نظــر

بست و نه اکتوبر ، روز جمهوری یا جشن سقوط خلافت عثمانی

نویسنده : حبیبی سمنگانی

بست ونه اکتوبر دیروز گذشت ، دموکراتان و سیکولران ترکیه این روز را به عنوان روز جمهوری جشن می گیرند ، نود و دو سال قبل یعنی ( در سنه ء ۱۹۲۳ م ) به این تاریخ ، ترکیه توسط کمال اتاترک به یک کشور جمهوری و سیکولار مبدل شد و آخرین خلافت اسلامی که خلافت عثمانی بود رسماً سقوط کرد ، کمال اتاترک برای اینکه ترکیه را در واقعیت جمهوری و سیکولار ثابت بکند فی الفور به گام های اسلام ستیزانه پرداخت ، بلی ، در کشور جمهوری و سیکولار ترکیه خون روحانیون مسلمان ارزان بلکه رایگان شد ، برای نخستین بار حجاب زنان در یک کشور مسلمان نشین ممنوع اعلان شد بلکه به آتش زده شد ، پوشاک غربی برای ابراز وفاداری با مربیان اروپای اجباری و لازمی شد ، رسم الخط عربی منسوخ و نوشتار لاتینی رسمی شد و شماری از مساجد به نمایشگاه ها تبدیل شد ………….. ۔

گام های که کمال اتاترک در ترکیه پس از بنیاد گذاری دموکراسی و سیکولاریسم برداشت اصلاحات نامیده شد ، امروز نیز پیروان سیاسی اتاترک هرگاه بخواهند در یک کشور مسلمان نشین به اسلام ستیزی بپردازند از عنوان اصلاحات بهره جوی می کنند ، بلی ، بیشترین اصلاحات که درین اواخر توسط دیموکراسی و سیکولاریسم در کشورهای اسلامی نافذ گردیده و یا هم رواج گرفته است اسلام ستیزانه است ، مثلاً اگر نگاه به اصلاحات بکنیم که در عرصه ئ تعلیمی وارد دانشگاه ها شده است عبارتست از :

نظام مخلوط مرد و زن که در اصطلاح انگلیسی به کو ایجوکیشن یاد میشود ، اهمیت ندادن به نصاب دینی در تقسیم الاوقات دانشگاه ها ، اخراج کتاب های معتمد و مستند اسلامی از نصاب تعلیمی ( حتی که درین سال ها در بعض کشورها تفسیر سوره ء توبه به دلیل اینکه مشتمل بر آیات جهاد است از نصاب تعلیمی خارج شده است ) ، آموزش علوم اسلامی از اساتید که یا خود مستشرق هستند و یا اینکه شاگرد مستشرق هستند و حتی که امروز همان مقاله ء دکتورا بیشتر مورد پسند و قبولیت قرار می گیرد که دران از کتب مستشرقین بیشتر اقتباس و استفاده شده باشد ، یونیفورم غربی نیز از اصلاحات مدرن در بخش تعلیمی شمرده می شود و…………..

حالا فکر کنیم که قضایای فوق در واقعیت اصلاحات است یا عداوت صریح با اسلام ، آیا مناسب نیست مصطفی کمال را عوض اینکه اتاترک ( یعنی پدر ترک ) لقب داده شود اتا دموکرات و اتا سیکولار خوانده شود ، زیرا شخصیت وی هرگز از اسلام دوستی و دین پروری ترکان نمایندگی نمی کند بلکه دموکراتان و سیکولران ثابت کرده اند که ایشان وارثین واقعی مصطفی کمال اند و اصلاحات را که مصطفی کمال در ترکیه راه اندازی کرده بود این فرزندان معنوی وی توانستند در دیگر بلاد اسلام نیز به خوبی و درستی تطبیق بکنند ۔

