نظــر

چرا فعالین سیاسی ما نتوانسته اند کار(افغانستان شمول)انجام دهند

اگرنهاد واقعاً مستقل است و باورمند به سیاست فارغ از قوم، سمت، زبان، تنظیم، تحریک و…هستیم، پس مشکل کجاست!؟
هموطنان ما شاهد یک سلسله فعالیت های صلح جویانه بوده و با ایجاد شورا، جرگه، حرکت، انجمن، کمیسیون، اتحادیه و… نهادهای مدنی به تدویرکنفرانس ها، سمینارها و جلسات متعدد در داخل و خارج کشور دست یازیده اند. ظاهراً هریک از این نهاد های محترم، آرزوی داشتن یک افغانستان واحد، صلح آمیز و با ثبات را اشاعه میدارند، خَردگرائی و بلوغ سیاسی دست اندرکاران این نهادها و فعالین، یک نوید خوب بوده و جا دارد کا ردوستانی که در زمینه ازعیب و نوقص کمتر بر خوردار است، به دیدۀ قدر نگریسته و تحسین مینمائیم.

تعدای از فعالین این نهادها خوشبختانه دراثر نتایج و پیامدهای ننگین و فاجعه بار 33 سالۀ گذشته به این درک و باورعالی رسیده اند، که هرچند ناوقت هم که هست به حُکم منطق ناگزیر و مجبوریم برای گذار و شکستن بن بست موجود و آیندۀ بهتر متکی بخود بوده و از تجارب تلخ تاریخ خود باید درس عبرت آموخت.  زمان آن فرا رسیده تا سکوت را در برابر رهبران بی کفایت سیاسی خود و نظام متعلق به ایشان شکسته و آوازحق طلبانۀ خویش را بلند نمائیم.
به دلیل جلوگیری از به شهادت نرسیدن بیشترهموطنان اسیر، دردمند و سوگوار ما که هر روز در اثرعملیات های ظالمانۀ عاملین جنگ تحمیلی و تقبُل قربانی نیروی افغان در سه جهت” تلفات نیروهای ملکی بی دفاع افغان، تلفات نیروهای دولتی معاش بگیر و محتاج نان آور به زن و فرزند، و جمع دیگر که عمدتاً تنظیمی و امتیاز بگیر اند، افغان و تلفات نیروهای مقاومت مجاهدان  وطالبان افغان” که این مصیبت و نفاق افغان کُشی از کودتای ننگین هفت ثور1357 با حمایت شوروی ها آغاز و تا امروز ادامه دارد. جز خَرد فرزندان صدیق، آگاه و دلسوز خود افغان هیچ ناجی دیگری خداوند خلق نکرده و منتظر نشستن نیز گناه کبیره است. زیرا انسان، اشرف مخلوقات بوده و ما باید برای تغییر وضع کشور خود کاری انجام دهیم. واضحاً در اثر ریختن خون افغانها، یک جنگ فرسایشی نیابتی و استخباراتی رُقبای کشورهای دور و نزیدک با پلان های طویل المدت به پیش بُرده میشود.
إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ
از همین جاست که باید برای بقای کشور ما به ابتکار افغان و توسط فرزندان آگاه و دلسوز خود افغان پلانی برای نقطۀ پایان بدبختی افغان ها گذاشته شود. این عمل خیر و شریفانه انسانی، افغانی و اسلامی مستلزم اراده و تصمیم یک مجموعۀ کارآمد متشکل از فرزندان حقبین، حقگو، آگاه، شجاع، دلسوز، فداکار، ایثارگر، مومن، مبارز، مخلص به وطن و مردمش نیازمند است.
این مجموعه ای متشکل ازافراد و اشخاص نیک نام اهل علم و سیاست مکلف اند برای حل معضلۀ افغانستان واحد، فارغ از دیدگاه و قضاوت های حزبی، قومی، زبانی، تنظیمی، سمتی، وابستگی های شخصی ایدیالوژیکی به احزاب، تحریک و سازمان های سیاسی خویش، و با قطع روابط تشکیلاتی خود، میتوانند بهتر گره گُشاه و طرح مؤثر قابل قبول و افغانستان شمول ارائه نمایند.
