د شیعه سخت دریځي ډلي (حزب الله) مشر حسن نصر الله

انقلاب رسوا کننده

نوشته: احسان الفقیه
ترجمه: عبدالخالق احسان

انقلاب رسوا کننده بهترین و مناسبترین وصفی است که می توان، انقلاب سوریه را به آن توصیف کرد؛ این انقلاب ماسک را از چهره ها دور انداخت و پرده را از روی تبهکاران برداشت و ماجراهای پشت صحنه را آشکار ساخت.

حزب الله لبنانی شیعه یکی از جهت های است که انقلاب سوریه رسوایش ساخت و عیب هایش را آشکار نمود. بیاییم به تاریخ گذشته نزدیک برگردیم؛ آنگاه که حسن نصرالله سخنرانی های آتشین و دشمنانه ضد نظام اسرائیل تقدیم می کرد و احساسات را بر می انگیخت و وجدان ها را اشباع می کرد. برخی، یافتن گمشده ی شان را توسط این قهرمان می دانستند و بر او(حسن نصرالله) صلاح الدین قرن بیستم اطلاق می کردند.

چرا این گونه نمی بود؟ در حالی که موشک هایش نظام اسرائیل اشغالگر را هدف قرار می داد؛ بساری از ملت های اسلامی به نصرالله و حزبش این گونه می نگریستند و نسبت به این حزب و رهبرش خیلی خوشبین بودند.

اما آنانی که در آن وقت از نیرنگ بزرگ شان هشدار می دادند و بر حقیقت حزب الله و دشمنی حقیقی اش علیه اهل سنت تأکید می نمودند، به طایفه گری و نژاد پرستی کینه توزانه متهم می شدند.

اما امروز همگان سؤال می کنند: موشک های حزب الله کجاست؟ چرا حسن نصرالله از هیاهوی و سروصدا ضد اسرائیل باز ایستاده است؟ گردان های او کجا رفته اند؟ چرا از نابودی اسرائیل و آزادی کامل فلسطین سخن نمی گوید؟ و…؟؟؟

ببخشید! این مرد دشمنی اسرائیل را فراموش کرده و گردان های خویش را به سوریه فرستاده تا با انقلابیون بجنگند و نظام دکتاتوری نابود کننده اسد را از سقود نجات دهند؛ لذا فرصت نداشته در مورد اسرائیل فکر کند و تصمیم پرتاب کردن موشک هایش به تل ابیب را ندارد.

حقیقت دشمنی حزب الله با اسرائیل:

(پیام باز برای ناتوانان) که حزب الله از خلال آن برنامه های سیاسی و فکری خویش را در سال 1985میلادی اعلان کرده و به منزله وثیقه اساسی و رسمی می باشد که برخی آن را ایده لوژی حزب الله می دانند، در آن وثیقه، حزب الله به آزادی کامل فلسطین اشغالی و نابودی کامل اسرائیل از هستی فراخوانده بود.
اما این وثیقه در واقعیت عملی مقابله حزب الله با اسرائیل چه جایگاهی دارد؟

بعد از بیرون شدن اسرائیل از خاک لبنان، حسن نصرالله در منطقه ( بنت جبیل) در یک سخنرانی گفت: حزبش در هیچ عملیات نظامی بر ضد اسرائیل به خاطر آزادی فلسطین شرکت نخواهد کرد.

در تفاهم نامه های 1993 و 1996میلادی، حزب الله تعهد نمود که هرگز اسرائیل را در داخل فلسطین اشغالی مورد هجوم قرار ندهد. این قضیه نشانگر این است که آزاد سازی فلسطین و نابودی نظام اسرائیلی از استراتیژی حزب الله بیرون است و مطابق آن ویثقه نمی باشد.

برای تأکید این مسئله می توان به گفته حسن روحانی رئیس جمهور فعلی ایران و معاون شورای امنیت ملی سابق استناد که گفته بود: مقاومت حزب الله تنها محدود به سرزمین های لبنان می باشد.

