نظــر

سیاف کاسۀ داغ تر از آش …!

نویسنده: محمود احمد نوید

سیاف این روزها از هر فرصتی استفاده می کند تا نظریات افراطی خویش در مورد مجاهدین برحق جهاد مقدس فعلی را به سمع و نظر همگان برساند و از لباس دین سوء استفاده نموده و مثل عادت دیرینه و پرکینه اش زبان تیزش را که کاملا در جهت مرضیات شیطان و طاغوت زمان (امریکا) و همچنین اجیران شکست خورده است، چرخانده و علیه مجاهدین و فرزندان راست قامت و با شهامت جهاد فعلی به تحریف آیات و احادیث و نصوص مقدس اسلام پرداخته و طوری سخن می گوید که گویا جز وی هیچ کسی دیگر در افغانستان علم شریعت ندارد و فقط اوست که می داند چه شرعی است و چه غیر شرعی، چه واجب است و چه خلاف واجب، چه چیزی از دین است و چه چیزی نیست، کی مجاهد است و چه کسی باغی و شورشگر، چه کسی مسلمان است و چه کسی کافر!

افسوس اینجاست در جایی که سیاف سخن می زند و کسانی که در مجالس مختلف به مناسبت های گوناگون، گوش به سخنان سیاف داده و رسانه ها و میدیایی که اظهارنظرهای سیاف را بسیار برجسته انعکاس می دهند همه و همه در جهت اهداف و پلان های دشمنان واقعی دین و وطن گام برداشته و منویات شوم دشمنان شکست خورده را تبلیغ و به اجراء گذاشته و یا می گذارند.

سیاف در حالی سخن از کفر و اسلام می زند که خودش از سر تا پا غرق در دنیای کفار و هوس های عاطل و باطل آنها گردیده است، او در حالی از دین سخن سخن می زند که همه زندگی مادی و ظاهری فعلی اش را مدیون دشمنان دین است، او از حلال و حرام حرف می زند در حالی که خودش بر دسترخوان کفر نشسته و تا می تواند با دین فروشی برای خود مشتری کافر جلب می کند، سیاف از حق و باطل دم می زند ولی مشخصا در صف کسانی ایستاده است که الله متعال در کلام جاویدانش بار بار یهود و نصارای را دشمنان سرسخت دین خوانده و از همکاری و همیاری با آنها مسلمانان را کاملا برحذر داشته است، سیاف وقتی به تحریف و تشویه نصوص دین می پردازد دل کفار خوشنود می شود و کسانی که در دل بیماری نفاق دارند بر سخنانش سوت و کف می زنند؛ اما هر مومن آزاده و هر افغان با غیرت از اینهمه چشم سفیدی وی سخت شگفت زده شده و بر این همه ذلت وی نفرین می فرستد، سیاف مباح الدم دانستن غلامان امریکا و مساعدکنندگان راه اشغال و تجاوز را کافر بالله می نامد در حالی که خود با صمیمت و محبت هرچه تمام تر دست سرکرده های کفر و طاغوت (یهود و نصاری همان کسانی که الله متعال به صراحت آنها را کافر عنوان کرده) را فشرده و متواضعانه آنها را به آغوش می کشد، سیاف خود را مجاهد می گوید و علیه مجاهدین چنان مواضع تند و شدید اتخاذ می کند که کفار هم نمی کنند و همچنانکه بر پنداشت غلط خود علم دین در افغانستان را منحصر در شخص خود می داند طوری وانمود می کند که گویا جهاد را هم منحصر در خود و هم فکرانش دانسته و جز بر جایی که منافعش ایجاب کند هرگز علیه هیچ کافری در هیچ حالتی چه حربی و غیر آن فتوای کفر و جهاد نمی دهد؛ اما تاریخش گواه چیز دیگری است که اگر هر زمانی منافع سیاف در خطر افتیده و احساس کرده از مقام و چوکی دور می شود، حتی بر مسلمانانی که به اعتراف خود وی زمانی در یک صف واحد علیه اشغالگران شوروی سابق جنگیده نیز رحم نکرده و در جنگ های خانمان سوز داخلی بر سر چوکی و قدرت علیه آنها فتوای جنگ و جهاد داده است و عملکردش معلوم است که همواره در مسیری گام بر داشته که با منافع شخصی و ذاتی اش در تصادم نباشد و لو اینکه اسلام و دین قربانی شود و اگر چه کسانی که سیاف بخاطر حفظ موقعیت و قدرت ناچیزش دست به دامان آنها شده کاملا خلاف دین و دشمنان سرسخت اسلام و قرآن بوده باشند، برای او هیچگاهی دین و وطن اهمیت نداشته است از همین روست که به لباس دین کمر به وطنفروشی بسته و به اشغال و تجاوز امریکایی های خون آشام و حکومت تحمیلی و فاسد اشغالگران رنگ قانونی و جواز شرعی می دهد!

