نظــر

پدرام در رد پائ مسعود

نویسنده : استاد عابد افغانی

عبداللطیف پدرام در درواز ولایت بدخشان به دنیا آمد. تحصیلات اولیه را در مکتبی در زادگاه خود به پایان رساند. بعد از یک دوره طولانی وارد دانشکده ادبیات دانشگاه کابل گردید و در زمینه زبان و ادبیات فارسی به تحصیلات پرداخت.

بعدا به ایران رفت و فلسفه را نزد عبدالکریم سروش ( کسیکه قران کریم را کلمات حضرت محمد صلی الله علیه و سلم خوانده بود ) فراگرفت و بعدها به فرانسه رفت و دکترائ خویش را در رشته اسلام شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه به دست آورد .

پدرام از آوان جوانی با عقیده قومیت رشد نمود و همین عقیده قومیت و زبان پرستی ویرا به صف مسعود کشاند ، و مدتی با مسعود زیست ، و در زمان حاکیمت امارت اسلامی طالبان علیه مجاهدین لب به اعتراض می گشود و در دوران اقامتش در خارج از کشورهم لب از شکایت نظر به حقد دفینی که علیه اسلام و مجاهدین داشت بر نداشت .

بعد از اشغال کشور توسط امریکائ ها ( صلیبی ها ) به افغانستان آمد و با همکاری عده ای از همفکرانش چون شیوائ شرق و … در میان جوانان به کار و فعالیت آغاز کرد تا بتواند عقیده سروش را در افکار جوانان مسلمان تزریق کند ، و همچنین اعتراضات بالائ شریعت هم داشته که به همگان معلوم است .بعد از مدتی در دور دوم انتخابات خود را نامزد کر د ( تا بتواند در تغیر قوانین اسلامی شخصا حضور داشته و افتخار این رسوائ را هم داشته باشد ) و با استفاده از شعارهائ قومیت و زبان پرستی به پارلمان ( مرکز تغیر قوانین اسلامی ) راه یافت .پدرام یک فرد سکولر و بی دین و معتقد به نظام فدرالی می باشد ، وی در ایراد سخنان و در نوشتن مقالاتش خواهان چنین یک نظامی بدیل دیگر نظامها و حتی نظام اسلامی ( خلافت / امارت ) می باشد ، و موضوع داغی که بر سر زبانش است مسئله قومیت و زبان پرستی است .

به یاد دارم وقتیکه بازار انتخابات گرم بود و دلباخته گان منصب و چوکی به خاطر به دست آوردنش خیلی عجولانه دست و پا میزدند ، پدرام هم با سخنان احساساتی اش و با استفاده از آیات کلام الله مجید ( که خود باورمند به آن نیست ) احساساتی عده ای را برانگیخته و با خود همنوا ساخته بود . اما پس از بدست آوردن قدرت و رفتن به پارلمان مهر سکوت برلب زد و دیگر از پدرام چیزی شنیده نشد ، در حالیکه در زمان کمپاین انتخاباتی شعار هائ هتلری را با خود حمل میکرد و انگار با رفتن به چوکی پارلمان تغیرات بنیادی در نظام خواهد آورد ولی نتیجه همان بود که شد (سکوت بدتر از مرگ).
دوران سکوت و مهر به لب به اختتام نزدیک است ، بعد از گذشتن انتخابات افتضاح آمیز و تقلبی و گماریدن دلقک دیگری جاینشین کرزی، فضاء طوری ساخته شد که بازیگران بتوانند یکبار دیگر نقش خویش را در گمراه ساختن و به بیراهه کشاندن مردم بازی کنند. اشرف غنی به تخت ریاست جمهوری تکیه داده شد و گل مرجان به صفت نخست وزیر منتخب گردید ، با آنکه گلمرجان نیمه از نژاد پشتون می باشد ولی با وفاداری به آبشخور خویش و راهنمائ بادارانش خود را در صف تاجک ها قرار داده تا بازی به اکمال برسد .

پدرام هم درین روز ها سر و صدائ را به راه انداخته و به زعم اینکه تاجکها در حکومت سهم ندراند و حقوق شان تلف گردیده و تقلب گسترده در انتخابات صورت گرفته در مصاحبه ها و نوشتارش یک باری دیگر از همان ابزاری صلیبی ( قومیت ) دارد استفاده میکند ،جوانان را بر می انگیزد تا نقشه شومی را که در سر می پروراند عملی سازد .

غربی ها میخواهند ازین دلقک با استفاده از رسانه هائ شان مسعود( قهرمان پلاستیکی ) دیگری بسازند و چنین جیره خواران و کسانیکه همیش در رذالت و بی دینی و دین ستیزی زندگی به سر بردند و با دشمنان دین و شریعت سازش بل خدمت کردند را بالائ ملت مسلمان منحیث قهرمان ملی و … تحمیل کنند .

ولی غلامان بدانند که دیگر عمرشان به اخیر رسیده ، نیرنگ های شان کار ساز نیست و نمیتوانند بازی هائ تکراری خویش را تکرار نمایند ، دیگر مردم مسلمان افغانستان این چهره ها را خوب شناخته و فریب شان را نخواهند خورد ، و خیلی با اطمنان گفته میتوانم که دیگر مردم مسلمان افغان دنبال اشرف غنی وطن فروش ، گلمرجان و دوستم بی دین و پدرام قوم پرست نخواهند رفت . از طرف دیگر حملات مجاهدین روز به روز رو به افزایش بوده و منطقه پئ منطقه دیگر به تصرف مجاهدین در می آید ، و چنین حس میکنیم که فتح و پیروزی فردا یا پس فردا خواهد بود ، و به وعده هائ راستین الله جل جلاله معتقد بوده و به نصرت و همکاری غیبی اش باورمندیم .

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
سباوون برئ

برادر ګرامی استاد عابد افغانی ! در مورد ګلمرجان که نام اصلی اش عبدالله جان است ، اینکه از نظر شما از لحاظ قومیت نیم بشتون ونیم تاجک نامیده ایید، درست نیست، هر چند موضوع قومیت نمیتواند اهلیت وشخصیت فرد را تعین کند ، بلکه داشتن ارداده وتسلط عقلی بر دانش ، فهم که در مواردمعین استقامت کاری شخص وجود داشته باشد توام با صفا وصداقت وایمانداری به خاک ، وطن و مقدسات که باورش دارد، تعین کنندهء شخصیت است، که این مشخصات در ګلمرجان اصلاً وجود نداشته برعکس برضد آن و حتی بر ضد هویت ذاتی خود وولدیت اش… نور لوستل »

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x