ازین حقایق معلوم می گردد که ماجرای آن وثیقه ( تقیه) سیاسی می باشد که حزب الله به رهبری حسن نصرالله انجام داده و در واقع با عواطف ملت های اسلامی و جایگاه قدس نزد مسلمانان بازی نموده است. لذا به صورت قطعی می توان گفت که:‌ حزب الله را ایران در لبنان ساخت تا بازوی نظامی او در منطقه به منظور اجرای پلان هایش باشد.

دورغ های جنگ 2006میلادی:

در آن جنگ رسانه های حزب الله شایعه کردند که در مقابل اسرائیل پیروزی های چشمگیری کسب نموده اند؛ اما واقعیت این است که آن جنگ جز عکس العملی در مقابل اسرائیل نبوده و هیچ دستاورد واقعی بر زمین به خاطر مصالح لبنان و فلسطین در پی نداشت و بلکه بهره این جنگ نصیب اسرائیل و ایران گردید.
دستاوردهای اسرائیل از جنگ 2006 میلادی:

اسرائیل از خلال این گونه جنگ ها خواست که به جهان وانمود نماید که اسرائیل در خطر می باشد و با تهدیدات عدیده مواجه است و به این طریق حمایت جهانیان را جلب نمود و به اهداف خود دست یافت. انور مالک نویسنده و حقوق دان الجزائری می گوید: سیاست های اسرائیل همیشه همراه با تهدیدات و مخاطره های خارجی ضد یهودی است تا حمایت جهانی کسب نماید. (جوناثان غولدبرغ) رئیس هیئت تحریر روزنامه ( ذی فوروارد) یهودی می گوید: وحدت دیدگاه عمومی یهودی و امریکایی ناشی از آتش افروزی هاست و ازین اندیشه ناشی می گردد که اسرائیل بدون حمایت جهانی به خطر مرگ مواجه می باشد.

اسرائیل ازین جنگ ها فایده کرده و مرز های خویش را با حضور نیروهای بین المللی ( یونیفیل) مورد حمایت قرار داده و راه های نفوذ مقاومت های فلسطینی را از طریق لبنان مسدود ساخت.

احمد فهمی پژوهشگرعرب در کتاب خود ( حزب الله و افتادن ماسک) می گوید:

دلیل وجود نظامیان سوری در لبنان، حمایت از لبنان و حفاظت از استقلال آن به حیث یک دولت اشغالی بوده و حزب الله به بهانه اشغال جنوب لبنان دارای اسلحه شد؛ در نتیجه متلاشی شدن ناگهانی اشغال و متلاشی شدن وجود نظامیان سوری، مقاومت نام نهاد نیز متلاشی گردید؛ این قضیه باید مورد تحقیق قرار گیرد که چرا این بحران آتش افروزی به زودی از میان برداشته شد؟

لذا حسن نصرالله هیچ روزی از طرف اسرائیل مورد هدف قرار نگرفت با وجودی که ترور او با واضح بودن تحرکاتش مشکل نبود. در نتیجه می توان گفت که حزب الله به نسبت اسرائیل به حیث نگهبان مرزهای لبنان با فلسطین اشغالی می باشد و نابودی حزب الله به این معنی است که منطقه مرزی فرصتی را مساعد می کند که نیروی های جهادی از آن مناطق اسرائیل را مورد هدف قرار دهند.

دستاردهای ایران:

ایران یکی از بارزترین طرف های بهره مند از جنگ 2006 میلادی می باشد، این جنگ را حزب الله با وکالت از طرف ایران مدیریت می کرد، این در شرایطی بوده که ایران در مورد پرونده هستی اش، تحت فشار بین المللی و امریکا قرار داشت؛ لذا ایران خیلی نیازمند بود که بازوان نظامی خویش در لبنان (حزب الله) را برای از بین بردن این فشار ها استخدام نماید.

رابطه ایران و حزب الله از وقت تأسیس آن برای همگان معلوم است و رهبران حزب هیچ وقت از انتساب به ایران و ابراز دوستی، انتماء و تبعیت از آن کوتاهی نکرده اند.

