نظــر

معضلۀ فقر و بیکاری در افغانستان و راهکارهای مبارزه با آن

استاد فضل الله نيازي

دین مقدس اسلام مسلمانان را در آیات و احادیثی زیادی به سعی و تلاش، کار، تجارت و کسب مال حلال امر نموده و جامعه را از فقر و تنگدستی بر حذر داشته. پیامبر اسلام علیه السلام فقر را خطرناک ترین دشمن تکامل انسانی و موجب عقب مانده گی فکری و انحطاط عقلی و اخلاقی و زایل کنندۀ سلامت جسمی،  روحی و زمینه‌ ساز سقوط او از مسیر فطری معرفی کرده است و در مورد آن چنین فرموده اند: (کادَ الفَقْرُ انْ یکونَ کُفرا)  ترجمه: نزدیک است که فقر به کفر بانجامد. همچنان او کفر و فقر مالی را همردیف قرار داده و از آن دو به خدا وند متعال پناه می‌برد و می‌گوید: (اللّهمَّ إِنّی اَعُوذُ بِکَ من الکُفْرِ و الْفَقْرِ) ترجمه: یا الله! من از کفر و فقر به تو پناه می‌برم.

باید گفت که فقر و بیکاری از معضلات اجتماعی بوده که انسان‌های قدیم و حالی دچار آن بودند،امروز بروز مشکلات مالي در بسياري از کشورهای پیشرفته و در حال توسعۀ جهان سبب شده تا فقر در اين جوامع افزايش يابد. افغانستان نیز از جمله کشورهای است که از چند دهه با فقر و بیکاری دست و گریبان بوده و در این اواخر با قرنتین‌های متوالی و پی در پی ویرس کرونا و تغییر نظام سیاسی در کشور و با منجمد سازی اموال افغانستان وخروج سازمانها، مؤسسات خارجی و توقف کارهای تعمیراتی و به تعویق افتادن کمک‌های جهانی، این چالش به اوج خود رسید، پس فقر چيست، علل، اسباب، تاثیر و پیامد‌های آن بر جامعه چه بوده و چگونه مي‌توان با آن مبارزه کرد؟

فقر چیست؟
فقر یا تنگدستی، عبارت از حالات و شرایطی است که در آن افراد ضروریات اساسی زندگی را نداشته و برای خرید آنها دچار کمبود درآمد استند و به عبارت دیگر نداشتن مال و دارایی یا درآمد کافی برای رفع نیازهای اساسی فرد است. توضيح معني کلمه فقر نسبتا دشوار است و آن به دليل اين که معني آن بستگي به مکان زندگي، فرهنگ کشور، مردم و عوامل ديگر دارد. بطور مثال اشخاصی که در خانه‌های کوچک در حومه شهرهای بزرگ جهان مانند نيويورک زندگی می‌کنند ممکن است در مقايسه با همسايگان خود فقير باشند، اما در مقايسه با مردم بی بضاعت در محله‌های فقيرنشين کشورهای در حال توسعه، وضعيت مالي آن‌ها زياد بد نیست.

اما علم اقتصاد سعی کرده تا جای ممکن و با یک تقریب مناسب این موضوع را واضح و بیان دارد. مفهوم فقر در میزان دسترسی افراد به منابع مورد نیاز جهت برآوردن نیازهایشان نهفته است. نیازهای انسان در پایین‌ترین سطح ممکن نیاز به خوراک، پوشاک، آب و سرپناهی برای زندگی است. اگر کسی از این منابع محروم شود فقیر (مطلق) نامیده می‌شود و قسم‌ دوم آن فقر (نسبی) است که مفهومی به مراتب عام‌تر دارد. این دسته توانایی برآوردن نیازهای اولیه خود را دارند اما نسبت به سایر افراد توانایی تامین سایر نیازهای خود را به دلیل محدودیت مالی ندارند. مثلا شخصی که برای برآوردن نیازهای معمولی خویش، مانند خرید تیلیفون هوشمند، کمپیوتر، بایسکل و غیره مجبور باشد و بیشتر از حد معمول کار کند، فقیر محسوب می‌شود. به مفهوم ساده این فرد نسبت به افرادی که درآمد آنها برای تامین این نیازها کافی است، فقیر به‌حساب می‌آید.

