نظــر

از شکنجه در زندان‌های حکومتی تا گورهای دسته‌جمعی تخار

executionبقلم : احمد فارسي

بعد از ده سال اشغال، نقض حقوق بشر و پامال کردن فرامین الهی در افغانستان اشغال شده، سازمان ملل متحد توانست برای اولین بار بعد از چشم پوشی‌های مسلسل یکی از حقایق موجود در این کشور را برملا سازد. این سازمان به تاریخ 10 اکتوبر راپوری را مبنی بر شکنجه زندانیان توسط پولیس وافراد امنیت ملی اداره‌ی کابل نشر کرد.

اگرچه این راپور مبنی بر شواهد و حقایقی بود که بارها امارت اسلامی آنرا آشکار ساخته و با جهت‌های مختص در میان گذاشته بود اما باز هم به فردای نشر این راپور وزارت داخله اداره پوشالی کابل نقض هر نوع حقوق در زندان‌ها وشکنجه زندانیان را رد کرد و راپور ملل متحد را بی‌اساس خواند.

در این شکی نیست که بعد از اشغال افغانستان هزاران مسلمان بی‌رحمانه مورد اذیت و شکنجه ستمکاران موجود در حکومت قرار گرفتند، صدها تن در “قلعه جنگی” در محضر عام به شهادت رسانیده شدند و هزاران دیگر در کوهها و دشت‌های مختلف کشور و حتی در محافل عروسی و خوشی توسط اشغالگران وی ا مزدوران آن بدون در نظرداشت موازین و قوانین به دام مرگ فرو برده شدند اما نه ملل متحد وجود داشت و نه حقوق بشر تا این وحشت و بربریت را تقبیح کند و خواهان مجازات عاملین آن گردد.

بعد از گذشت ده روز از این راپور اینک به تاریخ 20 اکتوبر خبر موجودیت گورهای دسته‌جمعی در ولسوالی رستاق ولایت تخار در مطبوعات انعکاس یافت. این قبر که در یکی از زندان‌های شخصی سابقه وجود دارد حد اقل جمجمه‌های یک صد و پنجاه تن را در آغوش دارد.

ولایت تخار در زمان جهاد همیشه شاهد جنگ‌های داخلی میان شورای نظار، جمعیت و حزب اسلامی بوده است. مردم این ولایت همیشه از چنین جنگها رنج میبردند و صدها تن از پسران شان قربانی این جنگها گردیدند.

اگر نظری بر اوضاع این ولایت در سالهای جهاد علیه روس و حکومت کمونستی و دست نشانده آن انداخته شود به نظر میرسد که این ولایت بعد از سال 1361 شمسی همیشه شاهد قتل و قتال بوده است. در سال 1362 شمسی وقتی احمد شاه فرمانده مشهور جمعیت و آمر شورای نظار در پنجشیر با روس‌ها اعلان آتش بس کرد تمام توجه خودرا بر ولایات شمالی و شمال شرقی مرکوز کرد و در صدد آن شد تا نفوذ خودرا بر این ولایات گسترش دهد.

فرماندهان حزب، اتحاد و جمعیت با این روند آتش بس و ترکیز بر جنگ داخلی با وی مخالفت شدید داشتند، در اوایل این عمل مسعود باعث تنش های داخلی، تعصب، بد بینی و نفاق گردید اما آهسته آهسته به جنگ‌های داخلی گرایید. این جنگها وقتی به اوج خود رسید که در سال 1368 شمسی واقعه تنگی فرخار رخ داد و در اثر آن بشمول سه تن از فرماندهان مشهور شورای نظار 11 تن توسط سیدجمال ولید فرمانده حزب اسلامی کشته شدند. بعد از این کشتار مردم تخار شاهد جنایات مرتکب شدهء شورای نظار شدند که قابل تصور نبوده است.

ولسوالی رستاق میدان جنگ میان پیرم قل فرمانده جمعیت اسلامی، ملا نادر فرمانده حزب اسلامی و صمد پاچا یکی از رهبران ستم بوده است. در جریان این جنگها صدها تن جان خودرا از دست دادند و این جنگ بالاخره منجر به کشته شدن ملا نادر و صمد پاچا گردید.

قابل یاد آوریست که اگرچه صمد پاچا یکی از رهبران ستم ملی بود و با حکومت کمونیستی کابل ارتباط مستقیم و بیرقی داشت، اما پشتیبانه‌یی قوی در جمعیت اسلامی داشت و وی بطور مستقیم توسط برهان الدین ربانی و استاد توانا معاون ربانی حمایت و پشتیبانی میگردید.

