نظــر

آخرین مکالمۀ تیلفونی!

حقانی هروی

حقانی صاحب بزرگوار رفتی و رفتنت تا هنوز در دل ما گوارا نشده و از فراقت دل های ما کباب است؛ هر وقت چهره نورانی و بشّاشت را می بینم یاد خاطرات زیبایی می اُفتم که با شما بزرگوار داشتم؛ کاش انسان ها قدر شخصیت های بزرگوار را که تکرار شدن شان بسی سخت است و مشکل، بیشتر می دانستند؛ الله از شما راضی باشد استاد بزرگوار و معلم خوش اخلاقم!

آخرین بار، تنها مکالمۀ تیلفونی بود که کمتر از دو هفته پیش با حقانی صاحب عزیز داشتم ایشان با یک شمارۀ ناشناس تماس گرفتند که من آن شماره را نداشتم بعد از عرض سلام گفتم بفرمایید، صدای آکنده از مهر و محبت شان من را غافلگیر کرد؛ مثل همیشه صدای گرم شان با خندۀ محبت آمیز همراه بود و ضمن احوال پرسی گرم از حال و احوال من، خانه، دوستان و همکاران و کارها و فعالیت ها، برایم گفت در سفر هستم و اینجا یک دوست است می خواهم با ایشان در ارتباط باشید و وی را در امر مطالب فارسی همکاری نمایید و بعد از خداحافظی با من تیلفونش را به دست کسی دیگر داد که من باوی صحبت کنم …

اما افسوس که نمی دانستم این آخرین تماس آن معلم خوش اخلاق است.

آخرین حرف های مهرآمیز آن هستی مبارک است.

آخرین صدای آن بزرگوار است که در گوش حقیر طنین انداز می شود که تا هنوز هر وقت به آن مکالمه فکر می کنم صدای محبت آمیزشان را احساس می کنم.

نمی دانستم که این آخرین خداحافظی شان با حقیر است و گرنه بسی زیاد تر مزاحم وقت شریف شان می شدم اما افسوس …

افسوس که حقانی عزیز ما را در نیمه راه تنها گذاشت و رفت.

رفیق های زندگی دنیوی اش را ترک گفت و به رفیق الاعلی پیوست.

او که سرشار از امید و روحیه بود.

تنها آرزویم این است که الله متعال به قلب های داغدیدۀ ما و فامیل محترم شان و دیگر دوستان و عزیزان حقانی صاحب، صبر و تحمل آن غم عظیم را عنایت کرده و دلهای ما را به لطف و کرم خویش در فراق آن یاور دلسوز و عزیز، تسلی و آرام نماید.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش همیشه پر رهرو باد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
عبدالمالک همت

برادر گرامی هروی صاحب السلام عليکم. نوشتار کوتاه شما واقعاً از جمله نوشته هايي است که از دل خيزد وبر دل نشيند. با خواندن جملات بیارخوب، مرتبط ودلنشين شما گلونم بغض گرفت. در مورد خدا بیامرز سید محمد حقاني جملاتی ندارم که نثارش کنم . درکودکی ام قبله گاهم رحمة الله علیه تفسیر درالمنظوم فارسی را مطالعه میکرد، من در صفحه اخیر کتاب دیدم که نوشته بود: یاد داری که وقت زادن تو همه خندان بودند وتو گریان آن چنان زی که وقت مردن تو همه گریان بوند وتو خندان شادروان حقانی صاحب شعر مذکور را برخود بسار خوب تطبیق… نور لوستل »

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x