کلمۀ زير خط فقر:
خط فقر واقعی به اساس رفع نیازهای اساسی تعریف میشود، در این برداشت کسانی زیر ب- خط فقر قرار دارند، که درآمد لازم را برای برآورده شدن نیاز‌های اساسی (خوردن، نوشیدن، پوشیدن، سرپناه و تداوی) شان ندارند.
نیاز‌های اساسی هم از یک انسان تا انسان دیگر فرق میکند، مثلا، یک انسان معلول نسبت به یک انسان سالم برای رفع نیاز‌های اساسی خویش به درآمد بیشتری نیازمند است. و یا هم یک بیمار که به مداوای دراز مدت ضرورت دارد، نسبت به کسانی که صحت مند استند به پول بیشتری برای رفع ضروریات اساسی خویش محتاج است.
در معرفي افراد فقير از واژه زير خط فقر استفاده مي‌شود، بنا به گزارش بانک جهاني افرادی که در افغانستان با درآمد یومیۀ زير (1) دالر زندگي مي‌کنند، فقیر نامیده میشوند، در حالی که این خط در ايالات متحده امریکا (4.91) دالر و در سويس با (10.25) دالر برابر است.

با توجه به خط فقر جامعه افغانی را میشود به چهار کتگوری تقسم کرد:
ـ کسانی که خیلی بلند تر از خط فقر قرار دارند.
ـ کسانی که اندکی بلند تر از خط فقر قرار دارند.
ـ کسانی که در روی خط فقر قرار دارند.
ـ کسانی که در زیر خط فقر قرار دارند.
که در حال حاضر اکثر اشخاص در کشور زیر خط فقر قرار دارند.

اسباب و عوامل فقر در افغانستان:
افغانستان در حال حاضر از جملۀ کشور‌های فقیر جهان بوده که از مدت چند دهه فقر گسترده دامنگیر مردم ان گردیده و این همه را میتوان محصول اسباب و عوامل ذیل دانست:

1- دوری از رهنمود‌های شریعت اسلامی در زنده گی: مسلمانان باید در هنگام فقر، تنگدستی و مشکلات اقتصادی تنها و تنها به الله متعال رجوع نمایند و از او طلب استعانت کنند، چرا که تضرع و نیایش به دربار الله متعال و تمسک به رهنمود‌های شریعت غرای محمدی، باعث میگردد تا الله متعال همه تکالیف، مصایب و مشکلات اقتصادی را از بنده گانش دور سازد . در این مورد باید گفت که توبه و استغفار و هر شب سوره واقعه را خواندن ، فقر و تنگدستی را از بین میبرد، الله متعال در سورۀ نوح در مورد دعا و استغفار چنین میفرماید: ﴿َفقلت اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا، يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا، وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا﴾ (نوح: 10-12). ترجمه: پس گفتم از پروردگار تان آمرزش بخواهید که  او بسیار آمرزنده است- بر شما ازآسمان باران پی در پی میفرستد- و شما را به اموال و پسران یاری میکند و برایتان باغها قرار میدهد و نهر‌ها برای شما پدید میآورد. همچنان  حدیث عبد الله بن مسعود رضی الله عنه بیانگر فضیلت خواندن سورۀ واقعه  است.( روى ابن مسعود رضي الله عنه عن النبي صلَّ الله عليه وسلَّم أنَّه قال: «مَن قرأَ سورةَ الواقِعَةِ في كلِّ ليلةٍ؛ لم تُصِبهُ فاقةٌ أبدًا) ترجمه: ابن مسعود رضی الله عنه از پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم روایت میکند که او چنین فرمودند: کسی که هر شب سورۀ واقعه را تلاوت کند، هیچگاه به فاقه و گرسنگی مبتلا نمی شود.

علماء بیان داشتند که ابن مسعود به دخترانش سفارش میکرد تا هر شب سورۀ واقعه را بخوانند و با تأمل و تدبر در آیات آن فکر نمایند چرا که تلاوت آن از فقر و تنگدستی جلوگیری میکند از اینرو سورۀ واقعه را به سورۀ غنا نامیده اند.

