عبد الکریم خرم

ما چرا (BSA) را امضاٰ نکردیم؟

عبدالکریم خُرم

قرار نیست درین مقاله همهٔ عواملی را که منجر به امضأ نکردن قرارداد امنیتی با ایالات متحدهٔ امریکا از جانب حامد کرزی شد بیان نمایم، بلکه بصورت مختصر بر بخشی از تحلیلی که نزد وی و من منحیث همکار و هم نظرش وجود داشت روشنی می اندازم.

ایالات متحدۀ امریکا بعد از حادثۀ یازدهم سپتمبر 2001 میلادی تحت نام مبارزه علیه تروریزم به افغانستان آمد. با فرونشستن گرد و خاک آن حادثۀ المناک امریکا به پیاده کردن طرح باقی ماندنش در کشور ما شروع کرد. باقی ماندن دراز مدت امریکا در افغانستان برای اهداف منطقوی اش بود و برای رسیدن به این اهداف به افغانستان منحیث یک پایگاه بزرگ ضرورت داشت. بعبارت دیگر افغانستان برای امریکا هدف نه بلکه وسیله تلقی میگردید. برای ماندن دراز مدت در افغانستان امریکا ضرورت داشت تا دست به ایجاد پایگاه های نظامی و استخباراتی درین کشور بزند. برای ساختن پایگاه ها ضروری پنداشته میشد تا نه تنها جنگ در افغانستان وجود داشته باشد بلکه روز بروز شدید تر هم شود. در صورتی که در افغانستان جنگ نمیبود اکمالات شباروزی اسلحۀ پیشرفته و ثقیل و اعمار تأسیسات بزرگ و مغلق بصورت طبیعی سوالاتی را نزد مردم این کشور و ممالک همسایه و منطقه بوجود میآورد. بنا برین بعد از مقدمه چینی ها امریکا در سال 2004عملاً به روشن ساختن آتش جنگ و انسجام و تقویت دوبارۀ طالبان آغاز کرد.

عملیات شبانه، بوجود آوردن تلفات ملکی، زندانی نمودن مردمان بیگناه و فعال ساختن زندان بگرام همه اقداماتی بودند که انگیزۀ جنگ را ایجاد و تقویه میکردند. این اقدامات عمدتاً در مناطق جنوبی و شرقی افغانستان رویدست گرفته شد، مناطقی که در امتداد خط دیورند یعنی در کنار کشور پاکستان قرار داشتند.

بادرک همین مسأله بود که حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، زندان بگرام را «فابریکۀ طالب سازی» خواند. امریکا با ایجاد رسانه های وابستۀ افغانی و با استفاده از مطبوعات خویش در جریان سالهای 2004 تا 2007 برای هر چه بزرگ جلوه دادن قوت طالبان و القاعده و ضعیف و فاسد نشان دادن حکومت بسیار کوشید.

در سال 2009 آهسته آهسته نشانه هایی از آغاز مرحلۀ دیگر ستراتیژی امریکا پدیدار گشت.

جنجالهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 و مطرح ساختن اینکه امریکا خواستار ایجاد پایگاه های نظامی میباشد در مذاکرات بسیار خصوصی با رئیس جمهور وقت افغانستان نشانه های داخل شدن به این مرحلۀ جدید بود که من جهت اختصار کلام از ارائۀ جزئیات آن درینجا صرفنظر میکنم.

طرح امضای پیمان همکاریهای دراز مدت ستراتیژیک بین افغانستان و امریکا در قدم اول از جانب واشنگتن ارائه شد. درین پیمان دیگر همه پوست بود، مغزش را فقط قرارداد امنیتی و دفاعی که بنام (BSA) شهرت یافت تشکیل میداد. چانه زدنها و شرایط سخت حامد کرزی امریکا را وادار ساخت تا قرارداد امنیتی را از بقیه جدا ساخته بحث بر سر آنرا به سال آینده موکول نماید و در سال 2012 به امضای پیمان همکاری های دراز مدت ستراتیژیک بسنده کند. این پیمان سمبولیک که از نظر محتوا چیز مهمی ندارد در نیمۀ شب دوم ماه می سال 2012 با آمدن بارک اوباما به کابل توسط وی و حامد کرزی در قصر حرمسرای ارگ به امضأ رسید. همزمان با امضای پیمان مذکور مذاکرات بر سر قرارداد امنیتی و دفاعی بین دو کشور آغاز گردید. با وصف اینکه حامد کرزی هر سطر این قرارداد را با دقت از نظر گذرانید، بر سر هر جملۀ آن چانه زد و جهت بحث بر سر آن لویه جرگۀ مشورتی را فرا خواند اما باز هم نگذاشت این قرارداد در زمان حکومتش امضأ گردید.

