نظــر

انتخاب امریکا کیست؟

نوشته – سید علام الدین  “اثیر” 22-11-1394

با تغییر رژیم شاهی به رژیم جمهوری توسط سردار محمد داود خان و نصب عده ای از هواداران اتحاد شوروی وقت در مقامهای عالی دولتی ادعا می شد که زمینه برای نخبگان (روشنفکران!)  کشور فراهم آمده است تا بر اریکه قدرت تکیه زنند و کشور را در قطار کشورهای مترقی و رو به رشد جهان قرار دهند. در این زمان مفهوم نخبه و نخبگی مطرح شد اما این مفهوم عمری نبرد و نهادینه نگردید و به زودی فراموش و نا شناخته ماند. در زمان حکومتهای دست نشانده اتحاد شوروی سابق پیوستن اسما به لقبهای  حزبی مانند رفیق و غیره امتیاز و کمال محسوب میشد و جای برای مفاهیم امتیازی دیگر باقی نمی گذاشت. در عهد مجاهدین مصطلحات جهاد و برادر صحنه را برای مفاهیم نخبه ونخبگی تنک کرده بود. در عهد طالبان کلیمات طالب و هم اطاقی امتیاز برتر به حساب می آمد. با اشغال کشور توسط نیروهای کشورهای غربی، نمایش سرهای برهنه و موهای آراسته ، ریشهای تراشیده و نیمه تراشیده، نکتای های رنگه و زمزمه های موزون هلو و تنکیو، به جای لینگیهای پرپیچ و تابیده، موهای ژولیده و پتوهای به شانه آویخته با اطمنان نزدیک به یقین تبلیغ گردید که دوره سیاه فقر و بدبختی، ظلمت  و وحشت، جهالت، فردگرایی و قومگرایی گذشته و نوبت طلوع علم و هنر،تخصص و کاردانی، آزادی و کثرت گرایی فرا رسیده است. با این شیوه مفهوم نخبه و نخبگی زیر زبانها افتاد.
بیش از یک و نیم دهه است غربیهای مهاجم تلاش می نمایند تا نشان دهند نظامی را که به کمک و خواست آنها در افغانستان حاکم گردیده است بهتر و کارآمد تر از نظامهای قبلی است.

غربیها برای ایجاد این نظام در افغانستان در سال 2001 م مواد و مصالح اندک و آنهم نا توان و ناشایست در اختیار داشتند و از سوی دیگر امریکا در وضعیت قرار گرفته بود که غیر از اسقاط نظام طالبان و نصب نظام جایگزین آن چاره دیگر نداشت. نظام فعلی از شکست و ریخت و تکه و پارچه ای مصالحه جات نظامهای شکست خورده قبلی و با اضافه نمودن اندکی از دوغاب بی کیفیت غربی پی ریزی گردید، یک سال واندی بعد حقیقت توان این دوغاب نمایان گردید ناتوانی و بی کفایتی نظام هر سال  بیشتر از سال پار گردید. رنگمالهای غربی با سرکاریگری امریکا در یک و نیم دهه تلاشهای زیادی نمودند با رنگ و روغن نمودن نظام، آنرا آراسته و مقاوم نشان بدهند. آقای جان کیری رنگمال ماهر سیاست خارجی امریکا برس و رنگ را بدست جناحهای رقیب سپرد تا باهمگرایی نقشی که از آنها خواسته می شود را بر نظام حک نمایند. اکنون جای که رنگ است برس نیست و همچنان جای که برس است از رنگ خبری نیست و اگر در ماهی که هردو حضور بهم رسانند، بحث بی اثر بر سر چگونگی نقش توصیه شده به پایان می رسد.

