نظــر

گفتگوي در مورد دشواري هاي اصلي زنان افغان

عبدالغفار سربڼ

يادآوري:
اين عنوان را انتخاب كردم تا براي اهل راي زمينه اي تبادل نظر علمي پيرامون اين مسأله اي مهم فراهم گردد ؛با فروتني از انان خواهش ميكنم دانشمندانه ابراز نظر فرمايند.

نخست از همه بايد زن افغان را بشناسيم و تعريف كم وبيش درست از زن افغان ارايه كنيم انگاه به دشواري هايش بهتر پي برده ميتوانيم ولي ازين هم اولي تر بايد نقشه اي روشن از حق و حد و عدل و ظلم در فكر خويش ترسيم كنيم تا غلط فهمي اصلي ايكه در مورد حقوق و عدالت در گمان عوام نقش بسته است بر طرف گردد.

أولا بايد مفهوم انصاف و مساوات و برابري كه هرسه مطابقت دارد با فورمول ٢+٢=٤ از مفهوم عدل تفكيك و جدا گردد زيرا معادل برابر نيست با انصاف و عدل معني مساوات را ارايه نميكند !غلط فهمي اصلي از همين جا اغاز ميگردد . راز خلقت در همين جا نهفته است كه معيار و سنت اصلي اللهي بر مبناي عدل گذاشته شده است نه برابري . برابري اصولا هوا و هوس و يا ارزوي ادمي است كه وجود واقعي و عيني ندارد مگر استثنااً . هر قدر انسان تلاش كند براي شادماني خويش تساوي را برپا كند به تحقيق گوشه اي با گوشه اي ديگر مطابقت نميكند . تلاش براي ايجاد مساوات هميشه به نا اميدي و يأس انجاميده است و در پايان تلاش ، يك طرف و ياهم هردو و يا همه طرفهاي درگير از جريان برابر سازي ناراضي و مايوس شده اند. بنا به انچه گفته شد ميان ادم ها برقراري تساوي و انصاف كه معني نصف را ميدهد جز دروغ و مردم فريبي چيزي ديگري نيست. سرچشمه اين دروغ از روز هاي اغاز انقلاب وقيام فرانسه و ده سال قبل برين ضمن قيام ازادي امريكا براي فريب مردم قيام كننده به ادبيات جهان راه پيدا كرد و جهانگير شد . مطالبه و شعار هاي ” آزادي” و” برابري” و”برادري” مردم را چنان به خود جلب و جذب كرد كه تا به امروز به باور و ايمان گروه بيشمار ادم ها بدل گرديده است. انسانهاي اين كره اي خاكي سه قرن در حسرت و آرزوي هر سه شعار ميلونها قرباني خونين تقديم كرده اند ولي مساوات وازادي و برادري چه كه دستيابي به عدل و احقاق حقوق هم ميسر نه گرديده است.

حال ديده شود عدل از كدام مبدأ پيدا ميشود و چه وقت برهم ميخورد. تعادل ويا تناسب و يا به قول فرنگي ها بيلانس چه در تركيب و ترتيب خلقت و چه در حيات اجتماعي و مدني و خانوادگي … از مفهوم ديگر نشأت ميكند: انرا حد نامیده اند.
حد ! بلي حد و حدود تا موجود نباشد تعادل و عدالت معني نمي يابد . حد چيست ؟ وچگونه رونما و پيدا ميشود ؟ حد و حدود در مطابقت با ارزشهاي ديني و هويتي و اخلاقي و فرنگي و ثقافتي و عنعنوي و رواج ها و روايت هاي قومي و مردمي در يك يا چند وثيقه مدون بنام قانون وضعي رويت و چهره مينمايد . انگاه كه تدوين و تأليف شد به منشور مبدل ميشود كه بعد از ان با دستور نامه و فرمانها و نظامنامه زياده تر صورت و سهولت اجرا مي يابد.

