نظــر

تاریخ مهم است ( بخش آخری)

نویسنده :لطف الله خیرخواه
ترجمه : عبید عبیدی

سیاست از دیر باز به این طرف به صورت مبهم روان است.یگانه سیاست اسلامی آن است که صراحت و قاطیعت از ویژه گی هایش باشد. ابهام در سیاست به خاطر پیدا میشود که ، سیاستمدار حاکم میخواهد کارهای خود و مخالفینش را رنگ بدهد ( وارونه جلوه دهد). مسئله اساسی را پنهان نموده و چنین سخنی را به میدان می آورد که با جریانات فعلی هیچ ارتباطی ندارد .
موقف های فرعون را اگر به عنوان مثال بیاوریم گپ واضحتر میشود. موسی علیه السلام به نزد فرعون رفت که ویرا دعوت بدهد، با خود هم چند معجزه داشت .موسی علیه السلام به درخواست فرعون مجزه ای خود را اآشکار ساخت ولی فرعون به جای اینکه قناعت کند یا به دلایل واضح پاسخ دهد ، مسئله را وارونه جلوه داد ..

صدایش را بلند کرد که این دروغگوی و جادوگر است، می ترسم که دین تان را خراب و در وطن تان فساد را دامن بزند.اینجا یک موقف دیگر فرعون خنده دار است، و آن اینکه فرعون پس از دعوت کردن موسی علیه السلام به غلامان خود گفت : مرا بگذارید تا موسی ( علیه السلام ) را به قتل برسانم .

مفسرین می ګویند: کی سر راهی فرعون را گرفته بود که میگفت مرا بگذارید؟؟ او خود یک پادشاه همه کار بود و کسی جلوش را گرفته نمیتوانست و اورا از کشتن موسی علیه السلام کی باز می داشت؟؟ علماء میگویند: فرعون عمق سخن موسی علیه السلام را دانسته بود.به عنوان یک زعیم سیاسی نتیجه و سرانجام چنین یک دعوت برایش معلوم بود، او بسیار ترسید و خواست تا بالای ترس و وحشت خود پرده باندازد و به شکل کاذبانه ای گفت : :{وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ}. ترجمه: فرعون گفت:« بگذارید موسی را بکشم، و او پروردگارش را (برای نجات) بخواند، بی گمان من می ترسم که دین شما را دگرگون کند یا در (این سر) زمین فساد انگیزد».( سوره غافر آیه 26 )
این نوع پالش سیاسی عکس العمل را در اذهان افزایش میدهد، اشارات ، تصادفات و میلان عاطفی بیش از حد انسان را در چنین یک معبری قرار میدهد که به جای مطلوب هیچ ارتباط ندارد .در سیاست، رقابت انسان را مجبور به موقفی میکند که به هیچ موازنه برابری نکرده و سرانجامش یک ننگ تاریخی میشود.

چنین مثالهای در تاریخ ماهم موجود است، که عکس العملش سبب قتل ها شده. ابو مسلم خراسانی در تاریخ عباسی ها جایگاهی ویژه ای دارد.وی انسان نهایت خوداعتماد،مبتکر و پرکار بود.به خاطر همین خصوصیاتش نزد خلیفه عباسی ها امیرالمومنین ابراهیم بسیار معزز بود.و همین معزز بودنش باعث شد تا امیر خراسان شود.

وی که به اثر کار و زحمات بیش از حدش به عنوان یک والی قوی و نیرومند خلافت عباسی شناخته شد، ولی در قلب امیر المومنین ابوجعفر منصور که شخص کینه توز بود جای نگرفت. ابوجعفر تا هنوز انتخاب نشده بود که به خاطر کاری به خراسان رفت…….. ابومسلم به خاطری مصروفیتی بیش از حدی که داشت به خدمت وی زیاد حاضر شده نتوانست .

ابوجعفر گمان کرد که ابومسلم خود را از وی بلند دانسته و امید دارد روزی بر عباسی ها کودتا کند. ابوجعفر که فوج،امینت،دفاتر و امور منظمی ابومسلم را دید شکش زیادتر شد. ابوجعفر او را از دلش انداخت و کوشش کرد که ویرا هرچه زودتر عزل نماید ولی نسبتی نفوذی بیش از حدی که ابومسلم داشت،نتوانست عزلش کند.

ابو مسلم از تلاشهای ابوجعفر آگاه شد.اینجا کشمکش آغازشد ، حتی که سخنان بسیار خورد وریز سبب بدبینی شد.ابومسلم در زمان ابوجعفر به حج رفت و بالای مردم پول مصرف کرد. ابوجعفر یقینش زیادترشد که امیر خراسان به طمع خلافت است،و به همین خاطر مردم را از خود میکند. به جنگ شدید روبه رو شد ولی موفق بازگشت. گمانه زنی های ابوجعفر ویرا به جای رسانید که پلان قتل ابومسلم را بگیرد و ویرا از بین ببرد .

تاریخ از ابوجعفر به خوبی یاد میکند ولی ویرا به عنوان یک امیر کینه توز می شناسد، و ویرا در برابر ابومسلم به یک دسیسه گر تاریخی متهم میکند. علماء را به سبب سوء ظن خود آزار داد.ثبات و استقامت امام بزرگ ابو حنیفه رحمه الله در مکتب وی به آزمایش گرفته شد .

کینه و بدینی هایش ویرا وادار کرده بود که عکس العمل نشان دهد، ولی بعضی وقت عکس العمل نتیجه موقف های نا معلوم و مبهم می باشد .ابهام و عدم وضوح در نظام و سیاست مردم را بی موجب می جنگاند که به اندک مجبوریت انسان را در گودال می اندازد.

سیاست های امروزی یکی شان هم قابل اعتبار نیست، زیراکه افراد حاکم و قدرتمند با مسخ حقایق عادت شدند و دیگر اینکه تاثیر استخبارات مردم را گیچ ساخته است .

در سیاست اسلامی یک اصل مهمش صراحت است که جلوی هر کجی و عکس العمل را می گیرد. همچنین در مقابل عکس العمل های کج موقف گرفتن سبب اتهام بزرگ تاریخی میگردد . زمانیکه باالفرض نظام اسلامی سیاست مبهم دارد یقینا که این اشتباهی بزرگ است ولی در مقابل اشتباه این اشتباه را تکرار کردن که عکس العمل مان مخالف مصلحت عامه است ، از ان کرده اشتباهی بزرگ است .

نـــــوت :

نسبت استعمال جمله های سخت و عباراتی که قابلیت چندین تاویل را داشتند، بنده نتوانستم آنها را ترجمه کنم ، آنها را خالی گذاشتم، تنها به همین خاطر من ترجمه نکردم وگرنه مشکلی دیگری در مقاله نبود ….

البته شاید غلطی زیادی در ترجمه وجود داشته باشد، از نویسنده و از خواننده گان محترم پوزش میخواهم و اگر آنها را در زیر کامنت کنند خیلی ها خوب خواهد شد . البته ترجمه مقالات خیرخواه صاحب به افراد چون من کاری ساده هم نیست، مقاله هایش مملو از کنایات و استعاره هااست الله کند که در آینده ها مقالات شان ساده تر باشد تا هرکس بتواند به یک مرتبه مطالعه هضمش کند ….

عبیدعبیدی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x