نظــر

دو کلام حرف حساب؛ با تازه مستانِ گُشنه مست!!

نوشته: همایون «ذهین»، فراه

از آنجاییکه از مهم ترین کارکردِ رسانه ها شکل دادن به افکار عمومیست. و افکار عمومی در جوامع دارای نظام های دموکراتیک و آزاد نقش اساسی در چگونگی شکل گیری نظام سیاسی(دولت-ها) دارد؛ بنا بر این رسانه ها را می توان تأثیر گذار ترین نیرو(قوه) بر زندگی سیاسی و اجتماعی و -حتی زندگی خصوصی- بشر در عصر حاضر دانست.

همین رسانه هاست که می توانند در نقش دو لبه ی شمشیر(ترمیمی و تخریبی) عمل کرده، جامعه ی بی ثباتی را با ثبات ساخته و جامعه با ثباتی را بی ثبات. و در این کارکرد فوق العاده و عینی رسانه (بخصوص رسانه هایی معروف به غول رسانه دنیا که در اختیار جهان غرب اند)، شکی نیست.

بدبختانه در افغانستان از آنجاییکه 98 فیصد رسانه های در این کشور بخصوص رسانه های دیداری و شنیداری آن حمایت مالی بیرون مرزی دارند، همواره آب به آسیاب دشمنان می ریزند و بیشترین نقش و کارکردشان تخریبی بوده و از عوامل اصلی بی ثباتی افغانستان و ایجاد بحران ها در این کشور محسوب می شوند.

از نظر نگارنده عمده ترین نقد بر رسانه های فعال خصوصاً تلویزیون ها در افغانستان نقد بر روی برنامه سازی در این رسانه هاست.

رسانه ها در دیگر اقصی جهان خصوصاً (جهان اول و دوم) با توجه به نیازهای جامعه شان و با ایجاد توازن و اعتدال در بین برنامه های چون اخبار، گزارشات، برنامه های علمی-آموزشی، فرهنگی- اجتماعی، سیاسی، تفریحی و… سعی در بلند بردن ظرفیت های درونی کشورشان و کار برای رفع نیازها، نقش خیلی مهمی در بلند بردن شعور و فرهنگ سیاسی مردم و خودکفایی کشورشان ایفاء کرده اند.

اما! چنانچه افغانستان کشوریست درگیر بحران ها و جنگ. کشوریست ضمن آنکه تمام زیرساخت های اقتصادی اش نابود شده است، همه روزه شمار زیادی از باشنده گان آن جان های عزیز و عزیزان شان را از دست می دهند. و این کشور عملاً به حالتی رسیده است که: افغانستان اکنون بحرانی ترین کشور دنیاست. افغانستان بی سوادترین کشور دنیاست. افغانستان فقیرترین کشور دنیاست. افغانستان جنگ زده ترین کشور دنیاست.

افغانستان ناامن ترین کشور دنیاست. افغانستان فاسد ترین کشور دنیاست. افغانستان بزرگترین تولید کننده ی مواد مخدر در دنیاست. افغانستان وابسته ترین کشور دنیاست.

بدون تعصب و با اجازه از عقل سلیم بگویید!

افغانستان جهت برون رفت از چنین شرایطی بیش از همه به چه چیزی نیاز دارد و خواسته ی اصلی افغانها چیست؟ آیا جواب غیر از: «نان» و «جان» است؟

حرف حساب: حالا من نمی دانم ملتی که بزرگترین دغدغه شان نان و جان است، این یک گله آواز خوان مرهم کدامین دردشان است؟؟

گندم و آرد نان مان را از پاکستان و ایران وارد می کنیم، روغن نباتی، پفک نمکی، چپس، موتر ویشی و لوازم آرایشی… را از خارج وارد می کنیم. بند تُنبان مان را تا هنوز خارجی ها می سازند(بسیار عفو می خواهم)، بخاطر یک سر دردی ساده مریضان ما در هند و پاکستان سرگردانند. و بدتر از همه اینکه تا هنوز مصرف کننده ی فکر هستیم! چونکه بالاخانه هایمان را تعطیل کرده ایم و مجبور به استفاده از فرآروده های فکری دیگرانیم!؟

در عین حال در این کشور بدبخت رسانه ها بهترین استعداد های جوان را وارد فابریکه های موسیقی کرده و از ایشان آوازخوان می سازند. و هر روزه بر شمار تولیدات این فابریکات افزوده می شود.

