دیني، سیرت او تاریخ

مهر در اسلام

نویسنده: محمد عمر بشار

۱- تعریف مهر: عبارت از مالیکه  با عقد نکاح برای زن بر شوهر واجب میشود. ومهر هدیه است که مرد برای گرامی داشت زنش آن  را تقدیم مینماید نه اینکه بهای زن برای صاحب شدنش باشد بلکه اثبات اینکه زن در اسلام شخصیت صاحب حق تصرف مالی مستقل است.

۲-  نام های مهر: در شرع از مهر به کلمات ذیل یاداوری شده است: صداق ( از صدق بمعنی راستی) ، طول، اجور(جمع اجر) ونفقه.

۳- حکم مهر: مهر در اسلام فرض است.
الله تعالی میفرماید:

(وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا) ۴/النساء  
وبدهید زنان را مهر های شانرا به خوشی  پس اگر به رضایت خویش چیزی از مهر را خودشان  برایتا ن ترک نمودند پس آن چیز برایتان حلال است.

دراین ایت الله تعالی امر میکند که مهر را به زن بدهید وآن حق خالص زن است واگر چیزی از مهر در عقد نکاح به تأخیر افتاد آن مقدار بر مرد قرض است ، واگر همه داده شد پس آن ملک خاص زن است در آن هر نوع تصرف مشروع کرده میتواند وشوهرش حق تصرف ومداخله را در آن ندارد مگر اینکه به رضایت کامل خودش چیزی را برایش بدهد.

۴- مهر در شرایع سابقه نیز وجود داشت چنانچه قرآنکریم در قصه ازدواج موسی علیه السلام با دختر شعیب علیه السلام از ان یادآوری میکند که مهر آن اجوره هشت سال کار موسی علیه السلام نزد شعیب علیه السلام بود که اگر ده سال را پوره کند آن اضافه از مهر(چیز رضاکارانه) است.

(قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ) ۲۷/القصص

(شعیب علیه سلام) گفت: هرآیینه من میخواهم که به نکاح دهم ترا یکی از این دو دخترانم را به این شرط که تو خدمت کنی مرا مدت هشت سال پس اگر پوره کنی ده سال را پس این نیکی از طرف توست ونمی خواهم که سختی کنم برتو، خواهی یافت مرا – اگر بخواهد الله- از نیکوکاران.

۵- آیا پدر از مهر دخترش استفاده میتواند؟:بلی پدر میتواند از مهر ویا دیگر اموال دخترش در صورت احتیاج بگیرد بشرط رضایت دخترش  واینکه به دخترش ضرر نرسد وآنرا به دیگران ندهد. به این دلیل:

أن النبي صلى الله عليه وسلم قال : ( أنت ومالك لأبيك ) [ رواه الإمام أحمد في ” المسند ” ( 2/204 ) ، ورواه أبو داود في ” سننه ” ( 3/287 ) ، ورواه ابن ماجه في ” سننه ” ( 2/769 ) ، كلهم من حديث عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده. ] هر آیینه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:( تو ومالت برای پدرت استید).

۶- مقدار مهر:

شریعت اسلامی نه حد اقصی ونه هم حد ادنی مهر را تعیین کرده بلکه مطابق سویه ورضایت طرفین تعیین میگردد. اما در مذهب احناف بهتر است که از ده درهم کم نباشد ودر مذهب جمهور از پنجصد درهم زیاد نباشد چنانچه که مهر پیامبر اکرم-صلی الله علیه وسلم –  به خانمهایش وهم مهر دخترانش از پنجصد درهم زیاد نبود.

