ټولنیزه برخه

نقش گناه در سقوط ملت ها

لیکوال: سيدالرحمان عمران

سنت هاى الهى, ثابت و تغيير ناپذيرند و محدود به زمان خاصى نمى باشند, از اين رو اگر در باره سنت ها و قوانين الهى با نگاه به گذشته مطالعه و بررسى كنيم و سنت هاى خدا را در موضوعات مختلف بشناسيم, مى توانيم شرايط موجود را تجزيه و تحليل كرده و سرنوشت حال و آينده خود را رقم زنيم. منظور از سنت الهى اين است كه پديده هاى عالم, محكومِ يك سلسله قوانين ثابت و لا يتغير مى باشند كه به وسيله قانون گذار حقيقى در جريان است; يعنى مجراى تحقق اراده الهى بر كل هستى, همين قوانين ثابت هستند كه در تمام هستى بر قرارند. اين مطلب نشان مى دهد كه قانون علت و معلول و سبب و مسبّب در جهان هستى برقرار مى باشد; به ديگر بيان, جهان, قانون مند است.هر پديده كه در عالم صورت ميگيرد بيگمان  علتي دارد، اگر يك فرد و يا ملت به قله هاى مرتفع جاه و جلال عروج و ياهم در تنگناهاى ذلت سقوط ميكند طبق يكعده قوانين و سنت هاى ثابت الهي هستند، تاريخ هميشه شاهد اين نوع صحنه ها بوده ودر هر زمان مثال هاى فراوان را پيشروى ما قرار ميدهد. اگر دقيق تر توجه شود اين قوانين حتى براى اطفال و چارپايان نيز برقرار است، مثلا اطفاليكه شوخ هستند زيادتر مورد لت و كوب قرار ميگيرند، اطفاليكه اعمال ناپسند و خراب را انجام ميدهند مورد تنفر عام و خاص هستند همچنان در چارپايان. از اينجاست كه عروج و سقوط ملت ها و افراد قابل پيشبيني است، با توجه به اعمال و كردار آنها ميتوانيم سرفرازي و نابودي آنهارا حدس بزنيم. طوريكه همه ميدانند كشور ما افغانستان طى سه دهه اخير زير ضربات كوبنده مشكلات، مصيبت ها، مظلوميت، مهاجرت ها و ده ها انواع گوناگون بدبختي ها قرار گرفتند،  اين در حاليست كه امروز نيز اميد براى آينده درخشان در دل هاى مردم ما موج نميزند. پس بياييد علل و عوامل اين همه بدبختي هاى خود را در د ستورات الهي جستجو كنيم و در پهلوي آن آينده خود را نيز پيش بين شويم. شايد مهمترين هدف از نگارش اين مقاله همين باشد، هدف مقاله اين نيست كه تنها خوانده شود ودر اخر بگويم ولا خوب چيز نگاشته شده است بلكه پس از مطالعه نمودن آن بايد آغاز تغيرباشد.

تاريخ

آري، تاريخ اقوام و ملتها مختلف را براى ما نشان ميدهد، ملت هايكه راه هاى پيشرفت و ترقي را با سرعت طى كرده اند يا گروهايكه در آخرين مرحله انحطاط رسيده اند، گروهې ديگرې هستند كه بعد از شكست و ذلت برخاسته و بسوى سرافرازي و عزت جدوجهد كرده اند بالاخره به آن نايل آمدند، و همچنان چهارم گروهي هستند كه برعكس از عاليترين مدارج افتخارات به پايين ترين درجه ذلت و زبوني رسيده اند . تاريخ از همه انواع ذكر شده براى ما قصه هاى دارد،اما هستند بسيارې از كسانيكه از صحنه هاى مختلف تاريخ به ساده گي عبور ميكنند، نه به آنها توجه دارند، نه انديشه در آن ميكنند و نه هم تامل در كار ميبرند. و نيز بسيارند كسانى كه به جاى بررسى علل و عوامل اصلى و زيربنائى حيات و مرگ ملتها، گناه را به گردن عوامل كم اهميت كه نقش اساسى را به عهده ندارند و يا عوامل موهوم و خرافى و خيالى مى اندازند. بسيارى تمام علت بدبختى خود را به بيگانگان و سياست هاى مخرب آنها نسبت مى دهند و عده اى همه اين حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاك مى پندارند سرانجام عده اى دست به دامن قضا و قدر – به مفهوم تحريف يافته اش – و يا شانس و طالع و اقبال مى زنند و همه حوادث تلخ و شيرين را از اين طريق توجيه مى كنند.

