نظــر

تصویر منعکس شده فرهنگ غرب در درون خانواده ها

نویسنده : سید محمد صدیق (صاعد)

تواریخ مختلف بشریت نشان دهنده آن است که همیشه انسانها در سدد آن بوده اند که تعدادی از همنوعان خویش را تابع خواسته ها ، دستورات و امیال خویش بسازند که این روند ابتدا از سروری بالای خانواده و قبیله خود شروع و در ادامه بالای سایر قبایل و ملیت ها ادامه پیدا کرد که این حالت دو علت داشت یکی حب سیادت و دیگری جستجوی منافع ، اما به مرور زمان این استثمار شکل سازماندهی شده را به خود گرفت یعنی اینکه دولت ها بدون هیچ قید و بندی به استعمار جوامع و اشغال سرزمین ها و غارتگری ملت ها میپرداختند اما این استعمار و استثمار به این راحتی نبود که آنها تصور میکردند بلکه با مقاومت ملت های غیور و بیدار دل خاصتا” مسلمانان عزیز روبرو شد. که جنگ های صلیبی بزرگترین مثال آنست اما این روند سیر افراطی خود را پیمود و به نقطه اوج خود رسید که خود آنها هم از دست یکدیگر در امان نماندند و گرفتار جنگهای بی سابقه اول و دوم جهانی شدند که کشته شدن 60 ملیون انسان و سایر خسارات را در پی داشت.

بعد از این تحولات عظیم آنها در خط مش و استراتیژی خود باز نگری کردند و استعمار را قاعده مند ساختند و با تشکیل و ایجاد سازمان ملل بر اعمال پلید خود مشروعیت بخشیدند و به اغواگری افکار عامه جهانی و فریب رهبران مسلمانان شدند و متاسفانه این رهبران منحط بخاطر به قدرت رسیدن و بقای بردگی شان به این استعمار از قبل شروع شده عمق و پهنای بیشتری بخشیدند و به تاسیس نهاد ها ، شعبات و نمایندگی ها غربیان تحت نام های مختلف حمایت از حقوق بشر ، حقوق زن ، حقوق طفل و غیره موافقت خویش را اعلان نموده و به این استعمار آشکار بار دیگر رسمیت بخشیدند.

در باطن بزرگترین وظایف این نهاد ها بی ثباتی ، حمایت از افراطیت ، دور نمودن مسلمانان از اساسات و معتقدات شان ، حمایت از سکولاریزم و اندیشه های متاثر از ارزش های غربی بود و این همه ممکن نبود مگر با بستر سازی و ارایه بدیل برای افراد متاثر شده و در سمت دیگر حمایت از مسلمانان تندرو و ناآگاه به شکل غیر مستقیم و به جان هم انداختن این دو جریان داشت ، تا خود آنها به اهداف پلید خود نائل آیند اما به این هم اکتفا ننمودند و با ایجاد رسانه های صوتی و تصویری که خطرناکترین ابزار تبلیغاتی میباشد خواستند که نه هزار و ده هزار نفر بلکه ملیون ها تن از مسلمانان را با فرهنگ اجتماعی خویش عادت بدهند تا خود به زبان خویش به خواسته های غرب لبیک بگویند و با دست خویش پیمان های بردگی را تحت نام پیمان های استراتیژیک به امضاء برسانند.

از آنجایی که تغییر باور ها و اعتقادات همه اتباع یک کشور در کوتاه مدت به گونه یکسان ممکن نیست این باعث ایجاد اندیشه های متضاد و برخورد این اندیشه ها می شود که در این میان خانواده ها هم در امان نمانده و تکر اندیشه ها را در درون خانواده ها میان زن و شوهر ، برادر با برادر ، خواهر با برادر ، خواهر با خواهر و فرزندان با والدین را میتوانیم مشاهده نماییم و این تفاوت دیدگاه ها و اختلاف علایق و ذوق ها در ابتدای کار منجر به بگو مگو ها و جنگ های لفظی و در نهایت منجر به خشونت ها و بر خورد های فیزیکی شده به گونه مثال از آنجاییکه زنان جوامع ما از دانش اسلامی که بر اساس عقیده مستحکم اسلامی استوار باشد برخوردار نیستند دچار ضعف بزرگی هستند و این ضعف باعث میشود که ذهنیت های آنها به آسانی از عوامل بیرونی متاثر شود و دیدگاه آنها نسبت به واقعیت تغییر می کند و با دیدن آزادی های بی قید و شرط که حتی در غرب هم آنگونه وجود ندارد و فقط در پرده های تلوزیون ها و فیلم های هالیود و بالیود مشاهده می شود احساس میکنند که گویا تا حال حق آنها تلف شده و بر آنها ستم روا داشته شده بنا” در پی تغییر وضعیت موجود در درون خانوده می شوند و خواهان هویت و شخصیت متفاوت از گذشته برای خویش می باشند و برای رسیدن به این رویای خام آماده مبارزه با هر حالت می شوند و در این مبارزه که مخالفان چون پدر ، شوهر ، برادر ، پسر و جامعه را در مقابل شان میبینند بازهم با ترس و تردید زیاد وارد کارزار می شوند و جهت پیروزی دست و آستین بر می زنند و می بینی که رفتار های بازیگران زن فیلم های آمریکایی- اروپایی ، هندی و یا ترکی را اختیار می کنند. که از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد. ارتباطات تلیفونی با مردان بیگانه ، آزادی های بیش از حد در محیط های باز ، بیرون شدن از منزل بدون اجازه شوهر و بدون محرم ، گشت و گزار بیش از حد در بازار ها و فروشگاه ها ، خریداری لباس ها و لوازم غیر مشروع و تحریک کننده و حضور در مراسم و محافل شادی که به گونه غیر مشروع ترتیب دیده شده است.

