نګاهی به قدرت رسیدن امان الله خان

نویسنده: فرید احمد یوسفزی

غازی امان الله خان پسر امیر حبیب الله خان نواسه امیر عبدالرحمان خان در سال 1892 در ولایت كابل ولسوالی پغمان دیده به جهان گشود.

امیر امان الله خان یک شخص شوخ مزاج که علایم ذکاوت و استعداد او از آوان كودكی در شخصیت وی تجلی میکرد.

یك روز امیر حبیب الله خان به قصر شاهی همراه با پسران خود امیر امان الله و عنایت الله خان به حضور پدرش امیر عبدالرحمان خان حاضر شد، امیر عبدالرحمان خان بر صورت نواسه های خود دست شفقت را كشید و برای پسر خود گفت اگر در خانواده ما پادشاهی بماند امان الله خدمات شایستگی را برای وطن و ملت خود انجام خواهد داد.

بعد از این كه امیر عبدالرحمان خان وفات یافت و امیر حبیب الله خان به قدرت رسید یك سلسله اصلاحات را در نظام كشور وارد كرد، از جمله اخذ مالیات مشخص گردید. در زمان امیر حبیب الله خان مالیات از زمین، زراعت، و مواشی اخذ میگیرفت نه به شکل نقد بلكه به شکل جنس گرفته میشد. نشریه را بدست نشر سپرد به نام سراج الاخبار كه محمود طرزی در آن نقش عمده داشت.

محمود طرزی دختران داشت به نام های خیریه و ثریا همراه با پدر خود در دفتر سراج الاخبار كار میكردند و امان الله خان هم درین دفتر وظیفه داشت.

خیریه در نكاح سردار عنایت الله خان و ثریا در نكاح امان الله خان در آمد. امان الله قبل ازینكه كه با ثریا ازدواج كند با خدمه یی از اهل چترال كه پری گل نام داشت عروسی كرده بود، امیر امان الله خان در وقت جنگ جهانی اول 21 سال عمر داشت. و امیر حبیب الله درین وقت بی طرفی خود را اعلان كرد تا منافع ملی كشور خود را حفظ كند.

وقتی كه امیر حبیب الله خان در كله گوش ولایت لغمان به قتل رسید امیر امان الله خان پادشاهی خود را در كابل اعلان كرد. نایب السلطنة سردار نصر الله خان در مراسم فاتحه خوانی در ننگرهار اعلان پادشاهی را كرد و مردم همراه با او بیعت كردند در خطبه جمعه رسماً نام سردار نصر الله یاد شد؛ اما درین وقت امیر امان الله خان در كابل خود را امیر اعلان كرد و در جلسه یی كه سخنرانی می كرد، گفت كه قاتل پدرم نصر الله خان است.

نصر الله خان یك هیئت را به كابل روان كرد كه در جمله این هیئت مادر امان الله خان هم بود وقتی كه هیئت وارد كابل شد مادرش از همراهان خود جدا شده و به خانه خود آمد و همراه پسر خود در مورد اعلان پادشاهی موافقه كرد. چون نصر الله خان مواظب اوضاع بود ازین عمل مادر امان الله بسیار مایوس شد و در ضمن دچار مشكلات مالی میشود و از پادشاهی خود دست بردار شد و تمام مردم از پادشاهی امان الله خان حمایت كردند نصر الله خان نادر خان را در قتل برادرش دخیل دانسته او را به زندان انداخت و خودش بعد از آنكه به امان الله خان اطمینان داد كه او از امارت مستعفی می باشد به سوی كابل آمد حین داخل شدن به كابل از طرف امان الله خان زندانی شد. بعد از این كار امان الله خان در مسجد عیدگاه سخنرانی كرد و برای مردم اطمینان داد كه برای بدست آوردن استقلال كشور خود تلاش می كند درین وقت حضرت شوربازار كه عالم دین عصر خود بود لنگی را بر سر امان الله خان گذاشته از او حمایت خود را اعلان كرد.

اعلان استقلال:

امیر امان الله خان بعد از اعلان پادشاهی خود به تاریخ 3 مارچ 1919 به انگلیسها یك نامه را فرستاد و در آن تذكر داده بود از پادشاهی، آزادی و مستقل بودن كشور خود و خواهان به امضاء رساندن یك معاهده كه به منافع هر دو كشور باشد درین وقت وزارت خارجه افغانستان سیاست خارجی خود را اعلان كرد.

و نامه دوم را به شوروی سابق به تاریخ 17 اپریل سال 1919 ارسال كرد و نامه های دیگری را به امریكا، جاپان، فرانسه و ایران ارسال كرد و خود را به عنوان پادشاه كشور آزاد و مستقل خواند.

در مقابل انگلیسها به نامه امان الله خان كدام ارزشی قایل نشدند در ضمن قوت های نظامی خود را در سرحدات افغانستان مستقر كردند.

