نظــر

صد روز نخست وحدت ملی؛ بهاری که خزان شد!

نویسنده:  ابوصهیب حقانی هراتی

در اصطلاح سیاست امروزی، بسیاری از صاحب نظران و مبصران امور سیاسی صد روز نخست یک اداره را مورد تحقیق و بررسی قرار می دهند و نوع فعالیت و کارایی حکومت را از همان صد روز نخست معلوم و مشخص می کنند و در پرتو آن، آیندۀ یک حکومت را می سنجند که چقدر مطلوب، موفق و پر دست آورد است و یا اینکه چقدر ناکام، نامطلوب و بی دست آورد است و تقریبا در میزان تبصره و تحلیل شان به آینده نگری آن حکومت می پردازند؛ به همین مناسبت پس از آنکه صد روز نخست حکومت (به اصطلاح) وحدت ملی (!) گذشت، بسیاری از رسانه ها در مورد نوع عملکرد حکومت وحدت ملی (ساخت امریکا و تحت سرپرستی اشرف غنی و عبدالله) تبصره های فراوانی کردند که بطور عموم همه نظرات مخالف و موافق بیانگر یک چیز مشترک بودند و آن اینکه حکومت وحدت ملی در صد روز نخست از زمان تصدی قدرت پوشالی اش، در نوع خود ناکام ترین و بی دست آوردترین حکومت بوده است و از صد فی صد وعده های که در جریان کارزار های انتخاباتی به مردم داده بودند به یک فی صد هم عمل و رسیدگی کامل ننموده و در انجام آن موفق نگشته اند و این آمار نشان از افتضاح تاریخی و بی نظیر در کارنامۀ سیاه حکومت وحدت ملی می دهد و اینکه رهبران آن تا چه حد بی کفایت و عاری از استعداد حکومتداری هستند.

برای صد روز نخست یک حکومت می شود یک تعبیر دیگر را هم کرد که این صد روز نخست چونکه شامل سه ماه کامل و ده روز از ماه چهارم می شود و معمولا هر سال چهار فصل (بهار، تابستان، خزان و زمستان) دارد و هر فصل شامل چهار ماه می شود؛ صد روز نخست تقریبا مجموعۀ یک فصل می شود و نخستین فصل سال، بهار است؛ یعنی صد روز اول هر حکومت فصل بهار آن است و از قدیم گفته اند: “سالی که نیکوست از بهارش پیداست” و از بهار حکومت می توان سالش را سنجید اینجاست که وقتی یک حکومت در صد روز نخست خود ناکام می ماند کاملا بدین معنی تعبیر می شود که بهار آن حکومت جایش را به خزان و یا فصل زمستان داده و هرگاه فصل بهارش خزان تعبیر شود می توان آیندۀ ناکام آن حکومت را حدس زد که چگونه خواهد بود؛ بناء صد روز نخست حکومت وحدت ملی چونکه با ناکامی های فاحش و بسیار گسترده همراه بوده است بهاری بود که به خزان تبدیل شد.
اشرف غنی و عبدالله عهده دار حکومتی شدند که تهداب آن، نه بر اساس وحدت ملی و نه برحسب رضایت و دلخوشی که برحسب اجبار و تحمیل امریکایی ها گذاشته شده و امریکایی ها با کنار هم قرار دادن این دو نفر که عملا جمع بین الاضداد بود اسباب رسوایی و افتضاح تشنگان قدرت و شیفتگان چوکی و منصب را فراهم آورد و همین تضاد فکری و محوری بین سران حکومت وحدت ملی باعث شد که بیش از هر چیز دیگر اسباب ناکامی آنها را در صد روز نخست حکومت داری شان به وجود بیاورد و تمام صد روز حکومت شان به چانه زنی و معامله گری بر سر پُست های مهم حکومتی سپری شود و همۀ گفته های شان در حد شعارهای توخالی و عاری از حقیقت در آرشیو رسانه ها باقی بمانند.

