نظــر

عجب رسمی بنا کردند ! …

در حالیکه اشغالگران خارجی در روزهای اخیر دوره اشغالگری خویش در افغانستان به سر می برند و با تغییر رویه جنگی از ترس حملات برق آسا و تلفات آفرین مجاهدین سلحشور و قهرمانان ملی کشور ؛ مثل موش ها به لانه های شان در مناطق امن ، خزیده اند و برای خروج و فرار از کشور ، لحظه شماری می کنند و خسته از جنگ گشته و از نبرد رو در رو با مجاهدین بیزار شده اند ؛ اما در مقابل تشنگان شهادت ، عاشقان بهشت ، دلاوردلان شیرصفت و قهرمانان همیشه جاوید تاریخ پر افتخار کشور ، برعکس دشمنان ، آماده هرنوع فداکاری ، جانفشانی ، ایثار و قربانی برای عزت اسلام و آزادی کشور از چنگ یهود و نصاری و غلامان حلقه به گوش آنها هستند و در این ره ،

از هیچ کس و هیچ قدرتی ترس و بیم نداشته و در کمال شجاعت و شهامت از تمام موانع دشمنان گذشته و حتی از زیر زمین اشغالگران متجاوز را پیدا نموده و با قیام و مبارزه مثال زدنی دمار از روزگارشان در آورده و انتقام اشک چشم بی نوایان ، خون دل دلسوختگان ، آه جگرسوز بی گناهان و مظلومیت و غربت بیچارگان و ستمدیدگان وطن آغشته به خون ، را از دشمنان خون آشام گرفته و خاک شیران را به گورستان آنها تبدیل نموده اند .

آنگاه که در عصر روز جمعه 3/3/1392هش از ساعت چهار الی 11 شب ، جوانان فدایی و افتخار آفرینان کشور ، بر یکی از مهم ترین پایگاه های اشغالگران (دفترکار جواسیس سی آی ای) در قلب کابل شیرصفتانه یورش بردند و با ایمان های فولادین خویش دیوارهای فولادین محوطه قرارگاه را فرو ریختند و استراحت و آرامش دشمنان جنایتکار خارجی و اجیران دست پروده شان را سلب نموده و در یک اقدام غافلگیرانه دها تن اشغالگر و نوکر را به درک جهنم واصل نمودند و دنیا را ابهت زده و پشت رهبران دیکتاتور خارجی را به لرزه در آورده و رسانه های صوتی و تصویری و مطبوعات جهان را به تناقض گویی واداشتند ؛ اینهمه از چی حکایت می کرد ؟ اینهمه از انفجار ایمان در اجتماع طاغوت ، انفجارآه ستمدیده در صحن ستمگران ستم پیشه ، انفجار اشک آغشته به خاک و خون بی گناه ترین مردم روی زمین در مجلس قهقه زنان ارتش جلاد شیطان در افغانستان ، حکایت می کرد !؟!

آن  اشغالگران خارجی که بیش از دوازده سال است خواب راحت و آسایش را از چشم  وطنداران مظلوم ما در افغانستان در ربوده ؛ برای فتنه گری و فساد پیشگی در امن ترین منطقه کابل گرد هم آمده بودند تا باز با نقشه جدید برای خانه خرابی و تباه کردن حیثیت و اعتبار ملت افغان اندیشه ی شیطانی نو بکار انداخته و در راستای تحقق و اعمال آن گامی برداشته و پرچم رنگارنگ ابلیس را بار دگر بر بام و کویر و دشت و صحرای میهن ، برافراشته و گروهی را به استخدام بگیرند ؛ و آن دشمنان سرسخت اسلام و مسلمانان ، در آن هنگام به همه چیز فکر می کردند  جز مرگ ، و در حالیکه آماده استراحت می شدند ؛ ناگهان مردانی از تبار قدسیان ، از جنس فرشتگان ، از ارتش سیف رحمان (خالد بن ولید رضی الله عنه) ،  از سرسپردگان راه اسلام و قرآن ؛ چون صاعقه بر لشکر شیطان فرود آمده و در یک چشم به هم زدنی بی نظیر ، روز روشن را بر سر دشمنان به شب تاریک و شب تاریک را به جهنم هولناک شبیه ساختند و چنان مردانه وار تا پای جان ، رزمیدند که عقده های صد ساله ملت افغان و مسلمین جهان را بر سر کفار خالی کردند و در نهایت ، جوانان حماسه آفرین فدایی یکی پس از دیگری بعد از ساعت ها نبرد و مبارزه  ، با افتخار و اقتدار جام زرین شهادت را سر کشیدند و به سوی دیار باقی پر کشیدند (انالله و انا الیه راجعون) :

