در شرکت سهامی، دوستم قدرت بیشتر دارد یا عبدالله؟

لیکوال: ابوصهیب حقانی هراتی

جنرال دوستم که این روزها به قول خودش بهترین و خوش ترین روزهای زندگی اش را در قصرگلخانه به حیث معاون اول اشرف سپری می کند در یک مصاحبۀ اختصاصی با شبکه خبری بی بی سی، نسبت به آینده حکومت به اصلاح وحدت ملی (و یا همان شرکت سهامی) هشدار داد و خواسته های عبدالله عبدالله را نوعی زیاده خواهی تلقی کرده و غیر ممکن دانست و به نقل از بی بی سی چنین گفته: “شنیده‌ام که داکترصیب عبدالله می‌گوید (قدرت) پنجاه پنجاه تقسیم شود. این گپ، گپ عملی نیست. شما قضاوت کنید، پنجاه، پنجاه درصد که شد دو تا دولت می‌شود. دو دولت که شد، دو رئیس جمهور می‌شود. انشعاب از همین‌جا شروع می‌شود. باز ما دیگر (نمی‌توانیم) برای مردم کار کنیم، برای ملت کار کنیم، برای امنیت کار کنیم و بین خود کشمکش می‌کنیم” به نظر آیا این طرز سخن گفتن نشانۀ انشقاق و اختلاف شدید بین دو تیم عبدالله و اشرف نیست؟

جنرال دوستم در حالی این سخنان را بر زبان می آورد که سرمست روزهای خوش زندگی اش می باشد و گاهی آنقدر در و دیوار قصر و دالرهای امریکایی او را از حال می برد که حتی در مواردی بجای همه تصمیم می گیرد، ضمن آنکه دوستم در مصاحبه اش خواب و خیالی که عبدالله و حامیانش برای حکومت وحدت ملی دیده اند را شدیدا رد می کند در سخنانش یک چیز دیگری را هم می خواهد خاطر نشان کند و آن اینکه تکلیفش را من حیث معاون اول شرکت سهامی با رئیس به اصطلاح اجرائی روشن بسازد و حیطۀ اختیاراتش را مشخص نماید، طبعا جایی که اشرف باشد در شرکت سهامی از دوستم و عبدالله کسی سراغ نمی گیرد ولی اگر اشرف نباشد طبق قانونی که خود عبدالله به آن ایمان آورده است وی، باید جنرال دوستم را به حیث مافوق خود قبول کند حالا چه بخواهد چه نخواهد دوستم در شرکت سهامی اختیارات بیشتری از عبدالله دارد؛ اما مثل اینکه همه چیز به این سادگی هم نیست و عبدالله در حالیکه قانونا بعد از اشرف، دوستم و دانش (معاون اول و دوم اشرف غنی) تقریبا صاحب اختیارات شرکت سهامی می شود؛ ولی عملا خود را شریک قدرت اشرف می داند و اگر خود را هم رتبۀ اشرف غنی نداند حداقل از دوستم و دانش هم پائین تر نمی داند و طوری حرف می زند که وی هم در حکومت فعلی کدام سهم مهم و نقش برجسته ای دارد.

با وجود آنکه عبدالله در این روزها سعی دارد کمتر راجع به اختلافات سخن بگوید و نسبت به آیندۀ مجهول حکومت به اصطلاح وحدت ملی به اظهار نظر بپردازد؛ اما دوستم طوری حرف نزد که عبدالله بتواند آرامش خود را حفظ کند او کلا در مصاحبه اش با بی بی سی حثیثیت کاری عبدالله را زیر سوال برد و قِسمی وانمود کرد که گویا عبدالله به نام در قدرت شریک است و هیچ تعلقی در تصمیم گیری های کلان ندارد، این مسائل باعث شد که عبدالله در واکنش به سخنان دوستم چنین بگوید:” اتفاقا من تنها با رئیس جمهوری در این موارد صحبت دارم و اگر کسی [از بحث های ما] بی اطلاع بوده، من کسی را ملامت نمی کنم.” این یعنی اینکه دوستم در اشتباه محض قرار دارد و او گرچه عنوان معاون اولی را دارد ولی آنقدر هم در پیش اشرف اهمیت ندارد که حرفهای خصوصی را با وی در میان بگذارد و اینکه من دوشادوش اشرف در شرکت سهامی قرار داشته و مافوق همه، جز اشرف غنی هستم.

با این نوع اظهار نظر معلوم می شود که دوستم و عبدالله دنبال آرایش سیاسی و قدرت شان در شرکت سهامی می باشند و اینکه هر دوی شان در صدد این هستند تا جایگاه شان هم به ملت و هم به افراد ما فوق و ماتحت معلوم شود و در هنگام تقابل، بدانند کی از کی دستور می گیرد و چه کسی واقعا در غیاب اشرف غنی عملا رئیس شرکت سهامی هستند دوستم یا عبدالله؟!

شاید با این واکنش عبدالله و چشم سرخ نشان دادن وی به دوستم، حساب کار به دست جنرال آمده باشد و آن طوری که جنرال فکر می کرد خوش ترین روزهای زندگی اش همین روزهاست که در ارگ زندگی می کند و در غیاب اشرف غنی رئیس دولت است، چندان هم واقعی نبوده باشد و در غیاب اشرف، عبدالله روزهای خوش جنرال را به کامش تلخ و زهر نماید.

و جالب تر از همه اینکه به ذلت این غلامان امریکا همه خنده می زنند؛ چرا که در شرکت سهامی به اسم حکومت وحدت ملی، هیچ کسی از خود اختیاری ندارد بلکه صاحب اختیار واقعی مثل سیزده سال گذشته، نه اشرف غنی و نه عبدالله، نه دوستم و نه دانش، نه محمدخان و نه محقق که شخص اوباما و سران اشغالگراند که در افغانستان بدون اجازت و مشورت دست نشانده گان خود، دست به هرکاری که دل شان بخواهد می زنند و این کوران جاه طلب را عصا کشی می کنند.

به امید بیداری و آگاهی ملت شریف افغانستان از تمام ترفندهای دشمنان.

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د