طبق راپور رسانه ها یک گروه ناظر بر عملکرد حکومت نام نهاد وحدت ملی گفته است از 110 وعدۀ که سران حکومت وحدت ملی به مردم افغانستان داده بودند تنها 4 وعده را عملی ساخته اند؛ جالب است بدانیم که آن 4 وعده کدامها بودند به گزارش بی بی سی: “… احمد شجاع (مدیر گروه ناظر بر عملکرد حکومت وحدت ملی) گفته است: وعده‌های اجرا شده شامل امضای توافقنامه امنیتی با آمریکا، ادغام دفتر ریاست جمهوری و دفتر اداره امور ریاست جمهوری، امضای قانون دسترسی به اطلاعات و لغو محدودیت وضع شده بر کار خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز بوده است” وعده های که بیشتر نه به خواست سران حکومت که به زور امریکا و نه بخاطر منافع علیای افغانستان که فقط بخاطر اشباع غرائز اشغالگرانه دشمنان وطن، بر سران حکومت وحدت ملی تحمیل و به اجراء گذاشته شده اند؛ باقی وعده های که به مردم افغانستان داده شده بود تا اکنون هیچکدام شان عملی نگردیده اند.

اشرف غنی و عبدالله گرچه در روزهای نخست کاری خود، یکسری اقدامات عجولانه را روی دست گرفتند و بظاهر خود را جدی نشان دادند؛ اما رفته رفته وقتی دائره اختلافات شان بر سر قدرت طلبی و امتیاز گیری مخصوصا در معرفی کابینه و گزینش و انتخاب افراد برای وزارت خانه ها وسعت گرفت دیگر حتی خودشان عملکرد روزهای نخست خود را فراموش کردند.
اشرف غنی در مدت صدروز نخست حکومت، بجای عمل به وعده ها و تحقق گفته هایش در طول این مدت فقط دنبال کارهای خبرساز بوده است چیزی که به جای آنکه از وی یک چهرۀ جدی و قاطع در ذهن مردم افغانستان بسازد بیشتر با عدم تحقق وعده هایش از وی یک چهرۀ فریب کار و دغلباز ساخت؛ از جمله گشت های شبانه، رفتن به محبس پلچرخی، رفتن به شفاخانه مرکزی، رفتن به مکاتب تعلیمی، مختصر کردن منوی صبحانۀ ارگ ریاست جمهوری، گشودن دوسیۀ کابلبانک، مخلوع ساختن وزیران دولتی از مقام های شان، برطرف کردن پرسونل اداری ولایت هرات و برکناری بیش از سی مقام به اصطلاح امنیتی و اداری آن ولایت و …

عبدالله نیز بالتبع نتوانست در صد روز نخست حکومت نام نهاد وحدت ملی کار مهمی انجام بدهد و تنها کاری که از وی بیشتر از هر فعالیت دیگری در شبکه های خبری بازتاب گسترده یافت؛ همان قدم زدن ها و پیاده روی هایش در جاده های شهر کابل بود که این کارش نیز در شبکه های اجتماعی مورد استهزاء و ریشخند قرار گرفت.

و تنها چیزی که در صد روز نخست حکومت سمبولیک وحدت ملی بیش از هر اقدام دیگرِ عبدالله و اشرف غنی، خبرساز گردید عدم تشکیل کابینۀ حکومت آنها بود؛ و آنچه که اشرف غنی قول تحقق آن ظرف 45 روز را داده بود تا اکنون بیشتر از صد روز موفق به انجام آن نشده است و اکثریت قریب به اتفاق جامعۀ افغان، این عدم توافق سران حکومت وحدت در مورد کابینه را نه بخاطر وسواس این دو نفر بر سر انتخاب افراد شایسته و مسلکی؛ بلکه بخاطر مسابقۀ بزکشی قدرت در بین آنها می پندارند و از این جهت می توان با جرئت گفت که صد روز نخست حکومت به نام وحدت ملی صد روز جنگ قدرت و امتیازگیری اشرف غنی و عبدالله از یکدیگر بوده و نه کدام چیز دیگر.

و یقینا این جنگ به مشکل توسط این دو شخص بی اراده و خود فروخته حل گردد و خواه مخواه در فراز و نشیب های روزهای آتی حکومت سیاه شان بازهم مثل روزهای اول تشکیل حکومت انتصابی، به باداران خارجی خود احتیاج پیدا کرده و جز توسط آنها و به امر آنها هرگز اگر بتوانند فرمانی را مابین خود و یا افراد تحت امر خود صادر نمایند.

به امید نجات افغانستان از دست این وطن فروشان و معامله گران و باداران خارجی آنها.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x