ادبي لیکني

کجاست چوپانم؟!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند
بمناسبت محکمه صحرایی یک چوپان توسط اردوی به اصطلاح ملی، زیر نظام دمکراسی در موجودیت امریکا و 48 کشور همکار اش!

کجاست چوپانم؟!
آنکه با چشمان زیبا اش مرا مراقبت می داشت؛
آنکه با نوای نی اش مرا آرامش می بخشید؛
آنکه با نغمه های شیرین اش مرا شاد می سلخت؛
آنکه با بانگ رسایش مرا مسیر می داد؛
مسیری که مرا به چراگاه های سرسبز و زیبا می کشاند؛
چراگاه های که توانایی یافتن اش را نداشتم.

کجاست چوپانم تا مرا مسیر دهد؟
بی او درین دشت و صحرا چه کنم؟
کِی مرا دوباره به خانه ام برمی گرداند؟
خانه ای که، فرزندان در انتظار اند!
بلی! بره گک هایش!
بره هایم، فرزندان در حال انتظار شیرام!

کجاست چوپانم؟!
چرا در بین “سرخ آب” غلطیده یی؟
برخیز که ستاره ات نمایان شده است!
ستاره ای چوپان ات!
برخیز! وگرنه تاریکی همه جا را فرا خواهد گرفت!
برخیز که بره ها، شیر می خواهند؛
و “مورجان” دودی پخلی ده!
برخیز!
برخیز و ببین، که از گرگان در حراس نیستم!
بلی! در حراس نیستم!
دیگر حراس ام، از همنوع ام است!
ببین که همنوع ات با تو چه کرده اند که گرگان با ما نکرده اند!

کجاست چوپانم؟!
کجاست نغمه های شرین و دل آرام اش؟

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x