2-عدم توجه به نظام زکات و تقویه روحیه تکافل: زکات عبارت از دونیم  فیصد پولی است که از اموال اغنیا که به نصاب رسیده باشند، از طرف دولت گرفته میشود و به نیازمندان توزیع میگردد. زکات رکن چهارم از پنج رکن اسلام بوده و برای کاهش فقر در طول تاریخ اسلام رولی مهمی را بازی نموده است. تکافل به مفهوم ساده اش این است که نیازهای اساسی فقیران از سوی اقارب ثروتمند شان مرفوع ساخته میشود.

3- اسراف و تبذیر:  از دیدگاه قرآن کریم هر کاری که خارج از مرز اعتدال انجام شود، اسراف و انجام دهنده آن مسرف است. لذا قرآن، فردِ پرخور و آن که طعام اضافه را دور میاندازد وبه فقرا نمی دهد، مسرف مینامد، چرا که از مرز اعتدال خارج شده است.

قرآن به مردم توصیه میکند که:(کلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفِین) ترجمه: بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید چرا که او اسرافکاران را دوست ندارد». یعنی انسان در خوردن و آشامیدن، کیفاً و کمّاً، باید اعتدال را رعایت کند و اگر از مرز اعتدال خارج شد اسرافکار محسوب میشود. ما در اکثر محافلی که در هوتلهای محافل عروسی در افغانستان صورت میگیرد و یا هم اگر به سکان کشور‌های خلیج عربی نظر اندازیم، میبینیم که طعام‌های اضافی را به تن‌ها دور میاندازند و به فقرا نمی دهند که این کار تبذیر بزرگ شمرده میشود.

قرآن مجید در آیات دیگر مسرفان را محکوم کرده است.(ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین‏) ترچمه: بیشک تبذیر کننده گان برادران شیطان اند.

بدون شک اسراف یکى از مذموم‏ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در حدیثى آمده است که پیامبرصلى الله علیه وآله از راهى عبور مى‏کرد یکى از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب را زیاد مى‏ ریخت، پیامبر علیه السلام فرمودند: چرا اسراف مى‏کنى اى سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت على نهر جار-بلی  هرچند در کنار نهر جارى هم باشى.

4- نبود برنامه‌ها برای رشد اقتصاد:  یکی از عوامل اساسی فقر در افغانستان را می‌توان در بی برنامه‌گی دولتمردان یا نبود استراتیژی دقیق و همه جانبه بخاطر استفاده از موارد طبیعی برای بیرون رفت از فقر  دانست. حكومت‌های قبلی برنامه مهم یا گام اساسی را برای ریشه‌كن كردن فقر بر نداشته اند. این دولت‌ها امدند و رفتند، چور و چپاول و فساد کردند، اموال کمک شدۀ جهان را بخاطر عیش و نوش بیجا مصرف نمودند و در این مدت هیچ برنامه و یا فابریکه ای را که در زدودن فقر ممد واقع گردد، اعمار ننمودند، بدین معنی که هیچ کار اساسی را برای کاهش فقر در کشور نکردند و در نهایت اموال ملت مظلوم افغانستان را هم خود و هم از سوی موسسات کمک کننده ربودند و با خود بردند، که این مشكل در حال حاضر به گونۀ بی پیشینه دامنگیر دولت فعلی افغانستان گردید و عامل اساسی و مهم فقر دانسته میشود.

5-  بیكاری: بیکاری نیز یكی از اسباب و عوامل اصلی فقر در سطح كشور دانسته می‌شود. موجودیت ملیونها جوان بیكار، خود می‌تواند بیانگر این واقعیت تلخ محسوب گردد. وقتی که کار نباشد، درآمدی نیست و وقتی که درآمد نباشد، فرد از تامین مایحتاج ضروری زندگی خود ناتوان بوده و فقیر شمرده میشود.