عمق درک و معلومات حامد کرزی رئیس جمهور پیشین از قرارداد امنیتی و دفاعی بمراتب بیشتر از من است اما من درینجا تحلیل خود را ارئه میکنم، که بصورت دوامدار بین من و رئیس جمهور مطرح میگردید.

بنظر من پلان امریکا این بود که قرارداد امنیتی و دفاعی با آخرین حکومت و نظام مشروع افغانستان امضأ شود و با امضای آن جنگ افغانستان وارد مرحلۀ جدید گردد. با درک همین موضوع بود که حامد کرزی در اخیر بیانیۀ جلسۀ اختتامیۀ لویه جرگۀ مشورتی گفت که با در نظرداشت سفارشات لویه جرگه قرارداد امنیتی«بعد از انتخابات» امضأ خواهد شد.

وی میدانست که اگر قرارداد امضأ شود دیگر انتخاباتی در کار نخواهد بود. یقیناً اگر حامد کرزی قرارداد امنیتی با امریکا را بعد از لویه جرگه امضأ میکرد انتخابات ریاست جمهوری سال 2014دایر نمیگردید.

اگر به متن قرارداد امنیتی و دفاعی بین امریکا و افغانستان (BSA) نگاه شود دیده میشود که در هر جا بحث بر سر چگونگی نیروهای نظامی امریکاست، هیچ اشاره یی به فعالیتهای CIAدر آن صورت نگرفته و این درست مغز موضوع را تشکیل میدهد.

وقتی من میگویم با امضای قرارداد امنیتی جنگ امریکا دا خل مرحلۀ جدید میگردد هدف من اینست که امریکایی که حالا در افغانستان پایگاه دارد، قرارداد و دستخط دارد تعداد عساکرش را درین کشور کاهش می بخشد، جنگ را به کشورهای دیگر منطقه می کشاند و فعالیتهای CIA را بیشتر میسازد. قابل یاد آوریست که عملیات طیاره های بی پیلوت نیز مربوط CIA میگردد نه وزارت دفاع آن کشور.

حامد کرزی میدانست که بدون ضمانت های معتبر امضای قرارداد امنیتی بر خلاف آنچه که سیاسیون و کارشناسان وابسته به امریکا می گفتند و تعدادی آنرا طوطی وار تکرار می کردند نه امنیت را به افغانستان میآورد و نه وضعیت اقتصادی ما را بهتر میساخت. به همین دلیل وی آغاز عملی پروسۀ صلح را پیش شرط امضای (BSA)قرار داد.

وقتی گفته میشود که با امضای قرارداد امنیتی و دفاعی جنگ امریکا داخل مرحلۀ جدید میشود معنی آن اینست که دامنۀ جنگ به کشورهای همسایۀ افغانستان و مرزهای روسیه و چین کشانده میشود.

برای عملی شدن این نقشه ضرورت است تا افغانستان به یک «وزیرستان بزرگ» مبدل گردد.

دو حادثه آغازگر تبدیل ساختن افغانستان به وزیرستان بزرگ بود: یکی انتخابات ریاست جمهوری که جنجالی شده و حکومت ما ضعیف ساخته و مشروعیتش قصداً معیوب نشان داده شد و دیگری حادثۀ حملۀ تروریستی بر مکتب نظامی در پشاور و قتل عام بیش از صد کودک متعلم در آن.

حکومت پاکستان حملۀ ماه اکتوبر بر مکتب نظامی پشاور را معادل حادثۀ «یازدهم سپتمبر» برای پاکستان خواند.

در واقعیت نیز پاکستان ازین حادثه همان استفاده را بعمل آورد که ایالات متحدۀ امریکا از حادثۀ یازدهم سپتمبر سال 2001کرد. امکان دارد برای این حادثه زمینه سازی صورت گرفته باشد تا از آن استفادۀ لازم بعدی بعمل آید.

سفر لوی درستیز«راحل شریف» و رئیس ISI به افغانستان یک روز بعد از حملۀ تروریستی بر مکتب نظامی پشاور نخستین گام در راه پیاده کردن طرح جدید مشترک پاکستان و امریکا بشمار میآید. کابل باید این هیأت را نمی پذیرفت . با این سفر پاکستان معکوس ساختن معادلۀ تروریزم و پناهگاههای آنرا آغاز کرد.

عملیات «ضرب عضب» که در وزیرستان جریان دارد و حادثۀ تروریستی مکتب پشاور گویا پاکسازی پاکستان از تروریستان را در برخواهد داشت. امروز که صدها جنگجوی خارجی با فامیل های شان به ولایات مختلف افغانستان آمده و درینجا مستقر شده اند آغاز وزیرستان سازی افغانستان است. صدها جنگجو با فامیل های شان در هلمند، فراه، زابل، غزنی، وردک، سرپل، فاریاب، بدخشان…. جابجا میشوند اما کسی نیست که جلو آنها رابگیرد. علاوه بر آن رسانه های امریکایی و پاکستانی نیز از نقل مکان گروهی تروریستان به داخل افغانستان گزارش میدهند بعنوان مثال شمارۀ 28 جنوری وال ستریت ژورنال که از جابجا شدن صدها فامیل جنگجویان القاعده و ازبکستانی در مناطق «بدون قانون» افغانستان گزارش میدهد.

تبدیل شدن بیرق های سفید به بیرقهای سیاه و ظهور گروه «داعش» در افغانستان نیز نشانۀ آغاز مرحلۀ جدید است. شعار نو، نیروی نو و ساحۀ جدید فعالیت ایجاب مینماید تا گروه جدیدی این جنگ را به پیش ببرد. زیرا مشکل است تحت نام «طالب» مثلاً در آسیای مرکزی جنگید.

اعلام ولایت خراسان در چوکات خلافت داعش توسط ابومحمد العدنانی سخنگوی داعش گامی عملی در آغاز مرحلۀ جدید جنگ امریکاست که جابجا کردن گروهی سر بازان آنرا در افغانستان از قبل آغاز کرده است.

این جریانات که همه در پیش چشم ما واقع میشوند نقطۀ آغاز آن امضای قرارداد امنیتی و دفاعی بین امریکا و افغانستان است.

برای اینکه این نقشه بصورت درست عملی گردد افغانستان باید به کشوری تبدیل گردد که مشروعیت نظام سیاسی اش تحت سوال باشد، کشور پارچه پارچه بوده و مراجع مختلف قدرت در آن ایجاد شود، سیاسیون خجالت زده بوده و ثبات مملکت شکننده باشد.

بعد از جنجالی ساختن انتخابات ریاست جمهوری قدم بعدی برای محروم ساختن افغانستان از نظام قوی و مشروع، انتخابات پارلمانی و مسایل و جنجال های مربوط آن است.

امریکا میخواهد در نظام انتخاباتی افغانستان تغییراتی آوره شود. داخل ساختن پای خارجیها در کمیسیونهای انتخاباتی از اهداف عمدۀ امریکاست. هر دو کاندیدایی که امروز بر سر قدرت هستند در تفاهمنامۀ ایجاد حکومت وحدت ملی که متن اصلی آن به انگلیسی نوشته شده بود خود را به آوردن «اصلاحات» در نظام انتخاباتی متعهد ساخته اند.

هر چند تعدیل قوانین انتخاباتی و تغییر آوردن در کمیسیونهای انتخاباتی در سال آخر کار شورای ملی بر اساس حکم قانون اساسی ممکن نیست اما با وصف آن ولسی جرگه بر آن کار نموده و طرح تعدیل قانون تشکیل و صلاحتیهای کمیسیونها را آماده ساخته است. اگر کمیسیون مستقل انتخابات اقدام به برگزاری انتخابات پارلمانی در زمان معین آن نماید سروصداها و مخالفتهای شدیدی علیه این اقدام بوجود خواهد آمد و یکبار دیگر وضعیت به بحران کشانده خواهد شد، اما اگر تدویر انتخابات تا اصلاح دلخواه امریکا به تعویق بیافتد ما بعد از تمام شدن میعاد کار ولسی جرگه دارای قوای مقننۀ قانونی نخواهیم بود. درین صورت نیز با سپری شدن مدت کوتاه صداها بلند خواهد شد که پارلمان ما قانونی نیست، حکومت مشروع نیست… خلاصه ما با بحران مشروعیت نظام روبرو خواهیم بود.

