وحشت

هفتاد و دو روز وحشت زیر چتر دموکراسی!

لیکوال: انجینر محمد نذیر تنویر

لیکوال: انجینر محمد نذیر تنویر

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

به مناسبت حوادث هولناک کشور پس از آغاز تجاوز امریکا 7 اکتوبر تا سقوط رژیم طالبان 17 دیسامبر 2001

وحشتی که چهارده سال قبل از هفتم اکتوبر تا هفدهم دیسامبر مجاز دانسته شده و با دستهای باز در برابر چشمان جهانیان انجام می یافت.

مجازیکه در آن هر نوع ظلم و وحشت شکل یافت و محدوده های بشری و حتی حیوانی را از هم گسیختن.

گسیختن محدوده ها در پوشش غیر رسمی بودن آن، از برای توجیه اذهان عامه!

اما بطور رسمی در قالب حاملان و حامیان دموکراسی تاکنون به نوع تروریزم دولتی ادامه دارد.

بلی 72 !

عاشورای حسینی را 72 شهید باشد اما عاشورای طالبی را 72 “روز” عاشورا باشد.

هر دو را با خدعه و نیرنگ به کشتارگاه “دشت کربلا” و “دشت لیلی” کشاندند.

به یقین که تاریخ کشور ما بخصوص درین چهار دهه ی اخیر، شاهد شهدای بی شماری بوده است اما نه چنین شهدا!

پانزده هزار مردان رشید و چیز فهم که اکثریت شان را جوانان تشکیل می داد. جوانانی که به آن بینش دینی رسیده بودند تا تمامی آسایش های دنیوی را رها کرده

به تجارتی آغاز نمودند که رهنمایی، خالق اش را در پی داشتند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿١٠﴾ الصف

{ای اهل ایمان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات می دهد؟}

آنها را عشق به معبود و فهم عمیق از وحی الهی به این تجارت کشانیده بود تا از دورترین جاها، خود را به این سرزمین برسانند و “اسماعیل گونه” در “منی” در انتظار قربانی بمانند.

کشور ما و “امت اسلامی” کمتر حوادثی را سراغ دارند که به این حجم- جوانان پاک طینت و نازنین را از دست داده باشد.

چه بد حوادثی!

از محاصره خونین قندز گویم، از قلعه زینی گویم، از دشت لیلی گویم، از قلعه جنگی گویم، از…، از چه گویم؟

مگر وجدان های خاموش را بعد ازین چهارده سال عیش و راحت طلبی چه شده است که بیدار نمی شوند؟

آیا ترس “دجال” در ما چنین ترس و زبونی ایجاد کرده و یا نُقل حرام خوری اش- که حتی یادی از آن نمی نمایم؟

اگر قلب های سیاه- مُهر سکوت بر دهان زده اند پس قلب های با ایمان را چه شده است؟

آیا فراموش شده که خاموشی در برابر ظلم و بی عدالتی- قرار گرفتن در صف ستمگران است؟

حیف و صد حیف بر ما!

چه نازنین مردان با صفا و چه پاک طینت جوانانی را که در چهره های شان اثر سجود نمایان بود از دست دادیم!

سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ… (الفتح:29)

{نشانه آنها در چهره‌هایشان از اثر سجود نمایان است…}

آنها کسانی نبودند که به این ساده گی به اسارت روند و به شهادت رسند!

از ایمان پاک و مردانگی شان سوء استفاده بردند!

چه بد سوء استفاده ای!

با خدعه و نیرنگ و با بدترین “شکل نامردی” آنها را به دام خویش کشانده و اسیر ساختند.

با کشتار این جوانان نازنین و رشید- دیگر باید آسمان بر سر ما پاره پاره می شد و می ریخت!

… لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿٢٥﴾ (الفتح:25)

{ اگر [کافران و مؤمنان‌] از هم متمایز می‌شدند، قطعا از میان آنان کافران را به عذاب دردناکی معذب می‌داشتیم‌}

آسمان برما نه ریخت اما رحمت الهی از آسمان ما رخت بست!

رخت بست زیرا خود بر آن نعمت کفران کرده و نجات خویش را در گروی حضور بیگانگان دانسته و بر استقبال شان شتافتیم!

بلی! رحمت الهی از آسمان ما رخت بست و این بار نیروهای شر و فساد با دست باز و از طریق حاکمیت نظام بر ما مسلط گشتند.