مردان در خانواده های خویش نیز همانند زنان از ضعف نداشتن دانش اسلامی و معاصر برخوردارند و این باعث می شود که در قدم نخست توانای قانع ساختن زنان و دختران خویش را با قوه استدلال و منطق و دلایل عقلی و نقلی نداشته باشند و در گام دوم نمیتوانند خود بر رفتار خویش مسلط باشند و باعث اصلاح اعمال خویش شوند و نمیتوانند خود نقش یک الگوی مثبت را بازی کنند.

ولی از آنجاییکه افکار و اعمال در تعارض قرار می گیرند یعنی عقیده اسلامی به گونه خاص رفتار ها را بیان میکنند اما رفتار ها بر خلاف آن رقم می خورد آنگاه است که فرد دچار عذاب وجدان شده و در نهایت گرفتار مریضی های متعدد روحی روانی میشود اما این عملکرد های زنان و دختران خانواده که خلاف عقیده و باور های اسلامی میباشد به هیچ وجه برای مردان خانواده قابل پذیرش و تحمل نمیباشد که ما شاهد بلند رفتن سطح آمار خشونت ها در کشور خود می باشیم و بر اساس احصائیه های نه چندان دقیق چرا که اکثرا” قضایا از دید آنها پنهان می ماند ، بازهم خشونت ها به گونه بی پیشینه یی بالا رفته و هر صبح و شامی نیست که سخن از قتل ها ، جراحت ها ، شکنجه ها ، سرقت ها ، حبس شدن ها و در بدری ها نشنویم.

راه بیرون رفت از این مهم را نمیتوانیم در یک اقدام واحد خلاصه کنیم و نمی شود به حرکت های نمادین و سمبولیک از فجایع انسانی جاری جلو گیری کرد و نمیتوانیم برای رسیدن به زندگی مملو از صلح و صفا و صمیمیت و آرامش که در زیر چتر اسلام عزیز میسر است ، قید زمانی را مشخص کنیم و لی به هر حال باید تلاش انسانی و تکلیف شرعی خود را انجام بدهیم تا باشد که گامی را به سوی هدف بزرگ برداشته باشیم.

برای نیل به این هدف بزرگ اقدامات ذیل ضروری به نظر می رسد.

1- فراگیری دانش اسلامی و حقیقت دستورات الهی از منابع و آدرس های معتبر:

تا باشد که به برتر بودن راه خویش از سایر مسیر ها یقین پیدا کنیم ، از حقوق و وجایب خویش و دیگران آگاهی پیدا نموده و هنگام مواجه شدن به مشکلات از منظر یک فرد مسلمان برای رفع آن اقدام نماییم.

2- تحقیق برای شناسایی جریان های مخلص اسلامی و همراه شدن با آنها:

برگرداندن حاکمیت اسلامی برای تطبیق شریعت الهی و زیستن تحت این حاکمیت که امنیت ، رفاه ، آبرو ، دانش و اقتصاد در سایه آن میسر است , ممکن نیست مگر با کار گروهی در جوکات احزاب اسلامی سیاسی تا باشد که یک کتله از نخبگان سیاسی اسلامی در دامان آن پرورش یابد و برای هر اقدام احتمالی دشمنان اقدامات پیشگیرانه یی را اتخاذ نمایند و اینها کسانی باشند که مدیریت جوامع اسلامی را اجراء نمایند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x