نظــر

امضای پیمان امنیتی و چند سخن دیگر

نویسنده: ذاکر جلالی
مترجم: ابو مصعب داوری

تقریباً از سال 2010 میلادی بدینسو بحث‌ها روی این معاهده جریان داشت، اکثریت جامعه مخالف این امضا بودند وهستند. اما تنها چند تن (که با امضای این معاهده منافع شخصی شان تامین می‌شود) طرفدار امضای هرچه زودتر این پیمان اند. این معاهده برای هرکس از زاویه خود مهم است، ولی چرا رئیس جمهور (معاهده) را امضای نمی‌کند؟ و اگر آنقدر مهم نیست که رئیس جمهور امضایش کند پس ده سال دیگر که خارجی‌ها اینجا (افغانستان) باقی می‌مانند، گپ ناچیز است؟ استدلال این‌طور شد که از طرف امریکا سفیر است، و ازین‌طرف هم باید یک مامور پائین رتبه باشد. وقتی‌که یک کشور چنین یک پیمانی را امضا می‌کند که در نتیجه اش سالانه چهارنیم ملیارد دالر بدست می آورد، پس چرا دو رئیس جمهور طی یک مراسم ویژه اقدام به امضایش نمی‌کنند؟ چرا برای امضای این معاهده مقامات آماده نمی‌شوند؟

در حکومت حامد کرزی وزیر انکشاف دهات و بعدها وزیر تعلیم و تربیه و اخیرا وزیر امور داخله، حنیف اتمر در تیم اشرف غنی برای وزارت امور داخله در نظر گرفته شده بود، چرا عجالتا مشاور امنیت ملی شد و امضای پیمان نخستین ماموریتش گردید؟ چرا وزیر امور خارجه و وزیر دفاع ملی از امضای معاهده عقب‌نشینی می‌کنند؟

امروز در ارگ ریاست جمهوری در مراسم امضای معاهده به هیچ یک از سوالات خبرنگاران پاسخ ارائه نشد، چرا؟ چرا جانبین به نقاط مبهم معاهده روشنی نینداختنند؟
این همه چرا اینقدر مجهول؟ اگر این معاهده برای افغانستان مهم باشد، و منافع درازمدت افغانستان را تضمین و صلح و ثبات را تضمین می‌کند، پس چرا برای امضای این معاهده (مفید) کسی آماده نیست؟ در جریان رقابت های انتخاباتی هریک از نامزدها به یک زبان گفتند که معاهده امنیتی را هرچه زود امضا می‌کنند، الان چرا رئیس جمهور اشرف غنی این شرف را به خود کمایی نمی‌کند؟
رئیس جمهور اسبق حامد کرزی چرا امضا نکرد؟

حامد کرزی نسبت به هرکسی دیگر از ماهیت این پیمان و کارکردن مشترک با امریکای‌ها خوب تجربه دارد، این معاهده را به این خاطر امضا نکرد که او می‌دانست که این معاهده نمی‌تواند از کشتن افغان‌ها جلوگیری کند، کرزی خوب می‌دانست که این معاهده ماشین جنگ را تیزتر ساخته و امیدواری‌ها به صلح را از بین می‌برد. یک شرط مهم طالبان خارج شدن نیروهای خارجی از افغانستان است، وقتی چنین یک پیمانی امضا گردد که در نتیجه آن ده سال دیگر خارجی‌ها اینجا (افغانستان) باقی می‌مانند، پس کی آرزوی صلح از طالبان را کرده می‌تواند .

رئیس جمهور اشرف غنی در مراسم تحلیف گفت که طالبان باید به مذاکرات سیاسی آماده شوند، ولی فردایش (امروز) چنین یک پیمانی را امضا کرد که به خاطر آن طالبان چندین برابر تعهد مبارزه را می‌کنند. چرا تا این حد تناقض؟ چرا اینقدر زود بر سخن خود قدم گذاشتند؟
مرکز مطالعات استراتیژیک کتاب ( ارزیابی علمی و حقوقی‌ معاهده) را نشرکرد، نمی‌دانم برخیها منافع و ضررهایش را نمی‌دانند و یاهم تجاهل می‌کنند .

ضررهایش، بسیار کوتاه

برای نخستین بار وقتی حامد کرزی رئیس جمهور اسبق از معاهده یادآوری کرد، آنوقت آنرا معاهده نخواند (پایگاه همیشگی) اش خواند، وقتی‌که حساسیت افغان‌ها را متوجه شد گفت: ما هیچ جای پایگاه دایمی نداریم. امروز هم اشرف غنی گفت که خبر پایگاه نادرست است. این قوت‌ها کجا سکونت خواهند داشت؟
برای ده سال آینده نیروهای امریکایی در نه نقطه مهم افغانستان نه پایگاه نظامی می‌داشته باشند، در معاهده گفته شده که آنها (علیه تروریزم) عملیات هم می‌کنند؛ ولی دیگر وضاحت داده نشده. قوای امریکایی مصئونیت قضایی می‌داشته باشند یعنی آنها اینجا کدام جرایمی را که مرتکب می‌شوند حکومت افغانستان صلاحیت محاکمه شان را نمی‌داشته باشد.

سفیر امریکا می‌گوید که ماموریت قوای باقی مانده آنها در افغانستان حفاظت از مرزهای افغانستان نمی‌باشد، بطور مثال اگر از جانب پاکستان راکت‌ها پراگنی صورت میگیرد، مسئولیت دفاع اش به دوش آن‌ها نیست .

