معمای دیپوی جان احمد و غمشریکی مشکوک ائتلاف شمال!

نویسنده: ابوصهیب حقانی هراتی

تقریبا از یک هفته بدینسو که از سوی نظامیان خارجی بالای یک دیپوی مهمات نظامی مربوط به جان احمد خان یک تن از افراد نزدیک به عبدالله عبدالله رئیس اجرائیۀ حکومت نام نهاد وحدت ملی، حمله صورت گرفت که در نتیجۀ آن، انبار مهمات نظامی شخص یاد شده معدوم گردیده است؛ کنش ها و واکنش ها نسبت به این موضوع همچنان محور بحث گفتگوهای داغ رهبران نام نهاد جهادی و یا رهبران شمال است؛ از همان لحظۀ ابتدایی حادثه (یعنی شب یکشنبه 7/4/1394 هق) که این خبر در حال زبان به زبان شدن بود، عبدالله عبدالله جزو نخستین کسانی بود که این حمله را به شدت محکوم و مراتب اعتراض خود را به جنرال جان کمپل (قوماندان عمومی ائتلاف نیروهای خارجی در افغانستان) اعلان داشت و خواستار رسیدگی فوری و ارایه توضیح نسبت به این عملیات نیروهای امریکایی شد؛ و پس از آن، یکی یکی به اصطلاح سران جهادی و رهبران شمال بابت حادثه، واکنش های مختلف و تند وتیزی اتخاذ کردند از جمله امرالله صالح رئیس اسبق امنیت ملی ادارۀ کابل، سران ارشد حکومت از جمله شخص غنی را متهم ردیف اول این حادثه خواند و دیگر سران حزب موسوم به جمعیت از جمله عطامحمد نور سرپرست ولایت بلخ و صلاح الدین ربانی وزیرخارجۀ حکومت نیز اظهارات محکوم آمیزی ارائه کردند؛ ولی ظاهرا مسئله خیلی مهم تر از آن چیزی است که در رسانه ها بدان اشاره رفته و این موضوع برای رهبران نام نهاد جهادی، بسی گران تمام شده است تا جائیکه از سیاف گرفته تا اعضای پارلمان و افراد عادی پروان نسبت به نوع حادثه با درشتی، انتقاد و با خشم و انزجار نسبت به رویداد واکنش نشان دادند.

سوال اینجاست که حملات خارجی ها و در راس آنها امریکایی ها در افغانستان چیز تازه ای نیست و همواره هزاران در هزار هموطن مظلوم در گوشه گوشۀ این دیار بخاطر حملات دهشت افکنانۀ امریکایی ها یا جان شان را از دست داده و یا خانه های شان بر سرشان تخریب شده اند؛ اما چرا هیچ کدام از وقایع تلخ تجاوز و بمباردمان هوایی امریکایی ها تا این حد حساسیت برانگیز نشده مثلیکه بالای خانه و یا دیپوی مهمات نظامی جان احمد پروانی این مسئله حساسیت ها را بالا برد و چرا رهبران نام نهادی که به اسم جهاد یکی یکی برای عرض تسلیت خانه جان احمد رفته و آنگونه که نسبت به این اقدام امریکا از خود واکنش های جدی نشان دادند؛ نسبت به حوادث مشابه هیچگاهی اظهار نظر و یا واکنش صریح و شدید اللحن نداشتند، آیا مگر انبار مهمات جان احمد پروانی از جان شیرین هموطنان عزیز که قریب به چهارده سال تمام زیر چکمه های کثیف اشغالگران صلیبی له و نابود می شوند خیلی مهم تر بود که آن همه واکنش بخاطر یک دیپوی نظامی به راه افتاد؛ ولی بخاطر تیکه تیکه شدن هزاران در هزار افغانی مظلوم که به ناحق توسط جنایتکاران بین المللی شهید می شوند کسی حتی به نشانۀ اعتراض کمترین صدای خود را نکشیده و نمی کشند؟