عجب رسمی بنا کردند به خاک و خون غلتیدند                                 خدا رحمت کند آن عاشقان پاک طینت را  

در فردای شبی که قهرمانان ملی کشور پس از ساعت ها نبرد و مبارزه ، به شهادت رسیدند ؛ (روز شنبه 4/3/1392هش) تعدادی انسان های غرب زده و مجهول الهویه بعنوان جوانان (به اصطلاح) متمدن کشور با اجتماع در یکی از پارک های شهر کابل در اقدامی سمبولیک و نمایشی هزاران بادکنک صورتی رنگ را به دست گرفته و در میان مردم کوچه و بازار به توزیع پرداختند ؛ آنها با شعار اینکه بادکنک ها حاوی پیام صلح و دوستی اند  آنها را به هوا فرستادند ؛ کسانی که بعنوان جوانان افغان دست به این اقدام موهن و مضحک زدند ؛ بیشتر دست پروده های اشغالگران خارجی بودند تا جوانان اصیل افغانی ، و بیشتر از اینکه با این حرکت سخیف و بچگانه از ملت افغان نمایندگی کنند ؛ از غرب متجاوز و آمریکای جنایت پیشه نمایندگی کردند ؛ و این در حالیست که بنا به گزارش رسانه ها عامل و استاد این اقدام مسخره آمیز یک آمریکایی تبار بوده است ؛ به نقل از رسانه ها : ” … “یازمانی آرپولدا”، هنرمند 31 ساله اهل نیویورک آمریکا و سازمان‌دهنده این رویداد گفت: این پروژه برای تشویق جوانان افغان و ایجاد اشتیاق در آنها صورت گرفته است. هزینه این برنامه به نام ” ما به بادکنک‌ها معتقدیم” که توسط اشخاص و گروه‌های مختلف در سراسر جهان جمع‌آوری شده، برای هر بادکنک یک دلار است … ” افسوس ! …

افسوس براینکه این بادکنک بازان که عاری از همه چیز بودند خود را جوانان افغان معرفی کرده و به زعم غلط خویش با اقدامی اینچنینی خواسته اند صلح و آرامش را به کشور برگردانند و یا پیام های حاوی صلح را برسانند ؛ آنها به فرمایش یک آمریکایی روانی هزاران بادکنک را به دست گرفته و در حالیکه زن و مرد آنها بدون رعایت شئونات اخلاقی و اسلامی در هم آمیخته بودند ؛ راهی کوچه و خیابان شده و صلح و آرامش را به باد سخره گرفته و بادکنک های که حتی آکسیژن  داخل آنها را نیز از تنفس بیگانگان به عاریت گرفته بودند به هوا کرده و (به اصطلاح) اینگونه خواسته اند خود را جوانان افغان ، آزاد ، مستقل و افراد معتقد به جامعه مدنی (نوع غرب) عنوان کنند و شبی را که کابل خاطرات حمله های جوانان فدایی را با خود به همراه داشت اینگونه در روز تجلیل کنند ؛ یقینا دشمنان افغانستان در طول سالهای اشغالگری خود ضمن اشغال مرزهای پهناور این سرزمین از اشغال مغزهای جوانان این وطن نیز غافل نمانده و از متن مردم و جامعه سنتی افغانستان افرادی را به سبک و منش خویش تراشیده اند که در وقت ضرورت ، آنها را به تحریک واداشته و با استفاده ابزاری از آنها ، تصمیم دارند تا براساس گمان غلط خویش ؛ افغانستان زاده غرب را به معرض دید جهان و جهانیان به نمایش بگذارند …

غلط رسمی بنا کردند که بادکنک هوا کردند                                 به ذوق دشمنان دین چه بی پروا جفا کردند

واقعا پروژه های مسخره آمیز ؛ مثل “بادکنک های صورتی” اجحاف و جفای بزرگی است در حق تاریخ و ملت افغانستان ، و قطعا دست پلید دشمنان اسلام و ملت قهرمان افغانستان  در این اهانت و گستاخی و کار مسخره و بچگانه دخیل بوده و آنها بخاطر انحراف افکار عامه از شکست و رسوایی و تلفات بی شمار آنها در شب حادثه توسط مجاهدین فدایی ، دست به این اقدام مضحک در روز زدند و تعدادی اراذل و اوباش را جمع نموده و به توزیع بادکنک پرداختند ؟!؟

 دشمنان اسلام و افغانستان چقدر احمق و بی شعور هستند وقتی که می بینند هزاران حیله و دسیسه آنها در مقابل قوت و قدرت ایمانی مجاهدین عاجز و نا کارآمد از آب در آمده بازهم بر جهل خویش اصرار ورزیده و دست به این چنین اقدامات سخیف و نا چیز می زنند ؛ آنها (دشمنان) بر اثر شوک وارد آمده از شکست غیر قابل جبران در مقابل مجاهدین مگر نمی دانند وقتی مجاهدین بر قدرت های مادی و ظاهری آنها و بر توپ و تانک ، موشک و هاوان ، جت های جنگی و بی سرنشین و هزاران جنگ افزار نظامی ، فائق آمده اند بادکنک چیست که به دست هواخواهان خویش می دهند و از آنها و بادکنک های صورتی رنگ آنها امید پیروزی در امروز و فردای افغانستان را دارند ؟!؟

آنچه که واقعا از همه چی ، آزار دهنده تر و مایوس کننده تر بود اقدام نادرست رسانه ها و عمل ناشایسته آنها بود ؛ در حالیکه حمله های کفرشکن مجاهدین ساعت ها بطول انجامید و در شهر کابل جلوی چشم همه خبرنگاران خارجی و داخلی تلفات سنگین به نیروهای داخلی و خارجی وارد گردید ؛ اما آنها (رسانه ها) با توقف و سکوت و سطحی نگری ، عینا به تکرار چیزی می پرداختند که از طرف اداره اجیر کابل و سازمان های خارجی به آنها دیکته می شد و در کمال نا باوری ارزش و اعتبار ، و حیثیت رسانه را (بطور مطلق) لکه دار ساخته و زیر سوال بردند ؛ ولی در عوض خبر بادکنک های صورتی را در بخش ها ، سلسله ها و قالب های رنگارنگ و جذاب پوشش خبری داده و در حد بسیار وسیع رسانه ای نمودند ؛ و جالب تر از همه اینکه در تلاشی مذبوحانه ؛ مثل همیشه سعی ورزیدند تا اقدام حماسه آفرین قهرمانان ملی کشور را که در راه آزادی کشور و عزت مسلمین جان های شیرین خویش را قربانی نمودند ؛ به الفاظ و کلمات بسیار شنیع از قبیل تروریزم ، افراط گرایی و انتحار یاد نموده و کار بچگانه بادکنک بازان را اقدامی نمادین و حرکت در مسیر شکوفایی جامعه مدنی قلمداد کنند ؟!؟  

خلاصه اینکه ؛ آنچه در بعد از ظهر روز جمعه تا پاسی از شب ، و آنچه که در روز شنبه کابل اتفاق افتاد ؛ دو تصویر مختلف بود که از افغانستان به نمایش رفت ؛ یکی تصویر قهرمانانی که شاید زیر سایه سنگین تبلیغات زهرآگین دشمنان چندان شناخته نشده و در کمال قهرمانی و شجاعت ، بنابر اجحاف زمانه بعنوان مظلوم ترین شیرمردان ، ثبت تاریخ بشوند ؛ ولی هرگز نام و یاد آنها از فکر و قلب افغان های مومن و آزاد اندیش فراموش نمی شوند و تاریخ ماندگار افغانستان تا ابد به یاد فداکاری های آنها فخر می فروشد ؛ و دوم تصویر جوانان غرب زده و امیدهای اشغالگران خارجی که هرگاه صحنه های حرکت های سخیف و مضحک آنها به یاد افغان های آزاد ، مومن و غیور بیفتد ، ملتی را خجل زده کرده و مایه شرمساری قومی می گردند که در طول تاریخ با عزت و شرف ، آزاد و سربلند زندگی کرده و هرگز در هیچ کجای زندگی سر نیاز به پیشواز فرهنگ و ساز دشمنان قسم خورده خویش خم ننموده و گاهی با ذلت و خفت سازگار و همدم نبوده و به هیچ وجه تحت هیچ شرایطی خود را آله دست بیگانگان و مضحکه اجانب ننمودند …

… و دشمان ما هرگز در افغانستان در هیچ زمینه به پیروزی نهایی نخواهند رسید ؛ و شاید ظاهر قضیه و ساده زیستی افغانها برای مدتی دشمنان دین و فرهنگ ما را به طمع اندازد و برای صید ما کمین کنند ؛ اما وقتی چند صباحی در جوار ما باشند و با خوی و خصلت ما بطور کامل آگاهی پیدا کنند ؛ آن وقت است که همه چیز به دست شان می آید و خاک عالم بر سر شان می شود …

به امید بیداری و بصیرت کامل ملت فهیم و غیور افغانستان در تمام عرصه ها و متقابلا شکست دشمنان !  

ابو صهیب حقانی هراتی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x