نظــر

وحدت ملی در آستانۀ فروپاشی

نویسنده: ابو صهیب حقانی هراتی

خبرها از حکومت نام نهاد وحدت ملی که این روزها بیشتر به عناوین گوناگونی مثل: وحشت ملی، دهشت ملی، خیانت ملی، وحدت صوری، وحدت کمونیستی، حکومت عین و غین  و … یاد می شود حکایت از فروپاشی این ادارۀ فاقد صلاحیت و فاقد ارزش و اعتبار دارد هرچند سران حکومت از خود چهرۀ آرام و با متانت در مقابل دوربین رسانه ها نشان داده و سعی می کنند ادارۀ فعلی کابل را در اذهان، حکومت پویا، جدی و فعال نشان بدهند؛ اما حقیقت چیز دیگری است که روز به روز ماهیت حکومت فاسد و فاقد اعتبار وحدت ملی بیشتر آشکار می شود.
از جمله عمده دلائل شکست حکومت وحدت ملی که آن را در آستانۀ فروپاشی و سقوط قرار داده است می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- از آنجا که بنای حکومت وحدت ملی نه بر مصادیق معتبر مشروعیت یک نظام مستقل بلکه بر اساس یک معامله و داد و ستد سیاسی صورت گرفته است که با دخالت مستقیم و دستور اکید امریکا در داخل سفارت آن کشور در کابل اشرف و عبدالله را مجبور ساخت که تن به حکومت مشترک بدهند و لو اینکه در میان شان اختلافات اساسی وجود داشت؛ اما چون چارۀ جز اطاعت از باداران شان نداشتند تن به آن ذلت تاریخی داده و حتی به همان مردمی که به این دو شخص به اصطلاح رای داده بودند و در شمارش آراء دست به تقلبات گسترده زدند تا کاندید مورد نظر خود را بر چوکی ریاست جمهوری تشریفاتی کابل نشانده و قدرت ناچیز ادارۀ دست نشاندۀ امریکایی ها را به دست بگیرند هم رحم ننموده و فقط زمانیکه خواسته ها و منافع شخصی شان بطور عمده در نظر گرفته شد آنها سر حکومت شریکی جور آمدند و این جور آمدن تحمیلی اساس ناپایداری حکومت را رقم زد.

2- چانه زنی های سیاسی، قومی، لسانی و جناحی در میان اشرف غنی و عبدالله در تقسیم قدرت بین افراد خاص که نه بر اساس شایسته سالاری بلکه بر اساس منافع تیمی و گروهی که ماها را در برگرفته است تا آنها بتوانند یک لیست کاملا متناقض از چهره های فاسد و شناخته شده تهیه کنند و آنها را به حیث وزیران حکومت به پارلمان معرفی کنند، و این لیست عین و غین تا جایی افتضاح آمیز بود که پارلمان زرخرید هم بدون کدام تامل زیاد به اکثر افراد معرفی شدۀ اشرف غنی و عبدالله جواب رد دادند و آنهایی هم که به اصطلاح از پارلمان رای آوردند کامیابی شان به هزار بدبختی و مکافات همراه بود.

3- ناکامی گسترده در قسمت نظامی، حکومت وحدت ملی با جرئت می توان گفت که در بخش دست آوردهای نظامی اش ناکام ترین حکومت بوده است که شکست های نظامی آن در مقابل مجاهدین بیش از اندازه زیاد است و اگر در هر گوشه از افغانستان به اصطلاح عملیاتی را راه اندازی نموده به جز شکست و ناکامی کدام دست آورد دیگر برای آن حاصل نشده است و به قول کارشناسان امور سیاسی و آگاهان نظامی، گراف نا امنی در زمان فعلی و ضعف نیروهای حکومتی در مهار نا امنی ها بیش از هر زمانی دیگر بالا است و این مورد بیشتر از هر چیز دیگری وحدت ملی را به سوی سقوط و فروپاشی سوق داده است.

4- عدم تشکیل کامل کابینه، عدم تعیین والیان، عدم تعیین سفراء و عدم هماهنگی بین تیم های متخاصم اشرف و عبدالله از جمله دیگر مواردی است که ناکامی و فروپاشی حکومت وحدت ملی را بیشتر برجسته می سازد؛ حکومتی که قریب به یک سال از انتصابش در سفارت امریکا توسط جان کیری می گذرد چطور می تواند لاف موفقیت بزند در حالیکه وزارت ها و ولایت های افغانستان تا هنوز با سرپرستان تاریخ تیر شدۀ حکومت کرزی اداره می شوند؟ بسیاری از سفارت های آن در خارج بدون سفیر به سر می برند؟ بسیاری از اداره ها و نهاد های مهم حکومتی از جمله لوی سارنوالی بدون سرپرست یا با سرپرستان بی کفایت و فاسد اداره می شوند؟ حکومتی که عینا در شرایط جنگی به سر می برد و تا اکنون دو رئیس آن بر سر تعیین وزیر جنگ به اتفاق رای نرسیده اند از کجا و چگونه می خواهد کامیاب باشد؟

5- نارضایتی کامل و ناخشنودی واضح بین سران وحدت ملی از دیگر دلائل شکست آن است؛ طوریکه در اتخاذ سیاست های رسمی حکومت در قضایای سیاسی داخلی، منطقه و جهان اگر اشرف غنی مثلا تصمیم می گیرد از عربستان در حملۀ نظامی به یمن حمایت کند باز عبدالله بخاطر دل بد نشدن معاونش محقق مجبور می شود سیاستی دیگر خلاف موضع رئیسش بگیرد، محدود کردن اختیارات عبدالله رئیس اجرایی به دستور مستقیم اشرف طی یک مکتوب رسمی، ناراضی بودن جنرال دوستم از بی مهری های فراوان اشرف نسبت به وی، بی توجهی حکومت نسبت به درخواست های مکرر پارلمان، اوضاع شکنندۀ نظامی و ترس و هراس روز افزون بین نیروها و قوای نظامی، پرداخت نشدن معاشات عساکر و کارمندان اجیر و نبود یک مکانیزم سالم در مرکز قدرت، از جمله دیگر مواردی اند که بیش از پیش چهرۀ واقعی وحدت ملی که همان وحشت ملی است  را به همه عیان ساخته است و آن ادارۀ فاقد صلاحیت را در آستانۀ فروپاشی و سقوط قرار داده است.

6- نا رضایتی عمومی ملت مظلوم افغانستان از کارکرد ضعیف، سهل انگارانه، بی توجه، سیاسی بازی و باند بازی اشرف و عبدالله در تقسیم قدرت و وظائف مهم حکومتی و غفلت عمدی آنها نسبت به درد های موجود هوطنان در داخل و خارج و مشکلات بیکاری و اقتصادی از جمله مواردی اند که ملت افغانستان را به ستوه آورده و تاب تحمل را از همه گرفته است، ملت افغانستان را اشرف غنی و عبدالله معلوم نیست که چی فرض کرده اند؛ اما ملت کور نیست و می بیند که چگونه توسط این دلالان غرب و امریکا چگونه همۀ ارزشهای اسلامی، ملی و تاریخی شان در حال نابودی بوده و چگونه بالای مصائب و رنج های مردم ستمدیده ریشخند زده و سران وحدت ملی، تا چه حد بجای شنیدن صدای مظلومانۀ ملت مظلوم خود از اوامر ظالمانۀ باداران وحشی صفت و ظالم خود پیروی می کنند.

اینک وقت آن فرا رسیده که همه در کنار هم قرار گرفته و بخاطر نجات ملت و سرزمین عزیز از شر ادارۀ فاسد و بیمار دست به دست هم داده و کوشش نمائیم با محبت و اقتدار وحدت واقعی ملت را در قول و عمل رقم ثابت نموده و در طلوع آزادی سرود پیروزی حق و شکست باطل را زمزمه نمائیم.

به امید نجات کامل افغانستان از چنگال وحشی صفتان صلیبی و غلامان حلقه به گوش آنها.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x