در حدیث شریف آمده است:
عنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِيِّ : أَنّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، جَاءَتْهُ امْرَأَةٌ ، فَقَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّي قَدْ وَهَبْتُ نَفْسِي لَكَ ، فَقَامَتْ قِيَامًا طَوِيلًا ، فَقَامَ رَجُلٌ ، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، زَوِّجْنِيهَا إِنْ لَمْ تَكُنْ لَكَ بِهَا حَاجَةٌ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” هَلْ عِنْدَكَ مِنْ شَيْءٍ تُصْدِقُهَا إِيَّاهُ ؟ ” فَقَالَ : مَا عِنْدِي إِلَّا إِزَارِي هَذَا ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” إِنْ أَعْطَيْتَهَا إِيَّاهُ ، جَلَسْتَ لَا إِزَارَ لَكَ ، فَالْتَمِسْ شَيْئًا ” ، فَقَالَ : مَا أَجِدُ شَيْئًا . قَالَ : ” الْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَمًا مِنْ حَدِيدٍ ” ، فَالْتَمَسَ ، فَلَمْ يَجِدْ شَيْئًا ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” هَلْ مَعَكَ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْءٌ ؟ ” فَقَالَ : نَعَمْ ، مَعِي سُورَةُ كَذَا ، وَسُورَةُ كَذَا ، لِسُوَرٍ سَمَّاهَا ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” قَدْ أَنْكَحْتُكَهَا بِمَا مَعَكَ مِنَ الْقُرْآنِ».
از سهل پسرسعد ساعدی روایت است که نزد فرستاده الله- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- زنی امد وگفت: ای فرستاده الله! هر ائینه من نفس خود را به تو دادم (اختیارم را به تو دادم )، پس پیامبر – صلی الله علیه وسلم- انتظار طولانی کشید، پس یک مرد استاد وگفت:یا رسول الله، اگرتو با وی ازدواج نمیکنی نکاح اش را با من عقد کن. رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ گفت:ایا نزدت چیزی است که برایش مهریه بدهی؟ گفت: بجز از این لنگ چیزی ندارم، پس رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ گفت:اگر انرا به وی بدهی خودت بدون ازار خواهی نشست، پس چییزی را جستجو کن، پس گفت: چیزی را نمی یابم، (پیامبر – صلی الله علیه وسلم-) گفت: جستجو کن اگر چه انگشتری از اهن هم باشد، پس پالید چیزی نیافت، پس پیامبر – صلی الله علیه وسلم- برایش گفت:ایا چیزی از قران را یاد داری؟ گفت: اری، سوره فلان وسوره فلان نزدم است ( حفظ دارم) بعضی سوره هارا نام گرفت، پس پیامبر – صلی الله علیه وسلم- برایش گفت: او را به نکاحت دراوردم با انچه از  قران یاد داری( به وی انرا تعلیم بدهی).

فایده هایکه از حدیث بدست میاید:

* جواز مهر کم واسان مطابق رضایت طرفین.

* کمک کردن به کسیکه میخواهد ازدواج کند.

* پیامبر – صلی الله علیه وسلم – زن را خودش ازدواج نکرد این دلیل بر این است که شهوانی نبود بر خلاف انچه دشمنان تبلیغات میکنند.

* فقر وناداری نباید مانع ازدواج شود.

وَ اَنْکِحُوا آلْاَيامي مِنْکُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ اِمائِکُمْ اِنْ يَکُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللهُ واسِعٌ عَليمٌ (نور/ ۳۲)
مردان و زنان مجرد تانرا وخدمتگاران نیک تانرا به ازدواج هم درآوريد؛ اگر فقير باشند خداوند آنها را از فضلش بي نياز ميگرداند که خداوند توسعه دهنده و داناست.

* اختیار در قدم اول باید به اساس دیانت واخلاق نیکو باشد نه نسب ،مال وجمال.

* اسلام از مهر زیاد منع نمی کند برای کسیکه قادر به پرداخت ان باشد، وانچه که عمر بن الخطاب -رضی الله عنه -در باره بلند بودن مهر به اسان کردنش توصیه کرده مراد از ان این است که : مهر بلند خلاف افضل است.

۷- مهر یامعجل(در وقت عقد پرداخته میشود) میباشد ویامؤجل(موکول به زمان معین ویا غیر معین اینده) ویا اینکه بعضی از ان معجل ومتباقی مؤجل. انچه از مهر که مؤجل است ان مقدار بر شوهر قرض است. والله تعالی در طولانی ترین ایت قرانی امر به نوشتن دین (قرض) مینماید یعنی به مستند ساختن ان میکند.

* اگر در عقد مهر تعین نشد و دخول صورت گرفت وهر دو طرم بر مهر توافق نکردند در این صورت مهر مثل لازم میشود.یعنی ان مقداری که به سویه زن، زن های دیگر در اقاربش مهر گرفته اند.

* اگر شوهر به زن مهرش را نپرداخته بود زن در حالت قبل از دخول حق فسخ نکاح را دارد.

* اگر زن مهرش را قبل از گرفتن بخشیده بود زن حق مطالبه دوباره انرا دارد چنانچه که عمر – رضی الله عنه-  وقاضی شریح به ان حکم نموده اند.

* مهر حق زن بر شوهرش است اگر مرد بمیرد از ترکه اش گرفته میشود واگر زن بمیرد ورثه زن حق دارند که از مرد بگیرند واین دلیل بر اینست که اسلام حقوق زن را حمایت میکند.