بلی! این جاست که انسان در کوره های سخت الهی به آزمایش کشانیده  شده تا یکی را، رفعت در درجات تقوی نایل آید و آن دیگری را، رفعت در ظاهر ساختن نیات. زیرا اولی را “نیت و عمل” یکسان بُوَد  و دومی را تضاد در آن پنهان بُوَد.

این جاست که آزمایش الهی آغاز می یابد و اراده آزاد بشری در تجلی نیروی عقلی اش به تمثیل کشانیده می شود!

بلی! آزمایش الهی!

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ ﴿٣١﴾ (محمد)

{ما همه ‌ی شما را (با وجود آگاهی از اعمالتان) قطعاً آزمایش می‌کنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما کی ها اند (و مجاهد نماها و ناشکیبایان سست ‌عنصر کی ها اند). و اخبار شما را نیز (که اعمال و اسرار شماست) برملا كنيم (تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداریم).}

یکی در سوز عشق خالق خویش  = دیگری غرقِ جنونی مالک خویش

یکی خواهد رضای یزدان را  =  دیگری زجر کشد، وجدان را

یکی بر تن لباس تقوی را   =   دیگری سخت، ریا در کار را

یکی راست خود باوری وطن   =  دیگری راست، پروری دشمن

یکی در پی ترک جاه و جلال =  دیگری غصب کند، قصر و مقام

یکی در پی امن و آرامش  = دیگری چور کند و- آسایش

یکی در پی عفت و پاکی  =  دیگری رقص کنان، در شادی

یکی در حالتی، فروتنی  =  دیگری کبر کند، ز خود خواهی

یکی در ترس از عذاب یزدان  =  دیگری مست بر هوای شیطان

یکی گوید سخن به زیبایی  =  دیگری باز کند ز دهن رسوایی

یکی در عهد و پیمانش، راستین  =  دیگری راست، نیرنگ در آستین

یکی مردانه جاودان بماند  =  دیگری مکرَانه، خوار بماند

این یکی را شهادت عزت است  =  وآن یکی را مقام ذلت است

این یکی نزد خالق اش زنده  =  وآن یکی نزد مالک اش خمیده

که درین مسیر انسان مختار است تا کدام یکی را می پذیرد

…وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٧﴾ (الزمر)

{…و هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‌كشد. بازگشت همه شما نزد پروردگارتان است. او شما را از كارهايى كه مى‌كرده‌ايد آگاه مى‌كند. او به آنچه در دلها مى‌گذرد آگاه است.}

در حالی که پلید و پاک یکسان نبوده اما هوای نفس، بصیرت فکری افراد سست عنصر را سلب می نماید:

قُل لَّا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ ۚ فَاتَّقُوا اللَّـهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠٠﴾ (المائده)

{ بگو: پليد و پاك يكسان نيستند، هر چند كثرت پليد(ها) تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، از الله پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.}

و اگر بازهم تقوای الهی پیشه نگردد پس انتظار کشید هر آئینه ما نیز منتظریم!

وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿١٢٢﴾ (هود)

{و (به خاطر اعمال ناهنجارتان) به انتظار (عذاب) بمانید که ما هم (عذاب شما را) منتظریم.}

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
3 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
عبدالله
میلمه
عبدالله

جزاک الله
د نيکو احساساتو څخه ډیره مننه ، هو هغه او نن لوی ظلم روان دی الله دوی تباه کړي

البلاغ
میلمه
البلاغ

جزاک الله تعالی خیر الجزاء
کاشکي دا حلقه بګوشه مریان ستا زړه ویلی کوونکي مضمون ووایی او عبرت واخلی
نه چیری یی ګوری د یو څو ورځو کباب او شراب وجدان او ننګ ور سلب کړي دی کله د بریتانیی ملکی ته سر پر سجود او کله د پوتین په پښو کی پراته وی خ‍‍ذلهم الله تعالی وقاتلهم

ahmad
میلمه
ahmad

انجنیر صاحب محمد نظیر تنویر جهان سپاس از جناب شما مسایل مهم وارزنده را تحت قلم کاری وعلمی خود اورده اید پایداری وهمکاری تانرا در مساییل حق ووطن همیشه تمنا داررم جزاکم الله خیر احسن الجزا