ټولنیزه برخه

تمدن چیست و متمدن کیست؟ (قسمت چهارم)

نویسنده: محمود احمد نوید

طب

یکی از علومی که مورد عطف مسلمانان قرار گرفت علم طب بود که تخصص دانشمندان مسلمان در این فن، پویایی و بالندگی فرهنگ و تمدن اسلامی را به رخ جهانیان کشانید به نقل از تاریخ اسلامی: “علم طب هم مانند علم نجوم از نخستین فنونی است كه در بین مسلمانان رواج یافت. این علم در دوره اسلامی با ترجمه كتابهای یونانی و هندی آغاز شد،علم طب پس از تطور در سده های سوم تا پنجم منتهی به تألیف ۴ دانشنامه جامع طب عربی در اوایل سده پنجم شد. دو فقره از این آثار بنیادی را ابوبكر محمدبن زكریای رازی و یك فقره را نیز ابن سینا تألیف كرده است، مسلمانان در دو رشتۀ طب یعنی دانش چشم و دانش داروشناسی پیشرفت فوق العاده ای داشته و خلاقیت های چشمگیری نشان دادند، در داروشناسی به دلیل گستردگی جغرافیای قلمرو اسلامی دانشمندان این رشته با داروهای ملل گوناگون كه تا آن زمان ناشناخته مانده بود آشنا شدند. معتبرترین كتاب در داروشناسی را ابن بیطار با نام الجامع المفردات الادویه والاغذیه تألیف كرد، الجامع راهنمایی است الفبایی برای بیش از ۱۴۰۰ دارو كه بعدها این تألیف عظیم، اساس بسیاری از كتب بعدی در این رشته شد، اما نكته مهمی كه در رشته طب در جهان اسلام باید مورد توجه قرار گیرد این است كه رشتۀ مذكور خیلی زود ماهیت بومی گرفت”

كیمیا

یکی دیگر از علوم و فنونی که مسلمانان در جهان در پیدایش و کسب آن نقش اولیه و اساسی را بر دوش کشید؛ علم کیمیا بود، به نقل از تاریخ اسلامی: “مقوله كیمیاگری تدریجاً شكل اولیه شیمی را از بطن خود بیرون داد، در كیمیاگری از فلزات و كانی ها استفاده می شد، این رشته پس از ظهور اسلام در سده نخست هجری مورد توجه قرار گرفت و مهمترین مجموعه در این رشته توسط جابربن حیان تدوین گردید و سپس دانشمندان بزرگی از جمله رازی و ابن سینا و فارابی و خوارزمی آثار مهمی در قلمرو این رشته تألیف نمودند”

فلسفه و منطق

یکی دیگر از علوم و فنونی که باعث بالندگی فرهنگ و تمدن مسلمانان شد بازیابی و کنکاش مسلمانان در علم فلسفه و منطق بود؛ به نقل از تاریخ اسلام: “در جهان اسلام فلسفه عموماً به دو بخش تقسیم می شود؛ فلسفه مشایی كه منسوب به ارسطو است بر اساس استدلال و اعتبار عقل ایجاد شده و توسط ابویعقوب اسحق كندی، ابونصر فارابی، ابوالحسن عامری، ابوعلی سینا، امام فخررازی و ابن رشد پیگیری و سپس در غرب دنبال شده است، فلسفه اشراق كه ابتدایی ترین و قدیمی ترین حكمت و پیشگام آن شهاب الدین سهروردی است، در جهان اسلام ابویعقوب بن اسحق كندی اولین فیلسوف مسلمان به حساب می آید؛ او نخستین مسلمانی بود كه به پژوهش و مطالعه در علم و فلسفه پرداخت؛ از این رو او را فیلسوف العرب نامیدند، فیلسوف دیگر جهان اسلام محمدبن زكریای رازی است كه قائل به اصالت عقل بود، پس از رازی بزرگترین فیلسوف مسلمان كه در تاریخ علوم عقلی مقام شامخی دارد ابونصر فارابی است، دیگر فیلسوف جهان اسلام ابن سینا است كه دارای یك نظام فلسفی استوار و درخشان است، او صاحب نظریه در زمینه های رابطه نفس و بدن، شناخت، نبوت، خدا و جهان است، از دیگر فیلسوفان اسلامی می توان از غزالی، خیام، ابن ماجه، ابن طفیل، سهروردی، فخرالدین رازی، خواجه نصرالدین طوسی و صدرا نام برد، در باب منطق هم می توان گفت برای نخستین بار در جهان اسلام ابن مقفع به ترجمه عربی مقولات و عبارات و قیاس مبادرت ورزید و افراد دیگری از جمله الكندی، فارابی، ابن سینا، در این فن كار كرده اند، فارابی در زمینه منطق مطالعات گسترده ای داشته است كه بیشتر در حوزه شرح ارغنون ارسطو استوار است”

