نظــر

استاد سياف ديرتر درك كردند و دانستند

نويسنده : عبدالبصير منيب

در مراسم تجليل و ياد بود از وفات مارشال فهيم، بخشي از سخنراني استاد سياف كه از طريق رسانه ها نشر شد توجه مرا جلب كرد و استاد محترم چنين گفتند: ” يك چند نفر مردم هاي بي احساس و بي غيرت در يك محفل از خر تجليل كردند و يك تلويزون آنرا نشر كرده به عنوان كوبيدن انسان ها در گردن خر كاغذ ها را آويزان كرده بودند و گفتند اين خر هم در وقت جهاد مرمي و سلاح را انتقال داده بود اين خر چرا رتبه نميگرد. هر كسيكه به جهاد، اسلام و مجاهدين توهين ميكند، اين توهين به مجاهدين نيست، توهين به دين و اسلام است”

با شنيدن گفتار استاد سياف خاطرات دوران مهاجرت و محيط مكتب را در ذهنم تازه كرد.
البته در محيط هجرت استادِ داشتيم كه براي ما مضمون جيولوجي تدريس ميكرد وي از مجاهدين اصيل و واقعي با سيماي واقعاً نوراني و ريش انبوه اش كه تازه از زندان پلچرخي آزاد شده بود و در اصل فارغ التحصيل رشته جيولوجي و معدن از پولي تخنيك كابل بود، مگر از قضاي روزگار و زندگي مهاجرت براي ما جيولوجي تدريس ميكرد و ديگر او انجنيرِ نبود و در اوقات تدريس گاهي گاهي درد دل و خاطرات زندان را قصه ميكرد و گاهي گاهي آه كشيده! و ميگفت: ” وقتي در جاده هاي پشاور قدم ميزنم پاكستاني با دهن پرُ از نصوار صدا ميزند. بچش مهاجره، بچش كابلي! اين حرف پاكستاني ها مرا سخت غمگين ميكند كه مهاجر، مجاهد و جهاد كلمات مقدسِ هستند ولي افسوس كه بعضي از آنها اينطور صدا ميزنند. ”

ميخواهم روي اصل مطلب تبصره كنم كه همانا سخنان استاد سياف است و نميخواهم روي خواص فزيكي استاد بزرگوار و شكل سه بُعدي او چيزي بنويسم، چون عاقل را اشاره كافي است كه چطور او از نزد امين جلاد نجات يافت و بس…..
او كه در قسمت از سخنان خود گفت امروز بنام آزادي مطبوعات و دموكراسي مجاهدين توهين و تحقير ميشوند.
استاد محترم، شما فارغ التحصيل جامعه الازهر، استاد پوهنتون كابل از همه بهتر ميدانيد كه واقعاً كلمات همچو مجاهد، مهاجر و جهاد در فرهنگ اسلامي مقدس هستند، اما نه اينكه وسيله ابزاري بخاطر قدرت ومنصب باشند.
استاد شما اگرچه شخص عاقل و دانشمند هستيد و در سخنراني تان نميدانم سحرِ وجود دارد كه چنان اشخاص مخاطب را مجذوب ميكنيد كه هيجان و احساساتي شده و بي وقت كلمه مقدس ” الله اكبر” را نعره بلند ميكنند.
استاد محترم براي معلومات شما و حاميان احساساتي تان بايد گفت كه افسوس و افسوس مجاهد و جهاد ملت غيور ما ٢٣ سال قبل از امروز توسط عده از مجاهد نما و معامله گران توهين و تحقير شد و جهاد و مجاهدت مجاهدين اصيل و واقعي را به استهزأ گرفتند.

از روزيكه كابل فتح و رژيم داكتر نجيب توسط يك ائتلاف منحوس و نامقدس سقوط كرد مجاهدين و مهاجرين توهين و تحقير شدند.
در تلويزون ملي آنوقت كليپ تصويري سرود از مجاهدين را بنام “مجاهدين خوش آمد، مهاجرين خوش آمد” با موسيقي نشر كردند و در عين وقت قافله از خر و قاطر با كاروان از مهاجرين را همه روزه پخش ميكردند كه مردم مسلمان در حالت هجرت بودند.

آيا ميدانيد مجاهد و جهاد از نخستين روز هاي حكومت حضرت صبغت الله مجددي به استهزا گرفته شد كه بنده با چند دوست ديگر در صحن ارگ تشريف داشتيم كه در همان لحظه مليشه هاي جنرال دوستم به يك فاميل در منطقه شاه شهيد تجاوز كردند و مرد آن فاميل را در روز روشن شهيد كردند و اقارب ميت جسد او را به ارگ آورده بودند كه همان لحظه حضرت مجددي به جنرال مجيد روزي قومندان امنيه فعلي ولايت هرات تيلفون كرد و او را به ارگ خواست در همان لحظه با ديدن اين واقعه المناك اشك از چشمان ام جاري شد و افسوس كردم به مجاهدت هاي مجاهدين واقعي كشورم.

جناب استاد محترم، جهاد و مجاهد وقتي توهين و تحقير شد كه دختر با عزت افغان بنام ناهيد از بلاك هاي مكروريان براي نجات خود از شر تجاوز گران از چند منزل خود را پرتاب كرد. با مجاهد و جهاد وقتي توهين صورت گرفت كه با جنرالان خلق و پرچم نقشه تپوگرافي روي ميز هموار شد و در جنگ هاي داخلي در مقابل برادر همسنگر خود از او استفاده كردند.

وقتيكه در جنگ هاي داخلي كابل به ويرانه تبديل شد و نقاط شهر بين جناح هاي مختلف تقسيم شد و هر جناح از هر طرف بخصوص كوه هاي شيردروازه و آسمايي كابل را با بمب، خمپاره و راكت ويران كردند. كسي را بنام شيعه و كسي را بنام سني و كسي را بنام پشتون، تاجيك، ازبيك و هزاره كشتند با نام جهاد و مجاهد خيانت كردند.

وقتيكه روس را ملحد، كمونيست و اشغالگر خطاب كردند ولي عده از مجاهد نما ها كه خود را وارثين جهاد ميگفتند با جبين باز امريكا و دموكراسي قلابي او را پذيرفتتند و از پول و سرمايه امريكا صاحب بلند منزل، در شيرپور، دوبي و شارجه شدند.

آيا با آمدن دموكراسي با انواع از فجايع در پايتخت ، نشرات عريان در رسانه هاي تصويري، برنامه ستاره افغان و درامه هاي بد اخلاقي، فساد اداري در سيستم قضائي توهين و تحقير بنام جهاد و مجاهد نبود؟
با غصب زمين هاي دولتي، تاراج إدارات ملكي و نظامي، نشستن در شوراي ملي زير يك سقف با قاتلين ملت و بخصوص شهداي پاك طينت نهضت اسلامي خيانت، توهين، تحقير و استهزا به مجاهد و جهاد نبود؟
با دادن رتبه ستر جنرالي به خونخوار ترين قومندان مليشه، او را خالد بن وليد خطاب كردن، كفيل رياست جمهوري انتخاب كردن، پسر خواندن و اعلان جهاد عليه وي خيانت و دو باره اعلان جهاد را فسخ كردن تحقير و توهين بنام جهاد و مجاهد نبود؟

خلاصه اينكه چندين مورد ديگر را ميتوان ذكر كرد، و كتاب ها نوشت ولي استاد محترم اين همه ناله، فغان و شكوه شما بخاطر رضاي خداوند متعال نبوده و نيست و نُسخه آن فقط يك پُست وزارت، سه مقام ولايت و چند پُست سفارت در ممالك عربي وخليج ميباشد و بس، پس دكتور اشرف غني و داكتر عبدالله را پيشنهاد داريم كه به نُسخه فوق اجرأت كنند تمام مشكلات حل و نه ديگر مجاهد را توهين است و نه جهاد استاد را !

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x