نظــر

طالبان چه می خواهند؟ / وحید”مژده”

لیکوال: وحید مژده
لیکوال: وحید مژده

در طول سالهای گذشته کنفرانس های متعددی در رابطه به افغانستان در کشور های مختلف دایر شده است. سلسلهء این نشست ها در سال 2012 به همت دوست گرامی حسن کوناکاتا رهبر مسلمانان جاپان آغاز شد که بانی این کار خیر شدند و با ابتکار پوهنتون دوشیشا در شهر کیوتوی جاپان نخستین نشست غیررسمی به منظور تفاهم میان افغانها دایر گردید.

از آن به بعد نشست های دیگری را هم شاهد بودیم از جمله نشستی که در فرانسه از جانب یک نهاد فرانسوی در شانتئی در نزدیک پاریس برگزار گردید و البته در تمام این دوران نهاد بین المللی پگواش با تلاش آقای (پائلو کوتا رموسینو) با تدویر سه گردهمائی، بیشترین سهم را در تبادل نظر در نشست های رویاروی میان افغانها در رابطه با مسایل مربوط افغانستان ایفا کرد. نشست اول پگواش در دوبی، و دوم آن در سال 2015 در دوحه پایتخت قطر و سومین نشست در روز های 23 و 24 جنوری 2016 بازهم در قطر تدویر یافت.

این نشست ها مذاکرات صلح نبود اما فرصتی بود تا سیاست مداران، فعالان جامعهء مدنی شامل زنان و مردان و شخصیت های مستقل، نظریات خود در رابطه با صلح و آیندهء افغانستان را با نمایندگان دفتر سیاسی طالبان در قطر شریک سازند و از طالبان نیز بشنوند که در مورد جنگ و صلح و آیندهء افغانستان چگونه می اندیشند و تصور آنان از نظام آینده در افغانستان چیست.

نگاهی اجمالی به مواردی که در این نشست ها مطرح شده و در پرنسیپ روی آن توافق وجود داشته، نشان از نزدیکی نظر میان افغانها دارد.

1-    استراتژی جنگ باید به استراتژی صلح مبدل گردد. همینکه همه جهت های منازعه در نشست هائی شرکت می کنند که هدف از آن یافتن راهی به منظور پایان خونریزی و تلاش در جهت رسیدن به صلح باشد به این معنی است که همه خواهان پایان جنگ اند.

2-    افغانستان کشوری اسلامی است و قوانین آن نیز باید مطابق به شریعت اسلامی باشد. در اینکه شریعت اسلامی باید بنیاد قوانین کشور را تشکیل دهد، در پرنسیپ اختلافی نیست اما اگر ملاحظاتی در رابطه به تطبیق آن در جامعه وجود دارد، باید در تبادل نظر میان علمای دین حل گردد.

3-    انحصار قدرت در افغانستان مردود است و هیچ گروهی در صدد انحصار قدرت نیست. وقتی حکومت انحصاری مورد قبول نیست پس باید سیاست رقابتی باشد تا حکومت مورد اتفاق همه جناحها بوجود آید. اما اینکه این کار از کدام راهها ممکن است، در جریان مذاکرات صلح مشخص می شود.

4-    طالبان می پذیرند که افغانستان نیاز به قانون اساسی دارد اما این قانون باید قانون تدوین شده از جانب افغانها بوده و برای همه قابل قبول باشد. در رابطه به قانون اساسی فعلی در نشست های مختلف بحث صورت گرفته و موضوع محوری این بحث ها نیز مسئلهء “اصلاح” یا “بازنویس” بوده است. طالبان به این باور اند که این قانون در تحت فشار اشغالگران و به دیکته آنان شکل گرفته و بنابراین قابل قبول نیست اما بعضی از شرکت کنندگان در حالیکه می پذیرند که این قانون بعنوان یک سند ساختهء ذهن بشر، خالی از عیب و نقص  و اشتباه نیست، این مشکل را از طریق تعدیل و اصلاح در قانون و در نتیجهء مذاکره میان افغانها قابل حل می دانند.