در هیچ جای معاهده این تضمین داده نشده که امریکا سالانه چقدر به افغانستان کمک می‌کند، این واضح نیست، در معاهده گفته شده که ما کمک می‌کنیم. این تصریح نگردیده که چقدر کمک خواهد کرد. اینها چیزهایی است که بدگمانی‌ها و شکوک را به میان میآورد.
قوای امریکایی حق دارند تا ضد تروریزم در افغانستان عملیات کنند، ولی این عملیات تعریف نشده که تروریست کیست؟ در مقدمه معاهده در بند نهم آن چنین آمده که جهت مبارزه علیه دهشت افگنی، ولی درین معاهده برای تروریست‌ها تعریف واضح وجود ندارد، آنها خود اعتراف می‌کنند که در افغانستان دیگر القاعده وجود ندارد، طالبان را هم آنها تروریست نمی‌خوانند، پس این جنگ را علیه کی می‌کنند؟

جنگ امریکایی است ولی تلفاتش افغانی، ده هزار قوای نظامی امریکایی در پایگاه‌های خویش جا به جا اند و به وسایل پیشرفته دشمنان خود را جستجو می‌کنند؛ تلفات از عسکر افغانی و طالب افغانی می‌باشد .

امریکا‌یها نه پایگاه نظامی در نه نقطه استراتیژیک در افغانستان به خاطر کنترول منطقه می‌خواهند، این کار وسیله دست اندازی‌های قدرت‌های منطقه‌ای در افغانستان خواهد شد که در نتیجه آتش جنگ بیشتر از پیش شعلهورتر می‌شود.
با امضای این معاهده امیدواری‌های صلح محو می‌گردد. طالبان در موجودیت نیروهای خارجی با حکومت افغانستان مذاکره نمی‌کنند، وقتی‌که باقی ماندن ده هزار عسکر امریکایی درینجا یقینی شد، دیگر احتیاج مذاکرات باقی نمی‌ماند .

جلسه ننگین امضای معاهده

امروز که به خاطر امضای معاهده جلسه برگذار شده بود، به اعضای ارشد اشتراک کننده حالت سایکولوژیکی (روانی) عجیبی مسلط بود. تاثیرات این امضا و ایستاد شدن در چنین یک جلسه ای بالای رئیس جمهور از دور آشکار بود. به خاطر امضای این معاهده ( کسب شرف ) حنیف اتمر نامزد بود! این اتمر بود که این کار را توانست، وگرنه درین چند روز در داخل نظام جدید نمایشی در جریان بود که کی امضا می‌کند .

در جریان امضای معاهده رئیس جمهور، رئیس اجرائیه و هردو مقام را معاونانشان و رهبران جهادی در عقب ایستاد شدند. سخنگوی جلسه فاروق وردک گفت که ( بزرگان عقب ایستاد شوند، تا آشکار شود که مردم افغان امضای این معاهده را می‌خواهند). به منطق فاروق وردک انسان شگفتزده می‌شود، آیا واقعا ملت افغان طرفدار این معاهده بودند؟ فاروق وردک دروغ گفت !
رئیس جمهور اشرف غنی کوشش کرد تا مردم را قناعت دهد، به خاطر فریب دادن مردم مساجد را یاد کرد، گویی که مکان مقدس ما ( مسلمانان) تنها و تنها مسجد باشد، اشرف غنی با صراحت سخن نگفت، تنها اظهار نمود که این معاهده مفید است؛ ولی نقاط مشخص اش را یاد نکرد. اشرف غنی متعلق به لغو این معاهده گفت :(اگر خاک ما با کدام خطر جدی مواجه شود در آنصورت ما تقاضای ویژه کرده می‌توانیم. تقاضای ما مورد توجه قرار بگیرد.) اگر این معاهده مفید باشد و مردم واقعا مطمئن باشند، پس چرا اینقدر زود سخن از لغوش زده شد؟ غنی در رابطه به لغوش هم صریح سخن نگفت، تنها اینقدر گفت که ما ( تقاضای ویژه) داریم .

در سخنان اشرف غنی نکته ای دیگرش این بود که کوشش کرد تا رئیس جمهور اسبق حامد کرزی را زمینه ساز این معاهده معرفی کند و پای او را نیز درین اقدام بکشاند. این همه گریز از مسئولیت بود، همه تلاش داشتند که بار را به بالای همه بیندازند و هیچکس به تنهایی مسئولیت را به گردن خویش نگیرد .

نخستین واکنش

مقامات در رسانه‌های گروهی واکنش افغان‌ها را خوانده باشند. این پاسخ مردمی بود به امضا کننده گان پیمان و طرفدارنش. تقریبا همه فعالان فیسبوکی از وقوع این حادثه غمگین بودند، تماماً این کار را وطن فروشی خواندند، هیچکس توان دفاع و همکاری را نداشت تماما به یک زبان این معاهده را رد کردند. شاید در دیگر وقایع این طور اتحاد نظر میان فعالان فیسبوکی افغانی نیامده باشد. به راستی که این وحدت نظر نمونه نداشت، عکس العمل‌های شان به صراحت نشان داد که از رئیس جمهور چقدر شاکی و ازش چقدر نفرت داشتند .

این فعالان نماینده گان مردم بودند. این یک عکس العمل مردمی بود. به فکر، شخصیت و حکومت اشرف غنی لعنت‌ها گفته شد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x