نظــر

پشت پردهء مذاکرات صلح در اسلام آباد/ وحید مژده

وحید مژده

مذاکرات میان نمایندگان دولت افغانستان و طالبان با وساطت پاکستان در تفرجگاه تابستانی مری در نزدیک اسلام آباد به پایان رسید. رسانه های پاکستان که منبع خبر شان در چنین موارد مقامات آی اس آی و وزارت خارجهء این کشور است، نامهای دروغین از نمایندگان طالب را نشر سپردند. گفته شد که شیرمحمد عباس استانکزی و قاری دین محمد حنیف از دفتر قطر در این مذاکرات شرکت داشتند اما داکتر نعیم وردگ سخنگوی دفتر قطر این ادعای رسانه های پاکستان را رد کرد و گفت که هیچ عضوی از این دفتر در مذاکرات پاکستان شرکت نداشته است. قبلا شورای رهبری طالبان که ریاست آن با مولوی اختر محمد منصور است طی اعلامیه ای، بر نقش دفتر سیاسی طالبان در

وحید مژده، تحلیلگر مسائل سیاسی
وحید مژده، تحلیلگر مسائل سیاسی

قطر در مذاکرات صلح تاکید نموده بود.

تغییر موقف طالبان در مورد مذاکرات سیاسی

در اعلامیهء طالبان که به تاریخ 6 جون 2015 از طرف شورای رهبری صادر شد آمده بود:

“برای همه واضح است که امارت اسلامی برای پیشبرد امور، تشکیلات خاص خود را دارد که در این جریان، هر اداره، امور محول شده را طبق اصول وسیاست امارت اسلامی به پیش می برد واین هم واضح است که امارت اسلامی برای پیشبرد امور سیاسی، تشکیلاتی بنام دفتر سیاسی دارد که تمام مسولیت سیاست داخلی وخارجی مربوط به امارت اسلامی به آن سپرده شده است.

از روزی که دفتر سیاسی تاسیس شده است تاکنون دیگر هیچ کسی این صلاحیت را ندارد که بدون کسب اجازه از مقام رهبری امارت اسلامی یا دفتر سیاسی امارت اسلامی به نمایندگی از امارت اسلامی با کدام کسی در مورد امور سیاسی امارت اسلامی دید و بازدید و گفتگو کند و اگر چنین چیزی صورت گرفته و یا بعد از این صورت گیرد، این یک تصرف شخصی بوده که به هیچ صورت از امارت اسلامی نمایندگی کرده نمی تواند”.

این اعلامیه بدنبال اعلام مذاکرات میان طالبان و نمایندگان دولت افغانستان و پاکستان در شهر ارومچی چین صادر گردید و طالبان با این اعلامیه، اعتبار مذاکرات ارومچی را زیر سوال بردند که برای پاکستان که تاکید داشت بر طالبان نفوذ کامل دارد، مشکل آفرین بود.

اما زمانیکه خبر مذاکرات میان نمایندگان طالبان و دولت افغانستان در اسلام آباد به نشر رسید، طالبان با نشر اعلامیه ای مبهم، جملاتی را بکار بردند که هم به معنی تائید این مذاکرات بود و هم امکان رد آنرا برای خود محفوظ نگهداشتند.

در این اعلامیه که به تاریخ 8 جولای مطابق 17 سرطان به نشر رسید آمده است

“امارت اسلامی بخاطر تنظیم هرچه بهتر و پیشرفت در کارها، در امور مامورین ویا در صلاحیت های شان هر از گاهی تغییرات لازم را می آورد که این سلسله از آغاز تحریک اسلامی تا امروز در تمام ادارات امارت اسلامی جریان داشته و معمول است.

بر همین اساس، پس از این تمام مسولیت امور سیاسی داخلی و خارجی امارت اسلامی فقط به دفتر سیاسی امارت اسلامی سپرده می شود. دفتر سیاسی امارت اسلامی صلاحیت کامل دارد که طبق حالات وشرایط، هر جا وهروقت که خواسته باشد با جوانب داخلی و خارجی با در نظرداشت اصول اسلامی و منافع ملی، مذاکرات نموده ویا آنرا متوقف کند”.

از بخش اول این اعلامیه می توان چنین فهمید که کسانی که دراین مذاکرات بنام طالبان شرکت دارند هرچند از دفتر قطر نیستند اما امارت اسلامی به آنان وظیفه سپرده است تا در این مذاکرات شرکت کنند. تفویض صلاحیت در بعضی موارد در تحریک طالبان معمول است اما در بخش دوم آمده است که دفتر قطر صلاحیت کامل دارد تا (طبق حالات وشرایط و در هرجا و هروقت) هم مذاکره نموده و هم آنرا متوقف سازد. بعبارهء دیگر دفتر قطر حق ویتو دارد.

