نظــر

توطیه های دشمنان در برابر مسلمانان

نويسنده: فریداحمد یوسفزی

قبل از میلاد منجی بشریت، پیام آور صراط المستقیم و سردار عالم، سرزمین عرب دارای رسوم، عنعنات و فرهنگ هایی بود که شایان مسلمانان نیست و هرگز مورد قبول مردم قرار نگرفته است؛ ولی این همه نابسامانی های اخلاقی در جامعه عرب به اوج خود رسیده بود؛ تکبر، تعصب، حب مال، حب جاه و اختلاط بر علاوه خصوصیات ذکر شده، فرهنگی در آن سرزمین حکم فرما بود که قبلاً در هیچ جامعه بشری نظیر آن دیده نشده بود، چون اولاد های خود را که دختر به دنیا می آمد زنده به گور میکردند، اساس ارتباطات شان به خویشاوندی و خون بود و کدام کیان دیگر نبود؛ در آن عصر مردم عرب به دوه گروه عمده تقسیم شده بودند:
مردم صحرا نشین و مردم ده نشین که هر کدام آنها دارای خصایل جداگانه بودند که مردمان صحرا نشین قوی هیکل، شجاع، دلاور دارای زبان فصیح و در علم نجوم مهارت کامل داشتند.

مردمان شهر نشین تجارت پیشه، افراد آسوده و راحت طلب و زبان مختلط داشتند.

در آن عصر مردمان عرب عاداتی داشتند به دور از تصور شرافت و کرامت انسانی.

– فخر و مباهات بر کارنامه های آبا و اجداد،

– کمک اقوام خود، هر چند بر حق نمی بودند،
– ستیزه جویی و کشت خون به چیزهای خیلی ادنا و پیش پا افتاده،

– انتقام جویی،

– بلند پنداشتن مقام مرد نسبت به زن،

نسبت به مرد چنین نظر داشتند و میگفتند که مردها نسبت به زنها در مقابل دشمن جنگ کرده میتوانند، غنایم را به دست آورده و مایۀ افتخار برای قوم و خویشانداون خود بوده؛ اما در مقابل در بارۀ زنها میگفتند که آنها جنگ و کار کرده نمیتوانند برای قوم و خویشاوندان خود عار و ننگ شمرده می شوند، اگر در خانه شان دختر تولد میشد آن را نگاه نه میداشتند و در رابطه به زنها چنین ادعا داشتند زنها کار کرده نمیتوانند؛ ولی خوراک و پوشاک دارند ازین لحاظ خوراک و پوشاک آنها را مهیا کرده نمیتوانستند، بناأً آنها را میبردند زنده به گور میکردند.

علاوه بر موارد فوق در جامعۀ عرب عاداتی حاکم بود که فضایل اخلاقی را نفی می کرد؛ اما با ظهور دین مبین اسلام در سرزمین جزیرة العرب همۀ آنها را منفور قرار داد و رسول کریم صلی الله و علیه و سلم گفت: هر که به موارد ذیل پا بند باشد از جملۀ ما نیست و نفرین باد بر آنها:

– تکبر، یکی از عادات مذموم مردم عرب بود که در آن عصر به اوج خود رسیده بود.

– تعصب، در میان مردمان عرب آنقدر نهادینه گردیده بود که فرد از یک قبیله بالای فرد قبیله و یا بالای قبیله دیگر حمله میکرد و آنرا به قتل میرساند، گر قاتل به نا حق هم میبود در دفاع آن بر می خاستند و از آن دفاع میکردند و تا آن وقت جنگ و جدال ادامه میداشت که یکی ازین دو قبیله کاملاً ازبین میرفت و نابود میشد.

– حب مال، خاصیت دیگر مردم عرب بود که در دوران جاهلیت جزء شخصیت آنها شده بود همین حب مال بود که دختری در یک خانواده متولد میشد باعث ننگ و عار بود به خاطری که در مقابل دشمن ایستادگی کرده نمیتوانست در بدست آوردن منفعت برای خانواده و قبیله ناتوان بودند همین موارد باعث میشد که طفل نوزاد خود را زنده به گور میکردند.

– حب جاه، این هم در زمان گذشته در جامعۀ عرب حکمفرما بود. هیچ رئیس قبیله نمیخواست که مقام و منزلت خود را از دست بدهد؛ گرچه باعث تباهی اموال، خانواده و قبیلۀ شان هم میشد.

– اختلاط، یکی دیگر از جمله مواردی است که در میان عرب ها مروج بود، پسر بعد از وفات پدر با مادر اندر خود ازدواج میکرد و مانند سایر مواردی بود که در جامعۀ عرب مروج بود و به اوج خود رسیده بود.

وقتی که پیام آور نجات بشریت به تاریخ 12 ربیع الاول571 روز دوشنبه به دنیا آمد، جامعه عرب جامعه یی بود که همه موارد فوق در آن به اوج خود رسیده بود؛ بر علاوه آن درین زمان مردمان عرب به قحطی شدید مواجه بودند و از برکت تولد منجی بشریت سرزمین عرب سر سبز و شاداب گشت، زمین ها فصل ها و درختان ثمر خویش را نمایان ساخت از هر سو راحتی و خوشی پدید آمد. شب تاریک روشن گردید و به هر طرف نور انتشار یافت و اثری از گرسنگی و خشک سالی باقی نه ماند.

بعد ازینکه بالای هدایت کننده بشریت در غار حرا وحی الهی توسط جبرائیل آمین نازل گردید و به پیغمبری مبعوث شد، برای مدت 13 سال در مکه مکرمه برای ترویج فرهنگ پذیرش قانون الهی و مدت 10 سال را برای فرهنگ اخلاق اسلامی و همپذیری در میان مردمان عرب سپری نمود و این ارزشهای والای انسانیت را در جامعه عرب گسترش داد و برای اولین بار کارهایی را انجام دادکه همۀ آنها سلسله وار در ذیل نگاشته میشود.

– قیادت مسلمین را به رهبری جناب خود شان در روشنی ایمان تشکیل داد.

– عقیده مسلمین را در روشنی اسلام اصلاح کرد و همه آنها را به یکتا پرستی دعوت کرد.

– برای ایجاد وحدت مسلمین طی مدت 23سال تلاش ورزید، همه مسلمین به این عقیده شدند که یک دیگر خود را بپذیرند.

– فرهنگ اسلامی را در میان تمام مردمان مسلمان و غیر مسلمان ترویج کرد و این باعث شد که غیر مسلمین با دیدن رفتار و اخلاق مسلمین، مسلمان شدند که موارد و امثلۀ بیشتر درین زمینه وجود دارد.

– رشد چهره ها و شخصیت های اسلامی که پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، خلفای راشده شاخص ترین و برجسته ترین نمونه آن است.

بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) خلفای راشده و جمله رهبران مسلمین برای مدت چهارده قرن بالای تمام جهان حکومت کردند،آخرین خلیفه مسلمین سلطان عبدالحمید ثانی بود و در سال 1453هـ توسط شخص کمال اتاترک که با غربی ها موافقه کرده بود، از داخل خلافت اسلامی بالای خلافت اسلامی که در آن وقت مرکز خلافت ترکیه (قسطنطینه) یعنی استانبول فعلی بود حمله ور شدند و خلافت اسلامی را از بین بردند.
بعد از سقوط خلافت اسلامی مستشرقین به این فکر شدند که چطور میتوانند وحدت مسلمین و آنچه را که طی چهارده قرن ساختند دو باره آنرا از هم بپاشند در یک جمله گفته میتوانیم که استعمارگران با هم فیصله کردند که چطور خود را به اهداف شومی که دارند برسانند و نقشه ذیل را برای خود هدف قرار دادند.

اهداف استعمار:

1- سیاسی: اهدافی است که در کشورهای اسلامی چهره ها و اشخاص وفادار خود را به عناوین مختلف در میان مردم مشهور ساخته و بعد از آن به اریکه قدرت میرسانند و اهدافی را که دارند از طریق آنها به راحتی میتوانند بر آورده کنند.

2- اقتصادی: اهدافی است که در رسیدن به آن تلاش می کنند تمامی اقتصاد کشورهای اسلامی بخصوص کشورهایی که دارای مواد نفتی و معدنی است به شیوه های مختلف تحت کنترول خود بیآورند، در آن جامعه فقر و بیچاره گی را حاکم سازند و مردم عام را مجبور کنند تا از آنها حمایت نمایند و در مقابل آنها استادگی نکنند در به کنترول گرفتن اقتصاد کشورها اهدافی را که دارند بدون چون و چرا بالای مردم آن سرزمین تحمیل میکنند، چون مادر همه نا بسامانی ها فقر است.

وسائل استعمار:

– تشکیل قیادت تقلبی: پیامبر اسلام طی 23 سال قیادتی را ساخت که همه مسلمین به دورآن جمع بودند و آن قیات را در پرتو و روشنایی قرآن و ایمان تشکیل داد، استعمار گران میخواهند به اشکال مختلف آنرا تخریب کنند و قیادتی را به اساس تعصب، حب جاه و جاه طلبی تشکیل دادند.

– تهاجم فرهنگی: تهاجمی است که فکر و اندیشه اسلامی را از جوانان مسلمان میگیرد بخاطری که استعمار گران از جوانان با فکر خوف دارند و آنها را به شکلی از اشکال مصروف می سازند و ساخته اند.

– تخریب عقیده مسلمین: استعمار گران تلاش میکنند که عقیده مسلمانان را به بهانه های مختلف ازبین ببرند که بردند.

– تخریب وحدت مسلمین: مستشرقین کوشش کردند که وحدت مسلمانان را از طرق مختلف از هم بپاشانند و در میان مسلمانان گروه هایی را ایجاد کردند که باعث تفرقه میان مسلمانان شدند و مثال بارز آن حزب ماسونی بود که توسط یهودان ایجاد شده بود، توانستند خلافت مسلمانان را پارچه پارچه کنند…

– تخریب فرهنگ اسلامی: فرهنگی است که مسلمانان طی مدت 23 سال از جناب رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آموختند بالای خود عملی کردند حتی روایت است که هنگامی مستشرقین در مدینه منوره داخل میشدند دوباره نادر بود که ازین سرزمین شاداب غیر مسلمان به سرزمین خود بر گردند و مقوله ای در مورد از خود صحابه کرام خوب صدق می کند که میگفتند (یا ایهاالناس کونوا مثلنا).

– تخریب چهره های اسلامی: استعمار گران به خصوص یهودان کوشش کردند که چهره های اسلامی آن چهره هایی را که مسلمانان به دور آنها جمع میشدند تخریب و میان مسلمانان عوام در باره آنها نظریاتی را ترویج کردند که باعث بدگمانی میان آنها شد که برجسته ترین مثال آن ماسونی (پولیس خفیه) این گروه توانست که خلافت عثمانی را توسط خود جوانان ترک که به آن حزب جذب شده بودند که در رأس آن کمال اتاترک قرار داشت از هم پاشانیدند.

– سیکولریزم: استعمار گران خواستند مسلمانان و به خصوص جوانان را چگونه مصروف کنند به خاطری که دین اسلام برای جوانان و جمله مسلمانان اهداف را قبل از قبل طرح ریزی کرده و هر مسلمان مطابق به توان خود در بر آورده ساختن آن مکلف است، طرحی را پیشنهاد کرد که به نام سیکولریزم مسما است یعنی جدایی دین از سیاست بعد از انقلاب فرانسه به اوج خود رسید و مردمان غرب دین را تنها در کلیسا محصور کردند در ینجا سخن علمبردار نهضت اسلامی و بیدارگری شرق سید جمال الدین افغان به درستی صدق میکند که چنین گفته است: (غربی ها دین را در کلیسا محصور کردند پیشرفت کردن به خاطر دین آنها به پیشرفت سازگار نبود؛ ولی ما از دین خود دور ماندیم پیشرفت نکردیم بخاطر دین ما با پیشرفت سازگار است).

افرادی که برای ترویج فرهنگ سیکولرزیم سرگردان در مردم و مغشوش ساختن افکار عمومی، شعار هایی را عنوان می کنند از قبیل؛ پیشرفت، تمدن، اصلاح طلبی، مقاومت در برابر استعمار، علم، آزادی بحث، آزادی فکر و اندیشه و شورش برضد هر پدیدۀ قدیمی و کهن و … اما همۀ این شعار های خالی و عاری از حقیقت است، آنها با این شعار های خود، نه پیام آور صلح و آزادی و ترقی هستند؛ بلکه پیام آوران زور، استثمار، بی عدالتی و اختناق و بندگی در جوامع اسلامی هستند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x