تاریخ

یکی دیگر از فنونی که باعث رشد و تقویت و تثبیت و بیان فرهنگ و تمدن مسلمانان گردیده است آموزش و تعلیم تاریخ در میان مسلمانان است و به نقل از تاریخ اسلامی: “مهمترین مایه ترغیب مسلمین به تاریخ آموزی و تاریخ نگاری آموزه های قرآنی و حدیثی بود، لذا مسلمانان نخستین موضوعی را كه در تاریخ مورد توجه قرار دادند سیره پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه و سلم – بود، نیاز مسلمانان به آگاهی و شناخت زندگی پیامبر – صلی الله علیه و سلم –  و چگونگی پیشرفت اسلام و نبردهای آنها با دشمنان اسلام همراه با فتوحات و افزایش قلمرو سرزمینی اسلام بر حجم مطالعات و تنوع موضوعات تاریخی افزود، حاجی خلیفه نویسنده کتاب كشف الظنون می نویسد از مجموع ۱۸۵۰۰ جلد كتابی كه مسلمین تا سده ۱۱ به نگارش درآورده اند ۱۳۰۰ مجلد آن به تاریخ و تاریخ نگاری اختصاص داشته است.از مورخان بزرگ اسلامی می توان از ابن اسحاق نام برد”

ادبیات

از دیگر علومی که مورد توجه و عنایت مسلمانان در طول تاریخ قرارگرفته بود علاقه به علم ادبیات بوده است؛ تاریخ اسلامی در این باره می نویسد: “در آغاز گسترش اسلام، ادبیات عرب به ویژه شعر مورد اهتمام قرار گرفت، در صدر اسلام شعر دینی و دینی- سیاسی شاعران اساس گذاشته شد و بعد در زمانه های مختلف توجه خاص پادشاهان و خلفای وقت به این فن، باعث توسعه و گسترش آن در جهان گردید، در مغرب جهان اسلام یعنی اندلس شاعران برجسته ای وجود داشتند كه نامشان در تاریخ ثبت شده است” قابل یادآوری است که اعراب مخصوصا بعد از اسلام، شاعران بسیاری را به دنیای بشریت معرفی کرده است طوری که حتی یادآوری نام برجسته ترین آنها خارج از حوصله این نوشته است.

در دیگر زبان ها نیز مسلمانان بهترین شاعران را به جهان معرفی کرده است که در اشعار و سروده های شان می توان ظرافت و زیبایی های خاصی از فرهنگ و تمدن اسلامی را یافت؛ مثلا در ادبیات فارسی كه از سده سوم هجری پیدایش و توسعه یافت می توان ان را ادبیاتی اسلامی نامید؛ از ویژگی های شعر فارسی می توان به فزونی شمار شاعران، مهارت گویندگان و قدرت آنان در تلفیق كلام، كثرت شعر و سادگی و روانی كلام و فكر گوینده و دگرگونی اوزان شعر اشاره نمود؛ از بزرگان شعر فارسی می توان مولوی، سعدی و حافظ را نام برد که دورنمایی از تمدن اسلامی در قالب شعر فارسی به جهان معرفی نموده اند.