6- نا امنی ها: نزدیک به چهار دهه جنگ در کشور، باعث از بین رفتن تمامی‌زیربناهای اقتصادی و مهاجر شدن ملیونها نفر در داخل و خارج کشور گردیده که این امر روند عادی زندگی مردم را مختل ساخته است. در طول این جنگ‌ها دارایی‌های اکثر مردم از بین رفت و روند فعالیت‌های اقتصادی شان قطع گردید. بیشتر سرمایه‌ها و سرمایداران از کشور فرار نموده و سرمایه‌های شانرا از افغانستان خارج کردند و درب بیشتر شرکت‌ها و فابریکات تولیدی در کشور بسته شد. جنگ‌ها سبب گردید که نه تنها دارایی‌های فردی اتباع افغانستان به یغما برود بلکه دارایی‌های ملی آن نیز به کشورهای خارجی به خصوص همسایه‌ها قاچاق شد.

7- خشك سالی‌ها و آفات طبیعی: آفات طبیعی مانند سرازیر شدن سیلاب‌ها، امراض نباتی، هجوم ملخ‌ها و خشك سالی‌ها، برای كشوری مانند افغانستان كه توان مبارزه با این گونه حوادث و آفات را ندارد می‌تواند فقر را گسترش دهد؛ زیرا این آفت‌ها باعث از بین رفتن منابع غذایی شده و سبب می‌گردد تا مردم با کمبود مواد غذایی مواجه گردند.

8- بی عدالتی اجتماعی: یکی از راه‌های اساسی تامین عدالت اجتماعی را توزیع عادلانه ثروت تشکیل میدهد. در مورد مفهوم عدالت اجتماعی باید گفت که در این جا تامین عدالت اجتماعی به شکل نسبی منظور است، که همانا فراهم سازی یک زندگی آبرومند برای تمام اقشار جامعه بدون تبعیض و امتیاز میباشد. سوال که در این جا پیش میآید این است که زندگی آبرومند یعنی چه؟ زندگی آبرومند به این مفهوم که هر باشنده این خاک خانه ، وسایل نقل، نان، آب، پوشاک، دوا، و مقدار پولی برای پس انداز، مطابق عرف افغانی داشته باشند.  درکشور ما ثروت به شکل عادلانه توزیع نمی شود، و نه هم فرصت‌های مساوی کار و تحصیل برای تمام شهروندان مساعد است که این خود یکی از عوامل فقر در کشور است.

9- بی‌سوادی و نداشتن حرفه: یکی دیگر از عوامل ایجاد فقر در جامعه افغانستان بی‌سوادی و نداشتن حرفه است. موجودیت بیش از حد بیسوادان كه اكثریت شان در دهات زندگی می‌كنند، می‌تواند در امر گسترش فقر نقش مهمی‌را ایفا كند. همین اکنون در حدود سه ملیون کودک از رفتن به مکتب محروم هستند و بیش از یک میلیون کودک دیگر به تگدی و کارهای شاقه مصروف اند. بی سوادی به معنای پایین بودن سطح سرمایه انسانی است. سرمایه فیزیکی تنها در صورتی می‌تواند منجر به خلق ثروت شود که با سرمایه انسانی ترکیب گردد. كثرت فرزندان در خانواده‌هایی كه سرپرستان آن زمینه‌ء تعلیم، صحت، غذا و سایر نیازمندی‌ها را  فراهم کرده نمی توانند، باعث فقر و بیکاری بیشتر  میگردند.

10- تنبلی و ترک سعی و کوشش: سعی و کوشش وسیله کسب رزق و روزی میباشد به هیچ وجه نمی توان تصور کرد که خداوند متعال انسان را در حالی که در کنج خانه اش بدون کسب و کار، سعی وتلاش بنشیند، روزی دهد، بلکه با سعی و تلاش، ابتکار و جستجوی مداوم راه حل‌هایی وسیعی را به روی او میگشاید.

11- عادات، رسوم و فرهنگ شرم:  تعدادی از مشاغل هستند که افراد به بهانه فرهنگ شرم و طعنه‌های جامعه تمایلی به انجام آن ندارند که این کار بدون شک منجر به بی رغبتی افراد به مشاغلی میشود که شاید درآمد کافی برای آنها داشته باشد.