اعلام مکرر این که طالبان دیگر دشمن امریکا نیستند و آنها را شورشی خطاب کردن این گمان را قوت می بخشد که شاید مناطقی از افغانستان در جریان سال آینده در دست آنها سقوط نماید. اگر این کار شود در عکس العمل با آن وضعیت غیر قابل پیشبینی را در تعدادی از ولایات دیگر کشور شاهد خواهیم بود.

از جانب دیگر وضعیت اقتصادی افغانستان ازیکسال بدینسو رو به وخامت نهاده است. امضای قرارداد امنیتی با امریکا نه تنها باعث جلب سرمایه گذاری و بلند رفتن عواید دولت نشد بلکه سرازیر شدن گروهی تروریستان داخلی و خارجی به ولایات مختلف وضعیت اقتصادی کشور را بدتر خواهد ساخت.

فقر اقتصادی، حکومت ضعیف وادارۀ فلج شده، خرابی وضعیت امنیتی همه عناصر تشکیل دهندۀ «وزیرستان» شدن افغانستان هستند.

موجودیت«وزیرستان» منحیث سیستم و فضا ضرورت امریکا برای صدور جنگ به مناطق دیگر است. همانگونه که دیروز آن فضا و سیستم علیه افغانستان بکار گرفته میشد، فردا میتواند علیه کشورهای دیگری بکار گرفته شود. متأسفانه بعد از امضای قرارداد امنیتی شاهد بکار افتادن این ماشین ویرانگر جنگ هستیم، همان جنگ سابق اما در مرحلۀ جدید و با ابعاد جدید آن.

ما به این دلیل BSA را امضا نکردیم.

ابر قدرتها در طول تاریخ اینچنین طرحها و حیله ها داشته اند اما بیداری ملت ها و یاری خداوند نتیجه را چیز دیگری ببار آورده است.



یادونه: په نن ټکی اسیا کې لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ نن ټکي اسیا کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه

2 تبصرې

  1. خُرم صیب

    دا چې تاسو له ازادو او خپلواکو افغانانو مختلف یاستی نو اړینه ده چې ستاسو له آنده د وزیرستان تعریف هم وړاندې کړی.

    زه ستاسو له خبرو سره مخالفت نه ښایم خو یو ټکی ستاسو په لیکنه کې واضح ده چې ستاسو (تاسو او هغوی یعنې څه؟) له خوا د ننګین قرارداد نه امضا د امریکایي جګړې د لومړی مرحلې تقاضا وه، نو پس تاسو یا ستا راپوزی کرزی څه بوتلان وی چې د امضا یا نه امضا صلاحیت مو لرلای وای.

    همدارنګه دا چې ستاسو د تحلیل له مخې د امریکایي جګړې د دوهمې مرحلې تقاضا د ننګین قرارداد امضا وه نو بیا هم لاسپوڅی مفکر څه کاره وو چې د نه امضا غږ یی پورته کړی وای.

    تاسو د سرلیک په توګه د خپلی پوښتنی جواب پخپله کړی ده هغه چې تاسو یی خپل دست اورد یادوی ستاسو قلابي هڅه ده چی هیڅ څوک یی نه درسره مني.

    ستاسو د لاسپوڅی بل ثبوت داده چې په تاسو کې مونږ او هغوی نشته، کرزی یعنی احمدزی او احمدزی یعنی کرزی، د مفکر له خوا امضا شوی قرارداد ستاسو د ماموریت په وخت کی په تاسو باندې تهیه او مراجعه کړل شو او اوس هم د دوهمې مرحلې د ټیم بلا قید و شرط ملاتړي یاستی.

    ارمان مې د میدان وردګو هغه مڼې دي چې تاسو به خوړلې وي.

    ارزومندم که ناراحت نشوي

  2. سلامونه او نیکی هیلی
    یاره په د شرمیدلی هسی دوردګو نوم بد دی نه یی قوم ته خدمت کړی نه ژبی ته نه وطن ته زه نه پو هیژم چی داولی دومره بی احساسه دی دا خبری به هم کوم لیونی ومنی که یی ستا سو شرطونه منلی وای بیا مو ورسره امضا کولو که مو داکار هیڅ نه وی کړی دنیا به ورانه شوی وای اللهم السلط الظالمین باالظالمین

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.