از صعود تا نزول تمدن اسلامی

هدایت الله ذهیب

در مقایسه با تمام ستندرد های تمدن مدرن، مانند پیشرفت اقتصاد، علم و کشفیات ساینسی، تمدن اسلامی که گاهی یکی از بزرگترین و توانا ترین تمدن جهان بود، از این کاروان به عقب ماند. بسیاری از مسلمانان دوست دارند، تمام تقصیر را بالای دیگران بی اندازند، اما یکی از بزرگترین عوامل پسرفت جهان اسلام، دوری مسلمانان از اسلام و فقدان آزادی های مشروع مسلمانان در حکومت های اسلامی بشمار میرود.
مسلمانان برای هزار سال، از تأثیر گذارترین مردم در نظام جهانی بودند ویک دورۀ عالی حکومت داری، تمدن وپیشرفت را سپری کردند. در این زمان، یهودیان، مسیحیان و حتی بی دینان در سرزمین های اسلامی در صلح و برابری زندگی میکردند. زیرا اسلام جبر در دین را نمیپذیرد. ثبوت این سیاست تحمل پذیری اسلامی دراولین قانون اساسی مدرن بنام “دستورالمدینه” هویدا است. نظر به این قانون اساسی سال 622میلادی، غیر مسلمانان با مسلمانان دریک جامعه زندگی کرده واز حقوق مساوی برخوردار بودند.
بعضی از آزادی های که برای غیر مسلمانان دراین قانون آمده است:
امنیت الهی برای تمام اقشار مساوی است.
غیرمسلمانان حقوق مساوی سیاسی وفرهنگی بامسلمانان دارند. آنها همچنان حق پیروی از دین خویش را دارا میباشند.
غیر مسلمانان در جنگ های علیۀ امت شریک میشوند. هیچ خیانت بین این دو وجود ندارد.
غیر مسلمانان مجبور به شریک شدن در جنگ های مسلمانان هستند.
اما دورۀ بسیار درخشان تمدن اسلامی با آمدن خلافت عباسی ها وتغییر پایتخت از دمشق به بغداد، در قرن هشتم آغاز شد. دراین زمان جهان اسلام مرکز فکری برای ساینس، فلسفه، طب و تعلیم وتربیۀ جهان شناخته میشد.
آنها بسیار متأثر ازگفته های رسول الله (ص) که مربوط علم است، بودند. مانند “رنگ قلم یک عالم پاکتر از خون شهید است.”، “علم بی آموزید، حتی اگر در چین باشد.” و “یقیناً عالمان وارثان پیغمبران هستند.”
این پیروی ها، از گفته های رسول الله (ص) سبب شد که یک مرکز دانایی در بغداد ساخته شود، جاییکه علمای مسلمان وغیرمسلمان با هم یکجا شده ودانش را از تمام جهان جمع آوری میکردند. پوهنتون های مسلمانان در آن زمان بهترین پوهنتون های جهان بود. درآن زمان مسلمانان علم را به هر نحو ممکن مورد بررسی قرار میدادند، حتی اگر مخالف اساسات دینی هم میبود.
آن زمان، زمان تفکر، تعقل و علم بود. در آن زمان علما تنها به ملا ها اطلاق نمیشد، علما برعلاوۀ که در دین میدانستند درعلوم دیگر نیز باید دسترسی میداشتند. کسانیکه تنها در دین تحقیق میکردند را فقها مینامیدند. درآن زمان به کور فکران، کسانیکه بدون هیچ دانش فتوا هارا برای منافع خویش صادر میکنند وکسانیکه از دین ابزار ساخته اند، عالم گفته نمیشد.
