نظــر

پیامد زشت اربکي سازي آشکار می شود ـــ وحیدمژده

صبح روز یکشنبه دوازدهم سنبله تعدادی از اربکی های مسلح شده از جانب حکومت در ولایت کندز، پس از کشته شدن یکی از یاران شان به دست طالبان، به روستای لوی کنم آمده و به سوی هرکسی که در روستا دیدند، آتش گشودند و بیش از ده نفر را کشتند و عده ای را هم زخمی کردند. در میان کشته شده ها و مجروحان، زنان، اطفال و مردان کهن سال نیز دیده می شوند.

جریان واقعه چنین بود که شنبه شب یکی از اربکی ها توسط طالبان منطقه دستگیر و سپس به قتل رسید. طالبان جسد وی را در کنار سرک گذاشته خود از منطقه خارج شدند. فرد کشته شده از افراد مربوط فرمانده نعیم بود و کسی که با گروهی از افراد به این روستا حمله کرد، قدیر نام دارد.

پس از این واقعه مردم محل اجساد کشته شده ها را به ولایت برده و با شعارهای ضد والی و مقامات ولایت و شعارهای ضد حکومت، خواهان مجازات عاملین این کشتار وحشیانه شدند.

مقامات رسمی ولایت کندز در تلاش اند تا بگویند که این افراد رابطه یی با حکومت نداشته اند. محمد انور جگدلک والی کندز در تماس با رسانه ها، این واقعه را با کشتار مردم زنگ آباد در کندهار به دست یک سرباز امریکایی و از همه عجیب تر به کشتاری که توسط یک فرد مسلح در ناروی صورت گرفته بود مقایسه کرد. به عبارۀ دیگر وی می خواست بگوید که این کار یک جنایت شخصی بوده است.

جگدلک گفت که این افراد اشخاص مسلح غیرمسؤول بودند که با طالبان می جنگند و با پولیس محلی رابطه ای ندارند.

این برای نخستین بار است که می شنویم کسانی هم با طالبان درگیر جنگ اند که افراد غیرمسلح غیر مسؤول اند. این افراد از جملۀ افراد مسلح مشهور به قیام مردمی نیستند، با حکومت هم رابطه ندارند، پولیس محلی و اربکی هم نیستند، اما مسلح اند و علیه طالبان می جنگند! اینها چه کسانی اند؟

در ولایات نا امن جنوب معمولا پس از هر جنایتی از این دست، مقامات دولتی درصدد برمی آیند تا این کارها را به طالبان نسبت دهند و مثلا بگویند که چون مردم دست به قیام مردمی زدند،  به دست طالبان کشته شدند، اما در کندز چون رسانه ها تا حدی حضور دارند، امکان چنین پنهان کاری وجود نداشت. به همین دلیل اکنون مقامات دولتی در توجیه این عمل، به اصطلاح قافیه را تنگ می یابند و نمی دانند این کشتار را چگونه توجیه نمایند. حقیقت اینست که کسانی که دست به این کار زدند، افراد شناخته شده هستند و مردم حتی آنها را به نام می شناسند. آنها اربکی های مسلح شده از جانب حکومت اند.

اربکی سازی در حقیقت کپی برداری از همان پروسۀ ملیشه سازی است که سالها پیش نظامیان ارتش سرخ پس از اینکه از پیروزی در افغانستان مأیوس شدند، آن را روی دست گرفتند. اخیرا نظامیان عالی رتبۀ امریکایی هم گفتند که پس از سال 2014 نیروهای پولیس محلی نقش مهمی در تأمین امنیت نقاط دور افتادۀ افغانستان خواهند داشت.

ملیشه سازی چه به نام پولیس محلی، چه به نام اربکی سازی، همان سیاستی است که هدف از آن گرفتن انتقام از مردم است. روسها وقتی از پیروزی بر مردم افغانستان مأیوس شدند، کاری کردند تا انتقام شکست خود را به صورت غیرمستقیم از این ملت بگیرند و اکنون امریکایی ها همان کار را به نام اربکی سازی انجام می دهند.

جالب است که زمانی که نیروهای خارجی به افغانستان آمدند، خلع سلاح افراد غیرمسؤول را در صدر برنامه های خود قرار دادند. برای این کار تنها کشور جاپان صدها میلیون دالر را برای برنامه های دی دی آر و دایاک هزینه کرد. در این برنامه مجاهدین پیشین سلاح های خود را به مقامات مسؤول تسلیم دادند. هدف از این کار، تقویت نیروهای مسلح افغان یعنی اردوی ملی و پولیس ملی خوانده شد و گفته شد که امنیت در افغانستان باید به این نیروها سپرده شود.

اما پروسۀ ملیشه سازی پس از به قدرت رسیدن اوباما در افغانستان توسط جنرال مک کریستال روی دست گرفته شد. این جنرال امریکایی با استفاده از تجربۀ عراق در افغانستان به مسلح ساختن افراد غیرمسؤول پرداخت و مدعی بود که این کار در عراق نتیجۀ خوب داده است. در عراق امریکایی ها با مسلح ساختن افرادی از قبایل سنی مذهب، در مصاف با القاعده به برتری دست یافتند.

اما افغانستان عراق نیست و فرمول های بکار گرفته شده در عراق توسط امریکا، قبلا توسط اتحاد شوروی در افغانستان به کار گرفته شده و تأثیرات منفی آن را همه شاهد بودند. اما امریکایی ها نمی خواهند از تجربۀ دیگران در افغانستان استفاده کنند. آنها می خواهند تجربۀ خودشان در عراق را در افغانستان پیاده سازند که اکنون ما نمونۀ این سیاست منفی را در کشتار مردم غیرنظامی کندز به دست اربکی های ساخت امریکا شاهدیم.

شکایت از اربکی ها در کندز از مدت ها پیش وجود داشت، اما مقامات به آن توجهی نکردند. مقامات محلی در کندز هم فقط به این فکرند که در مرکز وزارت داخله به عنوان کادرهای ورزیده و مجرب که توانسته اند امنیت را در این ولایت برقرار سازند، شناخته شوند. تداوم جنایات اربکی ها در این ولایت موجب شد تا طالبان در میان مردم نفوذ نمایند. چندسال پیش یک مقام عالی رتبه در یکی از ولایات شمال می گفت در جایی که امنیت وجود داشته باشد، خارجی ها کمک نمی کنند پس اگر موج ناامنی ها به شمال بیاید، به ضرر ما نیست.

کمک به یک ولایت می تواند فرصت های خوب برای فساد مالی را فراهم سازد و زمانی که یک ولایت ناامن باشد، بودجۀ اوپراتیفی هم به آن تعلق می گیرد. چنین انگیزه ها موجب گردید تا در برابر ناامنی ها در شمال نه تنها مخالفتی صورت نگیرد بلکه در جهت گسترش دامنۀ ناامنی ها نیز عمدا کار شود تا زمینه برای استخدام اربکی ها فراهم آید و از همه خطرناک تر اینکه اربکی سازی با گرایش های قومی صورت گیرد. کاری که وحدت ملی شکنندۀ ما را شکننده تر می سازد. نمونۀ روشن آن را در واقعۀ روز دوازدهم سنبله در کندز دیدیم .

له بست باستان  نه په مننه

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x