نظــر

اشرف غنی سوار بر موج تبلیغات پوچ

نویسنده: محمود احمد نوید

اشرف غنی کسی است که از طریق تبیلغات فراوان و یکجانبۀ میدیای غرب و رسانه های زر خرید دشمنان در دنیای سیاست امروزی افغانستان عرض اندام کرد؛ او هر نام، نشان و عنوانی که دارد همه یا جعلی و کذایی اند و یا در برجسته بودن آنها، زیاده روی شده است و گرنه شخصیت اشرف غنی تا حال، در بسیاری از موارد برای اکثریت افغانها گنگ و مجهول بوده و از قسمت اعظم زندگی وی تا پیش از هجوم اشغالگران به افغانستان (در سال 2001 م) معلومات دقیقی در دست نیست.

امروزه کسیکه ابزار تبلیغاتی بیشتری در اختیار داشته باشد و از سوی شبکه ها و بنگاهای خبری پشتیبانی شود، طبعا در افکار عمومی شناخته شده تر جلوه می کند و از معرفی کاملتری برخوردار خواهد بود؛ دشمنان دیرینۀ اسلام و مسلمانان، در کنار تهاجم نظامی خود به افغانستان و کشورهای اسلامی، به مراتب تهاجم تبلیغاتی در ابعاد گسترده و بسا پیچیده تر به راه انداخته و برای تسهیل روند اجرایی کردن اهداف و پالیسی های شوم خود در ذهن و فکر مردم، هر چیزی که به نفع شان بوده، بسیار متنوع و جذاب به تبلیغ آن پرداخته و هر چه که به ضررشان بوده نیز، با زیرکی شیطان صفتانه در بیراهه کردن مردم از حقیقت آن، سعی بلیغ و تلاش مستمر نموده اند.

فرض مثال، غربِ اشغالگر در افغانستان از هر کسیکه خوشش آمد و وی را برای پلان های شوم خود مناسب و مفید یافت از وی چنان یک شخصیت مهم اما جعلی ساختند که گویا در تاریخ کشور، چهرۀ تازه کشف گردیده و هر چند شخصیت مورد نظر غربی ها (از توان کافی و استعداد لازم برخوردار نبوده باشد) در آن شخص این ذهنیت را القاء نمودند که وی مثلا یک انسان ایده آل و استثنایی است؛ و با کمک رسانه ها و سایر ابزار تبلیغاتی  در ذهن و فکر مردم نیز می قبولانند که کدام شخصی که مورد تایید صد فی صدی غرب قرار گرفته حتما به خیر و نفع ملت افغانستان بوده و در راستای ترقی کشورشان گامهای موثر برخواهد داشت.

اشرف غنی که به باور و اعتراف بادارانش و اکثریت مطلق مردم افغانستان نه در نتیجۀ انتخابات نمایشی سال روان (93 هش) بلکه بر اساس یک سازش و معامله گری و به دستور مستقیم و دخالت آشکار مقامات امریکایی (به اصلاح) به حیث رئیس جمهور افغانستان از سوی کاخ سفید و پنتاگون معرفی گردیده است؛ تا حال که مدت زیادی از ماموریت جدیدش در راستای منافع امریکا و اشغالگران نگذشته، طوری رفتار و گفتارش را تنظیم می کند که گویا همچنان در جریان کار زارها و مبارزات انتخاباتی به سر می برد و جز لاف و پوف، شعار و تبلیغ و حرف های امید وار کننده و خالی از عمل، کار دیگری بلد نیست.

یقینا امریکایی ها پس از کرزی به شخصی نیاز داشتند که حرف شنوی کامل از دساتیر و طرزالعمل های آنها را داشته و بدون تعمق و اندیشه، و بدون چون و چرا کردن در خواسته های امریکایی ها، راحت و خیلی آسان امریکایی ها و سایر اشغالگران را در رسیدن به اهداف شوم شان کمک نماید؛ از همین جهت (اشرف غنی) تا حال بیشرین سخنان ظاهرا امیدوار کننده و حقیقتا فریبنده را برای مردم افغانستان داشته و بیشترین گام های عملی را در راستای خواسته های امریکایی ها برداشته است از جمله امضای زود هنگام پیمان نامه شوم و ننگین با امریکایی ها.
اشرف غنی آنطور که میدیای غرب و رسانه های خبری دشمنان اسلام، از وی دومین مفکر جهان ساخته اند، مفکر نبوده و نیست و اگر هم هست حداقل مفکر در پیشرفت و ترقی وطنش نیست بلکه متفکر در اجرای پروسه های نو و یا نیمه تمام غربی ها در افغانستان است.

اشرف غنی را اقتصاد دادن معرفی کرده اند سوال اینجاست که اگر وی اقتصاد دان ماهر و حرفه ای بود چرا در زمان کرزی که شخصا عهده دار وزارت مالیه بود اوضاع اقتصادی را بهبود نبخشید و در زمان تصدی آن وزارت چه کارنامۀ درخشانی ارایه کرده است بفرمایند نشان بدهند کسانی که سنگ غنی را به سینه می زنند؟

گفته اند اشرف غنی برای نجات افغانستان از شرّ آدمهای فاسد در ادارات دولتی آمده است، سوال اینجاست این شخص که خود زمانی یک عضو شاخص ادارۀ فاسد کرزی بوده چگونه می تواند امروز منجی باشد و با چه کسانی می خواهد فساد را ریشه کن کند با همان هایی که در زمان کرزی در بلندترین پست های حکومتی قرار داشتند، اگر این کار ممکن بود چرا کرزی نکرد و آیا واقعا آدمهای فاسد می توانند با فساد مبارزه کنند در حالیکه خود تا گلو در منجلاب فساد دست و پا می زنند؟؟؟

گفته اند اشرف غنی برای بهبود وضع تعلیم افغانستان آمده است، سوال اینجاست که این شخص در زمان تصدی پست های مهم در وزارت تعلیم و تربیه و در هنگام ریاست برخی ادارات مهم این وزارت، چه کارنامۀ درخشانی دارد که اینک برای آینده فعالیت های خود در این قسمت، سرمشق قرار دهد و بتوان وی را در این امر موثر و مفید دانست؟؟؟

رسانه ها در همین مدت کم از اشرف غنی، یک چهره جدی ساخته اند که گویا با پشتکار قوی می خواهد تغییرات بنیادین در عرصه های مختلف وطن و زندگی افغانها به وجود بیاورد در حالیکه همۀ اینها تبلیغات عاری از حقیقت دشمنان می باشد و هیچگاهی اشرف با شرایطی که دارد قادر به انجام امور نخواهد بود؛ چرا که ابزار و افرادی که غنی آنها را برای حل معضلات افغانستان در نظر گرفته، تمامی شان از اساس غلط و فاسد بوده و مطمئنا (اشرف) با چنین افراد و با این طرز تفکر و حکومت ناقص الخلقه جز سر گرم نمودن افکار عمومی هیچ معضلی را حل کرده نمی تواند.

اینکه اشرف غنی سوار بر موج تبلیغات پوچ، گاهی وعدۀ پاکسازی دستگاه فاسد قضایی افغانستان از فساد را می دهد، گاهی قضیه بحث برانگیز کابل بانک را بر سر زبان ها می اندازد، گاهی در زندان پلچرخی با زندانیان ملاقات و به مردم افغانستان وعده رسیدن حق به حقدار را داده، گاهی در شفاخانه ها رفته با مریضان به احوالجویی پرداخته، گاهی از طریق ویدیوکنفرانس ها با گروهای مختلف همسخن شده و به آنها وعده و وعید می دهد، گاهی به مکاتب تعلیمی رفته و سر مدیران مدرسه ها به نظارت می نیشیند؛ اینهمه بخشی از موج سواری تبلیغاتی اشرف غنی است که هدف نهایی اش در اصل، خام کردن و رام کردن ملت غمدیده و زخمی افغانستان است و از خود در ذهن افغان ها یک چهرۀ جدی، ملی و خبرساز می سازد در حالیکه تا هم اکنون همه این دیدارها و ملاقات صرفا جنبۀ تبلیغاتی داشته و هیچ حرکت ملموس و عملی از اشرف غنی در موارد فوق الذکر محسوس نشده است.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x