همه اينها براى اين است كه از درك علل واقعى وحشت دارند. آينان نميخواهند اعتراف كنند كه همه اين ناهنجاريها و بدبختي ها از دست خودمان است. ولې قرآن به صراحت هر نوع بدبختي را بدوش خود ملت ها انداخته و كردار و اعمال آنان را در اين خصوص معتبر ميدانند.

خداوند قانون خود را عوض نميكند ما بايد خود را عوض كنيم

قرآن به قاطعيت و صراحت اعلام ميدارد كه خداوند سنت هاى خود را تعويض نميكند بلكه ما بايد خود را عوض كنيم. قرآن ميفرمايد: ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغير ما بانفسهم: در اين ايه مباركه خداوند از تغير ما سخن ميگويد نه از ديگر گوني قانون خويش و به بسيار صراحت اعلام ميدارد كه تغير در ملت ها وابسته به آنهاست، تغير در حالت و وضعيت افراد و ملتها منحيث يك گزينه به خود آنها بستگي دارد، خوشبختي و بدبختي دو فكتور اين گزينه است. اينك به دو دلايل زير در خصوص تابت بودن سنت هاى الهي نيز توجه شما را معطوف ميدارم:

از خصوصيات سنت خداوند, ثبوت, حتمى بودن و شموليت آن است. مادامى كه سنت الهى قانونى فراگير باشد, تمام رفتار و كردار بشر در سيطره آن قرار مى گيرد, از اين رو قاعده چنين سنتى بايد در طول زمان, كلى و ثابت نيز باشد. آيه ذيل به همين مطلب اشاره دارد:

(اين سنت الهى در مورد پيشينيان [ كه با انبياى خود چنين رفتار ناهنجارى داشته اند] نيز جارى بوده و در سنت خدا دگرگونى نخواهى يافت. )5

دليل ديگر بر تغيير ناپذيرى سنت هاى الهى اين است كه خداوند جل جلاله  در قرآن کريم داستان هاى امتحان گذشتگان را براى ما نقل كرده تا از آنها پند و عبرت بگيريم. بر اين مبنا اگر چنين حوادثى كلى و ثابت نباشند, به طور مسلّم پند و اندرز گرفتن از آنها ممكن نخواهد بود. قرآن مى فرمايد: (ما اشخاصى همچون شما را در روزگاران پيشين نابود ساخته ايم, آيا عبرت گيرنده اى هست؟)6

همچنين مى فرمايد: (جزا و پاداش, فضل و برترى نه به آرزوهاى شما و نه به آرزوهاى اهل كتاب است. هر كس كار بدى بكند كيفر داده مى شود. )7 بر اساس سنت الهى, جزا اثر طبيعى اعمال محسوب مى شود و هيچ چيزى از آن تخطى نمى كند. 8

موجوديت پيامبر نيز مانع سنت الهي نميشود؟

قران دو واقعه صدر اسلام را براى ما بازگو ميكند، مواردى كه از شكست مسلمانها است در حاليكه پيامبر در ميان آنان بودند، در جنگ شركت داشت ولې باز هم مسلمانان به اثر گناهان شان شكست خوردند، نه تنها شكست خوردند بلكه دو دندانهاى پيامبر اكرم نيز در آن به شهادت رسيد، اين دو واقعه در جنگ اُحد و حنين اتفاق افتاد. در غزوه اُحد به اثر سرپيچي از امر پيامبر و در دومي به اثر غرور كثرت كه عايد حالشان گرديد با شكست رو برو گرديدند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x