آری، ملت مسلمان در گذشته های نه چندان دور همواره در همه سطوح پیشرفت و ترقی در جهان بشریت حرف نخست را زده است و پیوسته پیشتاز بوده است و از همین رو با جرئت ادعای برتری فرهنگ و تمدن بر سایرین می نموده است و حقیقتا نیز اینگونه بوده است؛ مسلمانان در یک زمانی چنان اختراعاتی در علوم و فنون و تکنالوجی و علوم طب و غیره داشتند که تمامی دانشمندان اروپایی و غربی از قدرت و اعجاز علمی مسلمانان انگشت به دهان مانده بودند و افتخار می کردند از اینکه شاگرد مسلمانان باشند و از نزد آنها کسب علم و دانش نمایند؛ اما متاسفانه با گذشت زمان، همه چیز تغییر کرد و طبیعت زمانه وفق مرام مسلمانان به پیش نرفت و مسلمانان پیشتاز در بسیاری عرصه ها، میدان ترقی و پیشرفت را به دیگر ملل جهان خالی گذاشت و خود بنابرمجبوریت های زمانی و محدودیت های عصری از رقابت با اقوام و ملل جهان سرباز زد؛ هرچند کوشش های فراوانی از سوی بعضی دلسوزان و متفکرین مسلمان، برای انتباه و بیداری مسلمین صورت گرفت و تلاشها و تشویق های زیادی از سوی برخی ها انجام پذیرفت؛ اما متاسفانه بر اثر غفلت تعمدی حاکمان وقت مسلمین و نیز سهل انگاری نزدیکان و خواص حکام مسلمین، واز بین رفتن اعتماد به نفس سابق و اضمحلال روحیه جسورانه دانشمندان مسلمین، کار به جایی کشیده شد که امروزه در اکثریت اختراعات و پیشرفت های جامعه بشری در عصر حاضر، اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان نقش ناظر و استعمالگر پیشرفت های جهانی را به خود گرفته اند و از خود چندان تمایل علمی خیره کننده به نمایش نمی گذارند و اینست که دنیای معاصر فکر می کند در دین مسلمانان کدام محدودیت هایی وجود دارد که باعث بازگشت دانشمندان مسلمین به عرصه پیشرفت و ترقی و توسعۀ فرهنگ و تمدن اسلامی در دنیای معاصرمی شود؛ حالانکه چنین نیست و به شهادت تاریخ، اسلام مقدس همۀ دروازه های علم آموزی را به روی پیروانش باز گذاشته و در چوکات انسانی و اسلامی به آنها حق جولان و کنکاش در همۀ عرصه های علمی را داده است و هیچ چیزی را مانع پیشرفت و ترقی مسلمانان ندانسته و بلکه تاکید نیز نموده است و همانگونه که مسلمانان را به ساختن آخرت زیبا و پر سود تشویق و تحریض نموده است به همان قسم به ساختن دنیای زیبا و کسب مفاخر علمی و انسانی نیز تشویق و توصیه نموده است.

با این وجود اگر قرار باشد تمدن اسلامی و متمدن بودن مسلمانان را بر سایر ملل جهان قیاس و تطبیق کنیم بدون شک از چند منظر به برتری تمدن اسلامی اذعان خواهیم کرد و تاریخ بهترین شاهد برتری فرهنگ و تمدن مسلمین بر سایرین است و از زوایای مختلف این مسئله روشن خواهد شد که اسلام دین تمدن و مسلمانان متمدن ترین بشریت روی زمین اند و این یک ادعای محض نیست بلکه حقیقتی است که حتی سرسخت ترین دشمنان مسلمانان بدان اعتراف نموده اند و نمونه های فراوانی از این اعترافات و گواهی ها در تاریخ، وجود دارند که نشانگر صداقت ادعای ماست … این مضمون

ادامه دارد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x