fbpx

از ستودیوم ورزشی تا جلسات مناظره و نقاش

سائس
فصل بازی های تیرماهی ، شاهد مسابقات جالب ورزش های گوناگون بدنی بود، تیم های کشور های مختلف در برابر همدیگر زور آزمایی کردند ، تماشاگران را به احساسات آوردند ، هر گول و پیروزی با کف زدن ها ، فریادهای شادی ، تحسین و تمجید توأم بود ، هر کسی منتظر پیروزی تیم دلخواه خود و شکست تیم حریف و رقیب خود بود ، مسئله کفر و اسلام و تضادهای نظام های سیاسی نیز تأثیری نداشت ، گاهی مسلمانی برای پیروزی نامسلمانی دعا میکرد و دلش برای او ولی در حقیقت به نفع خودش می طپید. این بازی ها هر چه هست مدتی جوانان را از مصروفیت های بیهوده و گنه آلود باز میدارد و به استودیوم ها می کشاند و پای تلویزیون ها می نشاند ، عقده های یک ملت در برابر ملت دیگری را نیز به این ترتیب می گشاید و مجال انتقام از حریف را به شکل مسالمت آمیز و در میدان بازی های بدنی فراهم می کند . فاتح احساس سربلندی می کند و مغلوب بجای تقبیح فاتح ، خود را محکوم می نماید ، قضاوت رفری را در مورد خود می پذیرد ، کارت زرد و سرخ را بدون اعتراض و خاموشانه تسلیم میشود ، به اشتباه و بالآخره شکست خود اعتراف می کتد ، آیا این اسلوب را میتوان در اختلاف سیاسی و فکری نیز بکار برد؟ چه مانعی دارد که دو جناح مخالف چه به سطح گرو های سیاسی در داخل یک کشور و چه در سطح دولت ها به جای اعمال قوه ، سرکوبی مخالفین ، اعمال اختناق و جلوگیری از تبارز نظرات مخالف ، با حریف خود در محضر مردم ، به مناقشه بنشیند ، رأی خود را اظهار کند ، شایستگی قکری و نظری خود را به نمایش بگذارد.

مؤیدینش با شور و شوق ، با کف زدن ها و فریاد های شادی از نظرات و طرح های او حمایت نمایند ، به مخالفین خود موقع بدهد تا بر نظرات او اعتراض کند ، طرح های او را زیر سوال بگیرند ،عملکرد های او را بر رسی کنند و او دلائلش را ارائه نماید ، نظرات و طرح های خود را بیان کند ، بعد قضاوتگران بی طرف را ، قضاوت مردم را که استدلال هر دو را شنیده اند و ضعیف را از توانمند و اشتباه کننده را از صائب ، مغلوب را از فاتح شناخته اند و در باره او و حریفش قضاوت کرده اند بپذیرند ، کارت زرد و سرخ را بدو لج بازی و سر زوری تسلیم شوند ، بجای تقبیح فاتح خود را سرزنش کنند و در پی اصلاح کمبود ها و نواقص خود برآیند. ملت ها زمانی دور انحطاط را پشت سر گذاشته اند و وارد دور نشأت ، ارتقا و سر بلندی شده اند که این اسلوب را اختیار کرده اند ، دور مناقشات فکری ، تبادل نظریات ، ارائه طرح ها و بررسی عملکرد ها آنانرا از انحطاط فکری ، دنائت اخلاقی و عقب مانده گی ها نجات داده و در شهراه ابتکار ، اختراع و تعالی فکری قرار داده است. با این اسلوب است که بهترها تبارز می کنند ، استعدادها شگوفا می شود ، ابتکارت صورت میگیرد ، نقص ها شناسایی میشود ، باطل رسوا گردیده با شکست روبرو می شود ، حق جایگاهش را می یابد و مورد تأیید مردم قرار میگیرد. اگر به تاریخ رجوع کنیم نقطه آغاز زوال همه قدرتهای بزرگ و تمدن های عظیم را در نفی این اسلوب و در اعمال اختناق ، وا داشتن مردم به تقلید ، جلوگیری از ابتکار ، حفه کردن صدای مخالف در گلو ، ممانعت از تبارز آراء و نظرات مخالف و استبداد بجای استدلال خواهیم یافت. حق حق است و از مقابله با باطل هر گز بیمی ندارد ، حق پرستان با بینات بمقابله باطل پرستان میروند ، در مقابله با زر ، زور و تزویر فقط یک وسیله در اختیار دارند ، وسیله تعیین کننده بینات ، قرآن چه خوب میفرماید:

( و قارون و فرعون و هامان و لقد جاءهم موسی بالبینات فاستکبروا فی الارض و ما کانوا سابقین) العنکیوت آیه ۳۹ و (قارون) و ( فرعون ) و ( هامان ) را که موسی ( بینات ) را به ایشان آورد و آنان در زمین ، خود بزرگ بینی کردند ولی سبقت نجستند ( در مسابقه فاتح نشدند ). هر کی جرأت و حوصله شنیدن رأی و نظرات مخالف را ندارند ، دلیلش روشن و واضح است که می ترسد ، از تبادل نظرات ، از مسابقه در میدان بحث و مناقشه ، از آزادی رأی ، از تبارز نظرات مخالفین ، حتما در مورد حقانیت مواضع خود مشکوک است، حتما خلا هایی دارد که از افشای آن از طریق اعمال اختناق و استبداد مانع میشود.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د