در يك نظام اسلامي مادر و منبع حدود قانوني حدود الله پذيرفته شده است كه خود از كتاب الله يعني قران الحكيم و احاديث نبوي و تجارب فقهي صحابه كرام و خلفاي راشدين سرچشمه ميگيرند.

وقتي حد وحدود توسط قانون تعين گرديد انگاه مفهوم حق و حقوق زاده ميشود سخن حق پيش از اينكه حد پيدا و تعين شده باشد كاملا ياوه و بيمعني است بدون حد ، حق اصلا از گمان به دوراست . قانون حدود را روشن ساخته است كه بنا بران حقوق و وظايف ووجايب شناختانده شده اند . شكستاندن و نقض و نقص حدود اغاز تجاوز بر حقوق است.

حقِ يك كس وقتي تلف ميگردد كه از حد معينه خود تجاوز كند و بر حد ان ديگر قدم گذارد.
حق كاملا در گرو و بند حد قرار دارد حق بدون حد خيال بيش نيست . حقوق انسانها مطابق حدود قانوني معين گشته و درانجا كه حدود طرف ديگر اغاز ميگردد حقوق اولي ختم مييابد.

عبور از حدود معينه يكي و يا تجاوز از حد اولي به حدود ديگري ,را در فقه ظلم نام گذاري كرده اند.
ظلم چيست ؟

ستم يا ظلم هنگامي هويدا ميشود كه حدود نافذه قانوني شكسته شوند و با جبر و عاجز كردن ديگري بيشتر از حد و حق خودي حق ديگري تلف ساخته شود.

ظلم عمل ضد عدل است يعني وقتي حدود رعايت گردد عدالت جاريست ولي وقتي حدود شكستانده شوند جاي عدل ظلم جاري ميگردد.

حال ما چراغ روشني را براي فهميدن مطلب اصلي را در اختيار داريم و ميتوانيم با اين چراغ زواياي تاريك حدود و حقوق و ستم و عدل را در مورد زنان افغان به خوبي جستجو كرده و بفهميم.

حال سوال اصلي اينكه آيا بايد حقوق زن ومرد برابر باشند و يا معيار عدالت ميان زن و مرد برقرار گردد؟ در دنيا هيچ جا برابري زن ومرد چه كه مردان وغيره به مشاهده نميرسد و جز خيال واهي و تحقق نا پذير بوده نميتواند ! پس بايد عدل را جاگزين مساوات كنيم! آيا مردان باهم از حقوق برابر برخوردارند ؟ و كودكان چه و غيره….

آيا برابري اقتصادي چه مردان و چه زنان و هردو يكجا براي اقايان ليبرال قابل تصور است آيا بدون مساوات اقتصادي شبيه انچه كمونيستها آرزو ميكردند برابري در ساير شعبه ها عملي است؟ هرګز نی!

كدام حقوق را ميان زنان و مردان برابر ميخواهند ؟ چرا از توزيع ِبرابر نعمات مادي و ثروت و مالكيت اغاز نميكنند ؟هنگام تقسيم نابرابري ولي هنگام زحمتكشي برابري ! بلي حق كار را برابر ساخته اند تا به ثروت صاحب كار بيفزايند ولي حق مالكيت را برابر نميدانند . مضحك است ولي به ظاهر همه نمي بينند كه در وقت زحمت همه شريك و برابر اند ولي در وقت تقسيم هوشيار و نيرومند سهم بيشتر بگيرد و كم هوش و ناتوان سهم كمتر.

شگفت آور است كه چه سهل مردم فريب اين حيله را ميخورند.

در نظام حقوقي مقوله اي رائج است كه حقوق بايد متناسب و متعادل با وجايب و وظايف باشند !

اين سخن ترجمه سخنان بالايي است كه برابري و مساوات ممكن هوس و آرزو ي نيكو و حسين باشد ولي غير قابل دسترسي!