در آن زمان علما بالای هر آیت وحدیث طوریکه الله (ج) ورسولش (ص) گفته بود، تفکر وتعقل میکردند. چنانچه نظربه حدیث “الله (ج) هیچ بیماری را خلق نکرده، مگر اینکه اعلاج برایش خلق کرده باشد.”، علما آغاز کردند به دریافتن اعلاج برای مریضی های آنزمان وعلم طب امروزی ثمرۀ همان تفکرات وتعقلات علمای اسلام بود. علمای اسلام در آن زمان تنها استادان مسلمان نبوده بلکه استادان اروپایان نیز بودند.
علمای اسلام در توسعۀ ساینس نقش عمده واهم را بازی کردند. از آن جمله الرازی، البیرونی، ابن الهاثم، الجبرتی، التوسی، خوارزمی، بهترین ساینس دانان عصر خود بودند. اما در بخش طب شخصیت تاثیر گذارتر از ابن سینا وجود ندارد که اساس طب امروزی را پایه گذاری کرد.
داکتران چشم مسلمان درآن زمان آلات لطیف وپیشرفته را برای عملیات های چشم کشف کردند. همچنان علمای اسلام با مطالۀ چشم انسان همکاری های زیادی به فزیک نور کردند.
این آن زمان بود. ولی، اکنون زمانیکه ازاسلام در رسانه ها یاد میشود، کلمات چون تروریست، بنیاد گرا، خشونت وغیره را به آن اضافه میکنند.
در طول قرن 21 این کاملاً آشکار شد که همه چیز در جهان اسلام به خوبی پیش نمیرفت. در مقایسه با مسیحیت یکی از رقیبان هزار سالۀ اسلام، مسلمانان فقیرتر، ضعیف تر وبی علم تر شدند. این برتری ها سبب تسلط وتسخیر غرب برهر جنبۀ زندگی؛ به شمول زندگی اجتماعی وحتی زندگی شخصی، مسلمانان شد.
مدرن خواهان مسلمان- چه اصلاح طلبان و چه انقلابیون- بالای سه ساحۀ نظامی، اقتصادی وسیاسی تمرکز کردند که متأسفانه نتیجه های نا امید کننده داشتند. کوشش برای پیروزی نظامی به شکست های شرم آور مبدل گردید. کوشش برای پیشرفت از طریق توسعۀ اقتصادی سبب بوجود آمدن دولت های مفسد، فقیر واقتصادی های لرزان وابسته به کمک ها ویا یک منبع طبیعی مانند نفت شد. وحتی زمانیکه این منبع مهم اقتصادی کشف شد کار استخراج وکنترول بازار آن توسط غرب وشرکت های غربی انجام میشد. استخراج نفت در این کشورها از یک سؤ سبب سرازیر شدن پول های گزاف دراین کشورهای اسلامی شد، ولی از سوی دیگر سبب آلوده سازی زمین، هوا وآب های این کشور هاشد وبالاتر از همه با گرفتن کنترول نفت اقتصاد جهانی بدست اوتوکرات های حریص افتاد. ولی بد تر از همه نتایج سیاسی آن است، اهمیت نفت در جهان سبب این شد که ممالک بزرگ ومخصوصاً غربی برای داشتن کنترول بالای این منبع مهم ازدیکتاتور ها ورهبران غیرعادل این کشور ها حمایت کنند واین دیکتاتورها ویا بگویم دست نشانده های غربی بخاطر از دست ندادن قدرت به اسلام خیانت کرده ودولت های غیر اسلامی خویش را غیراسلامی ترساختند. برای بقای قدرت خود وباداران خود، مسلمانان را یا به عیاشی، یا به تعصب و یا به سخت گرایی تشویق کردند و بالای علم و هوشیاری مسلمانان هیچ کارنکردند. “حکومت کردن بالای یک جامعۀ خشمگین، جاهل وعیاش بسیار ساده تر از حکومت کردن بالای یک جامعۀ هوشیار است.”