طبق را پورهایی که راجع به حادثۀ پروان در شبکه های اجتماعی و بعضا رسانه های خبری به نشر رسیده؛ مسئله خیلی عمیق تر از آن چیزی است که فکر می شود؛ دیپوی نظامی جان احمد با ارقام منتشره در مورد تعداد تجهیزات موجود در آن، فراتر از یک مسئلۀ عادی و پیش پا اُفتاده است؛ چرا که نیروهای خارجی تا زمانیکه از جانب جان احمد و یا همفکرانش خطری محرز نشده بود و تا زمانیکه اذعان به وارخطایی و نگرانی های بیش از حد اشرف غنی و حامیانش نسبت به تجهیزات نظامی ائتلاف شمال پیدا نکرده بود هرگز دست به چنین یک حملۀ احمقانه نمی زدند که موجب ناگواری دوستان عزیزشان شود کسانیکه همه چیزشان را با امریکا معامله کردند تا زیر چتر قدرت امریکا چند صباحی زندگی توام با آرامشی را تجربه نمایند؛ ولی غافل از اینکه دشمن همیشه دشمن است و هیچگاه دوست آدم شده نمی تواند، امریکا دوست بی وفای یاران فریب خورده اش است تا زمانیکه منافعش حاصل شود از غلامانش خوب کار گرفته و حداکثر استفاده را می برد؛ ولی همینکه احساس کند منافعش از جای دیگر بهتر تامین می شود دوستانش را چنان کله پا می کند که تاریخ نظیرش را کم دیده است، دیپوی نظامی که رهبران نام نهاد جهادی برای روز مبادای شان نگاه کرده بودند در یک چشم به هم زدنی توسط طیاره های امریکایی نابود شد تا حسرت آن همه تجهیزات نظامی برای همیشه در دل عبدالله و یارانش و مفتی شان سیاف بماند که وقتی متجاوز را متجاوز نمی داند و اشغالگر را دوست می خواند و مجاهدین واقعی که بخاطر الله جهاد می کنند را به چشم دشمن می بینند عاقبت شان از این بهتر نمی شود؛ شاید با جرئت بشود گفت با این هیاهویی که رهبران ائتلاف شمال بخاطر از بین رفتن دیپوی مهمات جان احمد به راه انداخته اگر بجای آن انبار مهمات نظامی، صدها جوان افغان کشته می شدند به دل این رهبران ستمگار دردی نبود؛ اما اینکه به یکباره تمام داشته های نظامی شان در پروان از بین رفت خواب راحت و آسایش از چشم همه شان گرفته شده و اکنون واویلا می کنند و از خودشان می پرسند که امریکا دوست آنهاست یا دشمن شان، اگر دوست است از دوست اینکار بعید بود و اگر دشمن پس چرا تا حالا آن را دوست می خواندند و هیچگاه به چشم دشمن نمی دیدند!؟!

البته قابل ذکر است که این سخن هرگز بدین معنی نیست که حملات هوایی امریکا ستودنی باشند بلکه تمام حملات آن دشمن مکار صلیبی مورد تقبیح شدید هر فرزند آزادیخواه اسلام است؛ اما درد اینجاست که کسانی که حمله به دیپوی جان احمد، خواب و خوراک را از آنها گرفته و برای از بین رفتن چند کلاشینکوف و پیکا عزای عمومی و دوره های ختم گرفته اند و لاف همدری و اظهار غمخوری می زنند؛ این دسته از مردم کجایند وقتیکه توسط همین جنگنده های هوایی امریکا در شمال و در جنوب، در شرق و غرب، در بدخشان و جلال آباد و در هرات و قندهار، یا در قندوز و تخار و فراه، غزنی و زابل و هلمند و جای جای این سرزمین، امریکای جنایتکار به بهانۀ واهی مبارزه با تروریزم یا مجاهدین، خانه های افراد ملکی را هدف بمب افکن های هزار تنی خود قرار می دهند؟

آن زمان این مردم کجایند که صدای خود را کشیده و اعتراض خود را مثل اعتراضی که به خارجی ها بخاطر حمله به دیپوی جان احمد بلند کردند داشته باشند، آیا این سیاست تبعیض آمیز جز این تعبیر شده می تواند که واقعا در پیش رهبران جاه طلب شمال، جان یک هم وطن به اندازۀ یک کلاش هم ارزشی ندارد؟!

راستی وقتی جان احمد غیر معروف این همه تجهیزات نظامی را یکجا با خود نگاه می داشته پس تجهیزات و دیپوهای نظامی رهبران مشهور ائتلاف شمال والله اعلم چقدر خواهند بود و آیا بازهم دروغ های تفنگسالارانۀ آنها به اسم پروگرامهای نمادین دایاک و غیره قابل اعتماد دانسته می شوند؟
به امید عزت اسلام و سربلندی مسلمانان.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د