12 – احتکار اجناس و مافیایی شدن بازار: تجربه نشان داده است که در کشور‌های نا امن، مافیاها توانای بیشتری را دارند تا در امور سیاسی، اقتصادی وغیره کشورها دخالت غیر قانونی و غیرمجاز نمایند. افغانستان به عنوان یک کشور نا امن به هیچ وجهه نمی تواند از این امر منفی مستثنی باشد.
طوریکه همه میدانند بازار افغانستان در انحصار مافیای زورمند است و آنها در تعین قیمت کالاها در کشور، نقش اساسی دارند ، آنها اند که  احتکار مینمایند، قیمت را بلند تر از قیمت طبیعی کالاها تعین مینمایند و این عمل آنها به شکل مستقیم روی فقر در افغانستان تاثیر منفی دارد.

13 – تورم پولی: تورم یک اصطلاح اقتصادی است، به حالتی اطلاق میشود که در آن سطح عمومی قیمت‌های کالا و خدمات، بطور مداوم و مستمر، در یک دوره زمانی مشخص (معمولا یک سال) بالا میروند.
بلند رفتن سطح عمومی قیمت‌ها به این دلیل میتواند یکی از عوامل فقر باشد، که قدرت خرید افراد جامعه را پایان میآورد.

کسانی که در کشور ما از گزند تورم در امان اند، فیصدی شان نسبت به فقیران و کسانی نزدیک خط فقر بسر میبرند خیلی ناچیز است.
این نکته نباید فراموش شود که که بیشترین صدمه را تورم بر کسانی وارد مینماید که دارای درآمد ثابت باشند، مثلا معلمین و کارمندان عادی و اجیران در ادارات دولتی و غیره.

14- تحولات اخیر: قرنتین‌های متوالی و پی در پی ویرس کرونا، دزدیدن وناپدید شدن سرمایه ازبانکها، فرارسرمایه داران، تغییرنظام سیاسی،  منجمد ساختن اموال افغانستان از سوی ایالات متحدۀ امریکا، خروج سازمان ها، مؤسسات خارجی و توقف کارهای تعمیراتی و به تعویق افتادن کمک‌های جهانی نیز در این اواخر باعث گسترش و به اوج رسیدن معضلۀ فقر در کشورگردیده است.
تاثیر و پیامدهای  فقر و بیکاری بر جامعه:
فقرو بیکاری میتواند تاثیرات و پیامد‌های خطیر و جدی را متوجه فرد و جامعه سازد، که در این جا چند مورد مهم آن را مورد غور و بررسی قرار میدهیم:

۱ ـ انحطاط اخلاقی:  فقر در قدم نخست اخلاق و سلوک فرد را نشانه گرفته و سپس به دنبال فاسد کردن اخلاق اجتماعی میرود. یکی از عوامل اساسی که جامعه ما را امروز، به دامن پدیده‌های غیر اخلاقی چون دروغ، فریبکاری، بی انصافی، فساد، رشوه، اختلاس، عدم امانت داری، خیانت، عدم یاری رسانی به دیگران وغیره سوق داده است، همانا مشکل فقر است.

اگر خواسته باشیم مثالی از تاثیر فقر بر اخلاق و سلوک فردی و اجتماعی را بیان داشته باشیم، جامعه ما نمونه زنده و عینی آن میتواند باشد. شاید سوال شود که در جامعه ما در راس هرم جرم و جنایت ثروتمندان و زورمندان قرار دارد نه فقرا. این درست است، اما، همین ثروتمندان نیز در بسیاری از موارد فعالیت‌های جنایت کارانه ی شان را ـ با استفاده از فقر افراد فقیر جامعه ـ به پیش میبرند، به این صورت میتوان مدعی بود که اگر میزان فقر در کشور ما به این حد بلند نمی بود، به این وسعت ساحه برای باندهای جنایت کار برای سربازگیری از میان فقرا باز نمی بود.

