دا انځور د طالبانو لخوا نشر ته سپارل شوې او په وینا یې هغه ۱۰ تنه بریدګر دي چې په شوراب کې د بهرنیو او کورنیو عسکرو سره ۴ ورځې د اډې دننه وجنګيدل

حملۀ فدایی شوراب… معرکۀ ایمان افروز!

نویسنده: لطف الله خیرخوا
مترجم: زلمی افغان

تا کنون چهیل ساعت میګذرد که فدایان با کفار خارجی و داخلی در پایګاه نظامی شوراب درګیر اند. ایمان و کفر از لحاظ اسباب بسیار نابرابر روبرو هستند. ماده و معنا زور خود را به نمایش ګذاشته . همین مقام درس و عبرت است و همین لحظات رسیدن به عمق ایمانیات اند.

کسانی که از غیبیات انکار میکنند و میخواهد هر چه را به ظاهر مشاهده کند، این نبرد را چطور تعبیر کرده میتوانند؟ ده نفر که مجهز به اسلحه محدود و بسیط اند به هزاران تن نظامیانی که به تیکنالوژی جدید و تدریب نوین دسترسی دارند ، مورچه ها را به دستان خود و هنر ویژهء جنګی ساخته چطور پیکار کرده میتواند؟ اینها ده تن چقدر اسلحه و مرمی را با خود برده اند که بتواند اینقدر حمله طولانی را انجام دهد؟ این ده نفر چقدر سپر را پوشانیده است که سلاح خفیفه، ثقیله و قوای هوایی از پا در آوردن آنها عاجز اند؟

چطور این ده تن میتوانند صدها تن را بکشند و صدها عراده وسایط نظامی، هلیکوپترها، مورچه ها را تخریب کند؟ وچطور آن هزاران عساکر تربیه شده این ده تن را به عقب نشینی مجبور کرده نمیتوانند؟ آیا واقعه بدر را به یاد دارید؟ آیا ایمان فدایان شوراب آئینه ایمان بدریان به نظر تان نمیخورد؟ آیا نه خوانده اید که در روز بدر سرهای مشرکین یک یک بر روی زمین میافتید ولی حمله کننده معلوم نمیشد؟ آیا نه شنده اید که در روز بدر صدا شمشیر ها شنیده میشود ولی شمشیر دیده نمیشود؟

ای منکر! آخر این کدام قلبیست که حرکت نمیکند؟ چطور عقلیست که بجا نمیاید؟ چطور علمیست که جا نمیګیرد؟

آیا این قول خداوند متعال صدای مترنم شمشیرهای روز بدر به ګوش شما نمی رساند؟ {إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ} . الله جل جلاله به ملایکان خود امر میکند، من با شما هستم ، مؤمنا را ثابت قدم سازید، در قلب کفار رعب میاندزم، این شانه ها و این بند بند را بزنید!

آیا فکر نمیکنید که با فدایان شوراب این امر باز تکراره شده است؟ دشمن میګویند طالبان دیګر به میدان نبرد آمده اند، چطور آمدند؟ چطور توانستند این دشت و بیابان طویل و عریض را عبور کند؟

طرف مجاهدین از فرستادن کسانی دیګر چیزی نه ګفته اند ، خی اینها کدامها اند که میرزمد؟ این که عسکر در داخل میګویند طالبان دیګر رسیده اند ، فکر نمیکنید از کجا شدند؟

بلی! …نصرت خداوند متعال با بندګان خاص او همراه میباشد… این فدایان اعلام نمودند که کفر سرزمین اسلام را در نتیجه یک سند خنثی زیر پا میکند، ولی ما سرزمین اسلام را از آن اسلام می پنداریم و به اسلام خواهد ماند. شریعت اسلامی در اینجا حاکم خواهد شد. در اینجا تصور «لا اله الا الله » حاکم خواهد بود. در این قلمرو همان بیرق به اهتزاز خواهد خورد که همین کلمه رویش نقش است!

این عهد نظریاتی بود… اراده ای مستحکم بود… عزم شکست ناپذیر بود… جدیت هزل شکننده بود….و از هر چه بالاتر ثبوت وفا بود… نذرانه ای سرها… تحفهء استخوانها… و پاشان اندامهای شیرین جان!…

یک انسان ضعیف اینقدر به راه وفا رفته میتواند، ولی الله سبحانه وتعالی نصرت ایشان کرده نمیتواند؟ آیا این انسان نسبت به الله جل جلاله وفادارتر است؟ که درباره خود میفرماید: {وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ} این وعده الله جل جلاله است و الله تعالی وعده خلافی نیکمند. الله تعالی وعده میفرماید: {وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ} الله نصر انان میکند که حمایت از میکنند، یقینا الله قوی و غالب است.

حمله ای شوراب در تاریخ جهاد کنونی عظیمترین مثال نصرت الهی است… مثال بی مانند فتح معنویات است…. انتهاء صداقت و متانت است….

این کسانی که از جهاد منکر اند، حالا هم نمیدانند؟ کسانیکه منکر از الله هستند و منکر میشوند ایا حالا هم نمیندانند؟

پيلوتان جنت

جعفر رضی الله عنه در غزا موته بعد از زید بن حارثه قوماندان معرکه شد . علم را در دستان خود ګرفته بود، دشمن دست او را زد، بیرق را در دست دیګر ګرفت، دستی دیګراش را هم برید ، بالآخره بیرق را در میان چنګل خود ګرفت تا که نیزه را در جګر خورد و بر زمین افتید.

میګویند که در این روز پنجاه بار ګزار خورده بود ، یکی اش هم به پشت نه خورد. وقتی که جعفر رضی الله عنه در معرکه شهید شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر شهادت او را در مدینه پخش نمود، غمګین شد و لقب «طیار» را به جعفر رضی الله عنه عطا نمود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد او میفرمایند: الله جل جلاله در جنت به جعفر بال و پر عطا خواهد کرد، و هر جا که بخواهد در آنجا ګشت و ګزار خواهد کرد. رسول علیه السلام فرزند جعفر رضی الله عنه را با «یا ابن ذی الجناحین» خطاب میکرد.

شما میدانید، که «طیار» در عربی به معنای پیلوت است، یعنی به اصطلاح کنونی جعفر رضی الله عنه پیلوت جنت میباشد. بیایید تخمین کنیم، که جعفر رضی الله عنه با باختن دو بال و پر پیلوت جنت است، پس این شیر مردان که بخاطر رضای الله تعالی، بخاطر حمایت و دفاع از دین الله و مسلمانان ضعیف ، بخاطر آزادی سرزمین اسلام، برای شکست کفر و برای انتقام از کفر از جان شیرین خود میګذرد و استخوان و ګوشت بدن خود را در این راستا پاش پاش میکند، لایق و مستحق کدام انعام اند؟

به ایمان بګویید حد اقل پیلوتان جنت نیستند؟! ان شاء الله

avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
gul
میلمه
gul

د ستور زبانی فارسی ات کمی مشکل دارد ، که څنګه معلم صاب تا خو به هم عسکري کړي وي پاړسي به دې زده وي