نظــر

منافقین، آخرین امید متجاوزین!

لیکوال: انجنیر محمد نذیر تنویر
لیکوال: انجنیر محمد نذیر تنویر

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند 27 دیسامبر 2015
به مناسبت تجاوز شوروی سابق بر مهین عزیز ما افغانستان: 27 دیسامبر 1979

روز سیاه و نفرین شده در تاریخ کشورما!

روز یکه باردیگر دروازه های کشورما به روی بیگانگان باز گردید و بیگانگان همچو «مور و ملخ» بر آشیانه های ساده و بی دفاع این آزاده گان مظلوم ریختند!
روزیکه، سایه تاریک و نحس اش تاهنوزهم، بهترین فرزندان مجاهد این خطه را در خود می بلعد!

نه تنها می بلعد، بلکه بر بهترین و پاکترین فرزندان این خطه؛ قبیح ترین القاب زشت و بد را برچسپ می زنند، و منفور ترین چهره ها را، در زیر پاکترین واژه های اسلامی (همان اسلام یکه آنرا افیون ملتها می دانستند)، شکل می دهند!

بلی! شش جدی، این روز نفرین شده در تاریخ مهین ما، دروازه های کشور را به روی بی دینان بازمی گرداند!

باز می گرداند، و بدتر از گذشته ها!

زیرا این ذلت و ننگ را، مایه یی وقار و فخر خویش دانسته، و بر آن اسم «نظام نوین» و «جامعه مترقی» را نیز می گذارند!

برین نیز بسنده نکرده، بر غلامی شان فخر و مباهات می ورزند و فرزندان آزاده این خطه را، متحجر می نامند!

بلی! کارمل، این چهره ی منفور تاریخ، که «وطنفروشی» را رنگ «روشنفکری» داد و چهره ای سیاه «شاه شجاع» را سفید گردانید!

کارمل دیگر منحصر به یک فرد نمانده و به یک روش و یک مکتب شکل می یابد. نه تنها خودش «اطفال وطن فروش» را به دنیا می آورد، بلکه زایشگاه ای از برای وطن فروشان نیز می گردد. اطفال این مکتب هر لحظه، بوقلمونوار لباس عوض داشته و با روش جدید منافقت؛ وطن فروشی را زیر چتر روشنفکری شکل می دهد!
بلی! این روشنفکران «وطنفروش» با قباحت و دیده درایی، اینبار از بطن امپریالیزم زیر نام دیموکراسی ظهور می کنند!

ظهور یتیم کمونیزم، یعنی «فرزند خوانده» جدید امپریالیزم!

عجیب طفل قبیح و زشت یکه نمی توان هویت اش را تشخیص داد؟

طفل یکه به هزاران فرزند این خطه را به جرم «اجنت امپریالیزم» به جوقه های دار کشاند و به هزار ها باشنده این سرزمین را فقط بجرم شنیدن رادیو بی بی سی در کنج زندان ها پوسیده گردانید، یکباره سر و کله اش از لانه ای امپریالیزم بلند می شود؟!

کجاست مردانگی و شهامت!؟

پس آگاه باش که ظهور چنین «طفل ناخلف»، زننده تر از گذشته خواهد بود!!!

زننده یکه اینبار نه تنها افراد جامعه را خواهد بلعید، بلکه اساسات و بنیاد های آنرا نیز زهرآلود و مسموم خواهد ساخت!

نه اینکه خواهد ساخت، بلکه همین حالا زهر اش میلیون ها فرزند این خطه را مسموم گردانیده است!

آیا گاهی برین نکته غور نموده اید که بازماندگان دو میلیون شهید دوره کمونیزم؛ «راحتی وجدان» و قلب آرام داشتند و یا مرده های زنده نما (معتادین) دوره امپریالیزم (دیموکراسی)؟

آیا شرف و ناموس میلیون ها مهاجر کمپ های سوزان پاکستان و ایران «آن زمان» در امن و سلامت بودند ویا شرف و ناموس میلیون ها رقاصان و مبتلایان فساد های اخلاقی امروز؟

کلاه خویش را قاضی ساخته و دور از زدوبند های سیاسی، به صدها موارد دیگری که، ریشه های بنیادی جامعه ما را در حال فلج ساختن است، بی اندیشیم!

قضیه کشورما چنان ساده نیست که با چند “بد و دشنام” از آن گذشت!

قضیه به مراتب دشوارتر و عمیقتر از دوره های قبلی ست؛ هرچند که محور شرارت در هر دوره، همان قصابان کهنه کار کمونیست هستند!

اینکه کی ها با این «وطن فروشان» حرفه یی همصدا و همکار می گردند، مشکل بعدی قضیه می باشد!

این «کارمل زاده» ها نه تنها خاک ما را به هراج کشاندند، بلکه مسبب از دست دادن تمامی ارزش های دینی، اخلاقی، مردانگی و فرهنگی این خطه نیز گشتند:

بی دینی را ترقی شمردند؛

بد اخلاقی را نیاز طبیعی «نظام اشتراکی» خواندند؛

مردانگی و غیرت را؛ که اصل هویت بشریست، افسانه های قرون وسطی خواندند؛

کلتور- و فرهنگ را، قربانی فرهنگ متجاوزین گردانیدند!

بلی! تجاوز نه تنها بر خاک، بلکه برتمامی ارزش های این خطه صورت گرفت!

شش جدی رنگ تازه ی بر «وطن فروشان» داد:

شیرازه ی مردانگی شان را عقیم ساخت، و وابستگی را امر ضروری و حیاتی شان گردانید؛ و درین راستا فرزندان ناخلف زیادی را بدنیا آورد که «خاک فروشی» را از پدر شان (کارمل) به میراث برده و جامعه را زیر نام «روشنفکری» و «دیموکراسی» به قهقرای ظلمت کشانیدند!

یقیناً که بدترین مرض، مرض وابستگی ست!

بلی! شش جدی همانند زایشگاه، اطفال متعددی را با نامها- و رنگهای متفاوت به دنیا می آورد که مبتلا به ویروس «وطنفروشی» بوده و این ویروس به دیگران نیز سرایت می نماید.

می بینیم که چگونه «کارمل» وطنفروش جایش را به «کرزی» وطنفروش سپرد؛

و زمانی که آثار شکست و زوال باداران شان پدیدار می گردد؛

چگونه آئینه ای «نجیب منافق» در «غنی منافق» تجلی می یابد!

بلی! چون من و تو از ارشادات الهی بدور هستیم و فلاح خویش را در قوانین بشری می جویم؛

وگرنه  خالق هستی به وضاحت بیان داشته است که، کسانی که با شعار و سخنرانی های جذاب مردم را می فریبند، بعد از رسیدن بقدرت، فساد بار می آورند!
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ﴿٢٠٤﴾

و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] الله را بر آنچه در دل دارد شاهد می گیرد، در حالی که سرسخت ترین دشمنان است.

وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾

و چون والى و سرپرست كارى شود، و قدرت و رياست يابد مى‌كوشد تا در زمين تباهى كند و زراعت و نسل را نابود کند؛ و الله تباهكارى را دوست نمى‌دارد.

پس مردم ما تا زمانی که این خطه را گورستان رهبران «خاک فروش» (همچو نجیب) نگرداند، هیچگاهی نفس راحت نخواهند کشید!

بدون شک، افغانستان کشوریست که چنین تحولات در آن آنی و غافلگیرانه بوقوع خواهد پیوست!!!

ان شاء الله

ټاګونه

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
بلال حفیظی

جزاک الله خیر

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
Close
Close