دادن چنین صلاحیت به دفتر قطر به چه معنی است؟ آیا طالبان پشت پرده با پاکستان به توافق مشروط دست یافته بودند که اگر پاکستان به آن توافق عمل نکند، دفتر قطر این مذاکرات را جعلی اعلام نموده و بار دیگر برای پاکستان مشکل بیافریند؟

نمایندگان طالبان در این نشست

گفته شده که در کنار ملاجلیل آخند و ملاعباس سابق وزیر صحت عامهء طالبان، حاجی ابراهیم برادر مولوی جلال الدین حقانی، و مهمتر از همه عبدالطیف منصور یکی از چهره های پر نفوذ طالبان در این نشست شرکت داشته است. عبدالطیف منصور که در زمان طالبان وزیر زراعت بود، بعد از سرنگونی رژیم طالبان به وظایف مختلف گماشته شد. او عضو شورای مرکزی طالبان بوده مدتی هم بحیث مسول کمیتهء سیاسی اجرای وظیفه نمود. عبدالطیف منصور از ولایت پکتیا می باشد.

حضور چنین شخصی که فرد شماره سوم در تحریک طالبان بشمار می رود در این نشست نمی تواند بدون توافق رهبری طالبان صورت گرفته باشد اما سوال اینست که آیا فشار های پاکستان بر طالبان توانست آنانرا به تسلیم شدن و در نهایت قبول نقش برادر بزرگتر برای پاکستان مجبور سازد؟

فشار های پاکستان و توافق پشت پرده

پاکستان در طول چند ماه گذشته با حمایت از گروهی که بنام داعش در شرق افغانستان، توانست طالبان را از بسیاری از ولسوالی های ننگرهار بیرون راندند و حتی مسول نظامی ولایت ننگرهار طالبان در شهر پیشاور ترور شد.

در مقابل طالبان نیز با تحرک بی سابقهء دیپلوماتیک سعی کردند تا فعالیت های سیاسی پاکستان را که تلاش داشت افرادی را بنام نمایندگان طالب به پشت میز مذاکرات با دولت افغانستان بیاورند، خنثی سازند.

طالبان سعی کردند با تماس مستقیم با رهبری گروه دولت اسلامی در سوریه، این مشکل را حل نمایند اما سرسختی رهبری داعش و تاکید این گروه بر جنگ با طالبان موجب شد که این تلاش به موفقیت نیانجامد.

به نظر می رسد که این کشمکش سرانجام به توافقی انجامیده باشد که نتیجهء آن فرستادن عبدالطیف منصور به این مذاکرات بود. به احتمال قوی پاکستان پذیرفته است تا از فشار نظامی بر طالبان دست بردارد و در مقابل طالبان نیز سومین مقام خویش را به این مذاکرات فرستادند اما با این شرط که اگر پاکستان به تعهد خود وفا نکند، دفتر سیاسی در قطر طی یک اعلامیه، هرگونه رابطهء طالبان با این مذاکرات را رد می نمایند.

حملات طیارات بی پیلوت بر داعش

خواست طالبان این بود که پاکستان باید از حمایت گروهی که بنام داعش در شرق افغانستان علیه طالبان بسیج کرده است، دست بردارد. این گروه که بصورت واضح از حمایت فوج پاکستان برخوردار بود، در بعضی از ولسوالی های ولایت ننگرهار علیه طالبان درگیر جنگ بودند.

همزمان با سروصدای آغاز مذاکرات اسلام آباد میان طالبان و نمایندگان دولت افغانستان، طیارات بی سرنشین امریکائی باحملات دقیق و حساب شده، تعدادی از افراد مهم منسوب به داعش را در ولسوالی های اچین و کوت ولایت ننگرها هدف قرار دادند و کشتند. حملات دقیق طیارات بی سرنشین امریکائی به مرکز تجمع این گروه، نشان از اطلاعات دقیق استخباراتی دارد و چنین اطلاعات را فقط آی اس آی می تواند به امریکائی ها بدهد. رسانه های پاکستانی از قول منابع امنیتی افغانستان نوشتند که در این حملات شاهد الله شاهد سخنگوی سابق طالبان پاکستانی که به داعش پیوسته بود نیز کشته شد. به نظر می رسد که آنها قربانی توافق میان طالبان افغان و اسلام آباد شدند.

پاکستان می خواهد بگوید که نقشی در این کشتار نداشته است. حمله بوسیلهء طیارهء امریکائی و در آنسوی مرز پاکستان در داخل خاک افغانستان صورت گرفته است و منبع اطلاعات ما هم مقامات امنیتی افغان است. ما با داعش دشمنی نداریم.

اما پاکستان با به میدان آوردن گروهی بنام داعش، هوادران بالقوهء داعش در پاکستان را به فعل آورد و آنانرا شناسائی نمود و قبل از اینکه آنها مانند طالبان پاکستانی برای پاکستان چالش آفرین گردند، آنها را به میدان جنگ با طالبان آورد و سپس در همکاری با امریکا آنها را از میان برد. پاکستان با این کار هم طالبان افغان را زیر فشار قرار داد و به میز مذاکره کشاند و هم یکبار دیگر به امریکا نشان داد که یک دوست استراتژیک مورد اعتماد است.