بار ها مغلطه مشهور تكرار ميشود كه هر گاه از نابرابري فطري و بيولوژيك مردان و زنان سخن زده شود فورا ادعا ميشود كه چرا زنان را تحقير ميكنيد!؟

اغايان! چرا خلاف رموز و خارق العاده گي خلقت قيام ميكنيد ؟ آيا تمام انسانها قطع نظر ازينكه مرد است يا زن ميتوانند به طور مساوي هر كاري را به درستي انجام دهد ؟

اولين تقسيم كار چرا بين زن ومرد به وقوع پيوست؟ آيا مبناي ان بر حسب بيولوژي نبود؟ آيا ليبرال ها معتقد به اصل كار را بايد به اهل كار سپرد نيستند؟ پس چرا ميخواهند كه زنان نيز همان كار هاي را بتوانند كه مردها.

اگر زنها هم در فابريكه و دستگاه مثل مرد كاركند و عرق بخورد و سگرت بكشد پس چه كس بزايد و چه كس كودك را شير دهد و اورا تربيت كند و يا ميخواهند كه هم ده تا كودك بزايد و هم با مرد ها در كارهاي سنگين به مسابقه برايد ؟

مسابقه بيرحمانه ميان زنان و مردان!
زير نام به حق رساندن زنان به حقوق شان و برابري خيالي حقوق زن ومرد چندين دهه ميشود كه ميان اين دو پارچه يك خلقت مسابقه وحشتناكي را به راه انداخته اند ! به زنان تلقين ميشود كه شما چه كمتر داريد كه مثل مردان به كار هاي شاقه بپردازيد و مثل انها مي خواري كنيد وسيگار دود كنيد به عقد همسري خيانت كنيد و دوست پنهاني گيريد در ارتشها پيلوت شويد و بم بريزيد و موشك فير كنيد و تانك برانيد و ادم بكشيد و پوليس و قاضي و وكيل وزير و مشير و غيره شويد . شما بايد هم به خود وهم به مردان نشان دهيد كه از انها كمتر نه بلكه بهتر استيد . زنان مظلوم را شكار مسابقه اي احمقانه اي جنسي ساخته اند. دستگاه هاي عظيم رسانه اي و ميديا مشغول برانگيختن و فريفتن و تحريك و تشويق زنان منحيث جنس ميباشند و متاسفانه كاميابانه.

اين مسابقه زن را كاملا منحصر و قابل سواستفاده براي أهداف دور مدت اقتصادي نظام حاكم لييرال ساخته است. در نتيجه ان زن از خانه و كاشانه و زندگي خانوادگي و كودك اوردن كاملا دلسرد گرديده است . زنها را در تمام شعوب و شقوق مطلقا به دنباله رو مرد تبديل كرده اند يعني از زن با كمال معذرت يك بوزينه مقلد مرد ساخته اند . هرچه مرد كند بايد براي برابري با او زن او را نقل و تقليد كند تا از او عقب نماند و يا مثل او و يا بهتر از او باشد . پشت تمام اين برنامه فقط نيرنگ و حيله بلند مدت سود جويانه قرار دارد كه هر قدر نيروي كار در بازار كار بيشتر براي عرضه وجود داشته باشد همانقدر حجم تقاضا براي كار مشبوع بوده و نيروي كار ارزان با دستمزد كم قابل دسترس ميباشد . زيرا غلامي قديم لغو شده و مهاجرين نيز خطر توريد فرهنگ متوازي را بلند ميبرند بناا مرد وزن بايد مشغول مسابقه باشند. تا براي دريافت مبلغ ناچيز ديگر ، كه كمي بيشتر از ديگري است انديگري را زير پا كند و اما چند چند ان رقم را كار فرما به كيسه بزنند .اين مسابقه زنان را كاملا به ماشين مبدل ميكند : كار ؛ خوراك؛ خوابيدن. وديگر هيچ عواطف و احساسات زن ارام ارام به خواب ميروند و اولين دلبستگي شغل و مقام و اخرين دلبستگي تشكيل خانواده است.