۸- در مهر چه چیز داده میشود: هر چیزیکه دارای بها باشد یعنی هر مال ویا منفعتیکه دارای قیمت و چیز حلال وقابل استفاده
باشد ومرد قادر به ادای آن باشد.

۹- نکاح بدون تعین مهر: مهر رکن ویا شرط صحت نکاح نیست بلکه واجب است. اگر در وقت نکاح ساقط شدن مهر را شرط گذاشت نکاح صحیح وشرط باطل است وبعد از عقد به رضایت هر دو طرف تعین میگردد ودر صورت اختلاف مهر مثل لازم میشود.

۱۰- حکم پس گرفتن مهر ویا بعضی ان توسط شوهر:

جواز  ندارد که مهر ویا جزء ان وهمچنان هدایای که برای زن داده پس بگیرد.

قرانکریم میفرماید:
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا ۚ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا. وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا. النساء/۲۰و۲۱
واگر خواستید همسری (دیگر) به جای همسر ( پیشین خود) برگزینید ، و به یکی از آنان مال فراوانی (بعنوان مهریه) پرداخته اید،چیزی ازآن را پس نگیرید،آیا آن(مال) رابه بهتان وگناه آشکاربازپس می گیرید ؟

وچگونه آن را بازپس می گیرید در حالی که شما با یکدیگرآمیزش نموده اید،وآنان (هنگام عقد ازدواج ) ازشما پیمانی محکم واستوارگرفته اند؟!

در ایت از عادت جاهلی منع شده زیرا که مردها همه حقوق زنها را مصادره میکردند به دلیل اینکه مرد مهر ونفقه میدهد پس زن حاجت به مال ندارد. اسلام این عادت را باطل کرد وبه زن حق تملک وتصرف داد.

۱۱- نکاح شغار (بدل):

نکاح شغار عبارتست از دادن دختر ویا خواهر به شخص دیگر در بدل گرفتن دختر ویا خواهرش بدون دادن مهر به همدیگر.
این نوع نکاح جاهلی در اسلام حرام است. البته اگر به هر یک انها مهر جداگانه بدون تحایل تعیین گردد باز جواز دارد.

۱۲- حکم مهر بعد از جدا شدن زن و شوهر:

علاقه ازدواج به واسطه طلاق یا خلع یا فسخ ویا وفات قطع می شود.

پس جدائی زن وشوهر یا بعد از تعین مهر صورت میگیرد ویا قبل از تعین مهر ، ویا جدائی قبل از دخول (یکجا شدن) صورت میگرد ویا بعد از دخول.
اگر جدائی بعد ار دخول صورت بگیرد بر شوهر مهر کامل فرض است. واگر جدائی قبل از دخول باشد احکامش قرار ذیل است:

* اگر جدایی به مرگ باشد زن مستحق مهر کامل است زیرا که مرگ بمنزله دخول است.

* اگر جدایی به طلاق باشد ومهر هم تعین شده بود پس زن مستحق نصف مهر تعین شده می باشد. واگر مهر تعین نشده بود پس زن مستحق متعه می باشد.

– متعه عبارت از ان مالیست که در بعضی از حالات طلاق دادنش به زن بر مرد (مطابق توانش) فرض میگردد.

۱۳- مهر در فرهنگهای مختلف:

در اروپای قدیم پدر به دخترانش در روز عروسی شان مال زیاد میدادند تا زن ملک شوهرش شود ، مهر در نظر شان وسیله تشویق مرد ها بود تا با دخترانشان ازدواج کنند.

در شریعت یهودی دادن مهراز طرف شوهر به زن شرط ازدواج بود با ان هم فامیل زن یک حصه از ترکه پدر را در حالت ازدواج به حیث مهر تعین میکرد، به همین سبب دختران بر پدرانشان بار سنگینی بود درحالیکه زنها ازحق تصرف در ان محروم بودند.

مسیحیان تا سال ۱۹۳۰ میلادی از یهودها تقلید میکردند، چنانچکه در امپرطوری رومانی بعد از قسطنطین سلطه دینی و مدنی توافق کرده بودند که ملکیت شرط ازدواج است مگرفامیلهای دختران مهر را مانند هدیه زیر نام کرایه نه ملکیت میپرداختند.

هندوها هم به همین فرهنگ عمل مینمایند که پدر باید مهر زیادی بدهد تا برای دخترش شوهر مناسب بیابد.

بعض افریقایان مهر را ملکیت خاص پدر عروس میدانند که مرد به پدر دختر در بدل دخترش باید بیپردازد.

——————————————————

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x