نظــر

حادثه ی طلوع و حملات مستشرقانه!

نویسنده: احمدصدیق احمدی

پس از حادثه یازدهم سپتمبر، حملات مستقیم نظامی غرب به سرزمین های اسلامی از جمله افغانستان، بیشتر از پیش تداوم پیدا کرد، تا جائی که دولت مردان ما برای حراست از این مرز و بوم پیمان ننگینی را با امریکا به امضاء رسانیدند؛ ولی امضای این پیمان باعث نشد تا جلوی پرتاب موشک های پاکستان، همسایه ای که دولت افغانستان در طول بیش از پانزده سال پسین آن را دشمن مردم قلمداد نموده است، بگیرد.

این اصل ماجرا نیست، بلکه یک پهلوی قضیه است؛ اما در پهلوی دیگر، تیغ حمله ی مستشرقان(شرق شناسان) بر اسلام و نیز نصوص اسلامی(قرآن و حدیث) قرار دارد که برنده تر از گذشته حمله ور می شود. چنان چه در گذشته مستشرقان با وارونه جلوه دادن برخی از اصطلاحات قرآنی آن را برای مسلمانان بگونه ی مغالطه آمیز بیان می کردند. آنها در پیوند به این مسئله حتی کتاب های زیادی را نیز نوشته اند.

«گلدزیهر» مستشرق مجارستانی کتابی دارد زیر عنوان «مذاهب التفسیر الاسلامی» و در آن اینگونه نظریات مغرضانه اش را در مورد قرآن کریم نوشته است: “هیچ کتاب قانون گذار یافت نمی شود که جمعی معتقد باشند که آن نص وحی الهی و از قدیمی ترین نصوص است و حال آن که نص آن مضطرب[پریشان] و ناپدار باشد؛ آن چنان که این اضطراب و ناپداری در مورد قرآن یافت می شود!”1

آنها نه تنها اینکه علیه نصوص اسلامی می تاختند، بلکه اشعار آنهائی را که بگونه نامرئی از اسلام نظریات خود را در قالب شعر بیان کرده اند، از عرش عظیم بلندتر جلوه می دادند. چنان که «گوته» شاعر آلمانی در وصف حافظ شیرازی می نویسد: “ای حافظ، سخن تو همچون ابدیت بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو چون گنبد آسمان تنها به خود وابسته است…” برخلاف گذشته مستشرقان، اما این بار در سرزمین های اسلامی از خود شاگردانِ دندان تیزی را پرورده اند تا به عوض آنها این مبارزه ای دیرینه و خطیر را به پیش ببرند.

در این اواخر «محمد محق» که خود را به عنوان اسلام شناس مُدرن می خواند، بارها از حیله ی حمله بر «تروریزم» بهره برده و بر بسیاری از گروه های اسلامی می تازد، و از این رهگذر حتی نصوص اسلامی را مورد هدف قرار می دهد. وی در نوشته های مختلفی به این گونه حملات که من آن را تهاجم فکری مستشرقانه می خوانم، پرداخته است.

چنان چه با استفاده از حادثه حمله بر کارمندان تلویزیون طلوع که توسط طالبان صورت گرفت، مطلبی از وی در رسانه های اجتماعی زیر عنوان «ترویج فحشا به ملکوت و جبروت خداوند آسیبی نمی رساند»، و در سایت آرمان ملی زیر عنوان «طالبان بی غیرت چه کردند؟»2 به نشر رسیده است. محق در این نوشته اش با توجیه ای از ارایه ده ها اصطلاح فقهی که باید مسلمانان به آنها عمل نمایند، به مشروعیت «فحشا» و «فساد» پرداخته که در عصر ما از جانب بسیاری از رسانه های تصویری پخش و نشر می گردد. از نوشته وی چنین بر می آید، آنچه را وی برهنه بودن سر و صورت زنان در سریال ها و آهنگ ها می خواند، «قبیح» نیست؛ گوئی که نزد الله جل جلاله برهنه بودن «سر و صورت زنان آهنگ سرا» آنچه که در برخی از رسانه های تصویری افغانی بگونه ی نیمه برهنه به نمایش گذاشته می شوند، قبیح و نامشروع نمی باشد! وی در ادامه می افزاید: “خدای ما بزرگتر از این است که آواز زنان یا چند تار موی آنان به ملکومت و جبروت او آسیبی برساند.” گوئی که ما مسلمانان هم، الله جل جلاله را بگونه ای عیسویت می ستایم!