ازين هم بد تر اينكه سست ترين قرارداد ها و عقود و ميثاقها عقد نكاح و خانوادگي است كه به كوچكترين مناقشه و اختلاف ازهم ميگسلد ميشكند . هر زن كم از كم سه بار به طلاق و جدايي رسيده است. انچه گفته شده به اساني با مراجعه به إحصائيه هاي كشورهاي مغربي قابل ازمايش است.

اقايان اگر در سخنان بنده شك دارند به ارقام منابع غربي رجوع كنند تا ببينند كه جوانان چگونه از تشكيل خانواده وحشت دارند و دلسردند.

حقيقتا اين مسابقه سبب تباهي نسل بشر ميگردد !
تهذيب زن ستيزي در گروه هاي جاهل كشور ها پيشينه قديم دارد و شك نيست كه بسيار زنان قرباني اين تبعيض و تعذيب و قتل زنان گرديده است . اكنون در دنياي غرب فرهنگ نوين ديگر مورد حمايت نيرومند نظام حاكم قرار گرفته است و ان جريان خرافاتي مؤنث گرايي و همجنسگرايي زنانه نام گرفته است اين جريان كينه جويانه با شدت مرد ستيزانه است با صراحت مشغول طرد و حذف مردان است . زن ستيزي چه ارمغان اورد كه مرد ستيزي ببار اورد. فيمينيسم علنا از جانب دستگاه هاي دولتي كمك مالي حقوقي سياسي و تبليغاتي دريافت مينمايد . جدايي از مردان كراهت و بدبيني از مرد و نشر خرافات ضد زندگي خانوادگي بدون سانسور مردم را افسرده ساخته است. اهسته اهسته اين جريان به بيماري رواني مبدل ميشود.
سوال ديگر . ديده شود كه اگر قاعده برابري زنان با مردان عملي شود كدام يك ازين دو جنس سود ميبرد؟ يك چيز واضح است كه زنان بر حسب محدوديت هاي عاطفي جسمي جنسي و رواني نميتواند داراي غريزه لذت طلبانه نامحدود باشد بر عكس مرد درين معامله و معادله اشتهاي سيري ناپذير دارد يعني هر قدر ازادي و تنوع بيشتر باشد زمينه لذت جويي فطري مرد فراهم است پس يقينا درين مسابقه نيز زن بازنده و مرد برنده است.

زن نميتواند اطفاي غريزه خودرا بر خواري و اوارگي كودك ترجيح بدهد زيرا مادر است! مادر!
مادر بودن ان چنان شغلي است كه با هيچ كاري قابل مقايسه نيست . مادر از هر بندي ممكن است ازاد باشد ولي هرگز از بند مادري واز اسارت مهر مادري و كودكان خويش ازاد بوده نميتواند و تا مرگ اين محدوديت را نميتواند به ازادي بدل كند . پس چگونه از حقوق برابر خود با مرد درين مورد بهره مند شود آيا هست هواخواهان حقوق و ازادي زنان و وكلاي مدافع حقوق فاميل كه درين مورد به زنان مشوره حقوقي ارايه كنند؟

هنوز هم هستند كساني كه فكر ميكنند كه از برابري حقوق زن ومرد زنان بهره ميبرند ولي اين گمان طوري كه ديده شد باطل است برنده اين برابري خيالي مرد خواهد بود.

فقط عدالت و بر قراري تعادل در حقوق زن ومرد ميتواند زن را به گونه حقيقي از محروميت قرنها و از جهل زن ستيزي و تبعيض جنسي و از جور و ستم خانوادگي و اجتماعي نجات دهد.

رسيديم به جايي كه ببينيم زن بچاره افغان كدام مصايب و ستمها را تحمل ميكند و راه رهايي چيست؟
زن افغان كيست؟

هيچ كس در ين شك ندارد كه زن افغان زير ستم جاهلانه دست و پا ميزند ولي آيا اين ظلم نتيجه حاكميت نظام حقوقي اسلاميست و يا بر عكس نتيجه رفتار و پندار جاهلانه نظام عنعنوي و قومي . رواجهاي باطل و دور از احكام قراني و سيرة نبوي قفل اصلي بند هاي زنان افغان است.