خواست های دوطرف در این مذاکرات

خواست هائی که طالبان در این نشست مطرح کردند در حقیقت همان خواست هائی بود که در نشست های متعدد توسط نمایندگان آنان در قطر نیز مطرح شده است از جمله خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، حذف نامهای رهبران طالبان از لیست های سیاه و آزادی زندانیان طالب. وارد شدن پای چین در این مذاکرات را می توان نوعی اطمینان خاطر به طالبان تلقی کرد که چین می تواند تعهد امریکا برای خروج کامل از افغانستان را ضمانت نماید.

نمایندگان دولت افغانستان در قدم اول این مسئله را واضح ساختند که فصل های اول و دوم قانون اساسی از نظر آنان غیرقابل تغییر بوده و خط قرمز بشمار می آید. تغییر و تعدیل در سایر بخش ها قابل بحث است. فصل اول قانون اساسی شامل 21 ماده است که شکل نظام سیاسی در افغانستان را مشخص می سازد که یک نظام دیموکراتیک و مبتنی بر رای مردم است.

فصل دوم در 38 ماده، حقوق اساسی اتباع افغانستان را مشخص می سازد که شامل آزادی بیان، حقوق زن، تشکیل اجتماعات و حق تظاهرات و سایر حقوق مدنی وشهروندی است.

دولت افغانستان از طالبان تقاضا داشت تا به منظور اعتماد سازی و پیشرفت مذاکرات در آینده، به یک آتش بس هرچند محدود توافق نماید اما استدلال طالبان این بود که در شرایطی که هنوز مذاکرات صلح آغاز نشده، این کار عملا ناممکن است اما تلاش خواهند کرد تا فرماندهان طالبان را متقاعد سازند که از حملات بزرگ بخصوص در شهرها خودداری نمایند. قدم های بعدی در جهت صلح در آینده می تواند زمینه را برای آتش بس مساعد سازد. در قدم اول ممکن است بعضی از فرماندهان طالب حتی با پروسهء صلح مخالفت نمایند و جنگ را ادامه دهند اما این کار نباید به معنی تاکید رهبری طالبان به جنگ تلقی گردد.

رسانه های پاکستان نوشتند که ملا عبدالقیوم ذاکر یکی از فرماندهان تندرو طالبان تاکید کرده است که این مذاکرات را نخواهد پذیرفت و به جنگ ادامه خواهد داد و در صورت ضرورت با ایجاد یک گروه جدید، راه خود را از صف طالبان جدا خواهد ساخت. مشخص نیست که ملاذاکر واقعا این حرف را زده و یا اینکه پاکستانی ها در صدد اند تا با انتشار چنین اخبار، دودستگی در صف طالبان را تشدید نمایند.

آیندهء مذاکرات صلح

می توان گفت که مذاکرات اسلام آّباد بیش از اینکه تماس به منظور ایجاد اعتماد میان دولت افغانستان وطالبان باشد، فرصتی برای رفع سوءتفاهم میان طالبان افغان و پاکستان فراهم آورده است. از این ببعد ممکن است یا دفتر قطر با ترکیب فعلی کاملا از دور خارج شود و یا اینکه در ترکیب آن تغییراتی مطابق میل پاکستان رونما گردد. این مسئله می تواند موجب اختلاف در صف طالبان گردد و زمینه را برای چند دستگی درصف آنان فراهم آورد و همان حالتی بمیان آید که پاکستان از چند سال بدینسو بدنبال آنست.

از این ببعد ممکن است افراد آی اس آی در صف طالبان چون ملا عبدالجلیل و ملاعباس بار دیگر مانند دوران حاکمیت طالبان از قدرت برخوردار شوند و این مسئله موجب بروز اختلاف جدی در صف آنان گردد.

موضوع شکست جنگجویان در میز مذاکرات در تاریخ افغانستان پدیدهء جدیدی نیست. پاکستان امیدوار است که این اختلافات موجب گردد تا طالبان نیز مانند مجاهدین در کنفرانس ژنو قبل از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، اختیار خود در مذاکرات صلح را به پاکستان بسپارند و به این ترتیب پاکستان بتواند یکبار دیگر بعنوان بازیگر اصلی در افغانستان موقعیت خود را تثبیت نموده و به جهان بقبولاند که افغانستان ساحهء نفوذ این کشور است.

کشور های دیگر منطقه تاکنون نظاره گر خاموش این جریانات باقی مانده اند. فدارسیون روسیه درگیر مشکل اوکراین است، هندوستان با وجود کمک های سخاوتمندانه به افغانستان در طول چهارده سال گذشته، با توجه به سیاست امریکا در منطقه، میدان را به رقیب خود پاکستان واگذار کرده است و ایران نیز درگیر حل مشکل هستوی خود با غرب است. در این میدان فقط پاکستان است که با حمایت کامل امریکا، موفقیت خود در میدان افغانستان را گام به گام تجربه می کند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x