ابراهیم امین سخنگوی سابق حزب الله گفته بود: ما نمی گوییم که بخشی از ایران هستیم؛ بلکه ما ایران در لبنان و لبنان در ایران می باشیم.

محمد حسین فضل الله رهبر روحی حزب الله می گوید: رابطه ما با رهبران دولت اسلامی ایران قبل از تأسیس جمهوری اسلامی می باشد، این رابطه راستین و اعتماد متقابل بوده و دیدگاه ما هماهنگ با فکر ایرانی بوده و با آن سیاست حرکت می کنیم.

حسن نصرالله گفته بود: ما در ایران دولتی را می بینیم که احکام اسلام را جاری نموده و به حمایت مسلمانان وعرب ها می شتابد؛ رابطه با این نظام رابطه همکاری و صادقانه است و پیوسته با اراکین آن در ارتباط می باشیم؛ هم چنان مرجعیت دینی ایران مرجع دینی و شرعی فدائیان و قهرمانان ما هستند.

محمد صدر دستیار وزارت خارجه ایران در امور کشور های عربی و افریقایی در مورد سخنان نصرالله می گوید: سید حسن نصرالله از طرفداری ملی فراوان در ایران برخوردار است؛ چنانچه ما روابط ویژه با ایشان داریم.

سوریه ی رسواگر:

بعد از این که حسن نصرالله و حزبش از سروصدا و هیاهوی ضد اسرائیل دست کشیدند؛ چون بر محور سیاست خارجی ایران حرکت می کرد و مشغول بلند کردن بیرق شیعه و راه اندازی انقلاب های پست بودند؛ ماسک از چهره اش افتاد و گروه های طرفدار حزب و رهبرش دریافتند که این جنگ های حزب الله به خاطر اجرای نقشه های ویژه بوده است.

این ماسک دروغین و تقیه سیاسی بعد از آغاز انقلاب سوریه به صورت کامل از چهره نصرالله و حزبش افتاد، آنگاه که نیروهای حزب به خاطر سرکوبی انقلابیون و حفاظت از هم پیمان سوری شان وارد خاک سوریه شدند.

مداخله نظامی حزب الله در سوریه، بیرون شدن واضح از صبغه ملی در لبنان بود، چگونه یک حزب بدون مراجعه به حکومت لبنان این پرونده خارجی را به این حجم به دوش می گیرد؟ عامل این عملکرد حزب الله بر می گردد بر این که حکومت لبنان به عوض این که گروهک ها را به حکومت ذوب کند، برای آنها مجال داد تا این که با طائفی گری شان نظام حکومت را متزلزل ساخته و فعالیت های شان به این حد هولناک گردید؛ اما حالا حزب الله نقش بارز خود را در سقوط خویش بازی می کند، به خصوص بعد از این که قریه ها را آتش زده، خون ها را ریختاندند و به آبروی مردم هتک حرمت کرده و شعارهای قبیلوی و طائفه گری را از گلدسته های مسجد بلند نمودند. و حسن نصرالله مثل همیشه دروغ مشهورش را بیان نموده و در مورد مداخله در سوریه گفت: مداخله حزب الله در سوریه برای مقابله با تروریست های تکفیری و نگهداری از اماکن مقدسه می باشد که در نتیجه آن امنیت و آرامش لبنان تأمین می گردد.

نصرالله از طائفی گری منفورش و بیرون شدنش از سیاق ملی پرده برداشت و مخالفنیش در لبنان ( اهل سنت) را فراخواند که بیایید در سوریه با هم بجنگیم و لبنان را از خطرات جنگ نگهداریم.

یادداشت: یک فرمانده استخبارات اسرائیل در سال 1997 میلادی به روزنامه معاریف گفته بود: رابطه بین اسرائیل و شهروندان شیعه لبنان مشروط به وجود منطقه امن نیست؛ لذا اسرائیل از عناصر شیعی حمایت نموده و نوعی تفاهمی بین ما و آنان وجود دارد که وجود فلسطینیان را در مرز جلوگیری کنند تا نتوانند از طریق لبنان خدماتی را به حرکت حماس و جهاد برسانند.

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د