fbpx

خار چشم مشرکین، دکتور محمد مرسی!

نویسنده : انجنیر احمد حقیار

مظلوم ملت، مرسی رنجنیده، ز زادگاه یوسفی، ز دین محمدی، ز مذهب حنفی، ز هم قطاران یاسر، سید قطب، محمد حواش و عبدالفتاح اسمعیل، از سرزمین درخشان که منور به اسلام شده بود. مردی بر خاست تا تطبیق کننده نظام اسلامی باشد. تا در تاریخ، خط زرین بر نام وی نیز کش شود، تا در جمله فاتحان نخستین قبلهٔ مسلمانان ( بیت المقدس ) باشد و قبلهٔ اول مسلمانان را از کثافات یهودیان پاک کند.

بعد از گذشت تحصیلات عالی خود ( سند دکتورا )، در پهلوی تدریس، فعالیت سیاسی را نیز آعاز کرد که از جمله میتوان به: به دوره وکالت ،رئیس حزب آزادی و عدالت، رئیس بزرگترین متجمع اسلامی ( اخوان المسلمين )، نام برد. و از این که رب العالمين به وی استعداد عالی را در گفتار و اندیشه عطا کرده بود، اخوانی ها را عقیده بر این شد تا وی را زعیم امت مسلمهٔ انتخاب کند، اگر چه مصریان از تاریخ زشت سال های گذشته آگاه بودند و غم های گذشته خود را که همانا اعدام کردن، مفسر قرآن کریم ( سید قطب شهید )، و رهبران دیگر را فراموش نکرده بودند اما باز هم خواستند تا از دیار اسلام، و از پیرو رسول الله، برای خود زعیم تعین کند. مرسی هم خود را نامزد انتخابات کرد، مسلمین هم به پای صندوق های رای رفتند تا به زعیم ملت خود رای دهند، نتیچه انتخابات معلوم شد، مرسی رئیس جمهور شد؛ وی نخستین رئیس جمهور اسلام گرا و غیر نظامی مصر شناخته شد.

با آنکه مدت کوتاهی وی رئیس جمهور بود؛ اما کار های شایسته را انجام داد، خواست تا آروز، چندین صد ساله امت مسمله را پوره کند؛ اما دشمنان یوم القدیم، مزدوران صلیبی، غلامان مشرک، نخواستند که دکتر محمد مرسی به راه خود ادامهٔ دهد و در پی کودتاه ننگین، پرداختند، با همکاری باداران شان، نخستین حکومت جمهوری، اسلام گرا، را سرنگون کردند، مرسی و بزرگان دیگر را به زندان انداختند تا سنت یوسفی را تازه کند.

بعد از چند سال بند؛ مرسی و رهبران برجسته دیگر، توسط یک محکمه که بنیاد آن در اسرائیل گذاشته شده بود، رهبران اخوانی به شمول دکتر محمد مرسی، محکوم به اعدام شدند.

فیصله که در قبال مزدوری صلیبی به میان آمده بود، فیصله جالب ز عقل بود، چون تعداد شهدا نیز توسط این محکمه، محکوم به اعدام شدند، یعنی یک شهید را دوباره شهید می کردند.

بعد از این که زم زم های، اعدام مرسی منتشر شد، امت مسلمه در همه جهان، علیه این تصمیم واکنش نشان دادند؛ اما واکنش هیج کشور اسلامی مانند ترکیه پر رنگ، نبود در خراسان دیروزی هم واکنش های را شاید بودم، اما طوری نبود که باید میبود، رهبران فروخته شده، جهاد فروشان، دین فروشان؛ آنانیکه به خاطر قدرت حرف از حرکت های نارنجی و سبز می زدند، توهین به خود را توهین به جهاد و توهین به جهاد را توهین به دین می پنداشتند، در این حادثه چنان مجاهدین ز بطن کمونیزم خاموش اند، که گویا؛ خدواند متعال خواس پنچ گانه را از آنها گرفته اند.

سوگند به خدا که؛ در جهالت عمیق قرار دارند و قلوب شان با کثافات امروزی آراسته شده است.

به امید روز که سردار رئیس جمهور های کشور های اسلامی ز بند رها شود و بر حکومت مسلط شود.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د