شیعه صفوی امپراطوری اسلامی را از پشت خنجرزد

تشیع علوی و تشیع صفوی
شـــــــــهید دوکتور علی شریعتی
چرا چنین شد ؟! چرا ناگهان تشیع به این پیروزی ورشکسته رسید ؟! ایران در قرن 16 و 17 میلادی در یک منطقه خاصی از نظر گروه بندی های وقطب های نظامی و سیاسی جهان قرار گرفته بود .
بزرگ ترین قطب ها در جهان ، یکی قطب مسیحیت بود ویکی قطب اسلام . وجنگ دیرنیه ی شرق و غرب ، آسیا و اروپا ، در شکل تصادم میان  این دو قدرت ادامه داشت  . مرکز رسمی اسلام ، امپبراتوری عثمانی بود و اروپای شرقی ؛ مرکز قدرت مسیحی. کشورهای اروپای غربی و مرکز تازه جان گرفته بودند وقرون وسطی را در این قرن پشت سر گذاشته بودند. یک شور و نهضت و حرکت و پیش روی تازه ، و آگاهی تازه بر سراسر غرب حکومت می راند  . اما به خاطراین که هنوز تکنولوژی غرب نتوانسته بود سپاهیان مسیحی را مسلح کند، قدرت جهاد دینی اسلامی می توانست همواره نیروی مسیحیت را در جبهه های ایتالیا و یونان و سراسر اروپای شرقی وحتی اتریش ، مورد حمله های دائمی قرار بدهد به صورتی که یونان ، که اصولا مظهر و کانون دیرینه ی تمدن غرب است ، کاملا در مشت عثمانی قرار گرفت وبه وسیله ی سپاهیان مسلمان تسخیر شد وتمام اروپای شرقی تحت تسلط اسلام در آمد.
رژیم عثمانی بی شک یک حکومت فاسد بود و هرگز شایستگی آن که حکومت اسلامی خوانده شود نداشت و این قضاوت وقتی است که آن را با اسلام بسنجیم . اما وقتی آن را قدرت در برابر استعمار غربی و مسیحیت طماع مهاجم ارپا که برای بلعیدن ما سرازیر شده است در سر راه خویش با عثمانی که هم چون سدی ایستاده در گیر میشود می سنجیم ، و می بینیم مسلمانان قدرت بازو و شمشیری به آنان نشان میدهند که هنوز خاطره اش را از یاد نبرده اند ودلاوری و سرسختی اینان حتی به صورت ضرب المثل و کنایه و اصطلاح ، در زبان محاوره و ادبیات شان به جا مانده است ، وو قتی می بینیم همین نژاد بی رحم و خشن غربی و نظام ضد انسانی شان از هنگام ضعف بازوی ما وغلاف شدن شمشیر ما و شکست همان های فاسد مسلمان –استعماری را وحشیانه و دزدانه و اهانت امیز بر ما تحمیل کردند که تاریخ به یاد نداشت ، و اکنون به نیروی همین عثمانی متلاشی  شده اند و هجومشان به کشورهای ما عقب رانده شده است ، وطعم شمشیر مسلمان را چشیده اند و پاپ و قداره بندان و سوداگران و ما جرا جویانش که از قرون وسطی ، جنگهای صلیبی را بر ما تحمیل کرده بودند ، هنوز از نیروی اسلامی می هراسند، ومدیترانه ویونان وهمه ی اروپای شرقی به چنگ قدرت مسلمین افتاده است آن وقت قضاوت ما فرق می کند .
متاسفانه ما در قضاوت ها و بررسی ها یک جانبه ایم با یک چشم نگاه می کنیم . وتاسف بیش تر این که هم متعصب های منحط چنین می اندیشند و هم آزاد فکران روشن وقضاوت در برابر قدرت عثمانی نیز نمونه ی تشابه فکری این دو تیپ متصاد است > متعصب ما ، آن را فقط از پایگاه شیعی خودش می نگرد .اورا سنی عمری ، منکر امامت ، مخالف وصایت وبی عقیده به امام زمان می بیند وبنا بر این محکوم (حتی در مقابل مسیحیت ) روشن فکر مترقی ما هم اورا یک نظام منحط غیر دموکراتیک وفئودالی و متعصب دینی ارزیابی می کند(حتی در برابر غرب) می بینیم هردو هم درست می بینند و انتقاد می کند .اما اشتباه شان در این است که فقط از زاویه ثابت در آن می نگرند ، در حالی که اساسا نشانه ی بینش علمی چند جانبه ، دیدن ونسبی قضاوت کردن است بر خلاف عامی متحجر که مطلق اندیشه است .
اما اگر از زاویه شیعی بودن یا سوسیالیست بودن برخیزیم و آن را از پایگاه اسلامی ، یا ضد استعماری بنگریم ، شیعه ، به عنوان یک مسلمان در برابر مسیحی ، و روشن فکر ، به عنوان یک استعمار زده ی شرقی در برابر استعمار گر غربی بدان بیاندیشد، آن گاه قضاوتش عوض می شود  از این نقطه نظر آرزو خواهد کرد که کاشکی همان صلاح الدین ایوبی ضد شیعی ، یک بار دیگر در فلسطین ظهور کند ، همان خالد بن ولید شمشیرش را بر قدرت نظامی روم امروز بر کشد ، همان سلجوقیان رشید، صلیبی های غارت گر خون ریز را به مدیترانه ریزد ، همان عثمانی فاسد سنی مذهب ، قدرت استعماری غرب را از افریقا و آسیا و ازجامعه های بی چاره ی اسلامی براند .
این همه تبلیغات علیه عثمانی ها ، تظاهر عقده های کهنه ی غربی و مسیحی است و عکس العمل زخمهای کاری که از آن شمشیر های کوبنده خورده اند .
متاسفانه روشن فکر ماهم که همه قضاوت های تاریخی سیاسی و اجتماعی اش را حتی در باره ی خودش و تاریخ وقدرت ها وشخصیت های منسوب به خودش از نویسندگان و هنرمندان و دانش مندان ومحققان غربی می گیرد همه ی آن دشنام ها و تهمت ها وقضاوت های مغرضانه را علیه عثمانی ها به عنوان روشن فکری تقلید می کند و تکرار!.
ادامه دارد …….

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د