اما روز های بدتر هنوز آمدنی بود. برای مسلمانان این یک حقارت بزرگ بود که بعد از سالها فرمانروایی، غنی بودن وپیشرفت بصورت ناگهانی بسوی پسرفت، فقر وضعف رفته وبدتر ازهمه تعقیب کنندگان غرب شمرده شوند. خصوصاً با پیشرفت ممالک آسیایی مانند جاپان و کوریا، ضربۀ شدیدی روانی به مردم متمدنی زد که برای هزار سال نقش عمدۀ در جهان داشتند ولی اکنون مجبور شدند به تقرراین خارجی ها وشرکت های خارجی برای پیشبرد کارها شوند.
کی این همه را در حق مسلمانان انجام داد؟ این سؤالی است که همه ما درگذشته وحال ازخود کرده ومیکنیم. یکی از جواب های معمول و آسان انسانها برای حالت بدزندگی شان مسئول قرار دادن دیگران است. درحالیکه فراموش کردن کتلست های توطئه گرا نیزنوعی از جهالت بشمار میرود، ولی ما نباید تمام تقصیر را به دیگران ربط داده واز تقصیر خود چشم پوشی کنیم. برای زمان طولانی تبه کاران دلخواه برای مسئول پنداشتن، منگول ها بودند. تسخیر منگول ها در قرن سیزدهم مسئول از بین رفتن، رکود وتضعیف امپراطوری وتمدن اسلامی پنداشته میشد. بعداً تاریخ دانان مسلمان وغیر مسلمان ضعف دراین تیوری را برملا ساختند وآنرا چنین بیان کردند: رکود امپرطوری اسلامی در قرن سیزده به سبب ضعف امپراطوری اسلامی در آن زمان بود، ورنه چند اسپ سوار آسیای شرقی نمیتوانست امپراطوری به آن بزرگی را شکست بدهد.
با افزایش نشنلیزم که یک پدیدۀ وارداتی اروپایی بود جواب به این سؤال برای بسیاری از مسلمانان ساده ترشد. اکنون عرب ها تمام مسئولیت ها را به دوش ترکها انداختند که قرن ها بالایشان حکومت میکرد. ترکها مسئولیت را بر شانه های عرب ها و گذشتۀ آنها انداختند وفارس ها ازبین رفتن افتخارات باستانی خویش را تقصیرعرب ها، ترک ها ومنگول ها میدانستند.
بله، حملۀ منگول ها وویران سازی بغداد نقش عمدۀ درمتلاشی شدن تمدن طلایی اسلام، داشت. بله توطئه های بزرگ برای از بین بردن تمدن اسلامی براه انداخته شد، ولی تمدن طلایی اسلامی توسط توطئه ها ازبین نمیرفت، اگر ما دامن اسلام را رها نمیکردیم. قبل از اینکه چند دلیل اهم پسرفت اسلام را بیان کنم یکی از گفته های زیبای حضرت عمر (رض) را یادآور میشوم، “خداوند (ج) به وسیلۀ اسلام شما راعزت بخشید پس هرگاه عزت را در غیر آن جستجو کنید خوار میشوید.”
1. دوری ما از اسلام: اسلام تنها دین نماز، روزه وریش نیست، درحالیکه نماز وروزه از بنا های عمدۀ این دین است، ولی علمای اسلام دین را تنها به همین چیز ها خلاصه کردند. نقش دین درسیاست، اجتماع، علم ودروس اسلامی که مربوط پیشرفت وترقی میشود را پیش پا افتاده فکرکرده ونقش دین درسیاست واقتصاد را نادیده گرفتند. دین تفکر، تعقل و منطق را به دین حفظ ظاهری مبدل ساختند. ما هرروز میخوانیم که سود خوری یکی از گناهان کبیره است ولی پول های ما در بانک های هست که یا از آن برای ما سود میرسد ویا بالای پول های ما سود خوری میشود، ما میخوانیم که با آن یهود ونصارای که دوستان یکدیگر هستند دوستی نکنید، ولی کمتر ممالک اسلامی را میبینیم که پایگاه های امریکا بزرگترین دوست اسرائیل در آن وجود نداشته باشد.