سخنرانی امان الله خان در مسجد عید گاه:

امان الله خان به تاریخ 15 ماه می سال 1919 در مسجد عید گاه سخنرانی كرد كه متن آن چنین بود: (ای افغانهای شجاع دلیر درین سرزمین پدران و نیاكان مان قربانی دادن و در همین خاك دفن گردیدند،‌ افغانستان عزت، ابرو و خانهء مشترك ماست و مخالفین این سر زمین ما را به چیزهای ناچیز متفرق و دچار مشكلات ساخته اند) این سخنرانی بود كه باعث استقلال كشور شد. فردای آن روز شاگردان لیسه حبیبیه كه بیشتر از هزار تن بودن در مقابل سفارت انگلیس بر ضد انگلیسها شعار دادن و بیرق كشور خود را به اهتزاز در آوردند درین وقت انگلیسها پیشنهاد صلح كردند؛ ولی تمام علماء كشور به ضد انگلیسها اعلان جهاد كرده بودند در هر كنج و كنار كشور علیه انگلیسها جهاد آغاز گردید درین اثنا رادیو مسكو به تاریخ 25 می سال 1919 برای اولین بار اعلان كرد كه ملت افغانستان آزاد و مستقل است خود افغانها هستند كه كدام سیاست را پیش میبرند و روسیه حمایت خود را از افغانها اعلان كرد به تاریخ 13 جون نماینده روس وارد كابل شد بعد از ملاقات و تبادل نظر دو باره به وطن خود برگشت؛ اما مدتی نه گذشته بود كه از طرف افغانها شخص به نام محمد ولی خان به صفت نماینده (سفیر)‌ به آن كشور اعزام شد.

در جنگی كه میان افغانها و انگلیسها واقع شد و موجب استقلال كشور گردید تعداد عده زیاد از افغانها شهید معیوب و معلول شدند. قابل یاد آوری است كه ملت افغان به سركرده گی غازی امان الله خان به تاریخ 28 اسد سال 1298 استقلال و آزادی خود را كسب كردن و افغانستان منحیث یك كشور آزاد و مستقل در كنار سایر كشورها قرار گرفت.

اصلاحات امانی:

شاه امان الله خان درسال 1924 لویه جرگه تاریخی را دایر كرد كه در حدود 1052 از اقشار مختلف جامعه در آن اشتراك كرده برای اولین بار افغانستان صاحب قانون اساسی گردید كه به نام نظامنامه یاد میشد این نظامنامه از سوی لویه جرگه تصویب شد كه نقاط اهم آن را ذكر میكنیم:

1- آزادی غلامان و كنیزان

2- كسانی كه به نام درباریان و سران قبایل بدون موجب تنخواه از خزانه دولت اخذ میكردند قطع گردید.

3- تعلیم و تربیه در كشور جبری شد.

– در زمان امان الله خان در 1302 هـ ش نظام نامه های مالی وضع و اجرأ گردید. این نظام نامه ها عبارت بودند از:

– نظام نامه زراعت للمی

– نظام نامه محصولات گمرکی

– نظام نامه مواشی

تمام مسائل مربوط به مالیات در آن نظام نامه ها تذکر یافته بود، كه از کدام دارایی ها و در آمد ها مالیات به چه مقدار اخذ گردد. تا سال 1298 مالیات به شکل جنس اخذ میگردید؛ اما در زمان امیر امان الله خان در مالیه دهی تغییرات عمده را به وجود آورد.

1- تبدیل مالیه از جنس به نقد

2- از بین رفتن یک سلسله مالیات که به شکل جبری و یا هم تحفه اخذ میگردید.

3- روی کار آمدن سیستم پیشرفته محاسبوی یعنی تعویض سیستم عادی به سیستم جدید (مدرن).

شاه امان الله خان در بخش معارف كوشش های زیادی را به خرج داد تا مردمش از فقر و بیسوادی رهایی یابد كه از آن جمله میتوانیم از موارد ذیل یاد آوری نماییم.

به تعداد 40 تن را برای ادامه تحصیل به كشور جرمنی، 36 تن را به فرانسه، 6 تن را به ایتالیا و عبدالوهاب را كه پسر محمود طرزی بود به پوهنتون آكسفورد، تعدادی از دختران را به تركیه در بخش طب و قابلگی گسیل داشت. این اصلاحات به سرعت و جدیت تطبیق می شد كه بعضی از مردم ازین اصلاحات استقبال خوب نكردند.

غازی امان الله بسیار زیاد علاقه مند بود كه كشورش هم قطار كشورهای اروپایی شود؛ ولی به اثر توطیه های انگلیسها و مشكلات خانواده گی وادار به ترك وطن شد تا این كه روزی در سال 1339 هـ ش كالبدش را به افغانستان آوردند و در ننگرهار در باغ امیر شهید در نزدیك مقبره پدرش به خاك سپرده شد.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د