نظــر

شکسته باد قلمم ؛ اگر در وصفت چیزی ننویسم

نویسنده : قاری اسحق موحد

إن العين تدمع والقلب يحزن ولا نقول إلا ما يرضى ربنا وإنا بفراقك يا ‏أميرالمؤمنين‏ ‏لمحزونون ‏!

ای مرد حماسه آفرین در تاریخ معاصر، ای خنجر از نیام کشیده شده در مقابل فرزندان خوگ و شادی و مرتدین ، ای دلیر مرد مهاجر پرور، ای مرد درجه اول مظنون فرعون وقت، ای سپه سالار ، ای راد مرد شجاع که به مسلمانان نرم و به کفار سخت بودی، ای شیر مرد ازاده و آزاده پرور، ای مرد غریب در زمانه ای که امثال تو در غربت زندگی میکنند و غریب و نا آشنا معلوم میشوند، در غربت زیستی ، نه مجامله کردی ،نه معامله و نه کدام تنازلی از تو دیده یا شنیده شد ، بلکه چون صنوبر راست ایستاده شدی، چون کوه پای برجای ماندی و چون یک مرد با ایمان و شجاع به میدان معرکه شتافتی، نه از بیم دادن کفار ترسیدی و نه از بیم دادن مرتدین، بلکه با توکل به خالق ذوالمنان دلاورانه مبارزه کردی…..

چه زیبا بود وقتی در وادی های دور و دراز هلمند، زابل و قندهار گام بر میداشتی، چه نیکبخت بود کسانیکه تورا همراهی میکردند، چه خوشبخت بود آن لباس های که به تن تو، بلی به تن چون تو یک شخصیت بودند. شخصیتی کم نظیر تاریخ ….

ای کسیکه در سوگ غمت ملیون ها مسلمان نشسته اند، برای از دست دادنت اشک ریختند و گریه ها کردند….

بلی رفتی ؛ اما آرزوهایمان ناتمام ماند، کاش زنده بودی تا شکست فضیحت بار صلیبی ها را به چشم سر مشاهده میکردی، امارت اسلامی را بار دیگر احیاء میکردی و بار دیگر من هم چون هزاران مسلمان دیگر دست بیعت به سویت دراز میکرد م….

آری! رفتی و ما را تنها گذاشتی، کاش همسفرت می بودیم ….

ای مرد راستین؛ ای بت شکن دوران ؛ با شکستاندن بت ها تاریخی بامیان تاریخ شاه محمود غزنوی را احیاء نمودی . با جای دادن مهاجرین سرگشته وبی پناه تاریخ انصار را احیاء کردی،

اما با از خود گذری و ایثار و فداکاری که به خاطر مهاجرین کرده ای، همچنانکه شیخ سلیمان علوان عالم بزرگ سعودی فک الله اسره فرمودند، در تاریخ نظیر و مانندی برایت یافت نمیشود، آری ! این کاری بود که تاریخ نظیرش را ندیده بود ولی تو به مردم نشان دادی ..

آری ! دیروز روزی سیاهی در زندگی ام بود، که قلبم مالامال از غم و غصه و اندوه بود، چشمانم موج زنان به صوب آسمان نگاه میکردند، دستانم و تمام وجودم خسته و بیکار به نظر می رسید، انگار شخص مریض و از کار افتاده ای هستم که سالها به مرض مزمنی گرفتار بودم ….

دیروز به گوش جهانیان رسید دیگر امیرالمومنین ملا محمد عمر مجاهد رحمه الله زنده  در میان زنده های نیست، بلکه وفات شدند و دار فانی را برای ابد وداع گفتند ….

دیگر صدای رسا و گیرایت، کلماتت ، که ساده حرف زدنت به آنها زینت خاصی می بخشید به گوش زنده ها نمیرسد.

رفتی از امیرم ، ای محبوب قلبم ، ای کسیکه محبتت در قلبم غیر اختیاری جای گرفته ….

رفتی ولی مدرسه ای از ایثار ، خودگذری ، شهامت و دلاوری به جای گذاشتی ….

سلاما علی روحک فی الخالدین !

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
3 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
khalid

واقعا هم همینطور هست قاری صاحب امیرالمومنین (رح) کسی بود که روحیه جهاد را در بین مسلمانان که در آن عزت مسلمانان نهفته است یک روح نو بخشید و آنرا درتمام عالم اسلام که برای مدتی تقریبا یک قرن مرده بود پس از سر زنده ساخت و به تمام مسلمانان جهان نشان داد که مقابله کردن در مقابل بزرگترین فرعون زمان و تسلیم نشدن به خواهشات اش یعنی چی نامش در تاریخ قهرمانان اسلام به الفاظ زرین ثبت خواهد شد اینرا یاد داشته باش حالا این به دوش بازماندگان صف جهادی اش است که تا چه حدی به نقش قدم… نور لوستل »

زلمی ملت

موحد صاحب !

درد رحلت امام استقلال امیر المؤمنین واقعا سخت است و خداوند متعال شما و تمام کسانیکه در راه الله لایزال می جنګد ثواب دارین نصیب کنید
سه روز می شود که هرکس نام مبارک اش می ګیرد اشک می ریزد.
وای کاش، خدای یکتا عمرم به عمر ثالث میداد ….
خداوند (ج) بلا حساب برای شان جنت الفردوس عطاء فرماید…..آمین

کریم خان

مگر چه شده است یک تروریست مرده است. آثار و نتایج جنگ او جز کشته شدن فرزندان کشور و جز خرابی چیزی دیگری نبوده است. یک مولوی از کجران ارزگان نقل می کرد که در جبهات قندهار در کنار طالبان با اردوی ملی می جنگید. او گفت که در یک جنگی که بین طالبان و اردوی ملی درگرفت طالبان رو به شکست بود. در این هنگام یک هلی کوپتر آمد. من خیال کردم که آمده است طالبان را بمباران کند اما بعد از گردش رفت و هیچ کاری نکرد. لحظاتی نگذشت که چندی هلی کوپتر آمد و برای طالبان اسلحه… نور لوستل »

Back to top button
3
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x