نظــر

از کرزی تا احمدزی!

لیکوال: ابوصهیب حقانی هراتی

سخن از جزئیات نیست که حامد کرزی چگونه به قدرت رسید و در مدت سیزده سال از سوی اشغالگران خارجی ادارۀ اجیر و فاقد صلاحیتش چگونه بالای شانه های ضعیف، نحیف، ناتوان، عاجز و خستۀ ملت ستمدیدۀ افغانستان تحمیل گردید، کرزی هر که بود و هرچی کرد برای اشغالگران یک تاریخ مصرف داشت که بالاخره سر شد؛ نامش ظاهرا رئیس جمهور بود اما در عمل به اندازۀ یک عسکر معمولی امریکایی هم پیش خارجی ها ارزش و اعتبار نداشت، چه بسا در شورای به اصطلاح وزیران خود در ارگ گلخانه، تصمامیمی اتخاذ می کرد که هرگاه با سیاست های امریکا در تضاد و یا اگر کوچکترین تنقاضی با پالیسی یکجانبۀ اشغالگران داشت، هیچگاهی آن تصامیم جنبۀ عملی نگرفته و فقط دستورات آمرانه کرزی در لابلای کاغذها باقی می ماندند، کرزی به خوبی می دانست که اسما رئیس جمهور است و در حقیقت باید همان کارهایی را انجام بدهد که امریکا و سایر اشغالگران غرض داشتند، کرزی این برخوردهای توهین آمیز امریکایی ها را بارها و بارها در طول دورۀ زعامتش دید؛ اما بسیار کم، چیزی به زبان می آورد که حقایق را روشن بسازد؛ چرا که یا اجازۀ اظهار نظر نداشت و یا هم جرئتش را، کرزی می دانست در جایی حکومت می کند که همه چیزش در اشغال بیگانگان است و نقش وی در این میان، سمبولیک بوده و از وی مثل مامور اداری کار می کشند تا یک رئیس جمهور مستقل یک کشور، هر بار اگر سخنی ظاهرا نوید دهنده به ملت افغانستان گفت، خیلی اندک کسانی حرفهایش را جدی گرفتند، اگر امری را صادر کرد خیلی ها منتظر امر بالادست تر از وی (یعنی خارجی ها) ماندند، اگر حرفی راجع به اشغالگران می زد قبلا چندین بار مورد ارزیابی قرار می گرفت، در مورد حرفهایش راجع به سیاست های اشغالگران و مخصوصا امریکایی ها خیلی محتاط بود و در بسیاری موارد از سیاست اغماض و چشم پوشی کار می گرفت؛ او (کرزی) اما در سالهای اخیر ظاهرا دل به دریا زد و راجع به بعضی از سیاست های دراز مدت و پُشت پردۀ امریکا در قضیۀ افغانستان، پرده برداشت و دست به افشاگری ها زد، او سرانجام (با زبان حال) اعتراف کرد که یک مامور بی اختیار از سوی امریکایی ها بر سرنوشت مردم افغانستان گماشته شده بوده و فقط در مسیر اجرای پلان های آنها مجاز و موفق بوده است؛ او به ملت افغانستان پس از سیزده سال غلامی، همان چیزی را خاطر نشان ساخت که دلسوزانِ واقعی وطن و مجاهدین راهِ پر افتخار جهاد از زمان تجاوز شوم ائتلاف کفر جهانی به سرکردگی امریکا، تا هم اکنون با جهاد و مبارزه خستگی ناپذیرشان ثابت ساخته و در مسیر آزاد سازی وطن و نجات هموطن از شر مکاید خصمانۀ دشمنان اسلام، همچنان ثابت قدم و استوار هستند؛ کرزی در این اواخر و مخصوصا پس از سر باز زدن از امضای معاهده ننگین با امریکایی ها، به صراحت می گفت که امریکایی ها به خیر، صلاح، آرامش و سعادت مردم افغانستان هیچ انگیزۀ نداشته اند و صرفا به دنبال کسب منافع خودشان در  افغانستان و خاورمیانه البته از خاک این کشور هستند و بی هدف کاری به مردم افغانستان انجام نداده و هرگز هم انجام نخواهند داد؛ وی حتی در هنگام تحویل قدرت نمایشی خود به اشرف غنی و عبدالله در یکی از نشست های به اصطلاح تودیعی، به جانشینان بعد از خود گفت که در سیاست خود با جانب غربی بسیار محتاط باشند و تصمیمی را نگیرند که بعد ها سبب پشیمانی تاریخی شان شود.