بنابرین می شود گفت که افغانستان فقط در یک عرصه تولیدات زیاد و پیشرفته دارد که نه تنها کشور ما از آن به خودکفایی رسیده بلکه صادرات هم داریم؛ آن (موسیقی) است و از برکت رسانه های محترم!

حداقل در همین شهر کوچک ما مجموع انجیران، داکتران، اقتصادانها، و دانهای دیگر که یکجا شوند به تعداد اعضای اتحادیه های آوازخوان های این شهر نمی رسند.

راستی، اگر که تولیدات فابریکه های موسیقی در افغانستان به همین منوال پیش برود و یا چند خط تولید دیگر هم به آن افزوده شود، طی یک دهه بعد موجودیت سه سه آوازخوان در هر خانواده ی افغان غیر قابل تصور هم نیست. حالا که شب ها از دست ساز و آواز شان خواب نداریم، وای به حال آینده مان.

کاری به حلال و حرامش ندارم، نمی گویم که موسیقی از دیدگاه دین مبین اسلام چه حُکمی دارد، فقط چند کلام حرف حساب شده است.

تو را به خدا قسم حرف حق بگو، همی ملتی که نان ندارد که بخورد و شب ها از ترس جانش پهرداری می کند، موسیقی ره به فرق سر مسوول کدام رسانه بزند؟

گُشنه مست که میگن، واقعاً ماییم، باور کن!!

به این مثال توجه داشته باشید! تصور کنید در یک منطقه یا بهتر بگویم یک قریه چند ماه است که جنگ جریان دارد؛ اهالی آن قریه همه بین محاصره قرار دارند و دشمن از هر طرف بالایشان هجوم آورده اند، با توپ و تانگ آنان را هدف قرار داده اند. به طور نمونه یک خانواده ی ده نفری ساکن این قریه چهار یا پنج عضو اش در این جنگ کشته شده و چند تن شان شدیداً مجروح هستند که به تداوی عاجل ضرورت دارند. اطفال خانواده از گرسنگی غش کرده اند و مادر خانواده با دیدن اجساد فرزندان تکه تکه و پاره پاره اش که از آن خون آید، بی هوش گشته است. حالا در چنین وضعیتی کسی بیاید به هدف خدمت به خانواده ای توصیف شده کسِت آهنگ های خانم نغمه را چالان بکند که برایشان بخواند: مینې د ښکلو څنګه کېږي ماته چل نه راځي…!!!

آیا مگر برای این همه برنامه های موسیقی و تربیه ی آوازخوان در رسانه های افغانستان و عدم برنامه های مفید علمی، آموزشی… که نیاز جدی و حیاتی برای درمان کشور فلاکت بار ما است، غیر از این، منطق مناسب دیگری وجود دارد؟

بنابر این مسوولین محترم رسانه های افغانی!

کمی خجالت بکشید حد اقل از رسانه های دیگر کشور ها یاد بگیرید، ببینید که چقدر بالای برنامه های علمی، اجتماعی، آموزشی، تربیتی و… کار کرده اند. و 80 فیصد نشرات رسانه ی شما ساز و سرود و سریالهای مزخرف!!!

اگر که واقعاً می خواهید افغانستان به شکوفایی اقتصادی، علمی و فرهنگی و سیاسی و بلاخره به خودکفایی برسد؟ چرا یک چند برنامه به مثل همین برنامه های (ستارهء افغان، اَبَر ستاره و…) جهت رقابت در بین انجنیران، داکتران و دیگر صنوف علمی افغانستان راه اندازی نمی کنید؟

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
ahmadzai

په لاسو او عمر دی برکت شه ذهین صاحب ،له بریا او نیکمرغیو ډک ژوند ولری

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x