5-    طالبان می پذیرند که کشور به اردو و پولیس ملی ضرورت دارد اما این اردو و پولیس باید وجههء ملی داشته باشد. از اردو و پولیس نباید بعنوان یک ابزار سیاسی از طرف یک جناح علیه جناح دیگر استفاده شود و رهبری آن نیز باید در انحصار یک گروه نباشد.

6-    طالبان تاکید دارند که افغانستان باید یک کشور مستقل و آزاد باشد و برای بازگردانیدن این حالت به کشور، خروج کامل نیروهای خارجی و لغو قرارداد امنیتی با امریکا در صدر اولویت هاست.

در این رابطه در نشست سوم پگواش در قطر، رئیس دفتر سیاسی طالبان گفت که من از امریکائی ها می خواهم تا تاریخ کامل خروج نیروهای خود از افغانستان را مشخص سازند. ما به حرف امریکائی ها باور نداریم و باید یک تضمین معتبر بین المللی دراین مورد وجود داشته باشد. بعد از آن مذاکرات صلح میان افغانها آغاز خواهد شد تا در مورد آیندهء افغانستان تصمیم گرفته شود.

این نظر در حقیقت تاکید به این اصل است که طالبان مسئلهء افغانستان را دارای دو بعد “داخلی و خارجی” می دانند. تا بعد خارجی این مسئله یعنی تاریخ خروج نیروهای خارجی از افغانستان تعیین نشده باشد، برقراری صلح ناممکن است.

7-    طالبان در تمام این نشست ها تاکید داشته اند که خواهان تجرید افغانستان از جامعهء جهانی و قطع علاقه با جهان خارج نیستند و خواهان روابط حسنه با کشور های جهان اند. خواست آنها برای خروج نیروهای نظامی از افغانستان به منظور قطع جنگ وتامین صلح است اما جامعهء جهانی باید به افغانستان کمک نماید.

8-    افغانستان کشوری متحد و تجزیه ناپذیر است و هیچ گروهی خواهان جدائی بخشی از کشور نیست. هرگونه تلاش برای سپرده بخشی از کشور به قوم، جناح یا گروهی خاص مردود است. با توجه به این شایعات که طالبان خواهان حکومت بر چند ولایت در جنوب اند، شیرمحمد عباس استانکزی رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر این شایعات رسانه های غربی را بشدت رد کرد و گفت که ما در شمال و جنوب افغانستان حضور داریم و علیه هر تلاشی به منظور جدائی یا تجزیهء افغانستان خواهیم جنگید.

9-    طالبان در این نشست ها تاکید داشته اند که برنامه و اجندای جنگ برای خارج از افغانستان ندارند و نمی خواهند از قلمرو افغانستان برای ایجاد مشکل در کشور های دیگر استفاده شود و به هیچ گروهی هم اجازهء چنین کاری را نمی دهند.

10-    مسئلهء حقوق زن و نگرانی از این جهت به تجربهء دوران امارت اسلامی برمی گردد. در تمام این نشست ها طالبان تاکید داشته اند که جریانات آن دوران مربوط به شرایط خاص آن زمان بوده است. زن حق تحصیل و حق کار و حق انتخاب را در چهارچوب قوانین شرعی دارد.

11-    در نشست پگواش در قطر طالبان گفتند که آنها از پروژه های عام المنفعه در افغانستان مانند پروژهء تاپی که به نفع مردم افغانستان است و از هر پروژهء مشابه دیگر و نیز پروژه های استخراج معادن نه تنها ممانعت نخواهند کرد بلکه در تامین امنیت آن از همکاری لازم دریغ نمی ورزند و حتی کسانی را که فقط به منظور تامین امنیت این پروژه ها از طرف دولت موظف شده باشند، مورد هدف قرار نخواهند داد. این نخستین بار بود که طالبان در چنین مسئلهء مهم ابراز موضع نموده و به نگرانی های امنیتی را که سد راه سرمایه گذاری های بزرگ در افغانستان است جوابی غیرقابل انتظار دادند.

12-     در تمام این نشست ها طالبان خواستار آن بوده اند که برای تسهیل در مذاکرات صلح، لیست سیاه که نامهای رهبران طالبان در آن گنجانیده شده باید از میان برود. این مسئله در تمام نشست ها از جمله نشست اخیر در دوحه بعنوان یک حق قانونی برای طالبان مورد تائید سایر شرکت کنندگان قرار گرفته است. دلیل این امر نیز اینست که با اعمال چنین محدودیتی، رهبران طالبان نمی توانند به منظور مذاکرات صلح به کشور های دیگر مسافرت کنند.

13-    شرکت کنندگان در این نشست با اتفاق آرا به این باور بودند که دفتر قطر بعنوان یگانه آدرس و مرجع با صلاحیت مذاکره کننده باید رسما باز شود تا از طریق این آدرس، امکان تماس و مذاکرات مستقیم با طالبان میسر گردد.
***

صاحب این قلم نیز که در این کنفرانس حضور داشتم ضمن برشمردن نقاط مورد توافق فوق در نشست های قبلی، دو پیشنهاد ارائه نمودم که طالبان نیز با آن مخالفتی نداشتند:

1-    تلاش برای رسیدن به صلح حق مشروع مردم افغانستان است که باید در نهایت از راه مذاکره و تفاهم میان افغانها تحقق یابد. رهبری مذاکرات صلح باید بدست خود افغانها بوده و نقش کشورهای دیگر در این پروسه باید محدود به نقش تسهیل کننده و کمکی باشد.

2-    مسئلهء پایان جنگ و آیندهء افغانستان باید در یک کنفرانس بین المللی مانند کنفرانس بن اول مورد بحث قرار گیرد که در آن تمام اطراف منازعهء افغانستان حضور داشته باشند. با توجه به تجربهء ناکام نشست چهارجانبهء ژنو در هنگام خروج نیروهای شوروی از افغانستان، به نتیجهء نشست چهارجانبه فعلی نمی توان امیدوار بود.

هرچند گردانندگان این نشست گفتند که قبلا نیز در مورد تدویر یک کنفرانس بین المللی برای بررسی حل مشکل افغانستان پیشنهاداتی در نشست های قبلی پگواش وجود داشته است اما در شرایط فعلی که قرار است نشست چهارجانبه میان دولت افغانستان، پاکستان، چین و ایالات متحدهء امریکا برای یافتن راهکاری برای مذاکره با طالبان در اسلام آباد تدویر یابد، نمی خواهند نتیجهء نشست دوحه در تقابل با نشست چهارجانبه تلقی گردد.

هرچند نشست اخیر پگواش در قطر مانند تمام نشست های مشابه، یک نشست غیررسمی میان افغانها برای تفاهم بود و در آن هیچ نمایندهء رسمی از جانب دولت افغانستان حضور نداشت اما به دلیل حضور جمعی از فعالان سیاسی افغان، و نظریات مساعدی که از جانب این شخصیت ها در رابطه به حل مشکل افغانستان ارائه گردید و در بسیاری موارد نشان از تغییر در دیدگاههای آنان داشت، نتایج این نشست می تواند در پروسهء صلح در آینده تاثیرات مثبت و چشمگیر از خود برجا بگذارد.

لازم به تذکر است که دولت قطر که مهماندار این کنفرانس بود، بعنوان یک جهت کاملا بیطرف عمل کرد و هیچ نماینده ای در این کنفرانس نداشت. حتی زمانیکه تلویزیون الجزیره تقاضا کرد تا تصویر کوتاهی از جریان کنفرانس برای انعکاس این خبر داشته باشد، این خواست با تمام شرکت کنندگان مطرح شد و بعد از اجازهء همه، الجزیره اجازه یافت تا این جریان را بصورت کوتاه در بخش خبر خویش منعکس سازد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x