نظــر

غرب باید در ستراتژی خود تجدید نظر کند

سید علام الدین “اثیر”

با پایان جنگ سرد دول سرمایه داری غرب دنباله رو امریکا با تشویق، تمویل و ارتباط با گروه هایکه آنها را دهشت افگن می نامد، در کشورهای غیر غربی و به اصطلاح جهان سومی خواست  و می خواهد تسلط اقتصادی و رهبری سیاسی خود را، بر دنیای که تاثیر اندیشه های مدرن آنرا از گذشته کاملا دگرگون نموده است؛ و با ابزارهای استعمار کهن و غلبه اقتصادی-سیاسی استعمار نو نمی توانند رهبری مطمئن آنرا در اختیار داشته باشند؛ شعار خبیث قدیمی تفرقه بیانداز و حکومت کن را با اندیشه خبیث تری دهشت و وحشت بیافرین و سروری کن یکجا نموده است.

گروه های از القاعده تا داعش در دنیای اسلام و سازمانهای از تاملیها تا شنفینی های غربی در جهان غیر اسلامی از جانب غرب گروههای تروریستی نامیده شده و از نظر مخالفان غرب و دیگران گروه های پنداشته می شوند که در برابر تجاوز و احجاف ستراتژی غرب مجبور به انجام و پذیرش اینگونه روش مبارزه، گردیده اند تا دنیای غیر غربی، جهان سومی، را از ستم غرب نجات دهند. هر چند تا کنون نه تنها نشانه ای از نجات به مشاهده نمی رسد، بلکه بر ظلم و ستم غرب از راههای گوناگون- از استثمار تا اشغال- را افزوده است. بنا بر این شناخت واقعی هویت وهدف نهایی این گروه ها و ارتباطات و منابع تمویل  انها با بر چسپ تروریستی که از جانب غرب بر آنها چسپانده شده است را به مخفی گاه برده پیچیده نموده است. شناخت واقعی و منابع ثابت تمویل این گروه ها تا هنوز در هاله ای ابهام قرار دارد. آقای اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در بیانیه که در آستانه، قزاقستان در اواخر ماه عقرب 1394داشت تمویل این گروه ها را بیشتر از یک اعشاریه چند تریلیون دالر وانمود کرد، و نگفت که از کجا و چگونه این مقدار پول به حساب آنها واریز می گردد. اگر پا از دایره منطق اثبات گرایی که علم و آگاهی را به تجربه و مشاهده منوط می کند فراتر گذاشتته شود سر و کله یقین بر این مصرف بیرون از حوصله ای اکثریت کشورها نمودار می گردد. این مبارزه  پول بیشتر از آنچه آقای غنی شمرده است را می بلعد. کشورهای متوسط در حال رشد توان ادامه  جنگی  که به ادعای غرب تروریستها از سالها به این طرف با موثریت به پیش می برند را برای مدت کوتاهی ندارند. پس جواب  سوالی   کی ها این مقدار سرمایه ، و چگونه در اختیار آنها قرار می دهند؟ را از کی واز کجا می توان  دریافت،لا ینحل باقی می ماند .  حمایتی که از این گروه ها در گوشه کنار جهان به مشاهده می رسد  جنبه ایدیولوژیک دارد. با دقت کمتر می توان ادعا نمود که بیشتر از هفتاد در صد حمایتهای مردمی ( غیر دولتی) از آنها خارج از حیطه کمکهای مالی است.  سلاح و ابزاری را که آنها بدست می آورند و در اکثر مواقع نیروهای دولتی مدعی می شوند که بر سلاح و ابزارهای آنها تفوق و بهتری دارد، در کجا تولید و توسط کی ها به بازار عرضه می گردد و یا به روشهای دیگری در اختیار شان قرار داده می شود.

امریکا از طریق موسسه های مالی سازمان ملل متحد و موسسه های مالی خود و حامیانش سرمایه های مالی و کالایی کشورهای اسلامی را به بهانه جلوگیری از تمویل گروه های تروریستی! تحت نظر دارد، در تمویل آنها نه تنها کاهش را نشان نمی دهد بلکه بیشتر هم نشاندهی شده است. اگر کنترول به درستی و آگاهی انجام شده است پس پول و امکانات از کدام منبع غیر اسلامی به این گروه ها و با کدام هدفی می رسیده است.