گرچه انگیزه این نوشته روی حمله طالبان بر کارمندان تلویزیون طلوع مبنی بر پخش و نشرِ «فحشا» و «فساد» است، اما وی بیشتر زیر این عنوان، گروه های اسلامی را مورد حمله قرار داده، و مزخرف تر اینکه احکام شرعی را دستِ کم گرفته است. اگر قرار باشد که هدف وی مغرضانه نباشد، پس چرا اعمال نامشروع و ترویج فحشا، فساد و… را با عمل نکردن به تمام آنچه که وی از اقوال برخی علماء گناهان زشت؛ مانند: “دروغ گفتن، کینه ورزیدن، از خود راضی بودن(عُجب)، کِبر و…” می پندارد، مغالطه کرده است؟

محق در ادامه ی بحث هایش قضاوت خود را معیار سنجش قرار داده می افزاید: “اکنون، باید دید که سهم رسانه ها در عمل کردن به اینها چقدر است و سهم مدعیان و سوداگران دین به چه پیمانه است؟! هم چنان وی می پرسد: آیا منصفانه است همه خشم خود را بر سر رسانه هایی فرود آوریم که حد اکثر سریال ها و آهنگ هایی پخش می کنند که سر و صورت زنان را نشان می دهد؟! این اعمال، به فرض که نا روا باشند، آیا با قُبْح اعمال یاد شده در بالا[منظور اصطلاحاتی همچو؛ دروغ گفتن، کینه ورزیدن…] قابل برابری است؟!”2

این درست است که هر مسلمان باید پیوسته به تمام آنچه که احکام شرعی هست عمل نماید، البته این بدین معنی هم نیست که اگر یک مسلمان و یا یک رسانه، آنهم در سرزمین اسلامی مرتکب پخش و نشر یک عمل خلاف شریعت گردد، باید از جانب کارشناسانی همچو محق، با قیاس اینکه عمل این شخص و یا این رسانه بیشتر قبیح است و یا اینکه از فلان فلان شخص دیگر، و با این تعبیری نادرست آن را مشروعیت باید داد؟ روشی که مستشرقان برای وارونه جلوه دادن احکام اسلامی آن را هر ازگاهی بکار می بندند.

علاوه بر این، آنچه را که انگیزه حمله ی طالبان بر کارمندان تلویزیون طلوع خوانده، در اصل پخش و نشر فحشا و فساد که از جانب محق بگونه نادرست برداشت شده، نمی باشد. اگر قرار باشد که هدف طالبان این می بود، در حال حاضر و نیز در طول بیش از پانزده سال گذشته، چنین نشراتی از جانب بسیاری از رسانه های دیگر پخش و نشر می گردند. پس چرا با آنها چنین روشی صورت نمی گیرد؟ و اگر هم طالبان به چنین انگیزه ای اقدام کرده باشند، در واقع اشتباهِ است که رسیدن به هدف از این طریق محال به نظر می رسد.

این در حالیست طالبان همان طور که من در بسیاری از خبرها از جمله اخبار تلویزیون طلوع و نیز اعلامیه های این گروه متوجه شدم، به دلیل اتهاماتی که از جانب گزارشگران تلویزیون طلوع و یک، که گویا طالبان پس از تصرف شهر کندز در لیلیه(خوابگاه) دختران وارد شده و بر آنها تجاوز نموده است، حمله بر کارکنان طلوع را انجام دادند، نه به انگیزه پخش و نشر فحشا و… اما این توجیه گری محق، با استفاده از این فرصت بر مغالطه ی احکام شرعی صورت گرفته است.

با توجه به این، تنها آگاهی داشتن حق بودن و ناحق بودن را آشکار نمی سازد، چه بسا بسیاری از ابزاری جدید به عنوان حافظه های سیار(چیپ ها) از من و شما کرده بیشترین احکام اسلامی را در خود حفظ دارند، و اگر خواسته باشید از شما کرده نقل قولِ درست تر و با امانتّری را ارایه می دارند.

بناً آنچه را که جناب محق بگونه ای مغرضانه به آن پرداخته، توجیه ای فحشا و فساد آشکار می باشد که آن را با قیاس به انجام گناه کمتر با گناه بیشتر توجیه نموده است. در حالیکه از دیدگاه اسلام هیچ احدی چنین حقی را ندارد؛ مگر اینکه مستشرقان به آن دست بزنند. در آخر باید گفت، نشود که خدای ناخواسته آنچه را «گلدزیهر» و «ژول لابوم» بسر نرسانده اند را در حال بسر رساندن باشی و مردمان مخلص ما را با سُر و جادو های عصر و مباحثی همچو «هرمنوتیک مدرن» به اغواگری بکشانی؛ آنچه را که سروش علیه مردم ایران مامور شده است؟!

منبع:
1. گلدزیهر، مذاب التفسیر الاسلامی، ص 4؛ ترجمه دکتر عبدالحلیم نجار
2. http://www.armanemili.com/detail.php?pid=8377

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x