۲-ازدیاد بی باوری: فقر و بیکاری میتواند در بسا از موارد روی عقاید و باورهای دینی افراد مصاب به فقر اثر منفی داشته باشد، مثلا، فقیری بی علمی که با خانواده اش شب را گرسنه سپری نموده باشد و فردای آن روز بوی غذا‌های گوناگون همسایه ثروتمندش بمشامش رسد، احتمال این وجود دارد که وی یاهم یکی از اعضای خانواده اش به سبب بی علمی نسبت به عدالت الهی بی باور گردیده و تنظیم حکمت الهی را زیر سوال ببرد. با وجود اینکه خدای متعال همه را در سعی و تلاش فکری و عملی امر نموده است، و اگر کسی برای بهبود وضعیت اش ـ چه در عرصه فکری و چه در میدان عملی ـ کاری نمی کند، مسولیت بدوش خود او میباشد، نه خدای عادل و رحیم.

۳- پیوستن به مخالفین و افراط و تفریط را برگزیدن: خطر فقر بر فکر انسان، از این سبب میتواند قابل توجه باشد، که انسانهای فقیر در بسیاری از موارد، به سبب پراگندگی هواس نمی تواند در امورات دینی و دنیوی خویش تفکر دقیقی داشته باشند، و در نتیجه شکار افراط و تفریط و یا هم افکار انحرافی میگردند از اینرو افراد فقیر و بیکار بخاطر فقر و از روی مجبوریت‌ها به ګروه‌های مسلح مخالف میپیوندند.

۴ – مبتلا شدن به امراض جسمی و روحی و یا خود کشی: به نسبت نگرفتن تغذیه خوب، فشار روحی و روانی و جسمی ناشی از فقر، عدم دسترسی به دوا و دارو، عدم توجه به نظافت و غیره، اقشار فقیر جامعه بیشتر در معرض خطرات امراض جسمی، روحی ویا خودکشی قرار دارند.

۵ – بی سوادی: از اینکه بسیاری از کودکان، نوجوانان و جوانان خانواده‌های فقیر برای تهیه نان شب و روز شان، مصروف کارهای شاقه اند، و از جانب دیگر تعلیم و تحصیل برای شان هزینه‌های را در پی دارند، و هم اینکه بزرگان خانه‌های شان در بیشتر موارد کم سواد یا بی سواد اند که به تعلیم و تحصیل اهمیت چندانی نمی دهند، نمی توانند به تعلیم و تحصیل بپردازند. اگر کسانی هم از این امر استثنا قرار گرفته باشند، در بیشتر موارد، قضیه تعلیم و تحصیل برای شان یک چیز ضمنی و ثانوی است، نه یک هدف عالی.

۶ – فروپاشی خانواده ها: بسیاری از جنجال‌های خانواده گی ریشه در فقر دارد، جنگ و جنجال در میان اعضای خانواده، باز کردن دعواهای غیر ضروری خانواده گی در محاکم، فروپاشی خانواده‌ها وغیره از مثال‌های زنده و عینی در کشور ما است، که به احتمال زیاد هرکسی شاهد چنین اتفاقاتی در دور و پیش خود بوده است.

۷- عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی: فقرا معمولاً در عرصه‌ اجتماعی، حضور چندانی ندارند و از مشارکت در فعالیت‌های عمومی مثل فعالیت در نهادها و سازمان‌های بزرگ پرهیز می‌کنند و در هیچ یک از انجمن‌های عام‌المنفعه و داوطلبانه عضو نمی‌شوند. این امر ناشی از فقدان منابع مالی یا تبعیض و امثال آن است.

۸- مختل ساختن امن جامعه: فقر ارتباط مستقیم با اعمال و افعالی دارد که به شکل از اشکال به امنیت و آرامش جامعه صدمه وارد مینماید، دزدی، اختطاف، زورگیری، قتل وغیره، از موارد اند که در میان جوامع فقیر بیشتر دیده میشود. که این نوع پدیده‌های منفی  و منفور، به امنیت و آرامش جامعه ـ چه به شکل عینی و چه به شکل روانی صدمه میزنند.
با کدام راهکار‌ها میتوان در افغانستان با فقر مبارزه کرد:
مشکل فقر از مسائل بزرگ و ریشه‌دار در حیات بشری است و با وجود تلاش‎های گسترده از سوی دولت‌ها و نیز تلاش‎های بین‌المللی هنوز فقر و تنگدستی جمع بزرگی از انسان‌ها را در برگرفته است. البته فقر تنها محدود به کشورهای جهان سوم نیست، بلکه عارضه‎ای است که گریبان‎گیر تمام کشورهای جهان است.