سرمایه و امکاناتی که امریکا و حامیان غربی اش در مبارزه علیه تروریزم از حساب مالیه دهندگان اینکشورها به مصرف می رسانند را می توان به مثابه یکی از شاخصهای تعیین مخارج طرف مقابل قیاس نمود؛ از سوی دیگر مصرف این سرمایه گزاف به این بهانه برای مالیه دهندگان آنکشورها مشروع و پذیرفتنی می شود که امنیت و آرامش آنها با ادامه نا آرامی در کشورهای جهان سومی و خاصتا دنیای اسلام تامین می گردد. اگر این جنگ در آنکشورها ادامه نیابد مردم مجبور می شوند در درب خانه های خود شان با تروریستها مقابله نمایند و بعضا برای واقعی نشاندادن این سناریو واقعات وحشت انگیزی در غرب به وقوع می پیوندد و رهبران اشک ریزی نموده و مطبوعات آنرا بزرگتر از حدی نشان می دهند که بوده است. این باور نیز وجود دارد که لبرال-دموکراسی که ارزشهای فطری انسانی را نادیده می گیرد و مسیحیت دینی که قرنهاست در غرب تجربه می شود نیازمندی های انسان چند بعدی را نمی توانند مرفوع دارند، دین اسلام در غرب به مثابه تنها روزنه ای که می تواند این تشنگی رفع کند مورد مطالعه قرار گرفته است. ستراتژیستهای غربی با صحنه و سناریو سازی تروریستی و چسپاندن آن با مسلمانان می خواهند توجه مردم شان را از مطالعه و درک اسلام برگردانند. روی آوردن جوانانی در جستجوی زندگی انسانی به اسلام در غرب ناکامی این گونه سناریو ها را نمودار نموده است،عضویت آنها در گروه های مانند داعش بیشتر از انگیزه زندگی بدون ارزش لبرال-دموکراسی ناشی می شود تا از تبلیغات و تعلیمات دینی.
رعب و وحشت، بدامنی، حمایت از نظامهای فاسد و افراد بیگانه شده حریص قدرت و ثروت و شهرت، دامن زدن به اختلافات و منازعات قدیمی مذهبی، سمتی و قومی … را ستراتژیستهای غربی که به خانواده های ثروتمند و قدرتمند و اغلبا یهودی تعلق دارند ایجاد و به منظور ادامه حفظ ثروت و قدرت در کشورهای خود شان در کشورها و جوامع دیگر آتش نفاق و شقاق را شعله ور ساخته و می سازند تا جوامع خود شان را به تماشای این شعله مشغول داشته و دیگران درگیر را مشوره دهند که برای نجات شان از این آتش افروخته شده دست به دامان آنها برده عاجزی و نگونساری را پیشه نمایند. این نقش یک سوی سکه است که در کارخانه های سکه سازی ستراتژیستهای غربی رقم زده می شود، سوی دیگری سکه عمدا خالی گذاشته شده است تا با نقش آفرینی گروه های مورد نظر تفسیر و تبیین نقش روی اول سکه تا رسیدن به منزل مشکل و مبهم باقی بماند.

نقش آفرینان این سوی سکه برخلاف انتظار نقاشان آن سوی جای عوض می کنند دیگر گون می شوند و انگیزه های مصنوعی و قابل کنترولی  که برای نقش آفرینی آنها ایجاد شده بود را واقعی یافته جدی می گیرند و از کنترول و هدایت خارج می شوند.

ستراتژیستهای خفاش صفت دشمن نور، روشنای و روز اند. رونق انسانیت را در تاریکی شب جستجو می کنند، روزنه امید بشریت به طلوع روشنایی را می بندند و به درازی شب قوس ناامیدی می افزایند. گلیم وحشت، دهشت ،ترور و بدامنی، نفاق،شقاق، فقر و وابستگی را در جهان سوم پهن تا در کرسی قدرت و ثروت آسوده تکیه زنند، غافل از آن اند  در دامی که تنیده اند خود گیر می مانند.

عده از نقش آفرینان روی دومی سکه دریافته اند که دنیای پیشرفته ای غرب امنیت و آرامش خود را درایجاد و ادامه ای بدامنی و وحشت و دهشت…. جهان عقب مانده و مخصوصا کشورهای اسلامی می جویند، مداوای درد خویش را با همین نسخه ممکن پنداشته در پی انتقام می برایند. از همین جاست آنچه را که غرب ترور و دهشت می نامد پا از محدوده جغرافییای که ستراتژیست های غربی برایش در نظر گرفته اند فراتر گذاشته درب خانه های آنها را در نیویارک و پاریس می کوبد.

این مشکل راه حل مصنوعی ندارد. ترور را با ترور و وحشت را با دهشت نمی توان نابود کرد. عاقلان مجرب گذشته گفتته اند که خون را با خون نمی شویند. راه سیل ترور و دهشت که مسیر خود را در جهان سومی پیموده  و اکنون به سوی دنیای پیشرفته غرب در حرکت است هنگامی می تواند به صورت واقعی تنگتر شود که ستراتژیستهای غربی در ستراتژی ایجاد و ادامه ای وحشت و دهشت در کشورهای دیگر و من جمله سرزمینهای اسلامی تجدید نظر نموده آرامش و امنیت خود را با آرامش و امنیت دیگران یکجا بخواهند، خود و دیگران را در یک آیینه  ببینند،  قول شاعر دنیا شناس ما ” انگشت رنجه مکن به درکوفتن خلق… تا رنجه نکنند به در کوفتنت مشت”  را سرمشق خود قرار دهند، آنگاه می توانند مطمئن شوند که هیچگاهی کسی درب خانه آنها را نخواهد کوبید و در هیچ گوشه دنیا با نفرت مواجه نخواهند شد. بازار اصطلاحات ترور و تروریست و دهشت  و دهشت افگن بسته خواهد گردید در غیر آن دکان متاع مبارزه برای عدالت تا زمان که ظلم وجود دارد باز خواهد ماند.

3/9/1394 هـ

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x