نظــر

تاریخ مهم است (3)

نویسنده : لطف الله خیرخواه
ترجمه : عبید عبیدی

در چنین یک مقطع تاریخ که یک حرکت مبهم فعالیتش با مصلحت عامه در تصادم است، سبب یک اشتباه بزرگ و یک لکه سیاهی تاریخی شده میتواند . بعضی وقت مسیر نا معلوم است، ولی بعضا در یک مقابله انسان بی طرفی خود را اعلان میکند که تاریخ توان بخششش را ندارد . توان بخششش را به این خاطر ندارد که این درین مقابله عضو یک طرف می باشد .

اکنون کسانیکه در مقابل اشغال امریکای ها خود را بی طرف میگیرند، نمیدانیم خود را در آئینه تاریخ چگونه می بینند؟  اگر امروز آنها خود را به این استدال که گویا طرف اسلامی مشکلات میتودیک دارد، برائت میدهند،ولی فردا تاریخ این مسئله را از یاد میبرد، زیرا طرف اسلامی با غلطی های که دارد بر ضد اشغالگران جهانی کار اصلی خویش را به صورت اولی  به پیش میبرد، و تاریخ این منتقدین( کسانیکه به دلیل بودن غلطی در صف اسلامی جهاد نیمکنند)  را در چنان یک لیستی یاد میکند که ممکن است کدام نواسه غیرتمندشان به نسب خود شرم و عار کند .

اگر سخن دل دلیل باشد، من به این حرف خود قسم یاد میکنم که درین جنگ جاری مسلمانان بی طرف به ترازوی دشمن سنگ می اندازند .اگر این بی طرفان اینقدر فکر کنند ……… و این گروهی متعدل در مقابل کفار به پیاده کردن منهج خود آنقدر افراطی هستند که تجدید نظر (در منهج خود شان ) هم به آنها انحراف معلوم میشود .

چنین مردمی در سابق هم گذشته است.تاریخ با آنها محاسبه میکند. آنهای دلایلی چندی میداشته باشند ولی امروز آن دلایل آنها را برائت داده نمیتواند. محمد بن عبدالوهاب یک شخیصیت بزرگ دعوت اسلامی است. اگر حرکت دعوتی توانمندش( دعوت به توحید و مبارزه اش علیه شرک) سر راهی ضربات کوبنده تاریخ( اینکه وی در مقابل خلافت قرار گرفته بود و علیه خلافت مبارزه کرد در حالیکه پشت سر دستهای دشمنان اسلام قرار داشت){والله اعلم} واقع نگردد، امروز مردم از نام وی می شرمیدند.

وی در قرن هژدهم میلادی گذشته است.این قرن،قرن طوفان دسیسه ها علیه خلافت عثمانی بود. خلافت عثمانی که درین وقت در یک جنگی سرنوشت ساز با کفار درگیربود، اینچنین مسلمانانی هم داشت که به دعوت محمد عبدالوهاب رحمه الله با محمد بن سعود بیعت کردند .

محمد بن عبدالوهاب درین وقت مصلحت عامه مسلمانان را کنار گذاشت، که امروز جبران این تغافل را هیچ چیزی کرده نمیتواند. اسناد زیادی وجود دارد که دعوت وی را توجیه کند، مگر در جریان تقسیم انگریزها بیعت استقلال طلبانه وی از خلافت عثمانی، به حیطه گندیده تاریخ گذار میشود. این شخصیت به هر حال متهم است.

متهم به این معنانیست که حتما وی جرمی را مرتکب شده باشد، ولی تنها متهم شدن یک شخص صاحب رسوخ و بزرگ به جرم از کمتر از عذاب جرم نیست .

محمد بن عبدالوهاب رحمه الله ممکن است برابر با منهج خود تلاش و امید بدیل را کرده باشد، ولی تلاشهایش در چنین یک سیاقی به دست تاریخ افتاد که تاریخ  سرنوشت دو امت را انتخاب کرد و در نتیجه تلاشهای وی دسته تبر به دشمن شد . اکنون عذرهایش نمیتواند ویرا برائت دهد.

مشکل این بود که وی یک حرکت اصلاح اجتماعی را آغاز کرد و آهسته آهسته در کناره گیری از خلافت عثمانی طرف یک امیر قبیلوی (محمد بن سعود ) را گرفت.

بن سعود آنقدر از اسلام بی خبر بود که بالای محمد بن عبدالوهاب رحمه الله شرط گذاشته بود که، تکسهای که وی بالای مردم گذاشته بود آنرا قبول کند. ولی حقیقتا که بن عبدالوهاب آنرا قبول نکرد، ولی اصلاح خلافتی را که امیرانش علماء ، غازی ها و زاهدان بودند را نخواست. اصلاح خلافتی را که از هرنوع رنگ قومی پاک بود و تنها در وی دو تابعیت(مسلمان و کافر ) می چلید را نخواست. اصلاح خلافتی که در وی در راه مسلمان پیاده کافر سوار را اجازه رفتن نبود، وظیفه خود ندانست.دل به  اصلاحی خلافتی که به خاطر حق یک مسلمان به لکها لشکر می فرستاد،نکرد.

او بنیاد دولتی را گذاشت که امروز فلسطین را به طور رایگان به دشمن میگذارد، مگرخود را با خلافتی  که در مقابل چندین تن طلا یهود را در فلسطین اجازه بود وباش نداد ، بی ارتباط دانست.

اگر او و امثال وی علمای کرام کمر خلافت نامبرده را محکم می بستند، امکان داشت که امروز همان مزارهای نبود که  مردم از آنها طمع خیر و شر را دارند، و جغرافیای وضعی سایکس پیکو را امروز کسی با احکام شریعت برابر نیمکرد. امروز هم دروازه خرافات و بدعات مسدود بود و کسی بندگی طواغیت را نمیکرد.امروز گپ فوقیت عرب ها هم حل بود و صفت حاکمیت الله عزوجل را کسی به مردم ثابت نمیکرد.

حالت مردم فعلی ما هم همین است، اصلاح جهت اسلامی را بگذار، حتی که موقف اسلامی ویرا (جهت اسلامی را )هم تایید نمیکنند، بلکه در آغوش کفار برای منهج خود فضای برابر جستجو میکنند.

کسانیکه در سیاق تقسیم و تجزیه جهت اسلامی ، حقدار بودن امیر اول و دوم را به طور مخالفانه مطرح میکنند هم درین جمله می آیند .

تاریخ مهم است.

ادامه دارد ….

ددې لیکني پښتو بڼه د لطف الله خیر خوا په کالم کې په لاندي ادرس لوستلای شئ:

د لطف الله خیرخوا کالم: نکات

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x