گرچه بعضی از مردم منطقه می‌گویند که جمجه‌های موجود در این قبر قربانیان جنگهای داخلی و تنظیمی بوده اند و تسلط بر این تپه که قبر در پایان آن وجود دارد جان چهار هزار از اهالی این ولسوالی را گرفته است اما تا اکنون واضح نگردیده است که این گورهای دسته جمعی مربوط به جنگهای تنظیمی میگردد ویا اینکه اجساد موجود در آن از قربانیان شکنجه کمونست‌ها میباشند، زیرا قبل از درگیری تنظیمی در این منطقه جنگهای خیلی شدید با خلقیان نیز در این ولسوالی صورت گرفته است و مردم منطقه شاهد کشتار و گرفتاری صدها تن از باشندگان این ولسوالی شده اند که توسط خلقی‌ها گرفتار شدند و بعد از گذشت سالها نیز سرنوشت آنان معلوم نگردید.

اجساد خاک شدهء موجود در این قبر اگر قربانی جنگهای تنظیمی باشند و یا هم شکنجه و وحشت کمونستی در هر دو صورت این قضیه قابل غور میباشد، زیرا عاملین این جنایات هنوز هم در صفوف و رده‌های بالا و ذی صلاحیت حکومت پوشالی کابل قرار دارند.

کمونستان که اکنون به شکل خیلی منظم فعالیت میکنند و سهم فعال در پارلمان قلابی و ارگانهای حکومتی دارند، چنانچه پیرم قل فرمانده جمعیت اسلامی که یک شخص خونخوار، سفاک و عیاش میباشد چندین دختر را به زور وزر خود در نکاح قرار داده است و اکنون صاحب 13 پسر و 13 دختر میباشد و هزاران تن را در جریان قدرت خود به قتل رسانیده است در دوره گذشته پارلمان عضو این شورای جنایتکاران و جنگسالاران بود و اکنون نیز از قدرت وصلاحیت های فوق العاده در این ولایت برخوردار است و افراد نزدیک به وی در مقامهای مهم ولایتی قرار دارند.

از سوی دیگر افراد صمد پاچا که در این جنگها سهم فعال داشتند نیز در صف‌های این حکومت موجود میباشند و برای ستم ملی فعالیت دارند. جنرال شاه محمود تالقانی  رئیس پیشین شورای ولایتی تخار از افراد این شخص میباشد که در زمان جنگ های داخلی پست معاونیت قطعات سازمان “سازا” (ستم ملی) را در شمال شرق افغانستان بدوش داشت.

باید دانست که شواهد بر جنایات موجود است و جنایتکاران نیز در سطوح بالای حکومتی قرار دارند، اگر اداره دست نشانده امریکایی در کابل و یا سازمان های مدعی حقوق بشر خواسته باشند این قضیه را پیگیری کنند میتوانند که با تلاش رد پای فرماندهان موجود در این حکومت امثال پیرم قل ضیایی عضو سابق پارلمان و شخصیت با نفوذ در منطقه، سبحان قل ابراهیمی معاون پیرم قل قوماندان فرقه 55، سپس قوماندان امنیه میدان وردک و فعلا شاروال تخار، بشیر قانت جنگجو و قاچاقبر مشهور والی سابق ولایت سرپل، قاضی عبدالکبیر مرزبان جنگسالار مشهور تخار، وزیر مشاور در کابینه اولی کرزی، والی تخار و سپس عضو انتصابی مشرانو جرگه، مامور حسن قوماندان جنبش واز قومندانان سربکف سابقهء حزب اسلامی و یکی از اشراف حکومت کنونی، و مطلب بیگ، کرزی وی را به رتبه برید جنرالی نوازش داد، قوماندان امنیه تخار، بعدا قوماندان امنیه کندز و فعلا معین وزارت سرحدات، این جنایات را ارزیابی کرده و عاملین آنرا به سزای اعمال شان برساند.

هم اکنون خانواده‌های زیادی در افغانستان وجود دارد که سالهاست در مورد زنده و یا مرده‌بودن برخی از خویشاوندان و نزدیکان خود اطلاعی ندارند مگر قاتلین و عاملین این جنایات هنوز زنده در پیش چشمان شان با شوکت و دبدبه گشت و گزار میکنند اما صلاحیت و نفوذ شان در حکومت کنونی باعث آن شده است که مردم هنوز هم قربانی مصلحت‌های آنان گشته و این جور و ستم را متحمل شوند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x