زنان افغان قبل ازينكه به حقوق اصلي و اسلامي خود نه رسند نه كشور اسلامي ما نجات خواهد يافت و نه هم تغيري در حق زنان خواهد امد.

در افغانستان زنان شهر نشين وجود دارد زنان باديه نشين و دهقان زنان كوچي و غژدي نشين زنان فالين باف زنان دروگر زنانيكه سرپرستي پنج تا دوازده كودك را به دوش دارند و اگر در خانه يتيم باشد تربيت او هم سهم زن است . زن افغان در گرما دوشا دوش شوهر در مزرعه كار ميكند و سرپرستي و دوشيدن گاو گوسفند و خر و اسبِ هم سهم اوست . زن افغان هرگز بيكار نيست دايم در تگ دو ميتپد.

همين زنها بينهايت محروم اند . آيا وقتي سخن از حقوق زنها زده ميشود مقصد كدام زنان اند؟ انان كه در شهر ها اند و طَي چهل سال اخير با زد وكوب خانوادگي از بار ستم و كارهاي كه اكثريت نودو پنج در صدي زنها ي دهات بدان مشغولند ازاد گرديده اند مطالبات ديگري دارند ولي اكثريت نودو پنج در صد زنان كاملا محروميت هاي ديگر.

اكنون ما افغانها بايد دنبال انچه غرب به خورد ما ميدهند و هي محكم چسبيده اند به برابري حقوق نه رويم أولا انچه ايشان از حقوق زنان ميفهمند با مطالبات و محروميتها زنان ما مطابقت ندارد انها شمار اندكي از زنان را كه در شهر ها ديده و آموختانده اند مورد نظر دارند و خواهان حقوق برابر براي ايشانند در حاليكه زنان محروم ما زير جهل و ستم ضد اسلامي ناله ميكنند. اين دو گروه كاملا از همديگر متمايز اند و اين دو دسته را هم حقوق برابر نميتوان داد.

ثانيا انها انچه را در حق زنان خود پياده كردند جز تباهي نسل انساني چيز ديگر به ثمر نياورد.
همان زناني را كه در دهات به كار هاي شاقه مشغول اند بايد از زير ستم غير اسلامي رهاند . همين زنها از قرنها تا به حال :
از حق انتخاب همسر محروم بودند ؛
و هرگاه برادر و پدرش كسي را قتل ميكرد زن در بدل خونبها به مقتول ، خلاف رضايتش داده ميشد؛
پس ازمرگ شوهر اسير خانه شوهر ميبود ؛
و يا در عقد كس ديگر از خويشاوندان شوهر ويادر عقد برادر شوهر حتي اگر نوزاد ميبود قرار ميگرفت ؛
و حق شوهر ديگر را نداشت ؛
و يا اينكه همين زنان زير نام عنعنه ولور با پول هنگفت فروخته ميشد ؛
و گاه از بلند بودن رقم ولور در خانه پدر تا پيري ميماند تا بميرد؛
و يا از همه بد تر اينكه از حق ميراثي كه قران برايش مقرر كرده بود محروم ميگرديد؛
و پدر و برادر و شوهر و پسر انرا قند و قروت ميخوردند ؛
و از همه بد تر حق مهر را كه حق مسلم اوست نيز به جبر مخوردند ؛
تمام اين حق تلفي ها و تجاوز به حقوق زنان خلاف شريعت اسلامي به صورت علني صورت ميگرفت و اگر چه رسما در كشور فقه حنفي حاكم شمرده ميشد ولي جهالت عنعنوي زنان را عاجز و مجبور ساخته بود.

