ټولنیزه برخه

افکار پنهان؛ از بدویت تا تجدد‌گرایی

نویسنده: هشام هوشمند

امر معمولی است که رهبر یک روند اصلاح‌گرا برای عبور از بدویت و بحران و رسیدن به اصلاح‌گری باید از پلی عبور کند، اما گاهی این پل درسایه افراط و گاهی هم در پی فشار تفریط می‌شکند، شکستی که یک جامعه را در گردآب تباهی چه از رهگذر سیاسی و چه از رهگذر فرهنگی وهویتی غرق می‌کند.

نوع نگرش‌ها به پدیده‌ای اصلاح‌گرایی و موفقیت جریان‌های فعال در این عرصه در جامعه‌های بشری به ویژه جامعه‌های بدون آگاهی، ریشه درافکار حاکم دارد. افکاری که در سطح کلان در سه دسته قابل مکث است.

نخست؛ افکار‌ جمود، متعصب و به شدت وابسته به فرهنگ‌های بومی،منطقه‌ای و تباری.

این چنین افکار، دشمن شماره نخست، اصلاح‌گرایی اند. هیچ گونه تغییر و انعطاف‌پذیری را مقبول نمی‌دانند و بر ادامه روند زندگی جامعه بههمان نوع بدوی تاکید دارند.

افکاری که با هر تغییر و خلاقیت حتا موثر نیز سر ستیز دارند. با چنین افکاری اصلاح‌گرایی و پیشرفت به دور، چرخ اجتماع به عقب چرخاندهمی‌شود. سرانجام عقب‌گرد کمرشکن. از رهگذر روان‌شناختی در حالت مواجه با دارندگان چنین افکار، تعصب خاصی در گفتار و کردار آنانآشکار است. تمایل سرکوب شده به پیشرفت را به سادگی می‌توان در چشمان شان دید و گاهی هم به گونه ناخواسته اندکی از آن تمایل را با چندواژه کوتاه بازتاب می‌دهند، زیرا تمایل به پیشرفت و تغییر ریشه در فطرت انسان دارد.

دوم؛‌ افکار متزلزل و فوق‌العاده مقلد(تجددگرا)؛ افکاری که هیچ ثباتی ندارد، بی‌آن‌که داشته‌های فرهنگی و هویتی و مناسبات اجتماعی – سیاسیحاکم را سبک و‌ سنگین کند، به دنبال تغییر تمامی داشته‌های یک جامعه حرکت می‌کنند. به شدت توهم تجددگرایی در جامعه دارند و می‌خواهندجامعه را به گونه کامل متحول کنند، اما این که‌تحول مثبت یا منفی برای آنان فرقی نمی‌کند.

یعنی به ارزش‌های اجتماعی و داشته‌های تاریخی جامعه اهمیتی نمی‌دهند و با یک نوع شتاب‌زدگی که کیفیت کار را متاثر می‌کند در حرکت اند.

دارندگان چنین افکاری باور دارند، برای این‌که فرد تاثیرگذار در جامعه باشید بایستی ابداع داشته باشید و در صدد تغییر تمامی داشته‌هایجامعه گام بردارید، بی‌آن‌که خط سرخی از خود داشته باشید.

در پایان روز، تلاش‌های دارندگان چنین افکاری، برای یک جامعه و داشته‌های فرهنگی و هویتی آن خیلی زیان‌بار تمام می‌شود. و‌ در سوی دیگردارندگان افکار مقلد از رهگذر مدیریتی و رهبری به دلیل این‌که پیوسته دنبال تقلید اند، از مهارت‌های رهبری عاجز اند. از رهگذر علم جامعهشناسی، اگر یک جامعه با چنین رویکرد در تلاش اصلاح‌گرایی باشد، برای یک نسل بعد یک جامعه مقلد و عاری از داشته‌های فرهنگی و‌ هویتیتحویل می‌دهند.

سوم؛ افکار متوازن، فعال و آگاه؛ افکاری که با درایت تمام نیازهای تغییر را شناسایی می‌کند و با حفظ اصل ثبات‌ فرهنگی، هویتی و بافت‌هایحاکم اجتماعی و مناسبات سیاسی در جامعه به سوی تغییر حرکت می‌کند. در چتر چنین افکار، حرکت‌های اصلاح‌گرایانه روح رهبری و آزادگیدر کالبد جامعه می‌دمد.

بهترین و برترین الگوی این گروه، پیامبر اسلام ﷺ است که پس از مبعوث شدن به پیامبری با فرهنگ‌های غلط جامعه عرب هم‌چون شرک و زنده بهگور کردن دختران مبارزه کرد. در سوی دیگر فرهنگ‌های سالم آن جامعه را تقویت کرد و در پایان این تلاش‌ها یک جامعه آرمانی شکل گرفت. جامعه که با گذشت قرن‌ها هنوز هم جایگاه بهترین جامعه تاریخ بشریت را دارد. اما در ادامه این مبحث پرسش‌تازه خلق می‌شود، از آن‌جای کهاخلاقیات و فرهنگ باتوجه به علم ارتباطات مفهومی قراردادهای اجتماعی اند که از یک جامعه تا جامعه دیگر خوب و بد آن فرق دارد. خوب مطلق وبد مطلق را در آن نمی‌توان سراغ کرد، پس حالا چه‌گونه ما خوب و بد را شناسایی کنیم؟

انسان‌ها بر بنیاد اندوخته‌های علمی و داشته‌های تجربی پیوسته معیارهای زندگی اجتماعی و سیاسی خود را تعیین می‌کنند و از آن جایی که هرانسان زندگی را به گونه متفاوت از دیگران تجربه می‌کند و در کسب علم هم راه یکسان را طی نمی‌کند، نوع نگاه‌ها به اجتماع و معیارهای زندگیاجتماعی و سیاسی فرق واضح دارند. در چنین وضعیت، هم‌سویی افکار در سطح یک اجتماع کار دُشواری خواهد بود. اما توسل به دین خیلیراحت می‌تواند، افکار حاکم، نخبه و عامه را در یک چتر متوازن پیوند بزند. در سوی دیگر حرکت‌های اصلاح‌گرایانه برای تغییر را نیز موفق سازد.

حالا می‌شود گفت، معیار برای شناسایی خوب و بد در یک جامعه آموزه‌های فرستاده شده از جانب خالق بشریت است که ریشه در علم کامل وحکمت بی‌پایان او تعالی دارد و می‌تواند بشریت را از این سردرگمی رهایی بخشیده و راه بنماید.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx