نظــر

از آزادی بیان تا افسار گسیختگی

فریداحمد یوسفزی
دیروز در كشور مان از روز جهانی آزادی بیان تجلیل به عمل آمد، و در آن رئیس جمهور قبلی آقای حامدکرزی و دیگر افراد و اشخاص خانواده مطبوعات در آن اشتراک ورزیده بودند. از سوی خانواده مطبوعات در اخیر مراسم برای حامد کرزی لقب قهرمان آزادی بیان در افغانستان داده شد. جاه دارد اولاً كلمه آزادی و به تعقیب آن بیان را بشناسیم و در باره آن نظریات داشمندان را در مورد ذكر نمایم آیا میان آنها نظر واحد وجود دارد یاخیر؟ درین رابطه اتفاق نظر میان دانشمندان و اهل خبره وجود ندارد و هر كدام شان از دیدگاه خود آزادی را تعریف كرده مینویسند:

– آزادی كمال اراده است.
– كانت می گوید: ‌آزادی عبارت است از استقلال از هر چیزی سوای قانون اخلاق.
– و بالاخره می توان گفت آزادی عبارت است از اینكه شخص اختیار انجام دادن هر كاری را داشته به شرط آن كه ضرر آن كار به دیگران نرسد و مخالف نظم و امن عمومی جامعه نباشد.
– بیان به معنای نطق و گفتار است.
– هر آن چیزیکه در فکر و اندیشه یک شخص باشد و آن را به رشته تحریر بیآورد عبارت از بیان است.

همچنان قانون اساسی جدید كه توسط لویه جرگه تاریخی 22 قوس الی 14 جدی 1382 هجری شمسی، در 12 فصل و 162 ماده به اتفاق آرا تصویب گردید و در 6 دلو 1382 از طرف حامد کرزی رئیس جمهور قبلی کشور كه در آن وقت بصفت رئیس دولت انتقالی اسلامی افغانستان ایفای وظیفه می نمود توشیح گردید كه در ماده سی و چهارم در چهار فقره آزادی بیان را چنین ذكر نموده است:

– آزادی بیان از تعرض مصون است.
– هر افغان حق دارد فكر خود را به وسیلة گفتار، نوشته، تصویر و یا وسایل دیگر، با رعایت احكام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید.
– هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون، به طبع و نشر مطالب، بدون ارایه قبلی آن به مقامات دولتی بپردازد.
– احكام مربوط به مطابع، رادیو تلویزیون، نشر مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی توسط قانون تنظیم میگردد.

امروز در كشور در حدود كم و بیش 50 رسانة تصویری و بیشتر از 100 رادیو و در حدود صدها رسانه چاپی داریم كه حكومت قبلی به این دستاور خود میبالید و همچنان میگفتند که در طی 13 سال گذشته یک دست بزرگ است و حکومت فعلی همچنان به دست آورد حکومت قبلی در بخش مطبوعات و رسانه ها اعتراف دارد، و خارجی ها همچنان این دستاورد را برای افغانها یك دستاورد بزرگ میداند.

یکی از اعضای خانواده مطبوعات شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی اشتراک داشته و در مورد وضع آزادی بیان در افغانستان سخن میگفت از رسانه های و مراکز پخش نشر کتب به گونه های مختلف دفاع می نمود و حتی بعضی از رسانه ها که بر ضد وحدت افغانان، ارزشهای اخلاقی، توهین اشخاص در قالب طنز و دیگر مسایل فعالیت دارند دفاع می کرد و در پاسخ به یک سوال چنین گفت در اروپا و امریکا طنز نویسان آزاد اند و هیچ وقت مورد پیگرد قانونی قرار نمیگیرند.

این عضو خانواده مطبوعات که خود را یک شخص متفکر میداند و با حرکات و سکنات خاص سخن میگفت ازین ناحیه که جامعه افغانی با جامعه اروپایی و امریکایی قابل مقایسه نیست بی خبر و یا اینکه دانسته سخن گفت که این کار خودش سوال بر انگیز است.

افغانستان مثل کشورهای اروپایی و امریکایی شده نمیواند به دلیل اینکه افغانستان یک کشور اسلامی و دارای عقاید و ارزشهای اخلاقی بسا محکم میباشد که به هیچ وجه به ارزشهای اخلاقی و ساختار دینی جامعه غرب قابل مقایسه نمیباشد.

اگر ما به گونه یی مقایسوی جامعه افغانی، اروپایی و امریکایی نگاه کنیم در خواهیم یافت که هرگز افغانستان مثل اروپا شده نمیتواند، امریکا و اروپا مثل جامعه افغانی شده نمیتواند بخاطر که آنها از خود ارزشهای مادی و معنوی دارند و جامعه افغانی از خود ارزشهای اسلامی و اخلاقی دارد. اگر ما قانون آنها را در جامعه خود تطبیق نماییم هرگز قابلیت تطبیق را ندارد به خاطر که با روح و روان افغانها ساز گار نیست و اگر قانون افغانستان رادر جامعه اروپا یا امریکا تطبیق نمایم در خواهیم یافت که قانون ما به هیچ وجه با فرهنگ، جامعه و عنعنات غرب سازگار نبوده.

اگر ما این دستاورد را از دو بُعد (اجتماعی و سیاسی) مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم در خواهیم یافت كه اثرات منفی نسبت به اثرات مثبت آن بیشتر است.

در بعد سیاسی این ستاورد بزرگی برای افغانهاست كه نظیر آن را در افغانستان در هیچ زمانی شاهد نه بودیم. آزادی بیان را به صورت مختصر گفته میتوانیم كه یك پُل ارتباطی میان فرمانروا و فرمانبران است و مردمان كه از حقوق طبیعی خود محروم هستند آنها را برای بدست آوردن آن یاری و كمك می رساند.

در بعد اجتماعی برای افغانها این آزادی نیست؛ بلكه یك نوع مرض مهلك و كشنده است كه نظام اجتماعی را برهم میزند و از اثر همین ضربات جامعه را فاسد میكند. اگر به صورت منصفانه و بدون كدام تبعیض نشرات رسانه ها را تعقیب نمایم در میابیم كه همه آنها برای نابودی و محو كردن فرهنگ اسلامی و افغانی كار میكنند و نظام خانواده را مورد هدف قرار میدهند. در شریعت اسلامی نظام خانواده از ارزش والایی برخوردار هست و اهدافی كه شریعت اسلام در احكام مربوط به خانواده دنبال می نماید، به طور خلاصه عبارتند از:

– استحكام پایه های جامعه اسلامی، پرورش نسلی توانا، تلاشگر، مجاهد،‌ مؤمن و نسلی كه توانایی ادامه دادن حیات خود را داشته باشد و احترام از حریم دین خداوند و حقوق مردم و استوار نمودن پایه های عزت، كرامت و تسلیم نا پذیری در جامعه را داشته باشم.
– خانواده یكی از مهمترین پایه های نظام اجتماعی اسلام است.
– خانواده مسلمان با جامعه اسلامی ارتباطی تنگاتنگ و مستحكم دارد و با طرحها و اهداف آن خود را هماهنگ می سازد و در عین حال با انحراف جامعه نظام خانواده كه یكی از پایه های نظام اسلامی است از بین میرود؛

طور مثال اگر اسلام را در یك مثلث ترسیم نماییم كه در وسط مثلث اسلام و در سه ضلع آن استعمار،‌ استشراق و مسیحیت باشد این را در مییابیم كه اسلام در عصر حاضر از سه ضلع مورد حمله قرار میگیرد، استعمار به صورت فزیكی مورد حمله قرار میدهد، استشراق به صورت ماهرانه و اكادمیك مور تهاجم قرار میدهد و در اخیر اینكه مسیحیت به صورت دعوتگرانه مورد حمله قرار میدهد. كه خطرناكترین آن به صورت اكادمیك است. درین مورد بعضی از علما در مورد تهاجم اكادمیك (جنگ فكری) نظریاتی دارند كه برای فهم هر چه بیشتر، آن را درینجا نقل مینمایم.

[دکتر جمیل مصری در مورد می گوید: اروپائیان بعد از شکست در برابر ارتش اسلام و تحمل ضربات کوبندۀ صلاح الدین ایوبی و فرماندهان دیگری که پس از وی روی صحنه آمدند، تازه درک کرده بودند که در گرمای مبارزه با مسلمانان، تهاجم بر فرهنگ و اندیشۀ اسلامی پر اهمیت و سرنوشت ساز است، از اینرو، تیر خصمانۀ خود را به جانب افکار و اندیشه های اسلامی هدف گرفتند، و برای تحقق اهداف فرهنگی و سیاسی خود در کشورهای اسلامی و بخاطر سیطره بر دنیای اسلام، فرهنگ وایدئولوژی وتقالید مسلمانان را به پژوهش گرفتند و آثار اسلامی را به زبان های اروپایی ترجمه نمودند… همین روش را می شود جنگ فکری نامید. و یا به عبارت کوتاه تر جنگ فکری عبارت از روش های غیر نظامی است که امپریالیزم غرب برای نابود کردن ارزشهای اسلامی از زندگی مسلمانان و انصراف آنها از تمسک به اسلام و ایدئولوژی اسلامی و تهی نمودن امت اسلامی از افکار و تقالید و هویت دینی شان، بکار بسته است. «جنگ فكری اثر یحیی محمد الیاس، ترجمه سید ناصر تقدسی»]

«استاد محمد قطب در تعریف جنگ فکری میگوید: منظور از جنگ فکری وسایل و ابزار غیر نظامی یی است که دشمنان، پس از جنگ های صلیبی آنرا به جهت از میان برداشتن پدیده های نیکو از زندگی مسلمانان و منصرف ساختن آنان از التزام به مقررات اسلام، و آنچه به عقیده از قبیل افکار، تقالید و پهلوهای مختلف سلوک ارتباط دارد، بکار بستند. بنا براین، جنگ فکری اسلوب و شیوۀ تازه یی است که صلیبیان آنرا برای جنگ با مسلمانان پس از شکست های پیهمی که در تمام نبردهای مسلحانۀ خویش بر ضد مسلمانها نصیب شان گردید روی دست گرفتند.

استاد محمد قطب میگوید: نخستین کسی که به عنوان داعیه دار این روند، مردم را به کار گیری این اسلوب مؤثر فرامی خواند « لویس نهم» پادشاه فرانسه بود که مدتی را در زندان منصورۀ مصر در اسارت مسلمانان سپری نمود و بعداً در بدل پول رها گردید. وی در اثنای اقامتش در زندان به فکر اتخاذ طریقۀ جدیدی غیر از رویا رویی نظامی شد، و بدین باور رسید که پیروزی بر مسلمانان از راه بر خورد نظامی امکان پذیر نیست، و بایستی علیه عقیده، افکار و تقالید آنان مبارزه کرد. او به دنبال رهائیش از زندان و بعد از باز گشت به پاریس برای ملت و مردم خود گفت: «اگر خواهان شکست و هزیمت مسلمانان هستید، تنها با سلاح معمول و آهنی، با ایشان نجنگید، زیرا در میدان جنگ مسلحانه، در برابر ایشان شکست خورده اید، لذا با ایشان در ساحۀ عقیده که قوی ترین پناگاه شان است جنگ و ستیزه کنید.» «جنگ فكری اثر یحیی محمد الیاس، ترجمه سید ناصر تقدسی»)

در نتیجه باید گفت مسوولیت حكومت، شورای علماء و اهل خبره اینست كه ازین تهاجم اكادمیك (جنگ فكری)‌ جلوگیری كنند ورنه همه دار و مدار این سرزمین را با خاك یك سان میكنند. مردم این سرزمین برای دفاع از ارزشهای اسلامی و افغانی میلیونها شهید دادند و هیچ خانواده وجود ندارد كه یكی از عزیزان خود را از دست نداده باشد.

وزارت اطلاعات و فرهنگ مسوولیت دارد كه نشرات تلویزیونها را مورد ارزیابی قرار بدهد، در جایی كه مغایر با ارزشهای اسلامی و فرهنگ افغانی است از آن جلو گیری كنند در صورت تخلف از مجرای قانون پیش برود.

این را به صراحت گفته میتوانیم که بعضی از تلویزیونها سریالیهای خارجیی را به نشر میرسانند كه با ارزشهای اسلامی، افغانی در تضاد بوده اند و هیچ مرجع ذیصلاحت برای آن رسیده گی نمی کند.

ما از قوه مقننه تقاضا مینماییم كه درین مورد برای جلوگیری از نشرات ضد ارزشهای اسلامی و اخلاقی قانونی سختی را وضع نمایند تا هیچ یک از رسانه ها نتواند که خلاف ارزشهای والا نشرات نمایند در صورت تخلف و سرکشی صلب فعالیت نمایند.

در اخر از والدین محترم تقاضا مینمایم كه اولاد های خود را با ارزشهای اسلامی آشنا سازند در صورتی كه فرد اصلاح شد خانواده اصلاح میشود اگر خانواده اصلاح شد نظام اجتماعی اصلاح میشود و جامعة فاضله به میان میآید.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x