و اما اشرف غنی احمدزی، او شخصا کرزی نیست ولی چیزی که به اسم قدرت و حکومت از جانب خارجی ها به وی سپرده شده، عینا همان چیزی است که به کرزی داده شده بود؛لکن با جنجالهای انتخاباتی که امریکایی ها و سایر سازمانهای مداحله گر در امور افغانستان تا رسیدن احمدزی به قدرت به راه انداختند و حکومت را نصف و نیمه با رفیق ظاهرا رقیبش در جریان کارزارهای انتخاباتی تقسیم نمودند؛ حتی ضعیف تر از کرزی نیز خواهد بود و مطمئنا احمدزی با منّت کشی اربابان خارجی خود جز تن دادن به همه خواسته های آنها چاره ای دیگر ندارد، کما اینکه هنوز یک روز از عمر اداره اجیر و جدیدش نگذشته بود که با رغبت هر چه تمام تر معاهده ننگین با امریکا را به امضاء رساند و اینگونه به دنبال جلب اعتماد اربابانش برآمد.

احمدزی در حالی به عنوان رئیس جدید ادارۀ اجیر کابل از سوی امریکایی ها مقرر شده که کاملا به دست نشانده گی خود توسط امریکایی ها باور مند است او می داند که باید در چارچوب مرضیات امریکا گام بردارد و گرنه شریک قدرتش عبدالله بیش از هر کسی دیگر به جایگاهش چشم داشته و از هر فرصت ممکن استفاده می کند تا در چشم باداران خارجی، کار آمد تر، معتمدتر و سرآمد تر از احمدزی به نظر آید؛ عبدالله نیز می داند که با کسی شریک قدرت شده که نه از راه انتخابات که از راه تقلب و انتصاب امریکایی ها به ریاست رسیده است لذا نقاط ضعف احمدزی را بطور کامل در مشت دارد و هرگاهی ببیند که احمدزی تصمیم به کنار گذاشتن وی از موقعیت فعلی یا قصد دَور زدن دارد فورا ناسازگاری وی را به باداران خارجی اش گزارش می کند و در صورت عدم توجه اربابان خارجی به خواسته های عبدالله، باز سخن از بحران و جنجال در کشور به میان خواهد آورد.

هدف اینکه وقتی کرزی به تنهایی نتوانست به افغانستان و ملت ستمدیده افغان خدمت شایسته و در خور شان مردم وطن انجام بدهد و وقتی با آنهمه اعتمادی که خارجی ها به کرزی داشتند و متقابلا کرزی نسبت به آنها داشت، سرانجام به یک مهره سوخته تبدیل شد تا جایی که در این اواخر ظاهرا نوکر و بادار تحمل دیدار همدیگر را نداشته و یکدیگر را متهم به استفاده جویی نمودند؛ حال احمدزی که اداره اش از اساس با چالش های جدی شکست و تزلزل روبروست چگونه می تواند کاری به مردم افغانستان و آیندۀ این کشور انجام داده و یا در دل دشمنان متجاوز محبت دوام دار حاصل کند؟!؟

به امید افغانستان آباد، آزاد، با استقلال و با عزت، که همانا این امید تنها در نظام مستقل اسلامی به حقیقت خواهد پیوست. (ان شاء الله)

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x