مدتهاست که مردم از نظام و وضعیتش منزجر و متنفر اند، هیچ جانبی خواستها و زجه ها و ناله های مردم را جدی نگرفت و نمیگیرد، بالآخره نفیر ناله ها و تنفر ها از حلقوم مقامات ذیصلاح و ذینفوذ مقامات امریکای بالا و شکایت ها از این نظام به گوش تصمیم گیرندگان آنکشور (سنا) رسانده شد. در شکایت آقای   جیمز کلپر، رئیس اداره ملی استخبارات ایالات متحده امریکا  در   مجلس استماعیه سنای امریکا که توسط رسانه ای  صدای امریک به نشر رسیده است   چنین می خوانیم:

“مقام امریکايی: افغانستان با خطر سقوط سیاسی مواجه است

رئیس ادارهء ملی استخبارات امریکا می گوید که همگرایی سیاسی در افغانستان  در افول است و تهدیدهای امنیتی بیشتر شده اند.
———
جیمز کلپر، رئیس اداره ملی استخبارات ایالات متحده امریکا، سه شنبه به یک مجلس استماعیه سنای امریکا گفت که افغانستان در سال ۲۰۱۶ با خطر ناکامی سیاسی روبروست.

اداره ملی استخبارات به شمول سازمان مرکزی استخبارات (سی آی ای) همآهنگی ۱۶ ادارهء استخباراتی امریکا را مدیریت می کند.

آقای کلپر گفت که همگرایی سیاسی در افغانستان در نزول است، دولت با آزمون های جدی منابع مواجه است و در این میان تهدیدهای جنگی طالبان شدت یافته است.

به گفته جیمز کلپر، موقف و شرایط طالبان در مورد مذاکرات صلح ثابت مانده است و نشانه هایی از تغییر در آن دیده نمی شود.

طالبان خروج مکمل تمام نیروهای خارجی از افغانستان را پیش شرط اساسی ختم منازعات شان بیان کرده اند. ”
——–
شکایت آقای جیمز به مرجع تصمیم گیران امریکا این نکته را به وضاحت می رساند که رنگ مالی ها نیز اثر خود را از دست داده اند، حال باید تدبیر و چاره دیگر اندیشیده شود. سناریوی که از مصالحه جات کهنه و فرسوده نظامهای شکست خورده عملی گردید کارساز نیست. تیم کمپاین برس دار در جبهه ای و تیم کمپاین رنگ دار نیز در جبهه ای دیگری علیه نظام برس و رنگ تنظیم گردیده اند. همگرایی را که آقای کیری فکر می کرد وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد. “دولت با ازمون جدی منابع مواجه است”

گفته می شود دولت فعلی در حدود 350 هزار نفر نیروی امنیتی مسلح را در اختیار دارد. تعداد نیروهای مسلح مخالف دهها مرتبه کمتر از این شمار است و آنهم بدون داشتن نیروی هوایی . قاعدتا نه باید این نیروها بتوانند تهدید جدی برای نیروهای دولتی با شند . این مقام امریکایی اعتراف می نماید که ” تهدیدهای جنگی طالبان شدت یافته است. ” معلوم نیست که آیا 350 هزار نفر نیروی رزمی وجود واقعی دارد یا خیر، و از این تعداد شمار آنانیکه مشغول پاسبانی (بادی گاردی) و خدمت رسانی مقامات امنیتی و غیر امنیتی اند چند است و بالآخره تعدادی واقعی سربازانی که عملا در صحنه نبرد حضور دارند چه اندازه است تا حدس زده شود که مخالفین مسلح می توانند تهدیدی جدی به شمار آیند یا خیر. تعدادی که در میادین نبرد عملا حضور دارند با انگیزه می رزمند یا به عللی مجبور اند ایفای وظیفه نمایند. آقای سید اسحاق گیلانی در یکی از مصاحبه هایش به این مضمون فرموده بود که به عسکری در کنر گفتند چرا بر دشمن دین و وطن که در مقابلت قرار دارد فیر نمی کنی در جواب شنیده بود اگر به این سبب فیر کنم اول باید بر فلان منصبدار خود فیر کنم که شراب می نوشد نشه است. من نمی دانم که این سخن تا کدام حد واقعیت دارد یا یک مثال است اما می دانم آنهای که در میدانهای نبرد مبارزه می کنند مجاهد یا اولاد مجاهد اند به هر علت که هست خود را در برابر خطر مرگ قرار داده اند،  اما آنانی که برآنها آمریت می کنند اکثرا از همان پارچه های کهنه و پاره نظامهای شکست خورده قبلی به اضافه ای عده ای ناکاره از آبشخور غرب اند.اگر وضعیت طوری می بود غرب هوا داران کافی در اختیار می داشت و خود را بی نیاز از همکاری آنانی که در نظامهای گذشته امتحان خود را سپری نموده بودند می یافت و هوا داران نظامهای گذشته شکست خود را می پذیرفتند و از اخلال وضعیت خود داری می کردند و امروز در میدانهای نبرد هوا داران نطام لبرال – دموکراسی و فرزندان آنها می رزمیدند شاید وضعیت بهتر از امروز می بود. با سلاح دیگران جنگیدن انجام جز بردگی را در قبال ندارد، چه خوب گفته شده است که ” د پردیو کت تر نیمو شپو وی”

امریکا و غرب با حضور بیش از یک و نیم دهه و مخارج گزاف و منافع ستراتژیکی که در منطقه دارند به اسانی نمی توانند شکست خود را بپذیرند، و از سوی دیگر می دانند که پی آمد این شکست برای آنها تنها در منطقه محدود نمی ماند.

سال 2016 که که از طرف مقام امریکایی سال ناکامی سیاسی (سقوط) نظام فعلی نشاندهی شده است در خور توجه است. با پایان یافتن این سال در صورتی که مفاد توافق سیاسی بین طرفین حاکم عملی نگردد که فعلا نشانه ای از عملی شده آن دیده نمی شود، مشروعیت نظام حتی در نظر امریکا، حامی نظام نیز از بین می رود و آنکشور که خود  را شریک نظام فعلی میداند باید نظامی (حکومت) را به جای نظام موجود مانند گذشته معرفی نماید که بتواند برچسپ مشروعیت را به آن بزند. پس سوال مطرح می شود که آیا امریکا تجربه گذشته اش را- نظامی(منظور دولت و حکومت می باشد) از مجموع بقایای نظامهای  گذشته تشکیل می دهد- تکرار می نماید و یا یکی از آنها را انتخاب می کند و یا به شکلی توافق می نماید که مخالفین را بر اریکه قدرت برساند. به گفته آقای جیمز که شرایط طالبان تغییر نکرده است گمام می رود که امریکا امکان صلح و کنار آیی طالبان و دولت فعای را بسیار ضعیف ارزیابی می کند.

هریکی از این گزینه ها را امریکا جایگزین دولت فعلی نماید آیا می تواند معضله را پایان بخشد؟ اگر چنین است به کدام دلیل و حجت، جیزی که در تجزیه و تحلیلش باید تحقیق و جستجوو دقت بیشتر صورت گیرد. اگر چنین نکند این ناکامی سیاسی را چگونه به کامیابی مبدل می نماید؟

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
الحاج استاذ بیانزی

اثیر صاحب ، نوشته شما زیبا و به جای را نوشته کرده بودید ، اجر انرا ار خداوند متعال برایت استدعا می کنم و یک جمله را با تایید نظریات شما اضافه می کنم : در سوره مبارکه الناس الله ج به ما می اموزاند که الله ج از شر شیاطین این و ان به ما نجات دهند ، در اخر نام ( نخاس ) را متذکر می شود که بدتر از تمام شیاطین می باشد ، این شیطان در سینه های مردم تشاویش خلق می کنند و بلاخر این شیطان خناس را مشخص می کند که کیها هستند ،… نور لوستل »

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x