به طور طبیعی در مبارزه با این پدیده باید دو راهکار را در نظر گرفت:

1- راهکارفوری وکوتاه مدت: که به گونه فوری و کوتاه مدت با توزیع نیازهای اولیه جلو فقر را میگیرد.

2- راهکار دراز مدت: که بخاطر زدودن فقربرکارهای دراز مدت پلان گذاری میکند که با عملی شدن آن فقر در کشور کاهش پیدا میکند و این راهکار را در موارد ذیل بیان میداریم.

۱ – از اینکه فقر با بیکاری رابطه مستقیم دارد، دولت باید زمینه اشتغال زایی را از طریق سکتورهای دولتی و خصوصی برای بیکاران چه در داخل کشور و چه در خارج کشور فراهم آورده و از این آدرس ضربه محکمی بر بدن فقر وارد.

۲ – تمام هموطنان برای برقراری امن واقعی و پایدار در کشور بسیج شوند و عملا در این راستا به کار آغاز نمایند، تا باشد که نا امنی به عنوان یک پدیده منفور و فقر زا در تمام عرصه‌ها ختم گردیده، و برنامه‌های ملی بخاطر فقر زدایی مثمرواقع شود.

۳ – وزارت زراعت و سایر نهاد‌های که در این مورد کار مینمایند، پلان‌های را عملی نمایند که از یک طرف به کاهش اضرار خشک سالی و آفاتی طبیعی کمک نماید و از جانب دیگر، به رشد کمی و کیفی صنعت زراعت و مالداری منجر شود. از اینکه نزدیک به ۸۰٪ مردم ما مصروف کسب و کار زراعتی و مالداری اند، توجه در این عرصه نسبت به عرصه‌های دیگر میتواند خیلی زیاد کمک کننده به کاهش مقدار فقر در افغانستان باشد و درجه امنیت غذایی مردم کشور ما را بالا ببرد.

۴ – دولت باید دست مافیاهای سیاسی – اقتصادی را از دخالت در امور قیمت بازار کوتاه ساخته و زمینه رقابت واقعی را در میان تاجران کشور فراهم آورد.

۵ – دولت ما، با پیش گرفتن سیاست پولی و مالی معقول نرخ تورم را در کشور کنترول نموده و در این عرصه به شکل جدی در کنترول قیمت‌ها نظارت داشته باشد.

۶ – راهکارهای را برای توزیع ثروت انتخاب کند که قادر باشد ثروت را در میان اقشار مختلف جامعه به شکل عادلانه و منصفانه توزیع نماید، در این مورد میشود از تجارب کشورهای مانند مالیزیا و غیره استفاده کرد که در این عرصه موفقانه و توانمندانه عمل کرده اند.

۷ – طوریکه دولت می‌‌کوشد، باید بیشتر سعی نماید تا فساد اداری و اختلاس را در کشور از بین ببرد.

۸ – در مورد احیای نظام زکات و تقویه روحیه تکافل بر دولت لازم است تا زکات – و عشر محصولات زراعتی را که مقدار آن در کتب فقهی تذکر یافته است ـ جمع آوری نموده و به شکل عادلانه در میان صنوف از نیازمندان که درقرآن کریم از آن تذکر شده است توزیع نماید و همچنان روحیه تکافل در جامعه را تقویت دهد،  که این یکی از بهترین راه برای مبارزه با فقر است.

۹– علاوه بر این بلند بردن سطح دانش، ترغیب به پرداخت مالیات، مبارزه با فساد مالی، استفاده از منابع طبیعی، جلوگیری از اسراف و تبذیر، توجه روی صنعت استخراج معادن، وغیره میتواند در کاهش فقر در کشور ما مثمر واقع گردد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx