نظــر

شیطان لنگ / حنیف اتمر را بشناسید

نویسنده : قاری حبیب
مترجم : عبدالرحیم

مردم مومن و مسلمان ! دیروز از طریق رسانه ها خبر شدید که مشاور امینت ملی حکومت اشرف غنی در سیمناری که از طرف گروپ دیلی پالیسی در هند تدویر یافته بود ، درجریان سخنرانی اش گفت که ، مدارس دینی باید در افغانستان ، پاکستان و هند و دیگر کشور هائ اسلامی بسته شوند ، زیرا به باور وی همین مدارس تروریزم را انتشار میدهند.

دررابطه به ادعائ وی ، بنده که تقریبا بیست سال در مدارس دینی گذرانده ام و مانند شاهدعینی از نزدیک خبر هستم ، با جدیت می گویم که تا اکنون در افغانستان و پاکستان در هیچ مدرسه ای ندیده ام که به شاگردانش بمب ، اسلحه تدریس شده باشد.

کتاب ها و نصاب مدرسه به هر کس معلوم است ، نقشه و نصاب مدارس پیشروئ هر کس می باشد ، کتابهایش در کتاب خانه هائ عام یافت میشوند ، کتاب هائ درسی در جنوب اسیا و  افغانستان به آن علوم مشتمل هستند که رسول الله صلی الله علیه و سلم در حیات مبارک خویش به طالبان صفه القاء کرده میکرد ، همین علم با تسلسل در طول قرن ها زنده باقی ماند ، تنها روش  تدریس و کتاب ها با توجه به عصر و تقاضائ زمان تبدیل شده است ، اکنون هم در کتاب هائ دینی همان توحید ، رسالت ، ایمان ، اسلام ، احسان ، عبادات دینی و معاملات وجود دارد ، به همین قسم سه قرن پیش  نصاب علوم دینی توسط مولانا نظام الدین السهالوی به روش جدید تدوین گردید، که در مدارس هند ، بنگال ، افغانستان ، اسیائ میانه و فارس بسیار شهرت یافت ، این نصاب به نام وی مشهور گردید  که تا الحال مردم نصاب درسی نظامی برایش می گویند .

به هرکس واضح معلوم است که در مدارس دینی همین علوم دینی مانند تفسیر ،حدیث ، فقه ، عقائد ،صرف ،نحو ، بلاغت ،میراث و … تدریس میشوند ، ولی با وجود این دشمنان دین مانند حنیف اتمر به سطح جهانی به خلاف مدارس آواز بلند میکنند ، و به بستن مدارس دینی و از بین بردن علوم دینی هشدار میدهند و از کفار نصرانی و هندو کمک میخواهند ، واضح است که وی با دین دشمنی دارد و این را تحمل کرده نمیتواند که علوم دینی ، عالم دین ، طالب دین و مدرسه دینی سالم باقی بمانند .

بیائید که به موضوع عنوان شده نظر بافگنیم ، حنیف اتمر در جریان تشکیل کابینه کرزی ناگهان بلند شد و از عالم گمنامی مانند قارچ (سماروغ ) سربرآورد ، نامبرده را بعدها  غربی ها با تبلیغات خویش مشهور ساختند و به  چوکی هائ وزارت داخله و معارف بلندش کردند که این از استعداد یک فرد دوازده پاس بسیار بالا بود ، ولی عروج غیر مترقبه حنیف اتمر این را ثابت ساخت که وی مربی دارد و مربا می خورد ، اکنون که وی در حکومت اشرف غنی به صفت مهره اساسی و تصمیم گیرنده پیش کرده میشود و مانند شاه شجاع پیمان شرمناک را با امریکا امضا میکند ، و مشاور امینت ملی تعین میشود ، باید مردم افغان این شخص خطرناک را بشناسند ، از قول ، کردار و شرارت هایش بیدار باشند ، زیرا در مبارزه شرط اساسی شناخت دشمن است .

حنیف اتمردر سال 1336 هـ ش در ولایت لغمان تولد شده ، ولی اکنون وی با بسیار زیرکی خود را یازده سال خورد شماریده و سال تولدش را 1347 هـ ش می خواند ، تا بتواند سابقه کمونستی خویش را تا یک حدی پنهان نماید .

حنیف اتمر از خورد سالی متاثر از افکار کمونستی بود ، از دوره لیسه کمونست آتشی بود و وقتی که  انقلاب کمونستی شد وی تازه از صنف دوازده فارغ شده بود ، حنیف اتمر به جائ رفتن به پوهنتون و ادامه تحصیل در رژیم کمونست ها منحیث مستنطق و شکنجه کننده (مسلمانان ) به وظیفه آغاز کرد .

حنیف اتمر مدت ده سال در اداره بدنام خاد کابل وظیفه اجرا کرد ، درین مدت وی نسبت جدیت ، بی رحمی و قساوتش به میر غضب لقب یافته بود ، وی در جریان تحقیق تعدادی زیادی افراد بی گناه را به شهادت رساند ، همچنین در قتل عام هائ پنهانی خاد در دشت چمتلی و ده سبز منحیث اجرا کننده آن جنایات خطرناک و تکان دهنده را اجرا کرد .

در رابطه به جنایات همان زمان حنیف اتمر، معلومات مستند در انترنت موجود است که به خاطر طولانی شدن موضوع نمیتوانیم اینجا ذکرش کنیم .

حنیف اتمر جوان کمونست و سرشار از جذبات انقلابی بود از طرف ( KGB)  طوری تربیت شده بود که بر خلاف مجاهدین ضد انقلاب از هرنوع قساوت کاربگیرد ، اگر شما خواننده گان عزیز متوجه باشید در چهره و مزاج حنیف اتمر اکنون هم همان اثرات تربیت استخباراتی واضحا معلوم میشود ، وی تا حال هم یک شخص مرموز ، شکاک و جدی غیر معمولی می باشد ، و مانند کارمندان استخباراتی در حالات عادی هم دسپلین و مقررات را نا دیده نمیگیرد .

ملاسعدالدین سعید وزیر پلان زمان طالبان می گوید :

در زمان حکومت طالبان حنیف اتمر با موسسات خارجی کار می کرد ، و هنگامیکه کارمندان موسسات خارجی به وزارت پلان می آمدند حنیف اتمر هم همراه شان بود ، باوجودیکه در موسسات خارجی به سویه بالا کار میکرد و رئیس دفتر ( IRC) در کابل بود ، ولی در مجالس خاموش می نشست و هیچ حرف نمی زد ، وی تنها حرف هائ خارجی ها را ترجمه میکرد و از خود چیزی نمیگفت ، در آن وقت ریش طولانی ، لباس افغانی به تن و کلاه جالی به سر داشت و از کردارش شخص مرموز و خاموش معلوم میشد .

کرکتر کنونی و همین تشخصش میراث همان وقتش است ، وقتیکه از طرف کارمندان (KGB) تربیت شده بود  ، حنیف اتمر در یک جنگ رویاروئ با مجاهدین در جلال آباد زخم برداشت و پایش قطع گردید ، بعد از سقوط دولت نجیب حنیف اتمر به پاکستان فرار کرد و در پشاور زندگی می کرد ، چونکه وی معیوب بود ، به واسطه خواهرش بلقیس اتمر در یک موسسه نارویی ( NPO) که از طرف کمک هائ کلیسا (Norwegian Curc Aid ) تمویل میشد به صفت تلفونچی به ( کار گماشته شد )و کار را آغاز کرد ، اتمر نظر به قایم ساختن روابط با رئیس همین موسسه به حیث محاسب عمومی انتخاب شد ، و رئیس موسسه ویرا به خاطر آموزش زبان اینگلیسی و کورسهائ قصیر المدت به انگلستان فرستاد و در آنجا علاوه به معرفت با اسخبارات بریتانیائ زبان اینگلیسی را هم فرا گرفت .

حنیف اتمر در آغاز با واسکت و پکول چرکین در فقیر آباد پشاور در یک کندواله ( خانه کهنه و تخریب  شده ) زندگی میکرد ، ناگهان زندگی اش بدل شد ، خانه لکس ، موتر و معاش دالری به دست آورد ، و در سالهائ دهه نود نامبرده با موسسات گوناگون خارجی کار کرد ، که درین جریان در زمان حاکمیت طالبان مدت زیاد در کابل به صفت رئیس محلی موسسه  IRC  باقی ماند.

امان الله نام یک دوست سابق اتمر در انترنت نوشته است ، که در سال 1999 میلادی یک هیئت سه نفری عالی رتبه از طرف سی ای ای CIA، وزارت خارجه و وزارت دفاع امریکا  به خاطر سنجش اوضاع ظاهرا به نام کارکنان موسسه به افغانستان آمدند ، با حنیف اتمر در ارتباط شده و به واسطه حنیف اتمر ماموریت جاسوسی خویش را انجام دادند ، ازینجا این جیره خور از طریق   KGB و MI6  با CIA  هم شناخته شد ، و به همین واسطه اشرف غنی را شناخت، بناء وقتی حکومت جدید به رهبری کرزی به وجود آمد ، حنیف اتمر به واسطه اشرف غنی به وزارت انکشاف دهات بلند شد ( وزیر تعین شد ) ، از آنجایکه یک دوازده پاس از قریه لقمان نا گهان وزیر انتخاب شد ، حقیقتا رابطه عمیق و دوستانه اش با استخبارات امریکائ و برتانیائ بود ، که به خاطر آنها عقیده کمونستی اش را گذاشته و به تعلیمات انګریزی زانو زده بود .

پلان هماهنگی ملی ( ملی پیوستون) که از طرف وزیر انکشاف دهات حنیف اتمرمطرح گردیده بود ، نیمه ای از کمک هائ امریکا به وی اختصاص داده شده بود ، پروگرامهائ ویژه به خاطر خوب جلوه دادن آن به نشر سپرده میشد ، که این در حقیقت تلاش برائ لائق نشان دادن و ازدیاد اعتبار جاسوس شان از طرف امریکائ ها بود ، اما وقتیکه حنیف اتمر از وزارت انکشاف دهات تبدیل شد توام به آن هماهنگی ملی ( ملی پیوستون ) نسبت عدم تمویل موقوف شد ، حنیف اتمر بعدها به امریکائ ها زیاد نزدیک شد ، در وزارت معارف و وزارت داخله همان کارهائ را انجام داد که امریکائ ها برایش پلان می ساختند .

حنیف اتمر آنقدر به امریکائ ها مخلص بود که ساعت ها ساعت ها در پروگرام هائ رادیو آزادی مهمان ظریف نظر بود و بحث میکرد ،که در افغانستان با کدام یکی از دیگر وزیران این نوع رفتار و دادن اینقدروقت به بحث دیده نشده است .

پیشخدمتی و نزدیکی حنیف اتمر به امریکائ ها ازین هم آشکار میشود که قرار داد امنیتی با امرکائیها را هیچکس امضاء نکرد ، حامد کرزی ، ضرار مقبل ، بسم الله ، ارشاد احمدی و بسیاری از بزرگان انکار کردند ، ولی شیطان لنگ حنیف اتمر که امریکائ ها در سیاست افغانستان برائ همین روز بسیجش کرده بودند ، به شکل اتوماتیک مشاور امنیت ملی مقرر گردید و چند ساعت بعد این قرارداد شرمناک را امضاء کرد .

شاید شما تعجب کنید که من چرا ویرا شیطان لنگ گفتم ، این سخن آنقدر با کاستی عضوش ( لنگ بودنش ) ارتباط ندارد طوریکه با کردارش دارد ، نامبرده طوریکه در وقت وزارتش در معارف برائ بیخ کنی مدارس تلاش کرد ، علوم دینی را تروریستی تعریف کرد ، اکنون یک بار دیگر تلاش میکند که فرزندان مردم مومن را از تعلیم محروم بسازد ، و این عمل عینا کار شیطان لنگ است که نسل مسلمان را از تعلیم دینی محروم میکند .

حکایت است که روزی شیطان بزرگ شیطان هائ خویش را جمع کرد و از هریک شان در باره بدکاری و شرارتش معلومات می گرفت ، به شیطان هائ اعلان کرد که هرکس به بندگان الله زیان بزرگ وارد ساخته باشد و مردم بسیاری را گمراه و هلاک کرده باشد و شر بزرگ پیشکش کند ویرا جایزه ویژه و خاص میدهد .

شییطان ها هریک به کلان خود راپور کارش را ارائه داشتند ، یکی میگفت من اینقدر مردم را به جنگ انداختم ، دیگرش می گفت من بسیار انسانها را به زنا و دزدی و قتل و دیگر گناهان وادار کردم ، بعضی شان می گفت ما میان زن و شوهر اختلاف ایجاد کردیم و دیگران شان از شرارت هائ بزرگ شان واقعه بیان می کردند ، هر کدام تلاش می کردند که شرارت خود را بزرگ جلوه دهند تا انعام انتخاب شده را منحیث قهرمانی در شیطانی به دست بیاورند .

شیطان بزرگ تمام شیطان ها را پرسید ولی هیچ یک شان انعام را از آن خود نکرد ، از هرکدام شان که هر نوع شرارت را می شنید می گفت این شرارت خورد و کوچک است ، من را ازین بزرگتر شرارت بکار است ، در آخر مجلس یک شیطان لنگ نشسته بود که دیگر شیطان ها به وی اهمیت نمیدادند ، بالاخره شیطان بزرگ از همین شیطان لنگ پرسید که تو هم خود را شیطان می گوئ تو کدام شیطانی را انجام داده ای ؟

شیطان لنگ برایش گفت : آقا تو میدانی که من از پائ لنگ و معیوب هستم ، کارهائ شیطانی را زیاد کرده نمیتوانم و نه هم زیاد راه رفته میتوانم ، ولی اینقدر میتوانم که در سر یک راه بنشینم و راه روان را از راه بیراه کنم .

امروز در سر یک راه نشسته بودم که یک طفل طالب که کتاب و لباسش در دستش بود آمد ، من که خود را در نقش یک انسان موی سفید گردانده بودم ازش پرسیدم که کجا میروی ، طالب گفت که مدرسه میروم ، من برایش گفتم که در مدرسه چه میکنی ، گفت که دین را می آموزم و حلال را حرام را معلوم میکنم و عقیده و عملم را درست میکنم .

شیطان لنگ میگوید : برایش گفتم که ، سخنم را گوش کن که برایت می گویم ، ببین تو طفل هستی و نمیدانی ، در مدرسه شب و روز گرسنه و تشنه زندگی میکنی ، از مادر و پدر جدا هستی ، لباسهایت را خودت می شوئ و مشکلات زیاد دیگر ، تورا کسی دروغ گفته که آنجا برایت چیز هائ خوب نشان داده میشود ، آنجا برایت درس بی راهی ( گمراهی ) داده میشود ، میخواهد تورا از نعمت هائ زندگی محروم کند ، مردم عیش زندگی خود را میکنند و تو به همین سخن هائ بی معنی گرفتار هستی ، برو مانند دیگر اطفال بازی کن ، همین وقت ساعت تیری است .

شیطان لنگ گفت که به همین سخن هائ روغنی و چرب خود یک طالب خورد سال را از مدرسه پس گرداندم و دوباره به خانه واپس کردم .

وقتی شیطان لنگ این سخن را گفت ، شیطان بزرگ گفت : آفرین … جائزه را از آن خود کردی ، دیگر شیطان ها به افتخار شیطان لنگ چک چک کردند .

چند لحظه بعد انعام به شیطان لنگ سپرده شد ، و شیطان بزرگ به خاطر قناعت دیگر شیطان ها گفت : شما تعجب نکنیدکه من به عمل کوچک شیطان لنگ ویرا انعام دادم ، در حقیقت کار وی در جمله کارهائ شیطانی از همه بزرگ است ، شما یک نفر را به یک گناه گرفتار کردید او یک عمل فردی است ، مگر شیطان لنگ چنین یک عمل را انجام داد که تاوانش به همه اجتماع میرسد .

اگر این طالب به مدرسه می رفت ، آنجا علوم دینی را یاد گرفته و عالم میشد ، مردم را به دشمنی ما دعوت میکرد ، مردم را به راه الله فرا میخواند ، و کار هائ ما را بسیار خراب میکرد ، به این بدانیدکه دشمن از همه بزرگتر و رویاروی ما علماء و رهنمایان هستند . زیرا آنها بر خلاف ما کار میکنند ، ما مردم را به شر دعوت میکنیم و آنها به خیر دعوت میکنند ، ما مردم را گمراه می کنیم ولی آنها مردم را به راه آورده و راه الله را برایشان نشان میدهند ، مدارس دینی که مرکز تعلیم و تربیه همین رهنمایان دینی است به هر قسم که میشود باید بدنام و ناکام شود ، تا وقتیکه مدارس باشد علما هم هست ، و بر خلاف شیطنت کار هدایت در جریان است ، قبل از هرچیز باید مدرسه از بین برده شود تا اینکه برائ شیطانی با دست باز کار شروع شود .

این یک داستان بود ، ولی کارکرد حنیف اتمر را که انسان متوجه شود هو به هو همین حال را تصدیق میکند ، این لنگ مزدور که پایش را در راه شیطانت کمونستی از دست داده است ، امریکائ ها برایش در حکومت جدید وظیفه مهمی را سپرده اند تا به نفع کفر ازش کار بگیرند ، وی بعد جنایت امضائ سند امنیتی فورا به مدارس حمله کرد ، او میداند که مدارس مرکز اساسی نشر چراغ دینی است ، اگر کفر بخواهدکه چراغ دین را خاموش بسازد و مردم را در تاریکی ها واقع کند ، نخست باید مدارس را ببندد و علمائ کرام را از میان ببرد .

ولی حنیف اتمر این آرمانش را با خود به پائین ترین طبقه دوزخ میبرد ، حنیف اتمر اندکی از یابوئ حماقت پائین شده و این حقیقت را متوجه گردد که بقاء دین ، علوم دینی و علماء با بقائ دنیا لازم گردانده شده و تخصیص یافته، تا وقتکیه دنیا آباد است این علوم دینی هم خواهد بود ،  علوم دینی که عبارت از مغز قران و حدیث می باشد الله تعالی وعده نگهداری اش را کرده است ، شیطان لنگ شاید بتواندکه کدام طالب خوردسالی را از مدرسه واپس کند ولی فرصت از میان بردن علوم دینی و تخریب کردن عمامه سفید را هیچگاهی نخواهد یافت .

این دستخط  ( به عنوان ) نشانه باشد ، که حنیف اتمر ارمانی به ختم علماء دین ، یک روز بی روح و سرد در پیشروی ملا افتیده باشد و ملائ زنده بیلچه را به خاطر کندن قبرش خواهد گرفت .
یاد آوری ! اگر کمی و کاستی  در ترجمه این مقاله وجود داشته باشد از نویسنده این مقاله جدا پوزش میخواهم .

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
2 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
افغان

سلام مدت کوتاهی قبل از اعلان نتایج انتخابات توسط کمیسیون انتخاباتی ِ آقان اتمر به فاروق وردک پیام را در موبایلش روان کرد که در آن نوشته شده بود Soon we will get on power, when I got on power I will ### you and then ### you این پیام سبب خشم آقای فاروق شد و موضوع را در مجلس کابینه برای کرزی حکایت کرد و برای همه وزرا پیامش را نشان داد و نشویش خویشرا اعلان کرد. که بعدا اتمر از این پیام منکر شد و حتی موضوع به وزارت مخابرات رسید. این یک فصه واقعی بین وزرا این… نور لوستل »

raz mohammed mohmend

hanif atmer is one honest afghan he love afghans,he love afghanistan,he did good jobs in last time in the board of interior ministry,
if you are a honest afghan,please don,t do puropaganda against afghan leaders,.
now is time of peace,all afghans must gave hands to gether and build afghanistan.
doctor ashrafghani is a good afghan leader and his team are want to work for this country.thank you

Back to top button
2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x