2. اسلام پروتستانت: اولین بار عقیدۀ پروتستانیسم دراروپا شکل گرفت، این گروه مسیحیت پروتستانت خود را ازکلیسای کاتولیک جدا ساخت. این نوع مسیحیت به این اسرار داشتند که دین مربوط متن هست، و متن های دینی تنها باید تحت الفظی ترجمه شده وتطبیق گردد.
متأسفانه مانند هرکار تقلیدی مسلمانان ازاین پدیدۀ اروپایی نیز تقلید کردند. بسیاری ازعلمای اسلام نظر به یک آیت بدون اینکه آیت بعدی ویا آیت های دیگر مربوط آن موضوع میشد را مطالعه کنند و یا مطالعه کرده بودند و بخاطر فریب مسلمانان، فتواهای را صادر کردند که همۀ مسلمانان بخاطر آن ضرر کردند.
طوری که ما میدانیم در قرآن پاک آیات محکمات و متشابهات است. و این اسلام پروتستانت آیات متشابهات را نیز تحت الفظی ترجمه کرده و یا تأویل نادرست مینمایند. چنانچه الله (ج) در آیۀ 7 سورۀ آل عمران میفرماید:
(هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ)
ترجمه: اوست كسى كه اين كتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم (صريح و روشن) است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏ پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏ جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه ‏داران در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود.
3. شمشیر کشیدن مسلمانان بالای یکدیگر: حضرت محمد (ص) میفرمایند: “وای بر شما بعد از من کافر نشوید طور که برخی سر برخی دیگر را بزنید. (صحیح مسلم)”. از تمام جهان اسلام اگر بگزریم، تنها در افغانستان ما چندین گروه داشتیم و داریم که اعضای آن اطباع همین کشور بوده، ولی یکی بر علیۀ دیگر جهاد میکردند و میکنند. کشتن مسلمانان بیگناۀ این کشور را توجیه کرده، یک دیگر را تکفیر کرده و جنگ های خویش را بنام اسلام مشروعیت میدادند و میدهند.همچنان در حدیث 6904 صحیح مسلم حضرت محمد (ص) بیان داشته است که” من نزد پروردگارم دعا کردم که امت من توسط قحطی از بین نرود و نه مغلوب دشمنی شوند که دربین آنها نیست ومیخواهد جان آنها را بگیرد و از ریشه آنها را از بین ببرد، وپروردگارم گفت: محمد، هرگاه که من تصمیم میگیرم، کسی نیست که آنرا تغییر دهد. من دعایت را مستجاب میکنم که امت تو توسط قحطی ازبین نمیروند و نه مغلوب دشمنی که دربین آنها نیست و میخواهد جان آنها را بگیرد و از ریشه آنها را از بین ببرد میشوند، حتی اگر برای این کار از هر طرف دنیا باهم یکجا شوند، اما از بین خودشان بعضی، بعضی دیگر را کشته و زندانی خواهند ساخت.
ما مسلمانان، درست بعد از رحلت پیغمبر بزرگ حضرت محمد (ص) همین کفر را آغاز کردیم و بالای یکدیگر شمشیر کشیدیم. اکنون یکی از بزرگترین مشکل جهان اسلام همین تفرقه گرایی است.
عوامل این پسرفت هابسیار هست وتوطئه های خارجی هیچ وقت کامیاب نمیشد و نمیشود اگر ما به اسلام خود خیانت نکرده و چنگ به ریسمان الله (ج) بزنیم. برادران و خواهران تا چه وقت نشسته واسلام را از زبان یک مفتی پاکستانی که با شراب دستگیر میشود و یا از یک عالم که از وسیلۀ دین استفاده کرده قصر میسازد، بشناسیم؟ بیایید کتابی را که سالها در الماری های خود زندانی کرده ایم باز کرده وخود را از توطئه ها وفتنه های این زمان دور نگهداریم.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د