نظــر

عطاء نور، از زورگویی تا زور آزمایی!

نویسنده: ابوصهیب حقانی هراتی

چندیست تعدادی از رسانه های داخلی و خارجی در مورد عطاء محمد نور (والی ادارۀ اجیر کابل در بلخ) خبرهای ضد و نقیضی به نشر می رسانند و به اصطلاح وی را سوژۀ خبری خود قرار داده اند؛ در اینکه عطاء نور یکی از چاشنی های مهم و ایده آل برخی از کشورهای اشغالگر است هیچ شکی نیست و همچنین در اینکه عطاء نور نقطۀ قوت تیم عبدالله محسوب می شود هم جای تردیدی وجود ندارد؛ ولی آیا واقعیت همین گونه است که رسانه ها از عطاء نور یک شخصیت جنجالی، مغرور، زورگو، خشن و تاثیرگزار ساخته اند و آیا واقعا وی به عنوان یکی از پایه های اصلی و اراکین قدرتمند فتنۀ جدید به رهبری اشغالگران شمرده می شود؟

در چند دهۀ اخیر کنش ها و واکنش های عطاء نور مثل دیگر وطن فروشان همواره خبر ساز بوده و تعدادی از رسانه ها بطور خاص، دنبال برجسته کردن اخبار مربوط به گفتار و کردار عطاء نور بوده اند و از وی یک شخصیت تاثیر گذار در روند سیاسی کشور ساخته و از ضعف برخورد عملی ادارۀ اجیر در مقابل برخی تصمیمات خودسرانه و خودکامۀ عطاء نور نیز استفاده کرده و تا جایی قدرت و نفوذ عطاء نور را مهم جلوه دادند که از وی به عنوان بادشاه بلخ یاد کرده اند و حتی گفته شده که عطاء نور با قدرت و نفوذی که دارد و با حمایت سفت و صریح که از سوی برخی از کشورهای اشغالگر برخوردار است می تواند قدرت مرکزی ادارۀ کابل را به چالش بکشد و در طول مدت حکومت کرزی در مورد اقدامات دیکتاتورانۀ وی هیچ مقامی جرئت استضیاح وی را نداشته است؛ و با جرئت می شود گفت که عطاء نور تنها والی بوده که کرزی هیچگاهی نتوانسته با وی شاخ به شاخ شود نه بدین معنی که شاید بدین خاطر والی اجیر بلخ دست نخورده مانده و تشیکلات اداری ولایت بلخ تغییر نکرده که وی شخص بسیار مطیع، متعهد و اصولی بوده است، نه بلکه بدین جهت که عطاء نور با پیشنه و پشتوانۀ خارجی خود پیوسته کوشیده است که در سرزمین بلخ به صورت یک ادارۀ خودمختار حکومت کند تا یک والی زیردست تحت حکم یک مافوق برتر.

در تحولات اخیر و پس از آنکه در 16 سرطان سالجاری، نتایج دور دوم انتخابات نام نهاد به نفع تیم عبدالله اعلان نشد؛ نقش عطاء نور به عنوان مرد جنگی تیم عبدالله زمانی برجسته گردید که نتیجۀ اعلان شده را تقلب آمیز خوانده و نپذیرفت و ضمن اتهام به عدم بی طرفی حکومت در مسئله انتخابات، ادارۀ مرکزی کابل را فاقد صلاحیت تصمیم گیری و نامشروع اعلان کرد و عبدالله را به حیث رئیس جمهور مشروع افغانستان به رسمیت شناخت و از حکومت موازی سخن به میان آورد؛ در دنیا شاید این نخستین باری بود که در دیموکراسی تحت قیادت غرب، صلاحیت والی از صلاحیت های رئیس جمهوری فراتر رفته بود و یک والی می توانست رئیس جمهور خودش را از قدرت خلع نماید؛ لکن این پایان ماجرا نبود و این احساسات آتشین عطاء نور مدتی پس از آنکه سرورش عبدالله به میانجیگری بادارش جان کری تن داد و ملزم به دستورات لازم الاجراء امریکا شد، فروکش کرد و عطاء نور منتظر فرصت مناسب دیگری ماند تا اینکه با ایجاد اختلافات شدید و دودستگی آشکار سر تقسیم قدرت بین تیم اشرف غنی و عبدالله و ظاهرا به عدم تمکین اشرف غنی به خواسته های مهم عبدالله، باز یکبار دیگر عطاء نور سخن از زور و زورگویی زد و طی یک مصاحبه با روزنامۀ واشنگتن پوست تهدید کرد که اگر نتیجۀ انتخابات یکجانبه باشد دست به قیام ملی و تصرف بسیاری از ساختمان های حساس دولتی می زند؛ سخنانی که بلافاصلۀ به سرخط خبرهای رسانه ها تبدیل شد و اقلا برای یکبار دیگر چهرۀ عطاء نور رسانه ای شد و این خبر تا جایی مقامات امریکایی را بر آشفته ساخت که (جیمز کننگهم) سفیر امریکا در کابل به دیدار عطاء نور رفت و وی را به پرهیز از خشونت و صف آرایی در مقابل نتیجۀ انتخابات (که در واقع نتیجۀ مطلوب امریکایی ها و نه صندوق های انتخاباتی است) دعوت داد و با “بایدها و نبایدهای خود” به وی فهمانید که مبادا دست از پا خطاء کند و به وی هشدار داد که زورش را برای خودش نگهدارد و گرنه امریکا از تهدید مزدورانش هیچ ابایی ندارد!

جای سوال اما اینجاست که آیا واقعا عطاء نور این مرد جنگی تیم عبدالله زور دارد که همیشه سخن از زورگویی می زند یا دنبال زورآزمایی خودش است و می خواهد در میدان سیاسی فعلی باقی مانده زورش را محک بزند تا ببیند که واقعا چقدر زور دارد و آیا زورش حتی به بادارانش که مدتی است بر دسترخوان آنها نشسته و از پولهای هنگفت و بی حساب و کتاب آنها زندگی تجملاتی برای خویش در داخل و خارج ساخته، می رسد یا نه ؟؟؟
حقیقت اینست که عطاء نور همانند دیگر تفنگسالاران فقط زورشان به هموطنان مظلوم شان می رسد و در حق مردم غریب بی چاره افغانستان زورگویی می کنند، در غیر اینصورت همه می دانند که قیام اجیران و وطن فروشان امثال عطاء نور و غیره در مقابل خواسته های امریکا، به جز لاف و پوف چیزی دیگری نبوده و خدا بیامرزد آن زمانی را که این وطن فروشان از نام جهاد و اسلام سوء استفاده می کردند و با وعده ها و تبلیغات دروغین شان، ملت مومن و غیور افغان را فریب می دادند و از وجود ملت در جهت منافع شخصی و سیاسی خود بهره جویی می کردند؛ ان شاء الله ملت غیور افغان، دیگر بار فریب این دروغگویان را نخواهند خورد و از انتخابات فعلی درس عبرت خواهند گرفت که چگونه به اسم ملت، این وطنفروشان خاین اینهمه افتضاحات تاریخی را ببار آوردند و باز هم بی شرمانه در کنار مقامات کاخ سفید و نه ملت مظلوم و ستمدیده، دم از ملی گرایی و وطن دوستی می زنند!؟!
به امید بیداری و بصیرت کامل هموطنان عزیز و آزاده از قضایای فعلی وطن!

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x