درغیر آن با حفظ احترام به حقوق فردی و شخصیت شان، چون حزب و مقام رهبری ایشان در لجن امتیاز، فساد و اشغال علناً سهیم اند، بناءً ادعای کاذبانۀ بنام نهاد مستقل( !!؟؟ ) مطرح شده نمیتواند.
بناءً جامعه ای به شدت آسیب دیدۀ افغان که در یک فضای عدم اعتماد، عمداً بوجود آورده شده “که در قدمه اول خود ما افغانها مقصر اصلی آن هستیم” به جلسات مشترک افغانی که دور از نفوذ عناصر ضد ملی، دنباله رو و فرصت طلب باشند، با آجندای تامین منافع علیای کشور،  وحدت ملی، تاَمین صلح عادلانه و باعزت و ترد چهره های بد نام آزمون شده با واقعبینی، برای ایجاد فضای اعتماد، اتحاد و ثبات سیاسی کشور، ازضروریات عاجل ما میباشد.
روی این ملحوظ از وظایف خطیرانسانی، ملی، افغانی و اسلامی هریک ما بخصوص ازنهاد های بوجود آمدۀ جامعه مدنی اجتماعی سیاسی که ادعای غیر وابستگی نیزدارند، میباشد تا به این اصل و وجیبۀ ملی خود پی بُرده و برای ایجاد فضای تفاهم، اخوت و برادری، اعتماد و منافع ملی خویش که بسیار ساده لوحانه و ناعاقبت اندیشانه و با قضاوت های نهایت بی بنیاد وعجولانه از دست داده ایم، با هوشیاری و دقت، منحیث اشرف مخلوقات هرچه زود ترمجدداً به دست آریم.
این هدف والا و ستُرگ ملی، انسانی و شریفانه زمانی ممکن و مقدور بوده میتواند که دست اندرکاران، کدرهای میانه، جوان و نسل های دوران جهاد مقدس و جنگ های کور بی هدف تحمیلی و تنظیمی به نا فهمی سیاست مداران خود کامه، خود خواه و بی کفایت، آله دست اغیار و جهاد فروشان، آگاه بوده و از تجارب تلخ آنان جداً درس عبرت گرفته باشند.
این هموطن شما که مثل ملیونها وطن دوست دیگر از اوضاع حاکم در کشور متضرر بوده، در سطح فهم و درک ناچیزخود در اندیشه و فکر بوده و به راه بیرون رفت حل عادلانۀ قضیۀ سیاسی کشورم منحیث یکی ازقربانیان و فرزند متعهد و وارث به این خاک مقدس، بخود حق داده، در کنار سائر فرزندان ایثارگر و سنگرداران حفظ شرف، غرور، وحدت ملی و تمامیت ارضی، عاجزانه و بدون مُدعا مُخلصانه بعرض می رسانم که حل قضیه سیاسی افغانستان فقط منوط ومربوط به محدودۀ جغرافیای افغانستان نبوده وصرف مقاومت مسلحانه با قیمت نهایت گزاف ریخته شدن خون ملیونها افغان آزادۀ مسلمان از دُنیا بی خبر و شکم گُرسنۀ نبوده، بل مثل همه جنگ های خورد و بزرگ و کشمکش های جهانی  بُود  سیاسی، تبلیغی و لابیستی داشته و تفاهم قدرتهای بازیگر جهان، کفایت و ابتکار لازم درمیزمذاکره نقش جدی و رول تعیین کننده دارد. همه بشریت واقعبین جهان، متفق القول اند که: حق گرفته میشود و نه داده میشود.بناءً مقاومت برحق مجاهدان افغان که دراثرحملۀ عجولانۀ امریکا وائتلاف جهانی و دولت ناکارآمد بوسیلۀ کنفرانس بن اول بوجود آمد، حق طبعیی و قانونی اکثریت قاطع و خاموش مردم افغانستان تلف گردیده و درنظرگرفته نشده است.
