمت دارد آيا اداره بوش را اجازه ميداد كه بالاي مردم مظلوم افغان كه تازه از شر كشتار روس نجات يافته بود هجوم نظامي كند؟ هرگز ني! پس اينست ماموريت ميديا در غرب! اگر ادم به ميدياي مخالفان سيستم ليبرال غربي سر بزند به افشاگري هاي فراوان دسترسي پيدا خواهد كرد!
حال برگرديم به حال زار كشور خود.

طوريكه گفته ميشود در افغانستان پس از هجوم امريكا صد شبكه تلويزيوني و ده ها اخبار و مجله به علاوه فيسبوك و يوتيوب … عملا فعاليت داشت . با يك نظر سرسري چگونگي كار انها را ميتوان تقريبا به طور زير رده بندي كرد.

برنامه هاي اموزش پنج در صد
پخش فرهنگ غربي ده درصد
موزيك وسريالهاي خارجي وتفريحي سپورتي كوميدي پنجاه در صد
ديني وملي چار درصد
كشمكش ها و مباحثات سياسي ميان احزاب هوادار غرب كه زير بيرق ناتو به ديموكراسي سوگند خورده بودند و تبليغات ضد طالبان سي تا چهل در صد را احتوا ميكرد. جايي براي مقصود ديگر نبود اين خط براي رسانه هاي افغاني از جانب حاميان مالي و خارجي شان تعين گرديده بود. پخش اكاذيب ودروغ ضد طالبان ورد زبان هر اشتراك كننده مصاحبه ها و گفتگوهاي سياسي گرديده بود و اگر حتي يك نظر دلسوزانه به نفع طالبان و مردم شنيده ميشد ان كس مسلكي شناخته نميشدو از صحنه خارج ميشد . در روز هاي اخر رژيم عده اي راستگويان دعوت ميشدند و بعد از مشاجره و شناسايي به طور مرموز كشته ميشدند ( مژده و ده ها تن ديگر)

مشاهدات اكثر كسانيكه از كنار مراقب بودند و اكنون نيز ميبينند از اين ميديا چيست؟
گروهي تعليم مسلكي رسانه را حاصل كرده اند
گروهي هم استعداد داشتند ولي در ان اموزش فني نديده اند.

گروه ديگر به فيض چهره دلكش و زبان تيز نيز به رسانه راه يافتند.

درين دوره شايعه و دروغ بافي و تهمت وجنجال هاي سياسي و انتخاباتي و هنري وبي بند وباري هاي اخلاقي رواج وافر يافته بود و اين بد ترين ميراث فرهنگي دوره اشغال است.

گفته ميشد كه اگر كسي بر كسي تهمت بست و دروغ گفت پس انديگر نيز حق دارد كه دروغ را ثبوت كند و تهمت را دفع كند !!؟ آيا اين را از قواعد حقوقي بايد دانست يا انرا بايد به
شعبه اخلاق مربوط دانست؟ جنجال ميان كرزي و عبدالله و سپس دو بار ميان غني و عبدالله و غني دوستم ومحقق وغيره از سريال هاي هندي وتركي و برنامه هاي تفريحي به مراتب جالبتر بود.

فرهنگ تهمت بزن و دروغ بگو و اجازه بده ديگران نيز در حق تو چنين كنند . نام اين تهذيب را همديگر پذيري و پلوراليسم گذاشته بودند و مورد حمايت وسيع غرب قرار گرفته بود.

اي كاش اين ميراث اشغال با ترد نيروهاي اشغالگر گرد وهوا ميشد ولي جنجال همين است كه عوام از شر اين شعبده بازي غرب رهايي ندارد. دست پرورده هاي انها در كانالهاي تلويزيوني از روي عادت به همان دروغبافي و فريبكاري مشغول اند و پيوسته تحليل گران قد و نيم قد و گاوميشي چون جلال را كه عاجز ترين سخنگوي امارت را با بد زباني توهين ميكند دعوت كرده و دروغهايراكه از اموزگاران سي ان ان و بي بي سي … خويش شنيده اند به عنوان سوال مطرح كرده و برنامه را به پايان ميبرند!
همان مسلكي را كه اين اغايان ادعاي اموختن انرا دارند چه گونه بايد فهميد:
اين مسلك شامل شعبه هاي زيرين ميگردد كه دايما از جانب گرداننده گان ميدياي رائج نقض ميگردد؛ يعني اگر در رسانه اين اصول رعايت نگردد حكم ايت بالا كه نقل گرديد بر انها مطابقت پيدا ميكند.

١.گويندگي و خبر خواني.خبر را به حواله خوانده و حق ابراز نظر شخص را ندارد.
٢.خبرنگاري. در نگارش امانت و احتياط ميكند.
٣.مبصر. تبصره مينويسد بدون ارايه نظر شخصي وموقف گيري.
٤.تحليل گر. تحليل ميكند با ارايه سند و حجت و شواهد باز هم بيغرض.
٥.متخصص كه با شواهد و اسناد تاريخي و منطقي حادثه يا رويداد را تشريح ميكند ابراز. نظر شخصي او در تصوير حقيقت تغير نمياورد
٦.گرداننده كه از نام ان هويداست كه فقط سوالات را طرح كرده و از جريان گفتگو حفاظت و نظارت ميكند تا طرفها از قواعد اخلاقي و مسلكي و حقوقي سركشي نكنند در غير جريان را قطع ميكند.
در تمام اين حالات اصل افاقيت و بيغرضي بايد رعايت گردد كه ان خود از امانت سرچشمه ميگيرد
… وغيره
بايد نگاه كرد كه از اقاياني كه يا به ميز گردها دعوت ميكنند و يا انانيكه دعوت ميشوند در كدام يك ازين گروه ها شامل اند. و آيا كفايت و صلاحيت اشتراك را دارند ؟
در ان رسانه هاي كه اشتراك كننده ها همديگر را به بركت دموكراسي و ازادي بيان با مشت و لگد و بوتل اب و بوت وچپلي كوبيدند و دشنام هاي ركيك باهم تبادله كردند آيا ممكن است رعايت مسلكي و اخلاقي را آرزو كرد؟

در عقب هر خبر و گفته و روايت بايد سند و شاهد و حجت نشان داده شود.
اگر ادعا ميشود كه زني را كسي با قمچين زده اين عمل جرمي است مدعي مدعي عليه وشاهد را بايد حاضر كرد ورنه دعوا باطل است.

تبصره كوتاه در مورد مناظره پلان شده طلوع نيوز ميان داكتر نعيم و جلال
تهمت ناحق حتي در همان قانوني كه مورد افتخار اغا جلال حقوقدان است مورد مؤاخذه و جريمه است. اگر تهمت هاي كه بسته و بافته اند به إثبات نرسند جزاي جناب چه خواهد بود هيچ دروغ و تهمتي را با داد و بيداد نميتوان بالاي مردم قبولاند جناب شان داكتري را در حقوق ليبرال غرب در داخل كابل به بركت حاكميت همتباران وحاميان روسي و امريكايي شان كمايي كرده ولي ان سخن گوي متين داكتري را در فقه و حديث اسلامي كه عقيده و ايمان مردمش است با شكم نيمه گرسنه در مهاجرت بدست اورده.

اگر واقعا اقا جلال وجدان بيدار دارد از كرده پشيمان شود و حقيقتا كمر خدمت به مردم بلا ديده بدخشان و شمال ببندد و در پهلوي همرزمان عبدالله نوري بايستد نه در كنار امير رحمانف كمونيست و دست نشانده كرملين.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x