این شخص (سیاف) دین برایش مهم نیست که اگر مهم بود حداقل به تحریف آن نمی پرداخت و به اسم خدا و رسول، شریعت حق را مطابق هوسهای خویش تفسیر و ترجمه نمی کرد!

سیاف مجاهد نیست که اگر می بود برخلاف کافران سخن می گفت و نه علیه مجاهدین راه حق و آزادی، و ذره ای بخاطر خدا و دین در راه حق و آزادی وطن می کوشید نه اینکه به وطنفروشان جواز شرعی بدهد!

سیاف عالم ربانی نیست که سخنانش و یا تفسیرهای غلط و تحریف آمیزش از دین باعث تشویش اذهان مسلمانان شده و آنها را دچار سرگردانی نمایند بلکه یک ملای فتوا فروش است که طبق هوسهای نفسانی هر قسمی که وسوسه شود نصوص دین را تعبیر و ترجمه می کند!

سیاف وطندوست نیست که اگر می بود حداقل بخاطر مظالم سیزده ساله کفر متجاوز (امریکای غدار و ائتلاف شوم جهانی) همانند شیطان اخرس سکوت نمی کرد و گاهی هم در تردید خانه خرابی های که اشغالگران بر مردم این سرزمین وارد نموده و هزاران افغان مظلوم و بی سرپناه را به خاک و خون کشیده اند چیزی گفته و صدایش را بلند می نمود!

سیاف ملت مسلمان افغانستان را دوست ندارد و دلسوز هیچ یک از هموطنان نیست که اگر می بود اینهمه بر تداوم حضور قوای بیگانه و اشغالگران خارجی تاکید نمی ورزید و در بحبوبه شکست و فرار اشغالگران اینگونه به آنها چراغ سبز نشان نمی داد و اصرار بر ماندن شان نمی کرد!

سیاف حقگو هم نیست که اگر می بود در برابر انواع فساد گسترده اداره فاسد کابل در مدت سیزده سال و کشمکش های قریب به یکسال به اسم انتخابات اینگونه سکوت مرگبار و سوال برانگیز اختیار نمی کرد و اوضاع فلج کننده وطن و هموطن را به گوش همه می رساند!

آری! سیاف دیگر هیچ کدام از صفات خوب و بارز یک انسان برجسته را صاحب نمی باشد و اینکه این روزها سیاف کاسه داغ تر از آش شده و در هر مجالی تلاش می کند تا ذهنیت مردم را نسبت به مجاهدین تخریب نماید شاید بتوان گفت از حربه های تازه استعمارگران و اشغالگران است که بعد از شکست خوردن در تمام زمینه های لشکرکشی خود به افغانستان (اعم از نظامی و غیر نظامی) دست به دامان امثال سیاف شده و می خواهند از نمایندگان ظاهری دین علیه دینداران واقعی استفاده کرده و سیاف و امثالش را بهترین ابزار این حربۀ آخرین شان بدانند و قصد دارند همه رسوایی ها و افتضاحات چندین ساله خود را در پشت سخنان ظاهرا دینی سیاف مخفی نموده و از وی نمادی جدید برای مبارزه علیه مجاهدین غیور وطن بسازند؛ اما که ان شاء الله سناریوی سیاف نیز شکست خواهد خورد مثل که دیگر پلان های غرب متجاوز شکست خوردند!

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x