 علاوتاً دراثر بر خوردهای انتقام جویانه و بلند پروازنۀ مفسدین دولت، در برابرمردم بی دفاع کشوربخصوص مناطق جنوب کشور، مخالفین و رُقبای اشغال در منطقه و استخبارات همسایگان آشنا در قضیه افغانستان یک بار دیگر با زمینه مساعد، و مهاجرت های تحمیلی مجدد بخارج کشور بوجود آمد. همسایگان آزمون شده و درکمین نشستۀ ما مداخله نموده  و بار دیگر توانستند رهبری مقاومت را بنفع امیال شوم شان در اختیارخویش نگهداشته و در دُشمنی رُک و راست با ملت واحد افغانستان، رُقبای منافع خویشرا  وا دار به باج دهی و درهم پیمانی خود بکشانند.
حالا دیگر به هرمجاهد راستین اسلام و طالب حقیقی روستائی دیروز،  روشن و آشکار گردیده است که: دولت مردان کشورهای همسایه، وطندوستان حقیقی کشورهای خویش اند. که مثل هرسیاست مدار دیگرصرف به منافع کشور مطبوع خود می اندیشند. و نه برای منافع بیگانه ها ! همانگونه که رهبران شوروی با حکومات و رهبران وابسته بخود وفادار نمانده  و در نهایت به رهبران مجاهدین در معاملۀ به فروش رسانیده شدند.                                                    و همانگونه که ایران و پاکستان به احزاب خود ساخته و رهبران تقلبی و تحمیلی برمجاهدین، درجنگ های تحمیلی و تنظیمی ضد ملی و ضد اسلامی برضد هم قراردادند، و درظهورتحریک طالبان کمک نموده، همه رهبران مجاهدین را به پای ملامحمد عمرآخند دربست سودا و تکرار بازی را درحادثۀ 11 سپتمبر با امریکا انجام داده، رهبران طالب را به زندان ها افگنده و مورد معامله قرارگرفتند. امروز نیزعین تلاش را دارند تا مثل دوران جهاد یک بار دیگر ثمرۀ پایمردی و بهای ریختن خون مقاومت گران افغان را در انحصارخویش نگهداشته به نیابت از مقاومت مجاهدان، کشور ثالث یا استخبارات کشورهای بیگانه درغیاب ملت واحد افغانستان به میز مذاکره درعقب درهای بسته نمایندگی نمایند. که این کمبود و ضعف بگمان این حقیرهیچ مدان اما ” قلم متعلق به اکثریت خاموش” به شکل نهایت برجسته اش از زمان جهاد علیه شوروی ها تا امروز با تأسف به قوتش باقی مانده است.                                                                   مبارزات آزادی خواهانۀ ملت واحد افغانستان همیشه برندۀ میدان جنگ و بازندۀ میدان صلح بوده، که این بارچنین مباد!
 با توجه به این همه حقایق تلخ و انکار ناپذیر بازهم فعالین و دست اندرکاران افغان و اهل سیاست ما اگر  امریکا، روس و چین را مقصر میدانند، یا سیاست های الحادی و کفری را مسؤول این نه فهمی ها میدانند، یا دولت های عربستان سعودی، مصر، ترکیه، کشورهای اتحادیۀ عربی قطر، ایران پاکستان و … کشورهای اسلامی را خدا ناخواسته  نامسلمان و همه را آله دست استکبار قلمداد می نمایند! و خود را مسلمان تر از دیگران و در میز مذاکره به دستور دیگران و مطابق منافع کشورهای رقیب حضورفعال و شایسته گرفته نمیتوانند، و تا هنوز اسلام عزیز و استقلال کشور را در دنبال رهبران که آدرس های شان!؟ عمداً گُم ونا معلوم ؟ وانمود میگردد!  جُست وجو نمائیم، در واقع معنی این همه، توهین به ملت آزادۀ افغان تلقی شده میتواند و بس. به امید وحدت کُلیه نیرو های ملی گرا، آزادیخوا، وطن دوست، متعهد به یک افغانستان واحد ویک پارچه!

پایان

میرعنایت الله آشفته                                         11/03/2013
                       
.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x