انچه ذكر شد نقض احكام صريح ديني بود ولي انچه در درون خانه ها جريان داشت ثبت و ضبط نگرديده وفقط عالم الغيب و الشهادة از ان آگاه است و خود زنها. زدن و كوبيدن و تحقير و جبر وجور فراوان بود . از الله طلب مغفرت و عفو بايد كرد!
بلي هيچ شك نيست كه بايد تعليم و مكتب و مدرسه و طلب علم بر زن ومرد اجباري و واجبي گردد ولي تامين اين حق اوليتر از ان حقوق ديگر كه نقض ميگردند و زنان شكنجه ميشوند نيست و أبداً شك نيست كه ان دختران كه در شهر ها بسر ميبرند و طلب علم براي شان ميسر است به مدرسه و مكتب فرستاده شوند.

الحمد لله ماه ها قبل طَي يك فرمان تقنيني امير امارت اسلامي افغانستان شيخ هبة الله حفظه الله به مانند سلف جنت نشان خويش ملامحمد عمر مجاهد رحمه الله تمامي محروميت هاي ياد شده در بالا را ضد اسلامي ارزيابي كرده و تمام انهارا لغو و باطل اعلام داشته و متخلفين را به پيگرد قانوني شرعي تهديد كرده است . الحمد لله ثم الحمد لله.
اين اقدام گام بلندي است در جاده روشن عدالت اجتماعي و انساني ان شا الله.

تبصره:
زن در جهان و اكنون نيز در افغانستان در برابر ازمايش بزرگ قرار گرفته است:
دنياي ليبرال غرب و اهريمن طاغوت زن را به سوي شغل، شهرت ،مسابقه بيرحمانه با مردان ،و رقابت ناسالم و ازاد ،در بازار كار و موقف و مقام وبه قول اروپايي ها Karriere ميراند و ميكشاند واما عقلانيت و واقعيت جسمي ، بيولوژيكي و رواني و عاطفي و احساساتش اورا به جانب زن بودن مادر شدن همسر ماندن ميخواند . در كشمكش بينهايت زجر دهنده و طاقت فرسا به بسيار سختي مجادله ميكند.

نظام حاكم ليبرال تمام شرايطي را كه زن بتواند هم در طلب علم بكوشد و هم شغل مناسب حال خود داشته باشد و هم بتواند كودك بزايد و همسر و مادر خوب باشد نابود كرده است ، يعني زن بايد فقط وفقط كرير و مقام اجتماعي و شغلي خودرا بسازد و به ان ترجيح دهد ورنه محتاج و محروم خواهد ماند بلي درين اواخر وقتي غرب با سيل مهاجر روبرو شد و از ترس اينكه تهذيب غربي سقوط نكند و هنگاميكه زاد وولد باشنده هاي اصلي و بومي اروپايي را بررسي كردند برنامه حمايت از تشكيل خانواده و فرزند اوردن را سردست گرفتند كه خيلي با دلسردي جوانان روبرو شد. جو فلسفه لذت طلبي بر غرب حاكم است و فشار كار حوصله تربيت كودك را از مردم گرفته است و همين است دستاورد بزرگ برابري و مسابقه بيرحمانه زنان با مردان!

اللهم اهدنا الصراط المستقيم.

امين

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
مشوره

موضوع کتلو ته وخت نلرم خودومره وایم چی طالبان ورز تر بلی زان او افغانانو ته مشکلات جوروی. د زنانه تعلیم په منع کولو یی دلته خارج کی موژ وشرمولو، خدای مو سری کره، عجیب مخلوق یاست نه د یوسف قرضاوی منی او نه محمد بن عبده، نه په ایات عمل کوی او نه هم په حدیث. دنیا ته مو موژ شرمنده کرو. موژ په خارج کی ستاسو صفتونو کووو خو تاسو د اسلام نوم بدوی. سخته می زره درد کوی چی مسلمان داسلام نوم بد کری کافر هسی یی دا کار دی.

Back to top button
1
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx