دیني، سیرت او تاریخ

رياضت و خواهشات نفسی

نویسینده امام غزالي رحمه الله – ترجمه م سميع الحق (حماس)

الله تعالی به موسی (عليه السلام) وحی فرستاد كه ای موسی (عليه السلام) اگر می خواه كه من از سخنان زبان تو و از خيالات قلب تو و  از روح بدن تو و از نور چشم تو و از شنيدن گوشهای تو بسيار نزديك شوم پس بر حضرت محمد (صلی الله عليه و سلم) به كثرت درود شريف بخوان خداوند تعالی ميفرمايد: (ولتنظر نفس ماقدمت لغد) ترجمه : پس هر نفس ببيند كه برای فردای روز قيامت چه عمل انجام داده است.

ای انسان خوب بدان كه نفس تو نسبت به شيطان بيشتر دشمن تو است كه ترا به عمل بد و ناروا وادار ميكند و برای شيطان بالای تو بنا بر خواهشات تو غلبه حاصل می شود.

پس ترا نفس تو به جهت اميد ها در فريب و دهوكه نياندازد زيراكه نفس به انسان امن,غفلت,راحت,سستی و تنبلی را پيش ميكند و اين خواسته طبيعی نفس است پس اگر از نفس خود پيروی كردی و از نفس خود خوش و راضی شدی پس به هلاكت روبرو ميشوی و اگر از محاسبه نفس خود غافل شدی پس در دريای گناهان غرق می شوی اگر از قابوكردن خواهشات نفس خود ناكام شدی و پيروی آنرا شروع نمودی پس ترا به دوزخ می رساند.

نفس به طرف خير و سعادت رغبت و ميلان نمی كند بلكه اين منبع مصايب خزانه شرمنده گی ذخيره ابليس و اشيانه هر قسم بدی است بغير از خالق هيچ كسی آنرا نمی شناسد.

الله ميفرمايد: (واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون.) ترجمه:و از الله تعالی بترسيد هر آئينه الله تعالی بر اعمال شما خبردار است.

ابو لليث سمرقندی (رحمه الله) در تفسير خود تحرير نموده است وقتيكه بنده در طلب آخر به زنده گی گذشته خود نظر كند و در آن فكر كند پس اين فكر كردن شستن قلب است چنانچه از نبی (عليه السلام) در يك روايت آمده است ميفرمايد:يك ساعت فكر كردن در امور آخرت از يك سال بهتر است.

بنا برين به هر انسان عاقل لازم است كه به الله تعالی توبه نمايد و از او از گناهان گذشته خود طلب امرزش (معافی) نمايد در آن چيز فكر كند كه به آن به الله تعالی تقرب حاصل می شود و در آخرت به آن نجات ميابد اميد های خود را كوتاه كند در توبه كردن از عجله كار بگيرد ذكر الله تعالی را بكند از كدام كارهای كه منع شده آنرا ترك كند نفس خود را به صبر كردن عادت دهد پيروی از خواهشتات نفسی نكند پس نفس بت انسان است پس كسيكه عبادت نفس خود را می كند و به خوشی آن روان شد پس او عبادت و بندگی نفس خود را می كند و كسيكه به اخلاص كامل و نيست پاك برا ی الله تعالی عبادت می كند پس نفس خود را مغلوب و مقهور ساخته است.

می گويند مالك بن دينار (رحمه الله) از بازار بصره ميگذشت انجير را ديده شوقش به آن آمد چپلی خود را كشيده به ميوه فروش داد و برايش گفت به عوض اين انجير بده ميوه فروش گفت: اين هيچ قيمت ندارد و به آن هيچ نمی شود به ميوه فروش كسی گفت اين شخص را نشناختی او گفت نه خير! به ميوه فروش گفته شد اين مالك بن دينار (رحمه الله) است پس ميوه فروش سبد انجي را برسر غلام نهاد و برايش گفت اگر مالك بن دينار (رحمه الله) اين سبد را قبول كرد پس تو ازاد باشی غلام به عقب مالك بن دينار (رحمه الله) دويده رفت و برايش گفت اين چيزها را از من بگير و قبول كن اگر تو اين را بگيری من از غلامی ازاد می شوم او نپذيرفت غلام سخن خود را باردوهم گفت مالك بن دينار (رحمه الله) گفت اگر در پذيرفتن اين ازادی تو ايست پس برای من درطن عذاب است هرگاه غلام به سخن خود اصرار كرد مالك بن دينار برايش گفت من دين خود را به انجير فروخته نمی توانم و تا روز قيامت انجير نمی خورم.

مالك بن دينار در لحظات آخرين مرگ :

مالك بن دينار (رحمه الله) در مرض الوفات خود اين خواهش نمود كه در كاسه عسل و شير نان گرم را ريزه ميكرد و پس آنرا تناول ميكرد. خادمش رفت و آن چيزها را حاضر كرد كه خواهش آنرا كرده بود مالك بن دينار (رحمه الله) آنرا گرفته و يك ساعت در آن فكر ك و پس گفت:ای نفس سی سال صبر كردی اكنون اندكی عمرت باقی است ايا در لحظات آخری زندگی خود صبر كرده نمی توانی اين سخن را زد و كاسه نان ريزه كرده را دور كرده و لحظاتی كمی نگذشته بود كه وفات شد حالت پيامبران اولياء, صديقين, عاشقان و زاهدان چنين است.

پسر حضرت داؤد (عليه السلام) حضرت سليمان (عليه السلام) ميفرمايد: كسيكه بر نفس خود غالب و چيزهگی حاصل كرد اين انسان از آن شخص بسيار قوی است كه به تنهائی خود شهری را فتح ميكند قول حضرت علی كرم الله وجهه است مثال من و نفس من طوری است مانند شبان گوسفند ها هنگاميكه گله (رمه) گوسفند ها از يك طرف جمع شود پس از طرف ديگر تيت و پراگنده می شود كسيكه خواهشات نفس خود را از بين برد پس آن را در كفن رحمت پيچانيد و در زسر زمين عزت دفن كرد و كسيكه قلب خود را كشت (از ياد ا لهی غافل كرد) پس آنرا در كفن لعنت پيچانيد و در سر زمين عذاب دفن كرد.

يحيی بن معاذ اذی (رحمه الله) ميفرمايد: همرای نفس خود به اطاعت و رياضت كردن جهادكن رياضت به ترك نمودن خواب به كم كردن سخنها به تحمل نمودن تكاليف مردم و به كم كردن خوراك گفته می شود.

كم كردن خواب اراده های نيكو و شايسته پديد ميايد و به كم كردن سخنها انسان از آفت های زبان نجات ميايد و به تحمل كردن تكاليف از طرف مردم انسان به هدف ميرسد به كم كردن خوراك خواهشات نفسانی از بين ميرود.

زيرا كه به پرخوری دل سخت می شود و روشنی قلوب از بين ميرود گرسنگی نور حكمت است و به شكم پر خوراك كردن انسان را از الله تعالی دور می كند. ارشاد نبوی (صلی الله عليه و سلم) است دلهای تان را به گرسنگی روشن و منور سازيد به گرسنگی و تشنگی همرای نفس خود جهاد و مقابله كنيد و هميشه توسط گرسنگی دروازه جنت را تك تك كنيد به گرسنگی مؤمن به جنت ميرسد به نزد الله تعالی در دنيا از گرسنگی و تشنگی عمل خوب نيست ملايك آسمان به نزد آن شخص نمی آيند كسيكه به شكم سير نان خورده باشد. ولذت عبادت را از دست داده باشد.

در كتاب منهاج العابدين قول حضرت ابوبكر (رضی الله عنه) نقل گرديده كه می فرمايد:

از وقتيكه من ايمان آوردم به شكم سير نان نخورده ام و اين بخاطريكه لذت عبادت پروردگار خود را بچشم و همچنان بخاطر شوق ديدار پروردگار خود بعد از اسلام پذيرفتن به شكم سيرآب ننوشيده ام زيراكه به پرخوری در عبادت نقصان و فتور ميايد هرگاه انسان پرخوری كند پس جسم او سنگين چشم ها پر از خواب و اعضای بدن سست می شوند پس باوجود كوشش بدون خواب ديگر هيچ چيز كرده نمی تواند و مانند مردار دريك جای افتاده ميباشد در منية المفتی است كه لقمان حكيم (رحمه الله) به پسر خود طوری نصيحت گفت بسيار خواب و خوراك نكن كسيكه در آن زيادت می كند پس روز قيامت از اعمال نيك دست خالی ميايد .

ارشاد نبوی (صلی الله عليه و سلم) است به سبب خوردن و خواب كردن زياد دلهای تانرا قتل نكنيد زيراكه به علت خواب و خوراك زياد د لها می مرند (از ياد ا لهی غافل می شود) چنانچه به سبب كثرت آب فصل از بين ميرود.

انسانهای نيكو كار و صالح معده انسان را به ديگ تشبيه نموده است و گفته اند معده در زير قلب طوری واقع گرديده ماننديكه آتش در تحت ديگ می باشد قسميكه آتش ديگ را جوش ميدهد به همين گونه معده به دل حرارت ميدهد پس حرارت زياد خراب كردن و سياه كردن می كند پس قلب را سخت و كثيف ميسازد به سبب پرخوری در فهم و دانش نقص ميايد زيراكه پر كردن شكم ذكاوت و هوشياری را از بين می برد.

حكايت: پسر حضرت زكريا (عليه السلام) حضرت يحيی (عليه السلام) كه هردوی شان پيغمبران اند روزی شيطان را در حالی ديد كه دام های بسيار همرايش بود يحيی (عليه السلام) از شيطان پرسيد به اين دام های زياد چی ميكنی؟ شيطان برايش گفت:اين خواهشات نفسی انسان است كه آنها را به اين شكار ميكنم يحيی (عليه السلام) برای او گفت: ايا برای من نيز كدام دام را نگاه كرده ای شيطان گفت نه مگر اين قدر سخن است كه شبی به شكم سير نان خورده بودی كه به سبب آن از نماز در تو سستی پيداشد يحيی (عليه السلام) فرمود بعد ازين برای هميشه به شكم سير نان نمی خورم شيطان گفت:

من نيز بعد ازين هيچ وقت نصيحت نمی كنم اين قول پيغمبری بود كه در تمام زنده گی خود تنها يك شب به شكم سير نان خورده بود پس حال آن شخص چه طور می باشد كه در عمر خود يك شب نيز خود را گرسنه نكرده باشد و بازهم طمع اين را دارد كه من عبادت ميكنم.

حكايت: از پسر زكريا (عليه السلام) حضرت يحيی (عليه السلام) حكايت ديگری نيز شده است می فرمايد كه: يك بار حضرت يحيی (عليه السلام) به شكم سير نان خورده بود پس درين شب از وظيفه خود در خواب ماند پس الله تعالی به ايشان وحی فرستاد ايا از خانه من كه دار آخرت است ديگر كدام خانه را برای خود پيداكرده ای و يا از جوارمن همسايگی خوبی را پيداكرده ای به عزت و بزرگی خود قسم می كنم اگر تو جنت فردوسی يا جهنم را مشاهده نمائی پس به جای اشك به خون گريه ميكردی و به جای لباس بافته شده لباس آهن را به تن ميكردی.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
نا پيژاند

با سلام بنده با ریاضت گرسنگی کشیدن بیماری اسم خود را درمان کردم در صورتی که در چهل سال عمرم پولهای گرافی جهت درمان به دکتر ها خرج کردمو از دعاهای قران نتیجه نگرفتم و 124000 پیغمبر نتوانست مرا از ظلم و ستم بیماری نجات دهد چون درک خداوند از زبان دیگران کفر مطلق است و خداوند در وجود ماست که با اراده و ادراک خودمان باید به وجود خداوند پی ببریم نه با زبان بیگانه انسان عاقل و درست کار نمی‌تواند اعمال خودش را به دیگران تلقین کند

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x