خلافت عثمانی از ۱۲۹۹م تا ۱۹۲۳م ( یعنی شش صد و بست و چهار سال ) به عنوان امپراتوری با شکوه مسلمان ها در نقشه ء جهان می درخشید و از نظر وسعت و مدت دوام در جهان اسلام نظیر نداشت ، این خلافت در اوج قدرت خود که قرن شانزدهم میلادی بود بر اکثر مناطق آسیا ، بخش های از شمال افریقا و جنوب شرق اروپا حاکمیت داشت ، وسعت جغرافیای خلافت عثمانی را اگر می خواهیم درست تر بدانیم باید این حقیقت تلخ را درک کنیم که شمار کشورهای که از اثر تحلیل و سقوط این خلافت در نقشه ء جهان افزودند به چهل می رسد ، عربستان سعودی ( که از انضمام نجد و حجاز تشکیل یافته است ) سوریه ، فلسطین ، عراق ، یمن ، کویت ، ارمنستان (ارمینیا) ، مصر ، لیبیا ، بلغارستان (بلغاریا) ، یونان ، قبرس ، صربستان (صربیا) ، البانیا ، بوسنیا و رومانیا کشورهای اند که در گذشته جزو خلافت عثمانی بودند ، نیز مولداوی ( کشوری در اروپای شرقی ) ، ترانسیلوانی و والاچیا ( دو کشور سابق اروپای شرقی ) برای خلافت عثمانی باج می دادند ، خلافت عثمانی مشتمل بر بست و نه ایالت بود ، عبدالرحیم مرجانی در مقاله اش که خلافت عثمانی و عوامل انقراض آن عنوان دارد می نویسد ؛ ترکان عثمانی از بهترین موقعیت جغرافیایی برای حکومت جهانی برخوردار بودند ، زیرا آن‌ ها در جزیره‌ ی بالکان بودند که از این جزیره قاره‌ های آسیا و اروپا در کنترل آنان بود ۔

با در نظر داشت کوتاه بودن دامنه ء مقاله نمی توان اسباب و عوامل زوال خلافت عثمانی را حتی به طور اجمالی بیان نمود ، البته این قدر باید دانست که واقعیت اینست که ترکان عثمانی در قرن نوزدهم و بستم میلادی بر عکس اقوام اروپای با رکود و انحطاط علمی ، فکری ، اخلاقی و اقتصادی مواجه شدند ، زمانیکه اروپا سرنوشت خود را از سر می نوشت و در میدان اکتشافات پیشرفت روز افزون داشتند ترکان عثمانی از عرصه ی صنعت و ایجادات کاملاٌ دور بودند و نیز کشمکش های قدرت طلبی در خانواده ء خلیفه سستم فرمانروای را شدیدآ متضرر ساخته بود ، در اینچنین وضعیت جنگ جهانی اول رخ داد و ترکان عثمانی با آلمانی ها در یک خط قرار گرفتند ، خلافت عثمانی درین جنگ در چندین مناطق شکست خورد و سوریه ، عراق ، حجاز و شمال افریقا در سیطره ء بریتانیا و فرانسه درآمد ، از همین جا بود که توطیه های امپراتوری انگلیس بر ضد این خلافت به اوج خود رسید ، انگلیس ها توانستند بعد از ختم جنگ جهانی اول عرب ها را در اردوی خود درآورده بر انگیزه ء قومیت علیه ترکان عثمانی بسیج کنند ، آخرین لگد بر تن پژمرده و نحیف خلافت عثمانی از سوی اتاترک وارد شد و خلافت عثمانی داستان پارینه گشت ، خلیفه وحیدالدین که آخرین خلیفه ء عثمانی ها بود در سال های اخیر خلافت ، اتاترک را به صفت فرمانده یک بخش نیروهای زمینی مقرر نمود و وظیفه داد تا سلاح های لشکر را جمع آوری کند و لیکن اتاترک از موقف خود استفاده نموده قیام ملی را علیه عثمانی ها منظم نمود ، اتاترک از بست سال با تنظیم های مخفی و پس پرده روابط داشت و عثمانی ها آگاه نبودند ۔

در اخیر می خواهم کلمات را که مولانا ابوالحسن ندوی رح تحت عنوان خلای که امپراتوری عثمانی بر جای گذاشت تحریر نموده است نقل کنم ، وی ترسیم می کند : با وجود کاستی های که برای بیان واقعیت و ادای امانت تاریخی از دولت عثمانی بیان شد شکی نیست که دولت مزبور دژ محکمی برای اسلام و قلعه ء بزرگ و وسیع برای ملت های عرب مسلمان واقع در خاورمیانه اعم از حجاز و فلسطین وغیره بود ، که از دخالت نیروهای یگانه ء غربی در این سرزمین ها و اینکه به تاخت و تاز بپردازند و به مقدسات اهانت بکنند جلوگیری می کرد ، پایان امپراتوری عثمانی به خصوص در شرق بزرگ تریت پیروزی برای اروپای صلیبی و یهود جهانی بود و خلای را بر جا گذاشت که هرگز پر نشد ( نام کتاب : کند و کاوی در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان ، مترجم : عبدالحکیم عثمانی ، صفحه ء ۲۰۹ ، ۲۱۰ ) ۔

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x